رفتن به نوشته‌ها

“هزار راه” از 600 بزرگراه به CAP UCLA می رسد

انتقال ، همانطور که یک روان درمانگر خردمند به طور روزمره در 30 سالگی ناگهانی من یادآوری می کند ، ضروری است. مسابقه دادن از یک فعالیت به فعالیت دیگر نه تنها طاقت فرسا بلکه ناکارآمد نیز هست. پیچ در پیچ نیاز به پیچیدن دارد ، خواه در جابجایی بین قسمتهای روز یا مراحل زندگی باشد.

این افکار به ذهنم خطور کرد که برای اولین بار بعد از بیش از 14 ماه یکشنبه کاری انجام دادم: به تئاتر رفتم. این مناسبت “هزار راه (قسمت دوم): یک رویارویی” بود ، دومین پیشنهاد در سه گانه گروه آزمایشی تئاتر 600 بزرگراه است که توسط مرکز هنر نمایش UCLA ارائه می شود.

اولین قسمت ، “یک تماس تلفنی” ، در ماه دسامبر از طریق تلفن انجام شد. دو فرد غریبه برای یک شبه مکالمه با راهنمایی های خودکار آنچه شبیه مادربزرگ سیری همراه بود ، جفت شدند.

بیماری همه گیر COVID-19 در کالیفرنیا از کنترل خارج شده بود ، استرس در نقطه جوش بود ، و من جواب دادن به س questionsالات شخصی را که به فرمان برخی از فناوری های تار و تار به نظر می رسید ، بسیار ناراحت کننده دیدم. آیا مارک زاکربرگ قبلاً به اندازه کافی از من استخراج نکرده است؟

مطمئن نبودم که در “یک برخورد” چه انتظاری داشته باشم ، با این تفاوت که می دانستم باید شلوار و کفش بپوشم ، سوار ماشینم شوم ، هزینه پارک گزاف UCLA را پرداخت کنم ، از پارکینگ 5 تا رویس هال پیاده بروم ، ماسک خود را محکم کنم ، با شخص ورود به سیستم صحبت کنید و دستورالعمل ها را منتظر بمانید. این دستکش برای شخصی که دنیای خارج از او به سوپرمارکت و زمین تنیس تبدیل شده تقریباً غیرقابل عبور است. اما با احضار کمی قدرت هیلاری کلینتون ، من اصرار کردم.

من همه احتیاط را در برابر COVID-19 انجام داده ام ، اما نگرانی من از قرار گرفتن در معرض آن نبود. من کاملاً واکسینه شده ام و به اقدامات ایمنی که با دقت انجام شده بود اعتماد کردم. نه ، چیزی که احساس کردم شبیه فشارهایی است که یک فضانورد باید هنگام ورود دوباره به جو زمین در داخل کابین یک سفینه فضایی احساس کند.

شاید واکنش من با دانستن اینکه فقط با یک نفر دیگر این نمایش را می بینم اغراق آمیز بود. و این ، همانند “یک تماس تلفنی” ، این تماشاگر دیگر و من اساساً عمل خواهیم کرد. من فقط به یک اجرا نمی رفتم. باید خودم اجرا می کردم!

اعضای مخاطبان طی سه یکشنبه در قالب بلوک های یک ساعته برنامه ریزی شده اند. من تعطیلات نیمه صبح را در آخر هفته اول انتخاب کردم – زمانی بیشتر از تئاتر برای کلیسا ، اما برای شخصی که روحیه مقدس لائیک من را پذیرفته است. ای کاش مکان های 8 شب کمتر قفل شوند. عادت بعد از غذا پیش رفتن این یک تجربه خوب بود که یک عملکرد را با هوشیاری صبح تجربه می کنم.

در یک سالن شنای خالی و وسیع در انتهای مخالف یک میز نشسته و با صفحه ای از پلکسی گلاس جدا شده بود ، یک فرد غریبه کاملاً من و من راهنمایی شدم که چگونه می توانم توسط یک تابلوی بزرگ کارت های ضامن دار با فلش که نشان می دهد نوبت به کدام یک است ، کار را ادامه دهم. زن جوانی با رفتاری مهربانانه رابط و شریک صحنه من بود.

دو دست کارت شاخص را با دستورالعمل هایی برای چگونگی تصور غریبه ای که مقابل شما نشسته است ، نگه می دارند

کارت های نمایه جایگزین فیلم نامه ای در “یک برخورد” می شوند ، که نشان می دهد چگونه شرکت کنندگان می توانند غریبه هایی را که در طرف مقابل پلکسی گلاس نشسته اند تصور کنند.

(هر زمان)

از ما خواسته شد که نفس بکشیم. س Quesالاتی در مورد زندگی ما دنبال شد. آیا تا به حال با سلاح خوابیده بودم؟ (نه!) آخرین بار کی لذت را تجربه کردم؟ (یک روز قبل با ضربه عقب برنده خط.) آیا من جراحی کرده بودم؟ (آره.)

از ما خواسته شد تا سناریوهایی را تصور کنیم که شخص دیگری در آن باران گرفتار شده باشد ، در یک مهمانی با هم مخلوط شود و مورد استقبال یکی از عزیزان قرار گیرد. از ما خواسته شد که والدین یکدیگر را تصور کنیم و تصور کنیم که چه چیزی ممکن است هدیه و لذت خاص شخص دیگر باشد.

کارتها از ما می خواستند مشتهایمان را آهسته گره کنیم و سپس با همان سرعت باز کنیم. ما باید شخص دیگری را که چکش در دست دارد و سپس یک پرنده را به تصویر می کشیم. با هم ، به ما گفتند که دستان خود را بر روی پلکسی گلاس فشار دهیم ، و یک جعبه ، حرف “S” ، یک کاسه درست کنیم. از نظر فضایی دست و پا چلفتی ، من پیروی از لباس ظریف تر خود را دنبال کردم.

این تبادل مانند “تماس تلفنی” احساس سرزده نبود. بله ، ما به درخواست های ناشناس پاسخ می دادیم ، اما با احترام و اطمینان به یک انسان همسان نگاه می کردیم.

“یک برخورد” اغلب احساس می شود یکی از آن آزمایش های روانشناختی در پردیس های دانشگاه است که دانشجویان را با کارت هدیه استارباکس جذب می کند. اما به نظر می رسد که این قطعه در نهایت برای یک هدف درمانی طراحی شده است: این که به ما برسیم تا انعطاف پذیری روایت هایی را که به یکدیگر می پردازیم ببینیم.

داستانهای ما وقتی تغییر می یابند که تخیلات ما بیشتر از تعمیم به انسان سازی ترغیب شوند. نشانه های دیداری وقتی با همدلی همراه می شوند معنادارتر می شوند. “یک برخورد” از ما دعوت می کند تا در آسیب پذیری مشترک خود شرکت کنیم.

نمایی از صحنه رویس هال ، با یک جفت میز و صندلی در پیش زمینه و صندلی های خالی در فاصله دور.

صحنه برای “یک برخورد” درون رویس هال در UCLA تنظیم شده است.

(هر زمان)

قسمت سوم “هزار راه” ما را به عنوان یک گروه دور هم جمع می کند ، در زمانی که تجمع دوباره در آن امن است. قسمت دو مرحله انتقالی است که من به شدت به آن احتیاج داشتم اما به طور معمول خودم را انکار می کردم.

من وقتی همسرم را بیرون دیدم از او تشکر کردم و گفتم خوشحالم که این آزمایش را با او انجام داده ام. و سپس ، ما را از زندگی جداگانه جدا کردیم ، حضور یک غریبه ما را لمس کرد.

و من این نیستم که من هنگام رانندگی به خانه من فکر می کردم ، هدف نهایی تئاتر است؟

“هزار راه (قسمت دوم): رویارویی”

جایی که: ارائه CAP UCLA در رویس هال ، 340 رویس درایو ، لس آنجلس

چه زمانی: زمانهای مختلف از یکشنبه تا 16 مه

بلیط ها: 25 دلار (زیر RSVP)

اطلاعات: cap.ucla.edu/rsvp/281

زمان اجرا: حدود 1 ساعت

منتشر شده در Theater