رفتن به نوشته‌ها

اسکار: Mads Mikkelsen ‘Another Round’s’ در اردوگاه مشروبات الکلی

این یک ایده واقعی است که توسط روانپزشک نروژی Finn Skårderud بیان شده است که بطور طبیعی سطح الکل خون در انسان پایین تر از حد مجاز است. در دانمارکی “دور دیگری” ، این تئوری به طرق احساسی غیر منتظره مورد بازجویی قرار می گیرد.

پیوستن دوباره کارگردان توماس وینتربرگ و ستاره ماد میکلسن ، که در “شکار” نامزد اسکار به هم پیوستند ، “دور دیگری” اخیراً در جوایز فیلم اروپا ، از جمله بهترین فیلم ، بازیگر و کارگردان ، برنده بزرگ شد و نامزد اسکار شد. برای ویژگی های بین المللی و همچنین کارگردان.

در درام تلخ و شیرین ، میکلسن در نقش مارتین ، یک معلم مدرسه میانسال که جرقه ازدواج ، کار و زندگی اش را کمرنگ می کند ، بازی می کند. بنابراین او و برخی از دوستان معلم تصمیم می گیرند که مفهوم Skårderud را با استفاده از یک رژیم نوشیدن آزمایش کنند. آنچه که در ابتدا ایده ای مفرح و شگفت آور م surprisingثر به نظر می رسد با ادامه آزمایش خود و آموختن بعضی از دروس سخت پیرامون خود ، بازیگران تاریک و مخربی را شروع می کند.

مخلوط تاریکی و نور فیلم نیز به پشت صحنه رفت. چهار روز پس از تیراندازی ، دختر 19 ساله وینتربرگ آیدا ، که قرار بود در این فیلم باشد ، در یک تصادف رانندگی درگذشت. پس از استراحت ، وینتربرگ برای تکمیل پروژه بازگشت. “دور دیگری” به او اختصاص داده شده است.

وینتربرگ با پذیرفتن جایزه BAFTA برای فیلم نه به زبان انگلیسی ، اخیراً گفت: “مهمتر از همه می خواهم از دخترم آیدا که دیگر اینجا نیست تشکر کنم. او بیش از دیگران در مورد این پروژه اشتیاق داشت. این باعث شد که دلش برای زادگاهش ، کپنهاگ تنگ شود و حالا دلمان برای او تنگ شده است. و ما این فیلم را برای او ساختیم. “

برای این مصاحبه که برای پادکست “پاکت” ضبط شده است ، کارگردان و بازیگر دور هم جمع شده اند تا در مورد فیلم سازی و همکاری خود در این پروژه صحبت کنند. وینتربرگ از کپنهاگ و میکلسن از لندن ، جایی که مشغول فیلمبرداری سومین فیلم “جانوران خارق العاده” بود صحبت کرد.

شخصیت Mads Mikkelsen در میان جمعیت دانش آموزان جشن ، از بطری می نوشد.

مادس میکلسن در صحنه آخر سر به فلک کشیده “دور دیگری”.

(TIFF)

مادز ، توماس چگونه ایده فیلم را به شما ارائه داد؟ وقتی اولین بار این نظریه را شنیدید مبنی بر اینکه افراد به طور طبیعی باید میزان الکل خون بیشتری داشته باشند ، چه فکری می کردید؟

میکلسن: فکر کردم ، بله ، البته نظریه درست است. فکر نمی کنم شما مجبور باشید دانشمند باشید تا بفهمید این درست است. همه ما می دانیم که دو لیوان شراب چه کاری می تواند در مکالمه انجام دهد. ما می دانیم که در صورت عدم مشروبات الکلی ، تعداد کمی از ما با همسرانمان ملاقات می کردیم. بنابراین شش ، هفت هزار سال وجود دارد که یا زندگی نکبت بار خود را فراموش کنید یا خلاق شوید یا به روح نزدیک شوید. و می تواند کارهای باشکوهی انجام دهد. اما بدیهی است که بین دو لیوان شراب و دو بطری شراب تفاوت بسیار زیادی وجود دارد.

توماس ، چگونه تو و همكار نویسنده ات ، توبیاس لیندولم ، این تئوری الكل خون را به داستانی در مورد بحران میانسالی در مردان تبدیل كردی؟

وینتربرگ: خوب ، باید یادآوری کنم که این ایده ای است که در طول سالها توسعه یافته است. برای شروع ، ما فقط به تاریخ جهان نگاه کردیم و دیدیم که بسیاری از موفقیت های خارق العاده و بزرگ توسط افرادی که در واقع مست هستند انجام شده است. و ما می خواستیم جشنی از الکل درست کنیم و این به پروژه جاه طلبانه تری برای ساخت فیلمی درباره کل طبیعت الکل و همچنین جنبه های تاریک تبدیل شد. و سپس در مرحله نوشتن ، ما دوباره می خواهیم این موضوع را بالاتر از فقط نوشیدن بدانیم. ما با کمال فروتنی می خواستیم در مورد زندگی باشد. ما می خواستیم این یک فیلم موافق زندگی باشد. کلمه “روح” فقط به معنای الکل نیست. و ساختن آن فیلمی در مورد چهار مردی که اشتهای زندگی ، حس کنجکاوی ، عنصر خطر و عنصر اکتشاف را از دست داده اند ، چیزی بود که وقتی تصمیم گرفتیم این را در مدرسه ای از معلمان مدرسه بگذاریم ، به ذهن ما خطور کرد. بنابراین ترکیبی از این تئوری و ایده قرار دادن این موضوع در یک نوع مدرسه [got] توپ نورد

این شخصیت ها ، به ویژه Mads ، فقط احساس می کنند در زندگی آنها گیر افتاده اند. یک لحظه دلخراش وجود دارد که مادس از همسرش می پرسد ، “آیا من کسل کننده شده ام؟” مادز ، آن صحنه ، آن لحظه ، برای شما چه معنایی داشت؟

میکلسن: این بدان معناست که ما با مردی روبرو هستیم که مدتهاست مانند یک بی حس راحت در حال قدم زدن است ، و شروع به آگاه شدن از او می کند که در چه وضعیتی قرار دارد. و اوج این صحنه در واقع کمی دیرتر است وقتی که او این شام را با دوستانش می خورد و برای اولین بار متوجه می شود که از گذشته خود راضی نیست و به آینده حسادت می کند و زندگی در حال حاضر را فراموش کرده است. این یک صحنه بسیار جسورانه است زیرا در عرض 12 دقیقه اتفاق می افتد. و شخصیت من در یک میز شام یک شکست جزئی دارد. چیزی که شما به طور معمول یک و نیم ساعت درون فیلم قرار می دهید ، اما توماس می خواست به جای اینکه در این مرحله شخصیت ها را خیلی خوب بشناسد ، می خواست آن صحنه را بشناسد تا مخاطب ما را بشناسد.

توماس ، می توانی کمی درباره آن صحنه مهمانی شام صحبت کنی؟

وینتربرگ: به نوعی شامل کل روند فیلم در یک صحنه است. [The scene] حدس می زنم که به غیر از پایان ، چالش برانگیزترین و مهمترین آنها بود. همانطور که مادس به آن اشاره كرد ، به هم خوردن شخصیت اصلی در صفحه 19 به نوعی غیرمعمول بود. اما من از این لذت بردم چون مثل این بود ، خوب ، امیدوارم این به مخاطب احساس كند كه اگر او از اینجا می تواند چه اتفاقی بیفتد در حال گریه است ، اما آنچه او در آنجا انجام می دهد این است که کنترل خود را از دست می دهد. و این همان چیزی است که همسر باهوش من به من گفته است که این فیلم در مورد آن است. او باهوش تر از من است. این در مورد غیرقابل کنترل است ، و این چیزی است که برای او اتفاق می افتد. اجازه می دهد برود. ناگهان اشکها فقط می غلتند و او فقط تسلیم می شود و احساساتش را رها می کند. و این یک نسخه مینیاتوری از اتفاقاتی است که قرار است طی یک ساعت و نیم آینده در فیلم رخ دهد

گروهی از مردان در یک رستوران زیبا یک وعده غذایی دارند.

دوستان معلم مدرسه با بازی ، از سمت چپ ، توماس بو لارسن ، لارس رانته ، مادس میکلسن و مگنوس میلانگ در فیلم “یک دور دیگر”.

(هنریک اوستن)

این احساسی است که بیشتر افراد می توانند تشخیص دهند ، در لحظه ای که شما می پرسید ، “من کیستم؟ زندگی من چه شده است؟ چطور به اینجا رسیدم؟” Mads ، برای شما ، احساسی بود که تشخیص دادید؟ آیا فهمیدید که این شخصیت در آن لحظه کجا بود؟

میکلسن: کاملاً او را درک کردم. و من او را تا حدی می شناسم. شاید به سختی وضعیتی که در آن قرار دارد نباشد. من از بسیاری جهات مخالف این شخصیت هستم. من از این که خورشید هر روز طلوع می کند لذت می برم و کاملا کنجکاو هستم. من همیشه مثل این هستم ، چه چیزی پشت آن ساختمان است؟ من میرم پیاده روی و ببینم جایی که این مرد ، کنجکاوی خود را کاملا از دست داده است. اما می توانم با آن همذات پنداری کنم. و خوشبختانه ، من مجبور نیستم مثل شخصیت هایم باشم. این کل ترفند است.

مادز ، آیا مستی بازیگری ، مستی ، تفریح ​​یا چالش واقعی است؟ وقتی چهار مرد در یک مهمانی خانه ای مشغول مهمانی خانه هستند و در حال نوشیدن و رقصیدن هستند ، صحنه sazerac را بگویید.

وینتربرگ: ما دوست داریم همه چیز در دانمارک مستقیم باشد. چرا از او نمی پرسی که مستی؟ ما از آنجا هستیم

میکلسن: سرگرم کننده بود منظورم این است که اگر در آنجا با چهار نفر از دوستان خوب خود بایستید و مانند بچه ها رفتار کنید مست کننده است. این شروع می شود ، حتی اگر ما در آن صحنه ها مشروب نمی نوشیدیم. توماس برای اینکه بتواند به ما دسترسی پیدا کند مشکل دارد زیرا ما مست صحنه ها شده ایم. اما این نیز یک چالش است. و برای آن ، ما قبلاً اردوی بوت خوب و خوبی داشتیم ، جایی که به صورت ویدیویی یکدیگر را شلیک کردیم. ما فلسفه را در مورد .05 ، .08 آزمایش کردیم و متوجه شدیم که در شرایطی که به سر می بریم ، نوعی طبیعی است. احساس نمی کردیم اتفاقات زیادی در حال رخ دادن است. بعداً وقتی فیلم را تماشا می کردید ، می فهمید که رفتار متفاوتی از خود نشان داده ایم.

و بین دو لیوان و چهار لیوان تفاوت زیادی وجود دارد. ناگهان دستان شما کارهایی را انجام می دهد که از آنها آگاهی نداشته اید ، یا اینکه شروع به لیس زدن برخی از کلمات می کنید. بنابراین این واقعا الهام بخش خوبی برای انجام اردوی بوت بود. اما این یک چالش است. وقتی صحنه های مست را انجام می دهید می توانید به راحتی اشتباه کنید. و ما برای همدیگر بودیم و توماس هم آنجا بود ، و دوست داشتن دوستان خوبی است زیرا در این صورت می توانید به روشی خوب به همدیگر بخندید و مطمئن شوید که در مسیر درست قرار خواهیم گرفت.

از آنجایی که توماس این را مطرح کرد ، برای اینکه روشن شود ، آیا شما واقعاً مشروب می خورید؟

میکلسن: نه

وینتربرگ: من در محل مصرف الکل مصرف نمی کردم ، اما قبلاً در آن اردوگاه چکمه مشروبات الکلی سرو کردیم. من آنها را حرفه ای می دانستم و با آنها به عنوان یک حرفه ای رفتار می کردم. اینها بازیگر هستند. بنابراین من از آنها می خواهم که عمل کنند. من از آنها خواستم سفری تصفیه شده ، دقیق و احساسی را انجام دهند. از آنها خواستم شوخ طبع باشند. من از آنها خواستم که تراژیک باشند و در سطوح بسیار مشخصی مست باشند. بنابراین من آنها را بسیار به چالش کشیدم ، اما فقط دادن یک بطری ویسکی به آنها پیچیده بود و من یک عنصر آماتوریسم را حدس می زنم.

میکلسن: بدیهی است که اگر صحنه کاملاً بالستیک راک اند رول باشد ، می توانید این کار را انجام دهید و همچنین می توانید چیزی بدست آورید که شاید هم بسیار جالب باشد. اما کار توماس از بسیاری جهات این بود که وقتی صحنه های تدریس را انجام می دهیم ، می دانید که ما کار را انجام می دهیم و سپس او وارد می شود و می گوید: “گوش کنید ، بیایید میزان صدا را افزایش دهیم. بیایید اکنون به 0.1 برسیم ، و سپس به آن ضربه می زنیم و سپس ، “نه ، برای 0.05 برگردیم.” و بدیهی است که اگر فقط می نوشیدید قادر به انجام آن نخواهید بود. فقط یک راه وجود دارد که دکمه تنظیم صدا را صدا می کند. و این بالا می رود ، بالا می رود ، بالا می رود. و فکر نمی کنم اگر مجبور بودیم 40 روز به طور مداوم بنوشیم ، به هیچ وجه زنده می ماندیم.

یک زن و شوهر کنار آتش در کنار دریاچه ای نشسته اند.

مادس میکلسن و ماریا بونوی در فیلم “یک دور دیگر”.

(هنریک اوستن)

فکر نمی کنم حتی یک مرور یا مصاحبه یا مقاله در مورد فیلم خوانده ام که شماره رقص نهایی را ذکر نکرده باشد. آیا شما دو نفر تعجب کرده اید که به صحنه امضای فیلم تبدیل شده و از محبوبیت زیادی برخوردار است؟

میکلسن: اکنون نه ، اما اگر از من سال کردید در حالی که در میان تیراندازی بودیم ، کاملاً همینطور بود. و توماس می تواند در این باره توضیح دهد ، من کاملاً بی میل بودم. نه اینکه من نمی خواستم در یک فیلم برقصم ، بلکه فقط به سختی تصور می کردم که چگونه می توانیم آن را بیرون بیاوریم بدون اینکه به این ادعا بپردازیم. این یک فیلم واقع گرایانه است. بنابراین در دنیای من باید آن را ارتقا دهیم. ما باید فانتزی یک مرد مست باشیم ، چیزی که در خارج از فیلم ایستاده بود. و توماس اصرار داشت که نه ، این مرد بلند می شود و شروع به پرواز می کند. بنابراین ما چند بار به عقب و جلو رفتیم. و خوشبختانه من تسلیم شدم و او کاملاً صد در صد حق داشت. اما اگر یک سال پیش از من سال کردید ، من آینده را نمی دیدم. وقتی فیلم را الان می بینم کاملاً منطقی است.

وینتربرگ: ما همیشه از این صحنه عصبی بوده ایم. این یک معضل کششی است که یک معلم ناگهان یک رقصنده عالی است ، اما از نظر احساسی برای همه ما کاملاً منطقی بود. و من همیشه آن را دنبال می کردم ، احساس می کردم آنقدر درست است که او بی وزن می شود. همه این جوانان بی وزن هستند. و در این برهه از زندگی ، همه آرزو دارند برای آن زمان ، بی وزنی جوانی. اکنون توبیاس نوعی پسر در قوانین واقعیت است – مادز نیز تا حدی ، و من نیز هستم. ما واقعاً مجبور بودیم نحوه تهیه این موضوع را امتحان کنیم تا قابل باور شود. بنابراین اگر به خود صحنه و در واقع کل داستان رقص مادس نگاه کنید ، همه چیز در مورد عدم تمایل او ، عدم تمایل شخصیت به رقصیدن است.

Mads ، چنین احساسی از شخصیت در آن رقص وجود دارد. آیا می گویید همین مسئله در مورد شما نیز صادق بود؟ با توجه به سابقه رقصیدن قبل از بازیگری ، آیا برای شما معنی داشت که بتوانید از این طریق در یک فیلم رقصید؟

میکلسن: آن دو روز تیراندازی شاید معنادارترین روزهای تیراندازی بوده ام. اما نه به این دلیل که بالاخره شانس رقصیدن را پیدا کردم ، زیرا هرگز در انجام چنین کاری در یک فیلم بلند پرواز نبوده ام ، بلکه به دلایل مختلف این پایان بسیار مهمی بوده است. بدیهی است که به دلایل کاملاً خصوصی و شخصی توماس ، آن روز کلیسایی شد و ، و قرار بود در آن دو روز بسیار زیبا باشد.

این فیلم در دانمارک یک موفقیت بزرگ تجاری بوده است و همچنین جوایز زیادی نیز کسب کرده است. توماس ، فکر می کنی چرا مخاطبان اینقدر شدید به فیلم پاسخ می دهند؟

وینتربرگ: خوب ، این فیلم از قلب آمده است. در بین این بچه ها احساس عالی صداقت و عنصری از عشق وجود دارد. من فکر می کنم این اساساً با قلب مردم صحبت می کند. همچنین این امر از دنیای محبوس و دنیای مرگ و ورشکستگی صحبت می کند. و یک عنصر ضد شورش در فیلم ما وجود دارد. بسیاری از افراد در حال رقصیدن ، نگه داشتن یکدیگر ، نوشیدن در زمان های عجیب و غریب ، اجازه می دهند دوباره عنصر غیرقابل کنترل زندگی آنها را تسخیر کند. در حالی که در سراسر مکان ما زندگی بسیار کنترل شده و محدودی داریم. و بعد Mads واقعا خوب است. بازیگران واقعا خوب هستند. و من خوبم و همه اینها جمع می شود.

منتشر شده در Entertainment & Arts