رفتن به نوشته‌ها

Coronavirus ، تئاتر و اپل خانواده ریچارد نلسون بازی می کنند

در مقاله جدیدی برای مجله Vogue در مورد چگونگی زنده ماندن تئاتر از همه گیر ، نمایشنامه نویس متیو لوپز ، نویسنده درام همجنسگرا “ارث” ، این ادعا را مطرح کرد که فکر می کنم مستحق بررسی دقیق تری است.

او می نویسد: “آنچه مسلم است گرسنگی ما برای داستان ها حتی بیشتر از این هم سیری ناپذیرتر شده است.”

من در مورد شما نمی دانم اما احساس می کنم در حال حاضر با داستان ها گشت و گذار شده ام. با مراجعه به تلویزیون از هر جهت و انبارهای الکترونیکی کتابهایی که با یک کلیک می توانید بارگیری کنید ، می بینم که این مشکل منبع کافی روایت نیست بلکه کسری از توجه است که با تعداد محدودی از گزینه های انتخابی همراه است.

به نظر می رسد اشتهای من از دیر کاهش یافته است. من در خانه به دام افتادم ، فکر می کردم که می خواهم راه را از طریق همه گیری رعایت کنم. اما در عوض ، من در برنامه هایی مانند یک گربه ریز و درشت ، نوک پستان می خورم ، به هر کاسه ای که پیش روی او قرار می گیرد ، می گزیدم تا بعد از چند گزش ، بی تفاوت جلوی خود را بگیرد.

دلم برای رفتن به تئاتر تنگ نمی شود ، با این وجود وسوسه کمی برای کاوش در کتابخانه های اجراهایی که بصورت آنلاین در دسترس قرار گرفته اند احساس می کنم. بسیاری از پیشنهادات مشهور من قبلاً در تئاتر دیده ام. و در مورد بقیه ، خوب ، نه ، من به خصوص نمی خواهم عصر خود را صرف تماشای صحنه خواندن “هملت” توسط یک شرکت ناشناخته یا یک کلاسیک ساختاری شده توسط یک گروه مشهور آلمانی (با یا بدون سوپر مارک های انگلیسی) کنم. من به اندازه کافی در صفحه مشاهده خودم هستم و ترجیح می دهم زنده به صفحه نمایش نباشم ، گویی وجود من یک پرواز اقتصادی پیچیده بین تولد و مرگ است.

در اوایل ابتلا به بیماری همه گیر ، من به یکی از دوستان امتحان کردم که در نهایت می توانم کشف کنم “من یک شخص سلسله مراتب نیازهای مازلو هستم”. من به بخشی از جامعه تئاتر پاسخ می دادم ، تا حدودی دلخراش ، که واکنش نشان می داد به نظر می رسد بحران کرونور ویروس با حادترین پرده از طریق کرکره تئاترهای برادوی ، به تعویق انداختن جوایز تونی و خواب آرزوهای بازیگران بازیگر در حال حاضر لغو شده است. نشان می دهد.

مطمئناً من با کارگردانی صحنه و لباس و کارگران فروشگاه لباس که تازه از کار خارج شده بودند ، دلسوز بودم. اما چیزی بیش از من برای تاکسی ها ، کارمندان خرده فروشی و پیشخدمت ها نبودم که به همین ترتیب تعجب می کنند که چگونه می خواهند اجاره ماه آینده را بگیرند. مرا بیزار بنام اما سرنوشت سیستم بیمارستانی ما که تحت فشار بیماران ناامید شده قرار دارد ، بیش از مارپیچ های بودجه مرگ شرکتهای تئاتر آزمایشی برای من ضروری تر به نظر می رسید.

الیزابت بیشاپ در توصیه به دوست و شاعر همکار خود رابرت لاول در مورد ادغام نامه های زناشویی خصوصی خود در شعر ، احساساتی را نقل کرد که از همه جالب تر از این است که از یکی از بزرگترین شاعران آمریکایی قرن بیستم آمده است: “اما هنر فقط نیست. ارزش آن را دارد. ” او به هیچ وجه تخریب کار زندگی اش نبود. او جایگاه ادبیات را در جهان اخلاقی روشن می کرد.

هنرها همه ارزشها و تعهدات دیگر را برنمی تابند. در واقع ، یک دسته برای هنرمندانی وجود دارد که معتقدند خلاقیت آنها باید در همه آب و هوا در اولویت قرار گیرد: خودشیفتگان. بیشتر افراد جامعه تئاتر این موضوع را درک می کنند و از سکوهای خود برای دفاع از علل فراتر از منافع حرفه ای باریک خود استفاده کرده اند.

شنیدن این نکته جالب بود که مدیرمسئول گروه تئاتر سنتر و مدیر اجرایی گروه مگان پرسمن در پنل سخنرانی هفته گذشته LA تئاتر اظهار داشت که تئاترها باید برای مقامات منتخب خود نه برای پول لابی کنند (زیرا نیازهای فوری بیشتری وجود دارد) بلکه برای صندلی در جدول سیاسی بازسازی بخش فرهنگی قرار است عضله جمعی بگیرد ، اما ابتدا باید با بحران انسان دوستانه مقابله کنیم.

داستان نویسی در معرض خطر انقراض نیست و اگر 2500 سال گذشته تاریخ تئاتر به ما چیزی یاد داده باشد این است که این مرحله را نمی توان سرکوب کرد. بدبختی مالی پیش رو برای نهادها و افراد بطور غیرقابل تصور بد است ، اما این خبر ناخوشایند منحصر به هنر نیست.

به عنوان کسی که زندگی خود را وقف گوش دادن به قصه هایی کرده است که در تاریکی به عموم مردم گفته شده است ، من از این اطمینان که لوپز چقدر بی تحرک هستم با اطمینان لوپز گفت که قصه گویی “بخشی اساسی از ماهیت بشر” است. شاید من به روشی نیستم که نیروهای تولید انبوه این غریزه را انتخاب کنند و کالای کنسرو شده دیگری را که از تسمه های نقاله نتفلیکس و آمازون دور می زند روایت کردم.

هنگامی که نویسندگان درمورد سهم خود در جامعه بشریت مقدس هستند ، گاهی اوقات همدستی خود را در مجتمع فرهنگی صنعتی از دست می دهند. دفاع بالاتر می تواند با بی اهمیت بودن بسیاری از کارها به نظر برسد.

انتظاراتم وقتی به نمایش برتر تئاتر عمومی “ریچارد نلسون” “چه می خواهیم در موردش صحبت کنیم ، کمرنگ شدم. مکالمات در زوم. ” در همه گیر فعلی ، این برنامه جدید علاوه بر نمایشنامه های Apple Family نلسون (به کارگردانی نویسنده) در چهارشنبه پخش شد و تا یکشنبه قابل تماشای رایگان از طریق YouTube و وب سایت عمومی است.

چهار نمایش قبلی (تحت عنوان “صحنه هایی از زندگی کشور” پس از “عمو وانیا” چخوف) از یک قالب دراماتیک محکم پیروی می کنند: خواهران و برادران اپل در یک میز در Rhinebeck ، N.Y ، در یک میز نشسته اند و در مورد وضعیت زندگی آنها بحث می کنند. نلسون در یک یادداشت برنامه نوشت: “من امیدوارم که این نمایشنامه ها به نیاز به صحبت ، نیاز به گوش دادن ، نیاز به تئاتر ، و نیاز به بودن در یک اتاق با هم هستیم. “

قرار گرفتن در همان اتاق دیگر برای اعضای مخاطب امکان پذیر نیست و حتی شخصیت ها در بیشتر قسمت ها مجبورند از هم دور شوند. ریچارد (جی ا. سندرز) ، وکیلی که در آلبانی برای فرماندار اندرو کووومو کار می کند و برای بازنشستگی آماده است ، در خانه خواهرش باربارا (ماریان پلوتکت) ، معلم دبیرستانی است که به تازگی از زندان آزاد شده است. بیمارستان پس از یک دوره ترسناک COVID-19. خواهر آنها ماریان (لیلا رابینز) ، معلم مدرسه ابتدایی است که دخترش زندگی خود را با خودکشی به پایان رساند ، مشروبات الکلی می نوشد و در تلاش است تا کنترل خود را حفظ کند. جوانترین خواهر ، جین (سالی مورفی) ، نویسنده مستقل که سعی در ترساندن ترس هایش دارد ، در اتاق خواب خود نگه داشته می شود در حالی که شریک زندگی وی ، تیم (استفان کانکن) بازیگر و مدیر رستوران ، در اتاق خواب دوم در هنگام بهبودی در قرنطینه می شود. از قلم خودش با این بیماری.

این گفتگو تقریباً صحبت های خانوادگی را که در صفحه های زوم تاک تاک-پا انجام می شود ، تکرار می کند. چطور مواد غذایی را می خرید؟ چه کسی مریض است؟ آیا کسی را که فوت کرده است می شناسید؟ با کار چه اتفاقی می افتد؟ چگونه با اضطراب مقابله می کنید؟

نلسون در نگه داشتن ضبط صوت تا صحبت های کوچک خود ، خطری از نوع تئاتری را به خطر می اندازد. این نمایشنامه ، که من بعد از یک نشست طولانی بزرگنمایی خودم را تجربه کردم ، در ابتدا این سؤال را برای من ایجاد کرد که نلسون فکر می کند چه کسی در ارائه نمونه ای از گفتگوی همه گیر تکراری ما در حال انجام است.

این بازیگران ، که از سالها کار در گروه موسیقی محصور شده اند ، نمایش های زیبایی بهم می دهند. و فراوانی مراجعات تئاتر (از جمله حکایات مربوط به بازیگر مارک بلوم که در مارس به دلیل عوارض ناشی از COVID-19 درگذشت) یک شرکت تسلی بخش برای جامعه هنری نیویورک ارائه می دهد. اما موضوع واقعی مکالمه “چه می خواهیم در مورد آن صحبت کنیم” نپرداخته است – مرگ – معلوم می شود که این نمایش پرواز هنری می کند.

البته شخصیت ها در مواجهه مستقیم با آنچه که هنری جیمز از آن به عنوان “چیز برجسته” نامیده می شود ، مشكل دارند. هنر مجرای مرگ و میر را فراهم می کند. بحث در مورد “باغ گیلاس” و یک بازی بداهه (با الهام از “Decameron” بوكاچیو) در مورد داستانهایی برای دور كردن از وحشت طاعون وجود دارد. اما این توده باخ در B Minor است که باربارا را در حالی که در بیمارستان بود ، آسایش می داد ، زیرا موسیقی که از تلفن او می شود ، یک آگاهی مشترک برای آگاهی مشترک ایجاد می کند.

جواد دیدیون “آلبوم سفید” را با خط “ما خودمان داستان می گوییم تا زندگی کنیم” شروع کرد. ممکن است حقیقت عمیق تر این باشد که ما به خودمان داستان می گوییم زیرا باید بمیریم. بازی نلسون ، یک پاسخ خط داغ به یک اورژانس ملی ، یک پیشنهاد جزئی است. اما این تجربه به من یادآوری کرد که این داستانهایی نیست که من از آن خسته شده ام. این داستان پردازی است که از واقعیت از دست دادن یا دستکاری و بهره برداری از آن جلوگیری می کند. قصه گویی که وانمود می کند که ما تمام وقت در دنیا داریم. داستان گویی که به اعتقاد روابط عمومی خودش است.

زنده باد داستانهایی که حقیقت غیر قابل انکار را برای ما بازگو می کنند.

منتشر شده در Theater