رفتن به نوشته‌ها

ستون: اولین بازدید باشکوه تئاتر سینما بعد از COVID-19

من و شوهرم آخر هفته گذشته به رفتیم. یادم نمی آید آخرین باری که این کار را کردیم

قبل از همه گیری ، این چیزی بود که مردم اغلب می گفتند یا به عنوان ابراز خوشحالی از یک طرح پیشنهادی – “بله ، بگذارید ؛ آخرین باری که به سینما رفتیم یادم نمی آید “- یا بعضاً برای زوجین ، به عنوان اتهام:” این چه نوع رابطه ای است؟ حتی نمی توانم آخرین باری را به یاد بیاورم به سینما رفت

در هر صورت ، این معمولاً به جای “من صادقانه نمی توانم به یاد بیاورم” عبارت “خیلی طولانی شده است” بود.

اما صادقانه نمی توانم. من به بسیاری از فیلم ها می روم ، گاهی اوقات تنها برای کار اما اغلب با یک یا همه فرزندانم. من آنقدر تجربه فیلم را دوست دارم که حتی برایم مهم نیست که فیلم واقعی ناامید کننده باشد. خوب یا بد ، این زندگی من را از زندگی روزمره و سرم شلوغ خواهد کرد ، من را از طریق سوفل آرامبخش با عطر و بو بو از ذرت بو داده ، من را در تاریکی فرو برد و مرا از این طریق یا آن حالت خیره به پیاده رو برگرداند و ماشین با هزار فکر جدید.

حتی اگر این افکار در امتداد خطوط “چگونه روی زمین چنین می کند [fill in the blank] هنوز باید فیلم بسازید؟ ” تقریباً همیشه سرحال هستم.

شوهر من کمی بیشتر انتخاب می کند. ریچارد پس از دو دهه بردن بچه ها به سینمایی که در غیر اینصورت طی یک میلیون سال دیگر هرگز ندیده بود (“خرس برادر” به ذهن خطور می کند) فقط به ژانری علاقه دارد که زمانی به عنوان “خانه هنری” شناخته می شد. و در حالی که او به حدی تماشا خواهد کرد که اجرای تئاتر زنده آنقدر افتضاح است که نیمی از تماشاگران در هنگام وقفه پیچ می خورند ، او ترجیح می دهد یک فیلم را به طور کامل کنار بگذارد اگر کوچکترین شانس وجود داشته باشد که آن را دوست نداشته باشد.

او باید متقاعد شود که یک فیلم ابرقهرمانی به نوعی فراتر از یک فیلم ابرقهرمانی است (و این باعث شد که او “پلنگ سیاه” و “زن شگفت انگیز” را ببیند) و تا زمانی که زیرنویس نشده باشد ، یک فیلم ترسناک نخواهد دید. او قطعاً “چرخش” را که ممکن است آخرین فیلم غیر جشنواره ای باشد که در تئاتر دیدم ، سخت پشت سر گذاشت.

من اخیراً در جیب کت خود بلیط “بمبشل” را پیدا کردم که همه خانواده در سینمای لوکس Cinepolis به عنوان یک جشن تعطیلات می دیدند. (آیا فکر می کردم یک بلیط برای “بمبشل” باعث گریه من شود؟ نه این کار را نکردم ، اما تصور نمی کردم که “چرخش” آخرین تجربه تئاتر تجاری من به مدت 14 ماه باشد.) احتمالاً “پارازیت” آخرین تجربه ما بود فیلم تاریخ-شب ، اما صادقانه بگویم ، من فقط حدس می زنم.

این امر باعث انتخاب فیلم برای دیدن بازگشت کاملاً واضح و هیجان انگیز و دلهره آور آن شد. اگر “چرخش” آخرین فیلم من بود ، قطعاً دوست داشتم “اولین” من فیلم خوبی باشد و این فشار زیادی است که به هر فیلمی وارد می شود. به خصوص که هنوز هیچ افتتاحیه بزرگی به غیر از “گودزیلا در برابر کونگ” رخ نداده است که تحت هیچ شرایطی شاهد آن نخواهیم بود.

ما می خواستیم به Laemmle در Pasadena برویم ، مکانی که شبهای زیادی از شبهای گذشته گذشته است ، و گزینه ها را به 11 محدود کرده است. آیا اولین فیلمی که بعد از همه گیری بزرگ دیدیم ، در مورد ما قضاوت می شود؟ اگر انتخاب ما به اندازه کافی جالب نبود؟ مهمتر اینکه ، اگر یکی را که دوست نداریم انتخاب کنیم ، چه می شود؟ اگر همه ، همانطور که بسیاری از صاحبان تئاتر می ترسند ، این ماهها کنترل کامل ، که اگر ما نتوانیم آن فیلم را تماشا کنیم ، می توانستیم به سراغ فیلم دیگری برویم ، ما را برای تجربه تئاتر خراب کند چه؟

ما می توانستیم آن را با “Nomadland” ، “Minari” یا “پدر” ایمن بازی کنیم اما قبلا آنها را دیده بودیم (در مورد من ، دو بار) و به عنوان یک منتقد سابق تلویزیون ، من فقط “شما نیاز ندارید” را خریداری نمی کنم برای دیدن آن در یک تئاتر “، حتی وقتی فرانسیس مک دورماند آن را ساخت. (متاسفم ، فران! من هنوز تو را دوست دارم!)

در پایان ما “با هم با هم” را انتخاب کردیم زیرا عنوان مناسب به نظر می رسید ، و چه کسی اد هلمز و پتی هریسون را دوست ندارد؟

بعد از خیره شدن به بلیط تئاتر اصلی فیلم (خوب ، بارکد) با نوعی هیجان پیش بینی کننده ای که از نظر تاریخی فقط در فرودگاه در آغاز تعطیلات احساس می کردم ، می خواستم فوراً برای Laemmle حرکت کنم ، مهم نیست که سه ساعت بود قبل از زمان نمایش ما سازش کردیم و نیم ساعت زودتر به آنجا رسیدیم.

حتی با وجود همه لذت های ناخوشایند ، چقدر عجیب بود که همه احساس آشنایی می کردند – جستجوی پارکینگ ، بحث در مورد اینکه آیا باید وارد اولین پارک Vroman شوید (قبل از اینکه به ریچارد یادآوری کنم ما هرگز کمتر از 30 دقیقه در یک کتابفروشی نگذرانده ایم) ، کره بوی روشن آن ذرت بو داده تئاتر.

بله ، روی زمین فلش و نشانه های فاصله اجتماعی وجود داشت ، یک راهنمای کاملاً شستن دست روی آینه دستشویی و ماسک روی هر کارمند ، حامی و حتی هر شخصیت از پوسترهای فیلم روی دیوار.

اما در غیر این صورت همه موارد دیگر دقیقاً همان بود. فرش طرح دار ، صندلی های تئاتر به سبک قدیمی ، سکوت آرام اما زنگ دار تئاتر قبل از پایین آمدن چراغ ها و شروع تریلرها. ما شاید دوازده نفر از مخاطبان بودیم ، بیشتر افراد اولیه واجد واکسن ، و در گروه های بسیار دور هم جمع شده و ماسک های خود را برای خوردن یا نوشیدن برداشته و دوباره آنها را دوباره به کار می اندازیم.

چراغ ها پایین رفتند و برای دو ساعت انگار همه گیری وجود نداشت ، هرگز رخ نداده بود. “با هم با هم” به اندازه کافی شیرین و هوشمندانه و خنده دار بود ، اما حتی اگر از آن متنفر شده بودم ، در آنجا بودم فیلم ها. پناهگاهی از دل شکستگی ، اضطراب و آب و هوای مختلف از همه نوع ، مکانی برای خلوت لازم ، انتظار عاشقانه ، پیوند دوستانه و جشن خانوادگی.

پس از یک سال انزوای شلوغ ، دیگر هیچ وقفه ای از طرف بچه هایی که نیاز به چیزی داشتند وجود نداشت. عدم توجه به حواس پرتی محیط از دمنده برگ یا ابزار برقی در نزدیکی بدون مکث برای بررسی و بررسی اینکه آیا گوشت گوشت هنوز انجام نشده است. با تعهد به آن ، این تجربه به معنای واقعی کلمه از دست من خارج شده بود. من نمی توانم از این زمان برای مرتب سازی لباسشویی یا بررسی ایمیل هایم یا شستن ظرف ها استفاده کنم. نمی توانم این صفحه را از یک اتاق به اتاق دیگر حمل کنم تا ببینم سگها در این زمان چه پارس می کنند یا اینکه وقتی ظرف ها را می ساختم آن را روی پیشخوان متعادل می کردم.

من بودم در سینما و برای دو ساعت با شکوه تمام کاری که می توانستم انجام دهم تماشای و گوش دادن و بودن هستم.

تقریباً دائماً در صندلی من این کار را انجام می دهی. حدود یک ساعت بعد ، فکر کردم که چه وقت صندلی های Laemmle خیلی ناراحت کننده شده اند قبل از اینکه بفهمم من هستم. به استثنای تماشای اخیر اسکار در حین پرواز ، دیگر عادت ندارم هر دو ساعت را در حالت ایستاده و ایستاده تماشا کنم. درعوض ، من می پردازم ، افت می کنم ، و لاغر می شوم یا هنگام تماشای صفحه شخصی ، به حالت افقی در می آیم. (احساس می کنم فضای کاری پس از همه گیری به تعداد زیادی کاناپه شخصی احتیاج دارد.)

اما قائم ماندن چیزی است که من بیش از این مایل به یادگیری آن هستم اگر بتوانم آن را در شکوه جمعی انجام دهم ، اگر یک بار دیگر بتوانم در کنار همنشینانم در مکانهایی بنشینم که احترام متقابل به فضا و همچنین هوا را می خواهند. نمی توانم صبر کنم تا صندلی خود را در مترو ، کنسرت ، تئاتر پیدا کنم. من می خواهم با تمرین صندلی سفید کننده که والدین بازیکنان بسکتبال آن را دوست دارند ، وضعیت بدن و شکم خود را بهبود بخشم.

اما ممکن است برخی از تمرینات انجام شود ، که دلیل دیگری نیز برای بازگشت به سینما است: قدرت تمرکز خود را بازیابی کرده و وضعیت خود را هنگام تماشای فیلم و خوردن پاپ کورن بهبود ببخشید! این احساس خواهد شد که شما هرگز ترک نکرده اید و با هر شانس ، دیگر هرگز مجبور به ترک آنجا نخواهیم شد.

“با هم با هم” ، قسم می خورم که هرگز فراموش نخواهم کرد.

منتشر شده در دانلود فیلم