رفتن به نوشته‌ها

“Rebeldita the Fearless” داستانی از جدایی خانواده را روایت می کند

هشت سال پیش ، وقتی اوریل ماریا سیو فهمید که فرزند اولش را باردار است ، بلافاصله شکار کتاب های کودکان را شروع کرد.

او ده ها دهکده از کتابخانه های سیاتل را زیر و رو کرد ، و از روایت های ساده و قابل پیش بینی که در قفسه ها پیدا کرد ناامید شد: پسران و دختران سفیدپوست در همه جا حضور داشتند. کودکان رنگین پوست اغلب شخصیت های ثانویه را بازی می کنند. کلیشه های جنسیتی و چشم اندازهای مرکزیت فراوان وجود دارد.

کتابهایی که او درباره تنوع یافت اغلب کم عمق بودند. او به وضوح یکی را به یاد می آورد که “فرهنگ قهوه ای را به چیزی بیش از یک مهمانی piñata در Cinco de Mayo با حضور افراد خوشحال که tacos می خورند کاهش می دهد. و تاكوها حتی شبیه تاكوهای واقعی هم نیستند! “

در هیچ یک از این کتابها تجربیات واقعی کودکانی مانند او ، یا کودکی که دهه ها پیش هنگامی که خانواده اش مجبور به فرار از هندوراس شده بودند ، نبوده است. یا کسانی که از والدین خود جدا شده اند.

سوئی ، استاد مطالعات قومی که دکترای خود را از دانشگاه UCLA گرفت ، تصمیم گرفت که برای خودش کتاب کودک بنویسد. در ماه مه ، وی “Rebeldita la Alegre en el País de los Ogros” را با تصاویر خواهرش ، نقاش دیواری آلیشیا ماریا سو ، تحت چاپ Izote Press مستقر در لس آنجلس منتشر كرد. ترجمه انگلیسی ، “Rebeldita the Fearless in Og Ireland” ، در ماه فوریه منتشر خواهد شد.

“Rebeldita la Alegre en el País de los Ogros” سال گذشته توسط انتشارات Izote Press منتشر شد و در فوریه به زبان انگلیسی منتشر می شود.

(اوریل ماریا سیو)

داستان به دنبال ربلدیتا ، دختری شاد و نترس از نژاد بومی و آفریقایی که “detrás de un gran muro” متولد شد ، “پشت دیواری بلند که با تمسخر به آن نگاه می کند” – دیواری که 500 سال پیش توسط سرقت کننده زمین اوگرس ساخته شده است . والدینش برای عبور از آن بیابانها و کوهها را رد کردند ، در حالی که ربلدیتا محکم در آغوش مادرش بود.

روبلدیتا یک روز در مدرسه در اوگلند ، دوستش Florecita را می بیند که گریه می کند. فلورسیتا به او گفت ، اوگرس شب قبل پدر و مادرش را ربودند ، آنها را در قفس حبس کرد و آنها را به آنجا دور کرد. خشمگین ، ربلدیتا دوستانش را سازمان می دهد تا در برابر Ogres و سگهای دندان تیز آنها بجنگند و Florecita و دیگر بچه ها را با والدین خود پیوند دهند.

هنگامی که سیو کتاب خود را به ماریو اسکوبار ، ناشر ایزوت پرس تحویل داد ، بلافاصله آواز خورد.

اسكوبار كه به ویرایش “Rebeldita” پرداخت ، گفت: “این دردی را كه مهاجران از آن می دانند منتقل كرد ، تصاویر ، داستان.” اسکوبار در السالوادور متولد شد ، 10 ساله بود که پس از کشته شدن پدرش در جنگ داخلی به گروهی از مبارزان پیوست. مادربزرگ و پسر عموهایش نیز در جنگ کشته شدند. او در اوایل دهه 1990 ، زمانی که 13 ساله بود ، از کشور فرار کرد و به تنهایی از مرز عبور کرد و به مادرش در لس آنجلس پیوست.

فلورسیتا از یک بوقلمون پنهان می شود.

فلورسیتا از یک بخار زیر تخت خود پنهان می شود.

(آلیشیا ماریا سیو)

در سال 2004 ، اسكوبار به عنوان دانشجوی كارشناسی در UCLA درخواست پناهندگی سیاسی داد. نه تنها منکر شد به او گفته شد که وی را اخراج می کنند. دو سال بعد ، با کمک یک وکیل ، سرانجام پناهندگی اعطا شد.

وی در یک مصاحبه تلفنی گفت: “من فقط می توانستم تصور کنم دخترم در صورت اخراج از کشور من چه احساسی خواهد داشت.” “روشن کردن داستان برای کودکان ما ، باز کردن چشمان آنها و اطمینان از این است که تاریخ تکرار نمی شود.”

سیو امیدوار است با “Rebeldita” ، مالیات شخصی قوانین مهاجرت ایالات متحده ، از جمله جدایی هزاران کودک از والدین خود در مرزهای جنوبی ایالات متحده تحت سیاست “تحمل صفر” دولت ترامپ را فاش کند. از ماه اکتبر ، دولت فدرال هنوز نتوانست والدین 545 کودک را پیدا کند. وكلا معتقدند كه بیشتر والدین تبعید شده اند.

این سیاست تأثیرات روانی وخیمی دارد. افسردگی ، اضطراب و اختلال استرس پس از سانحه در والدین و فرزندان ماهها پس از تجمع مجدد آنها گزارش شد.

سیو ، كه این كتاب را به برادرزاده اش ، آیوتلی ، 10 ساله و دخترش سولتو ، 7 ساله اختصاص داده است ، گفت: “این كتاب” درباره كودكانی است كه قدرت تغییر در واقعیتی را كه خودشان زندگی می كنند پیدا می كنند. روند نوشتن ، ارائه بازخورد ، فراخوانی خطوط و عکس گرفتن از تصاویر).

تصویرگر ، آلیشیا سیو گفت: “در قلب” Rebeldita “کل بحران انسانی پناهندگان و دلیل آوارگی مردم وجود دارد. وی اظهار داشت: “آنها آوارگی های اجباری هستند زیرا میهن ما مورد حمله قرار گرفته است [from] این شاهکارهایی که چهره دارند: آنها دیکتاتور هستند ، آنها کارتل های نارکو هستند ، آنها خانواده های نخبه و شرکت های برون گرایانه هستند. ”

یک بوقلمون ، سگش راه می رود و یک کودک در قفس

یک غول پیکر و سگ شرورش با کودکی در قفس در اوگلند دور می شوند.

(آلیشیا ماریا سیو)

تصاویر آلیشیا نهادهایی را که خواهران مسئول می دانند تأکید می کند و آنها بسیار فراتر از دولت خارج می شوند: “خیابان والوگرو” در کنار “برج اوگرامپ” قرار دارد. در زیر تابلویی که روی آن نوشته شده است “Tome Coca-Cogra” (نوشیدنی کوکا-کوگرا) بانک “Fondo Monetogro Internacional” است. بالای تابلوی معروف “Hollogrywood” تابلوی دیگری وجود دارد که روی آن نوشته شده است: “El país de ogros solo para ogros.” کشور Ogre فقط برای غلات. به هر کجا که ربلدیتا نگاه کند ، به او یادآوری می شود که در اوگلند است.

اما ربلدیتا از پذیرش آن جهان امتناع می ورزد. او ریشه های خود را ارج می نهد ، یک باندانای رایج در بین بومیان هندوراس و یک لباس با الگوهای مردم نگوبه از پاناما پوشیده است. آلیشیا توضیح داد ، آنها نمادهای مقاومت هستند.

آلیشیا گفت ، اما در مورد بوی سبز حریص در کت و شلوارها و کراوات ، آنها نشان دهنده “رفتارهای مردسالارانه ، استعماری ، مهاجم ، بیگانه” هستند. و آنها هر چیزی جز قدرتمند هستند. “آنها در واقع ضعیف هستند زیرا به زور نیاز دارند که در دنیای واقعی سلاح و ارتش است و در داستان سگها هستند.” اینها ترسناک و فرازمینی ، با چشمان قرمز و دندانهای نیش تیز به نظر می رسند.

برای مترجم متیو بیرن ، خواندن یک داستان مهم برای انگلیسی زبانان است. بیرن گفت: “جدایی از خانواده موضوعی است که سالها ما را آزار خواهد داد.” “این قبل از ترامپ با ما بود و مطمئناً از 20 ژانویه ناپدید نخواهد شد.”

ربلدیتا و دوستانش بچه ها را آزاد می کنند

ربلدیتا و دوستانش خانواده ها را در قفس آزاد می کنند.

(آلیشیا ماریا سیو)

جدایی خانواده از نظر سیو موضوعی حزبی یا موضوعی جدید نیست. “این در هسته اصلی ایالات متحده است” – از برده داری تا استعمار تا ورود کریستوفر کلمب ، “کریستوفر کولگر” ، “اولین Ogre که به قاره آمریکا آمده است”. کلمبوس موضوع دنباله آتی Rebeldita خواهد بود که در میان سلاح های مخفی دیگر “گوزهای بزرگ و بزرگی” را به نمایش می گذارد.

Siu در حال کار بر روی کتاب جدید در شهری است که در آن بزرگ شده است ، San Pedro Sula در هندوراس. سیو که در سال 1981 متولد شد ، از کودکی شاهد اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور بود. در پی جنگ داخلی ، خشونت بدون مجازات روبرو شد. فروشگاه های عرق فروشی فقر را تشدید می کنند. مارا سالواتروچا ، باند معروف به MS-13 ، قدرت می گرفت.

در سال 1997 وقتی سیو 16 ساله بود ، خانواده وی در خانه آنها به گروگان گرفته شدند. مهاجمان اعتقاد داشتند پدر و مادرش ، هر دو پزشك ، در خانه پول دارند.

پدر و مادرش فهمیدند که باید فرار کنند ، اما آنها فقط پول کافی داشتند تا یک نفر را بدرقه کنند. دو هفته بعد ، سیو در لس آنجلس بود و با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی می کرد. “من حتی وقتی نقشه وارد شدم نقشه L.A را ندیده بودم.” خانواده وی ، که در ایالات متحده وضعیت قانونی داشتند ، سال بعد به او پیوستند.

اوریل مارسیا سیو و دخترش ، سولتو ایکساکبال

اوریل مارسیا سیو و دخترش ، سولتو ایکساکبال ، در لس آنجلس.

(با احترام از اوریل ماریا سیو)

در ژوئن ، سیو تمام وقت تدریس را ترک کرد ، چمدانش را بست و همراه دخترش برای نوشتن کتابهای دو و سه مجموعه “Rebeldita” به سن پدرو سولا نقل مکان کرد. “من برای نوشتن نیاز به دور شدن از ال.ا. داشتم زیرا تأمین زندگی و پرداخت اجاره و نوشتن همزمان از نظر مالی غیرممکن بود.”

کار بر روی کتاب های کودکان در میان یک بیماری همه گیر و طوفان های Eta و Iota ، که در نوامبر آمریکای مرکزی را ویران کرد ، کار آسانی نبوده است. سرویس اینترنت پراکنده بوده است. او همچنین برای کمک به قربانیان طوفان از کتابها وقت گرفته است.

اما سیو مصمم است ماموریت خود را به عنوان نویسنده به پایان برساند: “خنثی کردن بسیاری از افسانه هایی که تاریخ و روایت های ایالات متحده را می سازد.”

منتشر شده در دانلود فیلم