رفتن به نوشته‌ها

Coronavirus ، ‘Parks and Rec’ و خطر دلتنگی

خانواده ما مانند میلیون ها آمریکایی ، خندیدند و گریه کردند و از طریق ویژه اتحاد “پارک ها و تفریحی” پنج شنبه شب ویژه مراسم “پارک ها و تفریحی” گریه کردند. و بهترین شهروندان شناخته شده Pawnee تنها افرادی نبودند که این نمایشگاه دوباره به هم پیوست.

اگرچه در خاموش کردن COVID-19 تماشای تلویزیون زیادی در خانه ما وجود داشته است ، اما اکثر این کارها به صورت جداگانه در لپ تاپ یا زیر گروه های اطراف صفحه نمایش بزرگتر انجام شده است. حتی وقتی دو یا چند نفر از ما درباره یک فیلم یا سریال به توافق برسیم ، شانس رأی وحدت خوب نیست.

اما همه ما “Parks and Rec” را دوست داریم و به همین دلیل در آنجا بودیم که روی صندلی ها و صندلی ها قرار گرفتیم ، در راههای دورانی که یک کوره الکترونیکی وجود داشت که تارها را کنترل می کرد ، بر روی صندلی های دیگر نشسته و نمی زدیم.

خوب ، دقیقاً نه پسر ما ، دنی ، هنوز در شهر کالج خود در کلمبیا ، موتوری پناه می برد و مانند بیشتر اعضای نسل خود ، امکان پخش تلویزیون را ندارد. بنابراین او به ما در FaceTime پیوست و منظره خنده دار تلفن همراه من در بالای سه پایه – قرار گرفت تا او بتواند صفحه را ببیند و ما او را ببینیم (البته وارونه) – دلتنگی را نگه داشت و لحظه ای مثل موج در “معلق” معلق گرفت. پوزیدون ماجراجویی ، “از شستن کامل ما.

همانطور که “پارک و Rec” ، برای آن موضوع انجام داد. بله ، متخصصانه قلب و دل هایمان را آویزان کرده بود و شاید مهمتر از آن ، ما را به یاد روزهایی می انداخت که نمایش مانند “پارک ها و رک” – یک نشریه تلویزیونی هفتگی تلویزیونی پخش شده که با یک فصل اول مختصر و پر سر و صدا شروع به کار کرد و هرگز کاملاً به رتبه ها نرسید یا جوایز افتخار آن را سزاوار – اجازه وجود دارد.

اما خاص خود با قاطعیت آینده نگر بود. لسلی نپ (امی پهلر) و همه کیث و خویشاوند او در انزوا همه گیر بودند ، اما زندگی آنها به سال گذشته از سال گذشته که آنها آخرین بار آنها را دیدیم ، آشکارا از آب درآمده بود ، و هیچ کس برای گذشته خرج نمی کرد و آینده را به وحشت نمی انداخت. صورت.

یک درس عالی برای کسانی که در معرض خطر استفاده از خاموش کردن به عنوان بهانه ای برای خوشگذرانی قرار داریم.

من خودم با هدف و شدت بسیار زیاد دیواری کردم. هر وقت بازی های المپیک تابستانی برگزار می شود ، اگر اتفاق جدیدی در گریه ، دعا و دیوارپوشی وجود داشته باشد ، من کاملاً آمادگی حضور در این ایالات متحده را دارم.

با گذراندن وقت آزادتری نسبت به زندگی خود در بزرگسالان ، هیچ کاری نکرده ام که بتوانم همه کتابهای جدیدی را که معمولاً خیلی مشغول خواندن آنها هستم به دست بیاورم. در عوض ، من کتابهای دوران جوانی خود را پیچیده ام – “تواریخ نارنیا” ، سریال “تاریکی طلوع می کند”. همه جوآن آیکنز ، ای.نسبیتز و لورا اینگالز وایلدرز.

من بسیاری از دیکنز را خوانده ام (“خانه ی طحال” که رمان آسایش من است) و هر رمان اسرارآمیزی که خودم دارم ، بسیار معلوم است – شرلوک هولمز ، حذفی شرلوک هولمز ، روت رندل ، الیزابت پیترز ، الیس پیترز ، دوروتی سیرز و البته همه کریستی آگاتا.

با مجوز اجتماعی برای پارک کردن غیر حرفه ای خودم در مقابل یک صفحه نمایش و در نهایت تماشای تمام نمایش هایی که از دست داده ام ، زیرا این روزها تلویزیون زیادی وجود دارد که فراموش نکردن بیشتر آن غیرممکن است ، من در عوض روز به روز خودم را کم کرده ام. حمام گرم مورد علاقه های قدیمی ، از جمله اما محدود به “پارک ها و پیشنهادات” نیست. (اگر همسرم یک بار دیگر بارهای ضعیف “جنگ Foyle” را بشنود ، فکر می کنم او از من طلاق بگیرد.) من فقط یک نمایش جدید را برای بیش از دو قسمت تماشا کرده ام ، و آن “بلگراویا” بود که بسیار زیبا پخش شد. من درمورد “غرور و تعصب” هستم.

با تمام فیلم های سینمایی تازه در تئاتر که اکنون برای پخش در دسترس است ، تصمیم گرفتم “زنان کوچک” گرتا گرویگ را برای چهارمین بار تماشا کنم قبل از تسلیم شدن “پرستار بچه مانی” و “ارباب حلقه ها” و “هری پاتر”.

می دانم چرا این کار را می کنم. من این کار را به همین دلیل انجام می دهم که بسیاری از مجموعه های تلویزیونی – “چاک” ، “Frasier” ، “جمعه شب چراغ” ، “دبیرستان موسیقی” ، “Melrose Place” – به ما پیشنهاد ویژه برای اتحاد دادند به همین دلیل بسیاری از افراد در حال برگزاری مجالس هم اتاقی دانشگاه و کمپ تابستانی در فیس بوک و زوم بودند. زیرا کوتاه اتصال مجدد با مردم از گذشته خود در زمان بحران ، آرامش بخش ، پایدار و ایمن است.

من به داستانهایی که عاشق آنها هستم بر می گردم زیرا می دانم دقیقا چه اتفاقی خواهد افتاد و چه احساسی در من ایجاد می کند. در دنیایی که این اخبار پر از مرگ و سقوط اقتصادی و فرهنگی است ، دنیایی که به معنای واقعی کلمه با عدم قطعیت تعریف می شود ، دیگر نمی توانم تحمل کنم.

من مایل نیستم یک نمایش یا فیلم جدید را تماشا کنم یا کتاب جدید بخوانم زیرا اگر این وحشتناک باشد چه می شود؟ یا اگر خوب باشد ، اما به نوعی من را بدتر می کند؟ چه می شود اگر این یکی از آن داستان هایی باشد که در آن عدالت پیروزی یا تعالی حاصل نمی شود و یا این که کل نکته این است که زندگی (الف) بی معنی است و (ب) کاملاً خارج از کنترل ماست؟

چرا به هر حال مردم حتی داستانهایی مثل این را می گویند؟

من حتی نمی توانم خودم را به تماشای سه قسمت پایانی “وطن” به خاطر خدا تماشا کنم ، چرا که اگر من آن را دوست ندارم راه پایان آن چیست؟ چه می شود اگر (و به من نگو) سول برنزون می میرد؟ به سختی کافی است که دخترانم “ذهن های جنایی” را زیر نظر داشته باشند ، تا ببینند که پایان دوره مندی پاتینکین روی آنها خزیده است. اگر شائول در “میهن” بمیرد (به طور جدی به من نگو) این ممکن است آخرین کاه خنده دار برای من باشد.

همانطور که می بینید ، همه چیز کمی از دست خارج شده است.

اما بعد ، این “Parks and Rec” ویژه را تماشا کردم و به همان اندازه که آن را دوست داشتم ، خوشحال شدم که این یک اتحاد بود نه یک سرگیری. خوب است که همه شخصیت ها و بازیگران آنها به حرکت خود ادامه داده اند. من عاشق لسلی نپ و رون سوانسون و هر کس دیگری با تمام وجود و روح خودم ، اما نمی خواهم پوهلر و نیک آفمن ، آبرای پلازا و کریس پرت ، راشدیدا جونز ، آدام اسکات ، عزیز انصاری ، رتا ، راب لاو و … را ببینم. همه بقیه (صادقانه بگویم ، چه بازیگری) برای همیشه در پاوین گرفتار شد و بی نهایت شایان ستایش و خنده دار بود.

من می خواهم ببینم که آنها چه خواهند کرد بعد. حتی اگر به من احساس نمی کند که “پارک ها و تفریحی” احساس من را حس می کند.

به خصوص اگر اینگونه نباشد. از آنجا که من هر زمان که به آن احتیاج داشته باشم ، هنوز “Parks and Rec” دارم.

من می دانم که با عدم قطعیت زندگی می کنم ، اما صریحاً ، اگر بیشتر بخوانم / بشنوم و ببینم که “جهان همانطور که می دانیم به پایان رسیده است” من فریاد می زنم. جهان همانطور که می دانیم روز به روز هر کسی می میرد یا نوزاد متولد می شود ، هر بار که چیز جدیدی اختراع شود یا مقداری قدرت ، بزرگ یا کوچک ، از یک شخص به شخص دیگر منتقل می شود. جهان همانطور که می دانیم هر روز خورشید غروب می کند.

بدیهی است ، این بیماری همه گیر باعث تغییر پایدارتر از غروب آفتاب می شود. همانطور که من این را می نویسم ، تقریباً 238،000 نفر ، بیش از 64000 از آنها آمریکایی ، در اثر COVID-19 درگذشتند. بسیاری دیگر شغل خود را از دست داده اند ، و کسانی که هنوز کار می کنند ، اغلب خسته و در معرض خطر هستند. درست است که ما از اندوه و ترس ، عصبانیت و عدم اطمینان پر شده ایم. ما حیوانات اجتماعی هستیم که به طور موقت از جامعه محروم شده ایم به گونه ای که هرگز در هیچ یک از زندگی ما اتفاق نیفتاده است. نیاز به جستجوی آسایش از گذشته ، حتی به روش های اندکی مانند خواندن کتاب های جوانان ما ، قابل درک است.

این فقط مفید نیست حداقل در دراز مدت نیست.

بله ، ما باید با افرادی که هستیم ، چه از طریق اتحاد مجدد تلویزیون و چه در فیس بوک ، مجدداً ارتباط برقرار کنیم ، بلکه فقط برای کمک به تصدیق ما چه کسی هستیم و ما را برای کسانی که تبدیل می شویم ثابت می کند. بله ، برای سلامتی جسمی و روانی ما مهم است که لانه های جسمی و روحی خود را به همان اندازه راحت انجام دهیم تا بتوانیم تا زمانی که لازم باشد در آنها بمانیم.

اما ما همچنین باید خودمان را برای لحظه ای آماده کنیم که بتوانیم ترک کنیم. همانطور که لسلی ، ران و همه تیم “پارک ها و رک” به وضوح انجام می دادند.

بنابراین این آخر هفته ، من قصد دارم یکی از آن کتابهایی را که منظورم را خواندن خوانده ام بخوانم ، با نمایشگاهی که ممکن است در آخر از آن متنفر باشم ، شخم بزنم. من می خواهم قسمت های آخر سریال “وطن” را تماشا کنم و اگر ساول بمیرد ، خوب خواهم شد ، اما فقط برای یک لحظه. او یک شخصیت داستانی است.

و بعد ادامه خواهم داد از آنجا که حتی اگر آینده نا آگاه و ترسناک باشد ، من نمی توانم صبر کنم تا ببینم همه ما قصد داریم در آینده انجام دهیم.

منتشر شده در Coronavirus Pandemic