رفتن به نوشته‌ها

Ennio Morricone و موسیقی آوانگارد که کمتر کسی شنیده ام

Ennio Morricone ، که دوشنبه در سن 91 سالگی درگذشت ، به عنوان آهنگساز فیلم های بسیار پرکار و مبتکر کلاس هایی مانند “خوب ، بد و زشت” یکی از بیش از 500 امتیاز فیلم مشهور شد. دامنه سبک او همه چیز را از تجربیات لحظه به لحظه تا خسته کننده ترین وضعیت دیروز پوشانده بود و به همان اندازه خسته منتهی می شد که موسیقی او خوب ، بد و زشت بود.

با این وجود کمتر قابل درک است که چقدر زشت کمک کرده است که مورریکون را بسیار خوب کند.

علاوه بر موسیقی فیلم ، Morricone بیش از 150 اثر کنسرت نوشت ، که او را موسیقی مطلق ، بسیاری از آوانگارد می دانست. یک فرصت بسیار خوب است که شما هیچ یک از آنها را نشنیده اید. اجراهای زنده در خارج از ایتالیا بسیار نادر بوده و تقریباً در ایالات متحده وجود ندارد. فقط بخش کوچکی از آن ثبت شده است. با این حال ، Morricone اصرار داشت ، زمانی که من با او مصاحبه کردم ، که مهمترین کار او بسیار دور بود.

تنها دلیل بارز Morricone – که به سختی تاکنون به آمریكا آمدم ، به انگلیسی صحبت نمی كرد و به خبرنگاران موسیقی صفر توجه نمی كرد – موافقت كرد كه با من صحبت كند ، زیرا من گفتم كه می خواهم روی موسیقی “جدی” او تمرکز كنم. با این حال ، مصاحبه بد شروع شد وقتی که از آهنگساز خواستم حضور پرنسس در دمپایی های مخملی او با تاج های برجسته را برای توصیف کار کنسرت خود ، از آنجا که من آن را کمی می دانستم.

قبل از اینکه یوتیوب یا استریم داشته باشید ، قبل از اینکه وی وب سایت داشته باشد ، قبل از اینکه موسیقی روی سی دی پیدا شود ، تنها راه برای مواجهه با هر یک از آن ها حضور در مسابقات برتر در ایتالیا بود. بی تاب بودن مورکونه نشان داد که هیچ بهانه ای نیست. اما هنگامی که من اشاره کردم که او را در اوایل دهه 1970 به عنوان عضو گروه Gruppo di Improvvisazione Nuova Consonanza در فلورانس اجرا کردم و اینکه من وقتی آلبومهای گروه را بیرون آمدم ، همه آلبومهای این گروه را خریداری کرده بودم ، رفتار او تغییر کرد. من یکی از طایفه ها بودم.

این گروه ، همانطور که از اولین LP آمریکایی خود ، “دریای خصوصی رویاها” خوانده شد ، در سال 1967 ، جمعی بداهه رادیکال بود که توسط آهنگساز ایتالیایی Franco Evangelisti در سال 1964 شکل گرفت. اوج آن در اواخر دهه 1960 و اوایل دهه 1970 بود. Morricone به مدت دوازده سال در آن بازی ترومپت کرد و آنچه از عملکردی که در آن حضور داشتم به خاطر می آورم این بود که چه حضوری باحال و قدرتمند داشت.

زمان بندی بسیار مهم بود. شخصیت موسیقی متمایز و چند وجهی مورکونه هنگام پیوستن به گروه تازه به وجود آمد. او به تازگی “یک مشت دلار” سرخیو لئونه (که باعث شده نام مورریکون باشد) ، “قبل از انقلاب” برناردو برتولوچی و “کتاب مقدس” جان جان هاستون به همراه چند فیلم بهره برداری ایتالیایی به ثمر رسیده است. از طرف دیگر ، این گروه برخی از اصول اصلی آنچه را که بیشتر مردم فکر می کنند موسیقی باید باشد ، به چالش کشید و هر آنچه که موسیقی فیلم را تصور می کند را به چالش كشید.

در اوایل دهه 1960 ، Morricone با Goffredo Petrassi ، آهنگساز محترم اصلی مدرن ایتالیایی با تأثیرگذاری گسترده در نسل جدید ، تحصیل کرده بود. شاگردان وی شامل آوانگاردهای مشتاق مانند كورنیلیوس کاردو انگلیسی آنارشیست و ایتالیایی غیرقابل پیش بینی فرانكو دوناتونی (كه با او اسا پكا سالونن تحصیل كرده بود) و نیز آهنگساز و منتقد تأثیرگذار آمریكایی اریک سالزمن بود.

مورریکون به حق پیوست و اواخر دهه 1950 ، او به آخرین تکنیک های تجربی موسیقی الکترونیکی تبحر داشت و همانطور که در خاطرات خود با عنوان “یادداشت های زندگی” نوشت ، اصرار جان کیج را جلب کرد که اصرار جان کیج مبنی بر این که “همه صداها در دنیای واقعی است. … متعلق به موسیقی است. ” او سر و صدا را در آغوش گرفت و استعدادی را برای یافتن کارهایی که ابزارها می توانستند انجام دهند نشان می داد که هیچ کس به آن فکر نمی کرد. با این حال ، برای به دست آوردن نگه داشتن خود ، او مهتاب بازی ترومپت در باشگاه ها و تنظیم ضبط های پاپ ، تسلط بر تکنیک های استودیو در این روند. هنگامی که او شروع به ضربه زدن به Evangelisti ، Morricone گفت که او به تازگی با زندگی دوگانه به عنوان آهنگساز روبرو شده است ، “موسیقی مطلق” پیشرفته را به طور کامل با اصطلاحات خود و موسیقی تجاری روی شخص دیگری می نویسد. این گروه راه سوم را ارائه داد که حس تعجب آور هر دو جهان را به وجود آورد.

اوانجلیستی در انقلاب موسیقی خود برای نجات موسیقی از آنچه که او آن را “قبلاً انجام داده” خواند ، با یک رویکرد سیستماتیک جدید برای بداهه نوازی روبرو شد. هر عضو باید آهنگساز و مجری موفق باشد ، اما هیچ یک از بازیکنان جدا از اولویت برخوردار نبودند. هیچ صدای تولید شده ای نمی تواند به سیستم تنال متصل شود. نمی تواند دوره ای یا تکراری ریتمیک داشته باشد ، هیچ آهنگ هایی که به راحتی به یاد نمی آورند (که Morricone اتفاقاً نبوغ بود) ، هیچ کلیشه ای (از جمله آوانگارد) ، هیچ صدای زباله ای ، هیچ صدای نفس گیرنده بداهه آور وجود ندارد.

مهمتر از همه ، اوانجلیستی بداهه نوازی را از بین برد. او نوشت ، ایده آزادی بی حد و حصر ، “به سادگی نقاب پیش فرض و حماقت است.” بداهه نوازی می بایست از طریق تمرینات گسترده در زمان ، زمین ، تایم ، دینامیک و گوش دادن جمعی به دقت تهیه می شد. یک بازیکن با یک صدا عملی را تحریک می کند. این می تواند یک صدای جیر جیر بر روی یک ویلا باشد ، یک اسکوب بر روی یک ترومبون ، یک درب پیانو به صدا در آمده یا برخی از جلوه های صوتی الکترونیکی در حال خاموش شدن نیاز به یک واکنش جمعی در محدودیت های مثلاً سطح صدای بلند. وقتی شخصی محدودیت را نقض کرد ، اقدام جدیدی آغاز شد.

صداها ساخته شد ، کاوش و فرسوده شد. نکته این بود که یک صوتی عمیق جمعی که از نفس هر آهنگساز فردی فراتر می رود منجر به درک و رها کردن قدرت بالقوه صدا می شود. جان زورن خاطرنشان كرد كه نتيجه “برخي عجيب ترين موسيقي است كه تاكنون ساخته شده است”. مطمئناً ، به دلیل تمام نظم و انضباط خود ، برخی از شدیدترین افراد ظالمانه بود. هنگامی که من به تازگی منتشر شده “دریای خصوصی رویاها” به خانه آوردم ، تقریباً به دلیل بازی در آن از آپارتمان هایت اشبری بیرون رفتم. حتی هیپی ها حد و حدود خود را داشتند.

اما اجرای در گروه دقیقاً همان چیزی بود که Morricone برای درک اثربخشی صداهای غیر منتظره ، اعم از ابزاری ، الکترونیکی یا زیست محیطی – یا ترکیبی جالب از هر سه – حتی در نمرات معمولی فیلم ، نیاز داشت. این گروه باعث شد تا شما همانطور که قبلاً گوش نکرده اید گوش کنید و Morricone از اصطلاحات اصطلاحات خود استفاده کرد تا شما را به گوش دادن به فیلم تبدیل کند همانطور که قبلاً هرگز گوش نکرده اید. جاستین چانگ ، منتقد تایمز ، همه آنچه را كه در موسیقی فیلم مؤثر موركون پیدا می كند ، ضد خلل است. این ناشی از بینش بیش از حد است که از طریق فرایند گوش دادن به گروه ایجاد شده است.

همه این موارد را می توان در DNA ساحل غربی یافت ، که ممکن است راز دیگری در مورد اینکه چرا Moricone Group-y وجود دارد ، مخفی باشد می تواند خیلی مناسب هالیوود باشد. الهام بخش برای گروه از UC دیویس گرفته شد ، جایی که لری آستین ، آهنگساز آزمایشی از تگزاس ، در اوایل دهه 1960 گروه موسیقی جدید بداهه نو را ایجاد کرده بود. در طی چند روز آستین نوارهای نوازندگی برای گروه انجیلی برای اوانجلیستی در رم ، آنها قصد داشتند برنامه هایی را برای این گروه تهیه کنند.

این گروه با عضویت های مختلف و هنرمندان مهمان رفت. فردریک روژسکی که مهمترین آهنگساز-پیانیست آمریکایی زمان ماست و هفته آینده در سریال How to Listen ما نمایش داده می شود ، به طور خلاصه پیانیست در این گروه بود و این رویکرد او را به بداهه نوازی تغییر داد.

Morricone برای من توضیح داد که چگونه او در سال 1980 به پایان رسید. یک پیانیست ناگهان شروع به پخش موسیقی سنتی کنسرت کرد. موركون فریاد زد: گروه پیانیست چنین نکرد. آن سال نیز درگذشت اوانجلیستی بود ، و در آن زمان ، موریکون به عنوان یک آهنگساز فیلم تقاضای زیادی پیدا کرد.

سرانجام ، این Morricone بود که بیش از پیش سنتی شد. با افزایش شهرت وی ، آخرین روزهای جلال خود را برای برگزاری تورهای کنسرت موفقیت آمیز گذراند و بازی های مورد علاقه خود را از نمرات فیلم هیت دریافت کرد ، که به نظر می رسید به طور فزاینده ای به جای آینده به عقب نگاه می کند. حتی به نظر می رسید او علاقه زیادی به آثار بزرگ کنسرت خود ، که به خصوص چهار کنسرت تخیلی او ، ممکن است به خوبی احیا کنند ، از دست داده است. روی تریبون به نظر می رسید که حرکات را پشت سر می گذارد.

اما در بعضی مواقع ، یک شیپور واقعاً کاری عجیب و غریب انجام می دهد ، کوبه ای شگفت انگیز خواهد بود ، آن سکوت های افسانه Morricone وجود دارد. می توانید Morricone را از گروه خارج کنید ، اما نمی توانید این گروه را از Morricone خارج کنید. این سس مخفی او بود.

منتشر شده در Classical Music