رفتن به نوشته‌ها

‘Amores Perros’ در 20 سالگی: فیلم آرزوی ایناریتو هنوز می لرزد

با توجه به انتخاب ، آلخاندرو گونزالس ایاناریتو باید موسیقی را به جای فیلم مورد علاقه خود برای بیان هنری انتخاب می کرد. این حقیقت گرچه تعجب برانگیز از یکی از مشهورترین کارگردانان جهان است ، اما تا حدی حساسیت های داستان سرایی و توجه همه جانبه او به جزئیات فنی و روایی را توضیح می دهد – ویژگی بسیاری از همکاران قدیمی او برای نتایج حاصل از نمایشگر ستایش می کنند.

نویسنده مکزیکی از یک مزرعه در نزدیکی شهر مکزیکو سیتی گفت: “من بیشتر از اینکه را دوست داشته باشم ، موسیقی را دوست دارم ، باید اعتراف کنم.” “متاسفانه من گوش عالی دارم اما دستهای بسیار ناشیانه ای دارم. من در مورد نواختن موسیقی یک علاقه مند آماتور نسبتاً بدی هستم. ”

از آن آرزوهای شکست خورده ، سینما یک چشم انداز بلند پرواز را بدست آورد که مرزبندی هایی چون “The Revenant” ، “Birdman” و “Babel” جایگاه Iñárritu را در میان بزرگان تثبیت می کند. اما قبل از جلب جوایز هالیوود و کار با ستارگان بین المللی ، کارگردان برنده چند جایزه اسکار کار خود را در سال 2000 با یک شاهکار مکزیکی ، “Amores Perros” آغاز کرد.

در دوره ای ساخته شد که تولید فیلم در این کشور کم بود ، این فیلم کلاسیک Nuevo Cine Mexicano – دوره ای که تولد دوباره سینمای مکزیک پس از یک دوره بی ثمر گسترده محسوب می شود – دو دهه ادامه دارد. “Amores Perros” با ساختار سه جانبه ای که از طریق شخصیت های مختلف در لایه های متضاد اجتماعی مکزیکو سیتی گشت و گذار می کند ، دندان های چشمگیر خود را در بین مخاطبان و منتقدان فرو برد و به تنهایی گروه بازیگران و صنعتگران را که امروز از موفق ترین خالقان آمریکای لاتین هستند ، ارتقا داد.

این هفته ، مجموعه معیارها بازسازی دیجیتال 4K “Amores Perros” را در Blu-ray و DVD منتشر کردند. نسخه ویژه ، مورد تأیید و نظارت بر ایگاریتو و رودریگو پریتو ، فیلمبردار ، به طور ضمنی بیستمین سالگرد اولین فیلم سینمایی این کارگردان را گرامی می دارد. ایگاریتو می گوید: “کسانی که قبلاً آن را می دانند ، می خواهند آن را به روشی جدید کشف کنند و کسانی که این کار را نمی کنند ، نسل جدید لاتین ها ، تعجب بزرگی خواهند داشت.”

مسیری که ایاناریتو نسبت به فیلم داشت ، تا زمانی که او یک جوان بزرگسال بود شروع نشد. “بعضی اوقات من می شنوم که کارگردانان دیگر همین داستان را می گویند:” وقتی من 8 ساله بودم پدرم به من یک دوربین Super-8 داد و من شروع به ساختن فیلم کردم. “من غبطه می خورم که آنها از بچگی می دانستند چه چیزی می خواهند باشند ، “صریحاً یادداشت می کند.

در اوایل 20 سالگی ، پس از درک مهارت محدود موسیقیایی ، به فکر ساخت فیلم گرایش پیدا کرد. در آن زمان ، گام برداشتن از تماشاگر به سمت سازنده – بدون مزایای ابزار دیجیتالی امروز – کاری پیچیده تر بود. بنابراین او به نوبه خود حرفه ای مماس شد و در رادیو شروع به کار کرد.

گائل گارسیا برنال ، بازیگر ، در مورد دوران حضور ناپذیر ایگاریتو به عنوان دی جی رادیو در طول دهه 1980 می گوید: “من با صدای او از طریق همه کارهایی که در WFM انجام دادم بزرگ شدم.” “او ریتم جدیدی را در رادیو در مکزیک وارد کرد که من بچه بودم.” علیرغم طرفدارانش ، پس از چند سال ، تماس خفته ایگاریتو او را از امواج هوا کشاند.

ایگاریتو می گوید: “من رادیو را در زمانی ترک کردم که ایستگاه بسیار موفقیت آمیز بود و من کارگردان بودم” ، اما می خواستم فیلم بسازم. من نمی دانستم چگونه به آنجا بروم اما ذهنم برای دستیابی به آن متمرکز شده بود. ”

کارگردان Alejandro González Iñárritu با بازیگر Emilio Echevarria شوت می زند برای

کارگردان آلخاندرو گونزالس ایاناریتو با بازیگر امیلیو اچوئریا برای فیلم “Amores Perros” شات می زند.

(Alejandro González Iñárritu)

وی به مدت سه سال تئاتر را زیر نظر لودویک مارگولز ، تسیسی مشهور مکزیکی تحصیل کرد ، سپس با دوستانش شرکت تولیدی خود را به نام Zeta Films تأسیس کرد ، جایی که وی تبلیغات تجاری را برای مارک های بیشماری نوشت ، کارگردانی کرد ، تهیه و تدوین کرد. پریتو در این مرحله به سفر پیوست و بلافاصله وعده Iñárritu را شناخت.

این آموزش عملی برای فیلمساز خودآموخته ، که به مکاتب سینمایی اعتقادی ندارد ، خوشبختانه بود – عقیده ای که اغلب او را به دردسر انداخته است. “شما نمی توانید سینما را یاد دهید یا یاد بگیرید ، باید آن را بسازید. مانند یک شاعر می توانید ادبیات بخوانید و بخوانید ، اما شاعر شاعر به دنیا می آید. من با این متولد شدم. ” “چه آن را مطالعه کرده باشم و چه نکنم ، سرنوشت من بود و آن را دوست داشتم.”

در سال 1995 ایاناریتو اولین خلبان تلویزیونی خود را نوشت و کارگردانی کرد. یک سال بعد ، وی توسط گیلرمو آریاگا ، داستان نویس و فیلمنامه نویس ، از طریق دوست و همکار فقیدش پله یو گوتیرز ملاقات کرد. اندکی بعد ، روند نوشتن مقاله “Amores Perros” آغاز شد. ایگاریتو سه پروژه دیگر را با عنوان نویسنده آریاگا کارگردانی کرد.

فیلمنامه آریاگا که در ابتدا “Perro negro، perro blanco” نام داشت ، از افرادی که در همسایگی و حوادث شخصی وی می شناخت الهام گرفت ، خصوصاً تصادف اتومبیل در سال 1985 که از آن جان سالم به در برد. این حادثه نه تنها افتتاحیه خیره کننده فیلم بلکه ساختاری است که اتفاقات قبل ، حین و بعد از حادثه را روایت می کند. کوفی ، سگ مرکزی ، بر اساس حیوان خانگی خود Arriaga ساخته شد. بخش مربوط به یک مرد متاهل و یک مدل از یک دوست آمده است ، در حالی که ال چیوو مردی را که از کودکی به یاد داشته است را برانگیخته است. آریاگا می گوید: “من سعی کردم داستانی را بنویسم که تا حد ممکن انسانی باشد ، با شدیدترین تضادها ، و شخصیت های نفرت انگیزی را تهیه کنم که برای مخاطب جالب بود.”

در آن زمان ، وقتی مکزیک سالانه فقط تعداد معدودی فیلم سینمایی تولید می کرد ، فقط کارگردانان فصلی که سابقه کار داشتند ، یارانه دولت را برای تأمین مالی تولید دریافت می کردند. Iñarritu درعوض به AltaVista ، یک شرکت خصوصی که در زمینه سرگرمی فعالیت می کند ، روی آورد و موافقت کرد که “Amores Perros” را با بودجه 2 میلیون دلار تولید کند ، مبلغی که برای تولید مکزیکی در آن زمان رقم خورد.

وقتی هزینه نهایی نزدیک به 2.4 میلیون دلار رسید ، ایگاریتو و شریک زندگی اش رائول اولورا مجبور شدند هرگونه امید به سود را از دست بدهند و پول نقد خود را برای تکمیل فیلم سرمایه گذاری کنند.

کارگردان Alejandro González Iñárritu در صحنه فیلمبرداری

کارگردان آلخاندرو گونزالس ایه آریتو در سر صحنه “Amores Perros” با بازیگران مارکو پرز و گئل گارسیا برنال.

(Alejandro González Iñárritu)

مجریانی که درجات مختلفی از تجربه بازیگری فیلم را داشتند ، این گروه بزرگ را تشکیل می دادند. تنها شرط Iñárritu به مدیر انتخاب بازیگران مانوئل تیل این بود که همه باید آموزش تئاتر داشته باشند. با دوازده فیلم و همین تعداد نمایش به نام وی ، ونسا باوچ ، بازیگر زن که در اواسط 20 سالگی بود ، باسابقه ترین مجری فیلم بود.

او در نقش سوزانا ، مادری نوجوان زندگی می کرد که با خانواده شوهرش زندگی می کرد و مورد تهاجم دادگاه او قرار گرفت – برادر شوهر ، شخصیت گارسیا برنال ، اکتاویو. او می گوید: “سخت ترین قسمت ساخت شخصیتی بود كه در آن زمان از من جوان تر بود ، با چنین شكنندگی ، آسیب پذیری و تنهایی.”

از نظر Bauche ، همچنین یک فعال شدید که علیه خشونت علیه زنان مبارزه می کند ، “Amores Perros” امروز معنای بیشتری پیدا کرده است. “عشق هایی که در فیلم به تصویر کشیده می شود ، بیشتر درمورد میل و رقابت بین مردان آلفا است. او یادآور می شود ، اما در حقیقت ، این هیچ ارتباطی با عشق واقعی ندارد. به همین دلیل احساس می کنم که این فیلم بیش از 20 سال پیش موضوعیت بیشتری پیدا کرده است ، احتمالاً به این دلیل که اکنون می توانیم در مورد این موضوعات در رابطه با جنسیت ، دیدگاه جنسیتی ، مردانگی های جدید در مکزیک صحبت کنیم. ”
گارسیا برنال ، امروز یکی از پرطرفدارترین بازیگران نسل خود ، اولین بار توسط ایگاریتو به عنوان یک جوان 15 ساله در فیلم کوتاه “De Tripas Corazón” آنتونیو اورروتیا معرفی شد. این دلیلی است که Iñárritu نوجوان خوش چهره را در یکی از تبلیغات خود و در نهایت در “Amores Perros” انتخاب کرد.

“او یک بچه بسیار زیبا بود ، نگاه عمیق و چشمانی بسیار نادر ، تقریبا بنفش و نورانی داشت. او بسیار جذاب بود اما نه به روشی سطحی که یک مدل دارد. از نظر من ، صورت او مانند یک گرگ جوان یا مانند آلن دلون مکزیکی جوان به نظر می رسید ، “می گوید Iñárritu.

“در آن زمان من به دبیرستان در مکزیکو سیتی می رفتم و گاهی در تئاتر کار می کردم. من در لحظه ای بودم که نمی دانستم قرار است به بازیگری اختصاص دهم یا نه “، گارسیا برنال می گوید. او قصد داشت در UNAM فلسفه بخواند اما اعتصاب شد ، بنابراین برای ادامه تحصیل در رشته بازیگری به لندن رفت تا اینکه دانشگاه فعالیت خود را از سر بگیرد.

گائیل گارسیا برنال در

گئل گارسیا برنال در “Amores Perros”.

(فیلمهای دروازه شیرها)

در حالی که گارسیا برنال در لندن بود ، ایگناریتو فیلمنامه “Amores Perros” را برای او ارسال کرد و به او بخش اکتاویو ، مرد جوانی از یک محله حاشیه نشین مکزیکو سیتی را ارائه داد که از جنگ سگها پول می گرفت. اما اگرچه گارسیا برنال مشتاق شرکت بود ، مدرسه انگلیسی او اجازه کار به دانش آموزان را نداد. او باید فیلم را مخفیانه انجام دهد. صحنه های او در حوالی بهار او برنامه ریزی شده بود ، اما هنگامی که ایگاریتو به او اطلاع داد که برای یک هفته بیشتر به او در مکزیک احتیاج دارند ، نوجوان مهمترین دروغ زندگی خود را برنامه ریزی کرد.

“من گفتم ،” خوب ، پس بیایید یک بیماری اختراع کنیم. ما از یک دکتر می خواهیم یک یادداشت جعلی پزشکی ایجاد کند و من آن را به مدرسه می برم و امیدوارم مشکلی پیش نیاید. “ما با یکی از دوستان خود که در مکزیک پزشک بود رفتیم و به او گفتیم ،” لطفا این کار را برای عشق به سینما. لطفاً به ما کمک کنید. او این کار را کرد. من این داستان را الان می گویم ، اما حدود 13 سال بود که به خاطر انجام چنین کاری غرق در گناه بودم. و همچنین ، شما هرگز قرار نیست وقتی تقلب می کنید در مورد آن صحبت کنید ، اما جالب است که فکر کنید در آن روزها می توانستید کارهایی از این قبیل را انجام دهید. همکلاسی هایم از مدرسه حتی کارت پستال هایی برایم می فرستادند که می گفتند زودتر بهتر شوی. فکر می کنم این چیزی است که مرا کشته است. فکر کردم ، … چنین فسادی. من وحشتناک هستم. “” این دروغ در نهایت آینده او را رقم زد.

آدریانا بارازا برای به دست آوردن نقش یک مادر مجرد از نظر اقتصادی در یک محله پر از جرم ، خشم و عصبانیتی را که برای یک زن در شرایط شخصیت خود تصور کرده بود ، هدایت کرد و در طی تست های خود آشپزخانه خیالی را تمیز کرد. نمایش متقاعدکننده وی ، القای احساسات در یک کار پیش پا افتاده ، نقش اصلی او را به عهده داشت. قسمت كوچك سرانجام به نقش برجسته تری در فیلم “بابل” ساخته ایگاریتو در سال 2006 منجر شد كه وی برای آن به عنوان بازیگر نقش مکمل زن نامزد اسكار شد.

اما در مجموعه “Amores Perros” ، او در ابتدا نمی توانست روش او را درک کند. “من فکر کردم او بازیگری من را دوست ندارد. به عنوان مثال ، وقتی شخصیت من ، کونچیتا ، مجبور است به اتاق برود تا بد گویی کند و به گئل و ونسا بگوید که بیرون بروند – که آنها نباید آنجا باشند. این یک صحنه کوچک بود ، اما ما باید حدود 15 بار این کار را انجام داده باشیم. هر بار او چیز متفاوتی را می خواهد. او به من می گفت ، “از این طریق عالی است ، اما حالا این را اضافه کن.”

آلخاندرو گونزالس ایاناریتو ، درست ، با بازیگران و خدمه آن

آلخاندرو گونزالس ایاناریتو ، درست ، با بازیگران و عوامل فیلم “Amores Perros”. در مرکز بازیگری آدریانا بارازا بازیگر است.

(Alejandro González Iñárritu)

بعداً بارازا فهمید که این به این دلیل نیست که او از کار او ناراضی است بلکه او با درخواست از او بخواهد صحنه را با احساساتی متفاوت متفاوت (خشم + کینه + ترس) به قسمت پیچیده اضافه کند. لایه ها به جای درک ساده از این که چرا یک شخصیت کاری را به روشی خاص انجام می دهد ، یک حالت احساسی غنی تر را بیان می کنند.

وی توضیح می دهد: “هرچه بیشتر از شما بخواهد عناصری را به اجرا اضافه کنید ، هرچه بیشتر عمق می کنید ، به انسان واقعی نزدیکتر می شوید.” “من این را با الخاندرو فهمیدم. همه اش به لطف اوست. او خیلی به من داد. اکنون این را در کلاس های بازیگری ام آموزش می دهم. ”

به گفته بارازا ، جادو در این است که چگونه ایگاریتو تمام ابزارهایی را که بازیگران برای کار با آنها استفاده کرده اند ، از بین می برد. در تکرار و تغییرات ظریف ، او اقدامات آنها را از حالت نمایشی خارج می کند و به یک رفتار باورپذیر نزدیک می شود.

ایگاریتو می گوید: “من واقعاً از کار با بازیگران لذت می برم زیرا به کاری که انجام می دهند بسیار احترام می گذارم و می دانم که آنها چه کاری انجام می دهند.” “دقیقاً مانند نوازنده ویولون ویولن و پیانو نوازنده پیانو ، بازیگران بدن خود را دارند – این ساز آنها است. آنها احساسات خود را شجاعانه با مجموعه ای از جنبه های فنی مانند یادگیری خطوط گفتگو در میان می گذارند. برای کار یک بازیگر بزرگ یک رمز و راز بزرگ است. ”

“او کارگردانی است که روی جزئیات هر شخصیت تمرکز دارد. او برای ایجاد آنها به هر یک از آنها وقت اختصاص می دهد. این یک هدیه است که می توان از این طریق کار کرد. “، گویا تولدو ، بازیگر اسپانیایی بازیگر نقش والریا ، مدلی که در تصادف اتومبیل یک پا را از دست می دهد ، می گوید.

Iñárritu تصمیم گرفته بود شخصیت والریا را در مکزیک به یک خارجی تبدیل کند تا انزوا را افزایش دهد و تا زمانی که عکس تولدو را مشاهده نکرد ، به دنبال بازیگری ایده آل بود. اما او در به عهده گرفتن کار مردد بود. او یادآوری می کند: “در آن زمان من تازه مدرسه را تمام کرده بودم و اولین فیلمم را ساخته بودم ، بنابراین من در کارم بسیار محتاط بودم. شاید به دلیل شکل ظاهری من اما مردم همیشه فکر می کنند من یک مدل هستم. خدا را شکر تصمیم درستی گرفتم و گفتم بله. “

تولدو علاوه بر یادگیری نحوه استفاده از ویلچر و ضربه زدن به درد والریا ، مجبور شد بر هراسی فلج کننده نسبت به سگ ها نیز غلبه کند. بخشش او را ملزم می کرد که برای بسیاری از صحنه هایش از یک کوچک به نام ریچی در فیلم استفاده کند. او اکنون یک صاحب سگ خوشحال است.

Alejandro González Iñárritu کارگردانان بازیگران Goya Toledo و Alvaro Guerrero در صحنه فیلمبرداری

الخاندرو گونزالس ایاناریتو بازیگران را به کارگردانی گویا تولدو و آلوارو گوئررو در صحنه مجموعه “آمورس پروس” آغاز کرد.

(Alejandro González Iñárritu)

كاستارهای سگ آشكارا مهم بودند. مربی سگ ، لری کازانوا کسانی را یافت که شخصیت Emilio Echeverria ، ال Chivo را در خیابان دنبال می کنند و قبل از شروع تیراندازی آنها را به مدت هشت ماه آموزش داد. این بازیگر همچنین وظیفه خود را انجام داد تا رئالیسم را به این نقش برساند. ایگاریتو می گوید: “وقتی ال چیوو در فیلم راه می رود ، سگها كنار او راه می روند و این تظاهر نمی كند.” “آنها با او رابطه برقرار کردند. او آنها را سیر می کرد. سگها چنین احساسی داشتند و به همین دلیل است که این تعاملات بسیار مهیج و واقعی هستند. ”

از دیگر ایده های خوب برای کار با سگها ، به گفته پریتو ، استفاده از پوزه ای تقریباً نامرئی برای صحنه های جنگ بود. با توجه به تاری حرکت ، بیننده متوجه آنها نمی شود و مانع از گاز گرفتن حیوانات به یکدیگر می شوند.

در اوایل ، Iñárritu و Prieto در مورد استفاده خود از یک دوربین دستی بحث کردند. کارگردان نگران بود که این فیلم ارزان شود یا جنبه عمومی پیدا کند. ایگارریتو می گوید: “از زمان Cassavetes ، این کار بیش از حد انجام شده است ، اما این در مورد نحوه استفاده از آن است.” “در مورد ما ، دوربین با بازیگران نفس می کشد ، که تفاوت زیادی ایجاد می کند. رودریگو با دوربین بازیگران را نوازش می کرد و از نظر احساسی با آنها حرکت می کرد. این دستورالعمل من بود. “

هر دو همچنین در آن زمان سعی داشتند از زیبایی ظاهری اکثر فیلم های مکزیکی جدا شوند. آنها ظاهر سخت تری می خواستند. “ما در بای پس سفید کننده مستقر شدیم. پریتو می گوید ، این بخش مهمی از ظاهر فیلم بود ، “به علاوه ، سهام فیلم های مختلف با انواع مختلف ساختار دانه.”

برای انتشار معیار ، این دو نفر رنگ اصلی را بازیابی کرده اند زیرا قصد داشت از منفی به نمایش درآید. دانه و کنتراست شدید فرآیند بای پس سفید کننده ارتعاشی بی نظیری به فیلم بخشید که انرژی ضربان دار را از طریق کلان شهری مانند مکزیکو سیتی منعکس می کند. این فیلمبردار اضافه می کند: “ما فقط در تلاش نبودیم آنچه در واقع شبیه به آن است تولید کنیم.” “ما می خواستیم آنچه را که احساس می شود تولید کنیم.”

برای تصادف اتومبیل ، قطعه اصلی درام ، پریتو ، که اکنون یک نامزد اسکار نامزد اسکار است ، هرج و مرج کنترل شده تیراندازی با 9 دوربین را به یاد می آورد ، یکی از آنها دوربین را کار می کرد. “ما پول زیادی نداشتیم ، بنابراین فقط یک هزینه داشتیم تا آن را بدست آوریم.”

هیچ یک از بازیگران در هنگام تصادف از نظر جسمی داخل اتومبیل نبودند ، اما تنش ناشی از سرعت غروب خورشید و خسارت وثیقه به ماشین های پارک شده در این نزدیکی بود. مانند همه صحنه های “Amores Perros” ، این آزمایش خطرناک در مکان اجرا شد.

Alejandro González Iñárritu و Rodrigo Prieto هنگام فیلمبرداری با یکی از سگها کار می کنند

Alejandro González Iñárritu و Rodrigo Prieto هنگام فیلمبرداری “Amores Perros” با یکی از سگها کار می کنند.

(Alejandro González Iñárritu)

با بسته شدن عکاسی اصلی ، ایگاریتو برای ویرایش فیلم به مدت 9 ماه در خانه اش حبس شد و از موسیقی متن Ry Cooder برای “پاریس ، تگزاس” ساخته ویم وندرس به عنوان آهنگ موقت استفاده کرد. در آن دوره از اوج تمرکز ، همکاران کارگردان آلفونسو کوارون و گیلرمو دل تورو بازخوردی درباره این کاهش ها ارائه دادند. دل تورو ، که ایاناریتو از طریق یکی از دوستان مشترکش ملاقات کرد ، برای مشاوره به کارگردان به مدت سه روز آمد و ادعا کرد که او به ایگاریتو کمک کرد تا یک قسمت از زمان اجرا را کاهش دهد. Iñarritu اگرچه از حمایت خود بسیار سپاسگزار است ، اما این را رد می کند. “من می گویم مثل شش یا هفت دقیقه بود ، اما آنها حیاتی بودند.”

چندی نگذشت که لین فاینشتین ، سرپرست موسیقی فیلم و دوست ایاناریتو ، یک نسخه از آلبوم “رونروکو” توسط موسیقیدان آرژانتینی گوستاوو سانتاوللا را به او داد. ” Iñárritu تحت تأثیر قرار گرفت و از آهنگساز خواست اولین بازی خود را به ثمر برساند. آهنگساز – همچنین تهیه کننده و صاحب برچسب ضبط – بدون اینکه فیلمنامه را بخواند یا برشی را دیده باشد ، به دلیل داشتن بیش از حد در بشقاب ، قصد داشت رد کند. اما احساس روده به وجود آمد.

سانتاولالا می گوید: “من نیمه شب از خواب بیدار شدم.” “من روی تختم نشستم و فکر کردم ، … اگر این پسر نابغه باشد چه؟ اگر فیلم شگفت انگیز باشد و من بدون اینکه حتی به فیلمنامه نگاه کرده باشم نه بگویم ، چه می شود؟ ‘”او صبح روز بعد از خواب برخاست و به ایگارریتو اطلاع داد که اگر برای نمایش فیلم به لس آنجلس می آمد ، آن را در نظر می گرفت.

مدیر مسلح به VHS ، به ملاقات او آمد. به محض پایان توالی تصادف اتومبیل ، سانتاوللا فروخته شد. نمره جذاب وی که در استودیوی اکو پارک وی ضبط شد ، اولین کسی بود که گیتار ronroco را نواخت ، ابزاری که به امضای آهنگساز برنده اسکار تبدیل شد و همچنین استفاده از سکوت و صداهای نامتعارف.

سانتولاوللا می گوید: “در” Amores Perros “من توانستم از مفهوم نت اشتباه استفاده کنم ، یک ناهماهنگی – آنها دو نت هستند که تقریباً یک اکتاو از هم جدا هستند اما دقیقاً دقیقاً نیستند – همیشه با دست الخاندرو هدایت می شوند.” کار او برای Iñárritu ورود او به صنعت فیلم بود. فیلم های بعدی او شامل “خاطرات موتور سیکلت” و “کوه Brokeback” است.

موسیقی متن شده با قطعات Santaolalla تقریباً به اندازه فیلم نمادین است. این آلبوم دوتایی شامل آهنگ ها و آهنگ های اصلی که توسط Iñárritu انتخاب شده است ، نمایانگر دانش و روابط عمیق وی در صحنه موسیقی است. جولیتا ونگاس ، ناچا پاپ و حتی سلیا کروز از جمله این موارد هستند. “آلبوم به خودی خود مهم است و آن زمانی را به تصویر می کشد که این هنرمندانی که اکنون افسانه هستند ، جوان و متولد بودند. کاری همانقدر بلند پروازانه برای موسیقی متن فیلم تا آن زمان در مکزیک انجام نشده بود “، اظهار داشت ایگاریتو.

علاوه بر این ، Iñárritu همچنین دو موزیک ویدیو را برای آهنگ های نوشته شده برای فیلم ، تنها موزیک ویدیوهایی که وی از آن پشتیبانی کرده است ، کارگردانی کرد: “De Perros Amores” ساخته کنترل Machete و Ely Guerra و “Aviéntame” کافه Tacvba ، که مدت زمان طولانی است بدون وقفه اتاق سوزانا و رامیرو که در فیلم دیده می شود. او معتقد است كه ورزش كوتاه شروع “مرغ پرنده” بود. این کلیپ ها در دیسک Criterion گنجانده شده اند. به ناچار ، هویت Iñárritu به عنوان یک موسیقی فیلم در آثار او نفوذ می کند ، شاید هرگز به شدت مانند “Amores Perros” رخ ندهد.

“او گوش عالی دارد. اگر توجه کنید ، فیلم های او نت موسیقی است که جلوی دوربین قرار می گیرد. آنها موسیقیایی خاصی دارند. صدا و نمره در کارهای او اساسی است. “، می گوید باوچه ، دختر موسیقیدان تیتو بوچه. وی گفت: “فیلمنامه ها نت موسیقی هستند و نحوه عکاسی او یک احساس ارکسترال دارد. او مانند اپرای سینمایی تولیدات سمفونیک را روی صحنه می برد. “
سرانجام ، بسیاری از انبارهای فیلم دانه ای ، پارس بلند ، خون تقلبی ، تمرینات خام ، بازی های بی پایان و ایجاد یک برخورد ترافیکی باورنکردنی بعداً ، در 14 مه 2000 ، “Amores Perros” برای اولین بار در جشنواره فیلم کن به عنوان بخشی از نوار کناری هفته منتقدان. Iñárritu که با تشویق و تحسین روبرو شده بود ، فکر کرد این امکان وجود دارد که هر فیلمی در کن از همان استقبال برخوردار شود. او پیش از این هرگز در جشنواره فیلم شرکت نکرده بود. اما وقتی این فیلم جایزه هفته منتقدان را از آن خود کرد ، تیم متوجه شد که آنها به یک موفقیت مهم دست یافته اند.

کارگردان Alejandro González Iñárritu صحنه ای را برای فیلم سال 2000 قاب می کند

کارگردان Alejandro González Iñárritu صحنه ای را برای فیلم 2000 Amores Perros قاب می کند.

(Alejandro González Iñárritu)

ماه ها بعد ، Iñárritu و Prieto در كنار جاده بودند و در حال راه اندازي دوربيني براي بازسازي بازرگاني ديگري بودند كه تماسي به آنها رسيد كه “Amores Perros” نامزد اسكار براي فيلم خارجي زبان اول براي مکزيک شد. در 25 سال این فیلم با بردن BAFTA برای فیلم های خارجی ادامه خواهد یافت. به نوعی ، آنها موفق شده بودند هم به گیشه ای در مکزیک تبدیل شوند ، هم برای یک محصول محلی یک حیرت انگیز باشد و هم در خارج از کشور.

دو فیلم بعدی ، “21 گرم” (2003) و “بابل” (2006) ، “سه گانه مرگ” Iñárritu و Arriaga را کامل می کنند که با “Amores Perros” آغاز شد. هر دو فیلم با دو نامزدی برای “21 گرم” و هفت بار برای “بابل” مورد توجه اسکار قرار گرفتند ، از جمله اولین نامزدهای اسکار برای کارگردانی و بهترین فیلم ایگارریتو. “بابل” همچنین برنده گلدن گلوب بهترین فیلم سینمایی درام شد. و ایاناریتو برای کارگردانی “مرد پرنده” و “The Revenant” برنده اسکار پشت سر هم شد.

با این حال ، تمام این سال ها ، “Amores Perros” کیفیت تصویر بارزی در توصیف وضعیت انسان حفظ می کند. سه داستان بی رحمانه و ویرانگر شاعرانه گره خورده که به یک واقعه غم انگیز و پر سر و صدا گره خورده است ، صفحه ها را به آتش می کشد.

ایگاریتو می گوید: “این فیلمی است که به شخصیت ها با نگاهی چند بعدی نگاه می کند.” “هر یک از آنها به یک طبقه طبقاتی مشخص در مکزیک تعلق دارند. این سه داستان داستان ها موزاییکی بود که شامل همه چیز نمی شد ، بلکه بخش بزرگی از جامعه به پیچیدگی جامعه ما را شامل می شد. این به آنچه هنوز هستیم وفادار مانده است. “

نوازنده ای که یک بار امیدوار بود به درستی کارگردان شد نتیجه گیری می کند: “بسیاری از چیزها نه تنها تکامل یافته بلکه تحول یافته اند. بسیاری از این واقعیت ها وجود دارد که امروز حتی با شدت بیشتری نسبت به گذشته در حال رخ دادن است. از این نظر فیلم ارتباط خود را حفظ کرده است ، زیرا این واقعیت را مستند کرده است. ”

منتشر شده در دانلود فیلم