رفتن به نوشته‌ها

چگونه فیلیپ گلاس و ‘اینشتین در ساحل’ اپرا را تغییر دادند

به راحتی مهمترین اپرای نیم قرن اخیر ، “انیشتین در ساحل” حداقل در ابتدا برای کسانی که شاهد آن بودند بیشتر از خود شکل هنری بود که نمی توانست کمتر به آن اهمیت دهد. تقریباً هیچ چیز درباره آنچه فیلیپ گلاس آهنگساز و رابرت ویلسون کارگردان آن را روی صحنه بردند اپرا نبود.

“اینشتین” هیچ روایتی ندارد. “انیشتین” انیشتین را ندارد ، حتی اگر بسیاری از صحنه ها با نماد نمادین از دانشمند موی موخوره پوشیده شده اند. “اینشتین در ساحل” ساحلی ندارد. نمره سریع و با صدای بلند بی وقفه Glass چهار ساعت کار سخت Minimalism است. متن گفتاری از پراکنده شدن رادیوی اواسط دهه 1970 نیویورک AM ، قطع شده است. متن آواز متشکل از ریتم شمارش آواز یا هجاهای حلزونی زمین است. تصاویر ویلسون حول یک قطار / سفینه فضایی ، دادگاه / زندان و میدان می چرخد ​​، اگرچه در یک نقطه غیر قابل توضیح ، یک انقلابی پتی هرست ، تفنگ در دست ، خود را در عمل می بیند.

در اولین نمایش تابستان 1976 در آوینیون ، فرانسه ، گلاس احساس تئاتر را به سرخوشی همراه با زایمان تشبیه کرد. بسیاری از ما – در واقع بسیاری از ما – در این مورد بحث نخواهیم کرد. در آن زمان ، گلاس س questionsالاتی را در مورد اینکه آیا او و ویلسون واقعاً قصد داشتند “اینشتین” یک اپرا باشد را کنار گذاشت ، با توجه به اینکه موسیقی ، تصویربرداری ، دکور صحنه ، نورپردازی ، رقص و سایر جنبش ها ارتباط کمی با یکدیگر داشتند. آهنگساز در زندگی نامه خود با عنوان “کلمات بدون موسیقی” اصرار دارد که “انیشتین” نه توضیحی خواسته و نه نیازی به توضیح دارد. “و ما هرگز سعی نکردیم یکی بسازیم.”

این یک اپرا است. یعنی اگر اپرا را تئاتری می دانید که به موسیقی اعتماد دارد. به یک معنا ، “انیشتین در ساحل” از نظر موسیقی حتی از اپرای سنتی قابل اعتماد است و بدون تولید ویلسون کاملاً ناپایدار است. آنچه دوام می آورد نمره است. و اعتمادی که “انیشتین” را در سال 2020 ضروری می کند ، سال سرنوشت ساز ما که اعتماد به یکی از ناامیدکننده ترین نیازهای ما تبدیل شده است.

سوزان سونتاگ در مقاله “علیه تفسیر” که یک دهه قبل از “انیشتین” منتشر شده است ، ادعا می کند که “تفسیر یعنی فقیر”. تفسیر جهان را همانگونه که هست تبدیل می کند ، “ جهان ، “همانطور که Sontag می گوید ،”این جهان ، “کم نورترین ساخته ما. آنچه که لازم است ، او نتیجه گرفت ، بازیابی حواس ماست. “ما باید یاد بگیریم دیدن بیشتر، شنیدن بیشتر، احساس کردن بیشتر.” به طور خلاصه این “انیشتین در ساحل” است ، اپرایی که همه ظرف و بدون محتوا است.

این اثر شامل سه تکرار از عناصر نمایشی اساسی آن است. یک قطار با حرکت آهسته و با یک صحنه محاکمه ، توسط دو قاضی اداره می شود ، یکی پیر سیاه پوست ، آقای جانسون ، که مهندس قطار نیز بود ، و دیگری کودک. پس از آن میدان ، یک مرحله خالی برای رقص استفاده می شود.

دفعه دوم ، دو عاشق در پشت قطار شبانه ایستاده و در حال ورود بودند ، تا اینکه زن ناگهان اسلحه را بیرون آورد و مرد را شلیک کرد. مجموعه دادگاه با جزئیات یک زندان و ظاهر پتی هرست با جزئیات بیشتری ارائه می شود. این مزرعه یکسان است به جز یک بشقاب پرنده کوچک که برای اولین بار پرواز می کند اکنون بزرگتر شده و در نتیجه نزدیکتر می شود.

بار سوم متفاوت است. قطار به یک ساختمان تبدیل شده است و گلس فضا را برای یک ساکسیفون گریه آور ایجاد می کند. آزمایش یک تختخواب است که توسط یک پرتو افقی نور نشان داده می شود و هرگز به آرامی مانند عقربه ساعت غول پیکر بلند می شود و سپس با همراهی یک کادنس عضوی راپسودی به فضا بلند می شود. قطار به یک سفینه فضایی تبدیل می شود ، و پایانی تماشایی اپرا شورشی از نور و حرکت است ، شخصیت هایی که در لوله های شفاف پرواز می کنند و حمل می شوند.

در پنج مصاحبه – ویلسون آنها را نمایشنامه های زانو می نامد – دو زن ، با لباس انیشتین ، در یک مربع نور ایستاده یا می نشینند و متن رادیو را می خوانند ، که توسط كریستوفر نولز ، شاعر برجسته ای كه بخش ویلسون بود ، است. ساموئل ام. جانسون ، بازیگر نقش آقای جانسون ، متن های خودش را درباره زندگی و عشق نوشت که می تواند شنونده را به اشک بیندازد. لوسیندا چایلدز ، که در نمایش های زانو ظاهر شد و در اولین تولید رقصید ، همچنین متنی را درباره کلاه های حمام در “سوپرمارکت تهویه مطبوع زودرس” اضافه کرد که 30 بار تکرار می کند. برای اولین احیای “انیشتین” در آکادمی موسیقی بروکلین در سال 1984 ، چایلدز رقصنده رقص های درخشان و یک شریک سوم تمام عیار تولید شد. یک ویولونیست انفرادی و همچنین انیشتین یک شخصیت کلیدی است. مجموعه سازها ، کیبوردهای بادی و برقی هستند.

عنوان اصلی این بود “انیشتین در ساحل وال استریت”. در برخی از سطح ، مفسران ، که اکنون تعداد زیادی از آنها وجود داشته است ، دلیل دارند که اپرا را به عنوان اظهارنظر درباره پوچی تجارت و بیانیه ای ضد جنگ و پسا-آخرالزمانی تلقی کنند. رمان پرفروش Nevil Shute ، “در ساحل” ، هشداری در مورد جنگ هسته ای است. در نسخه سینمایی 1960 ، از فرد آستر ، دانشمند ناراضی ، الکلی که روی بمب کار می کرد ، س isال می شود که چه کسی باعث جنگ جهانی سوم شده است ، تابش که باعث خالی شدن زمین از بشریت می شود. او با تلخی پاسخ می دهد: “اینشتین.”

صحنه تماشایی سفینه فضایی در “انیشتین” ، لحظه ای وحشتناک مانند موارد کمی که من در صحنه دیده ام ، با یک انفجار اتمی به پایان می رسد ، اما نتیجه اپرا این است که آقای جانسون توصیف عاشقان را روی یک نیمکت پارک ، لب های آنها را “در یک نوسان داغ فشار می دهد”. ”

همه چیز درباره “اینشتین در ساحل” در سال 1976 جدید و افشاگرانه به نظر می رسید. این دو صدمین سالگرد ایالات متحده بود. اپرای آمریکایی وخیم بود. هنگامی که متروپولیتن اپرا محصول تورهای خود را پس از یک تور اروپایی با وجد ، که در آن هر صندلی در هر اجرا به فروش می رسید ، ارائه داد ، این شرکت برای چند دهه کار جدیدی از آمریکا انجام نداده بود. اینجا شروع جدیدی برای اپرا در آمریکا بود.

مخاطبان در همه جا درباره “انیشتین” صحبت کردند که زندگی خود را تغییر داده است. سانتاگ ، یکی از عاشقان اپرا ، یک بار به من گفت که در سال 1976 توسط آن قاطع شده است ، خیلی مطمئن نیست که این مخالف “علیه تفسیر” نباشد. اما دو سال بعد وی از ویلسون پرسید که آیا وی ممکن است بازیگری را برای پروژه فیلم آینده خود پیشنهاد دهد؟ او چایلدز را توصیه کرد ، که منجر به رابطه عاشقانه دو زن و تأثیر عمیق آنها بر یکدیگر شد.

با این حال ، کنایه و افشاگری بزرگ “انیشتین” به این نتیجه رسید که این اپرا درباره نسبیت زمان به همان اندازه یک پایان است ، نه یک آغاز. اوج کاری که گلاس و ویلسون برای مدت دوازده سال در حاشیه آوانگارد به صورت جداگانه انجام می دادند ، “انیشتین” فعالیت های بسیار با نفوذ خود را در جریان اصلی اپرا آغاز کرد.

از نظر گلاس ، این به معنای بیش از 20 اپرا بوده است ، شروع با پرتره هایی از گاندی و فراعنه مصر آخناتن و سپس گسترش یافتن به همه موضوعات ، اعم از کلمبوس ، گالیله یا والت دیسنی ، یا اقتباس از آثار ادبی مانند افرادی از پو و کافکا ویلسون قسمت بزرگی از کار خود را با تصور مجدد رپرتوار استاندارد اپرا از گلوک ، وردی ، واگنر ، پوچینی و ویل در صحنه های بزرگ اپرای جهان گذرانده است.

اپرا پس از “انیشتین” در نتیجه سنتی است. اپرای جدید آمریکایی مانند هرگز شکوفا می شود ، اما تقریباً همه آن به روایت متکی است ، گویی “انیشتین” ساعت را به عقب برگرداند ، همانطور که انیشتین گفت زمان می تواند. یک اپرای رویداد ، “انیشتین” جداست. اما خلق و خوی او در مورد تصور دوباره اپراتورها گیر کرده است. این مفهوم که اپرا اهمیت دارد “انیشتین” است.

بعد از احیای 1984 ، گلاس و ویلسون “انیشتین” را دوباره در سال 1992 و برای آخرین بار در سال 2012 احیا کردند و سال بعد به اپرای L.A. رسیدند. تلاش برای نصب آن در تولیدات جدید که طراحی و صحنه اصلی ویلسون را کنار می گذارد ، بی نتیجه مانده است. یک تولید مسخره در ژنو سال گذشته به یک انیشتین دلقک مانند ، یک پری دریایی ، یک اسب و یک اسب غیرقابل تحمل در اطراف خود می بالید. اخیراً ، گروه برجسته موسیقی جدید بلژیک Ictus در حال اجرای یک تور کنسرت در یک صحنه هنر نصب با اجرای خواننده سوزان وگا با تمام قطعات گفتاری در اروپا است. پخش رادیویی فرانسه که گرفتم فوق العاده به نظر می رسید. بالاخره “اینشتین” زندگی می کند.

نقاط شروع

“انیشتین در ساحل” ، تا حدی ، اگرچه مستندات گسترده ای ، زنده مانده است.

ضبط استودیو با اکثر مجریان اصلی ، که به عنوان مجموعه چهار LP در سال 1979 منتشر شد و بعداً برای CD دوباره بازسازی شد ، احساساتی شد.

فیلیپ گلس خاموش کرده است گزیده هایی از احیای BAM 1984 همراه با یک مستند تلویزیونی که در آن زمان برچسب خودش ، موسیقی نارنجی کوهستان ساخته شده است.

احیای 1992 توسط Nonesuch ضبط شد. احیای 2012 سال بعد به زیبایی در پاریس فیلمبرداری شد و در DVD و Blu-ray موجود است. هر ورودی به روش خاص خود وارد می شود ، زیرا یکی از پیچیدگی های روزافزون مجریان در طول سال ها را دنبال می کند. این ویدئو به طرز شگفت آوری م effectiveثر است ، در نوع خود یک اثر هنری است.

مجموعه ای از مقاله های علمی ، “انیشتین در ساحل: اپرای فراتر از درام” شامل برخی از موارد روشنگر ، برخی تفسیرهای بیش از حد ضد سانتاگ است. سال گذشته منتشر شد.

با توجه به کنسرت های زنده که عمدتاً در انتظار هستند ، منتقد مارک سوئد هر چهارشنبه موسیقی ضبط شده دیگری را توسط آهنگساز دیگری پیشنهاد می کند. می توانید بایگانی مجموعه ها را در latimes.com/howtolisten، و شما می توانید کار مارک را با یک پشتیبانی کنید اشتراک دیجیتال.

منتشر شده در Classical Music