رفتن به نوشته‌ها

پناهندگی با استفاده از Coronavirus استفاده جدید از VR را نشان می دهد: فرار عاطفی

تمام آنچه که من را به یک معتقد واقعیت مجازی تبدیل کرده بود ، برای شکستن واقعیت بود.

این تصوری بود که من بعد از حدود 45 دقیقه در هدست VR در بعدازظهر دوشنبه داشتم. من به سختی حرکت کرده ام. یک جنگل مرا احاطه کرد. پرنده ای که روی شاخه درختی قرار گرفته بود نشسته بود. دست من یک کنترلر بازی ویدیویی داشت. اما آنچه که من دیدم ، یک برس هوایی آینده گرایانه است ، یک سمپاش رنگی مانند لیزر که شبیه به یک قوطی از یک علمی تخیلی دهه 1940 بود.

یک لمس یک دکمه و من می توانم جهان را رنگ کنم. پرنده ای قبل از من بنفش بود. بعدش صورتی بود سپس آبی. سپس دوباره صورتی کنید. من موجودات پرهای را با رنگی تصادفی شلیک کردم که انگار من فلور ، جانوران و مریweather همه در یک هستم ، با کریسمای عالم کنار آمدم ، انگار که من به تنهایی قدرت خدایان پری “زیبایی خفته” را دارم.

به زودی زنگ در تلفن هوشمند من به صدا درآمد. این نشانه من برای حذف هدست VR و تلنگر بر روی رادیو بود تا به گوش دادن آدرس آدرس دهنده دیگری از شهردار اریک گارستی گوش دهید. من نشسته و خیره شدم همانطور که شهردار L.A صحبت می کرد ، چشمانم خراش روی میز قهوه من بود. با تابش آفتاب در اواخر بعد از ظهر روشن شد ، سایش دید مدت من فرار کرده بود. با گذراندن روز در نسخه واقعیت یافته ، من ناگهان بیشتر به محیط پیرامون بسیار واقعی و غبار آلود خودم توجه کردم. دنیای مسحور “فضای رنگی” بسیار دور به نظر می رسید.

فضای رنگی

در یک کتاب رنگ آمیزی تعاملی مجازی در “فضای رنگی” گم شوید.

(لایتهاوس)

در طی چند هفته اول تحت سفارشات در خانه ، من سعی کردم با آپارتمان خود دوباره آشنا شوم. وقتی گربه ام را تعقیب کردم و با او دراز کشیدم ، وانمود کردم که مبلمان را همانطور که ممکن است ، به عنوان آسمان خراش های بی نظیر مشاهده کنم.

من در تلاش بودم خانه خود را به زمین بازی تبدیل كنم ، و این كمك كرد (و هنوز هم كمك می كند) اضطراب من را تسكین دهد. اما من باید با خودم صادق باشم. من از نظر عاطفی در مکان خوبی نیستم. من همه چیزهایی را که در خارج از من است قرار دارد – صندوق پستی طبقه اول مجتمع آپارتمان 12 طبقه من یا سطل های بازیافت در انتهای سالن – به عنوان مکان هایی برای ترس مشاهده می کنم.

خانه ، در این فضای مرکزی ، مکانی برای بازی نیست. حداقل جایی برای پایان دادن به بیماری همه گیر – یا یک نزول بازار منجر به اخراج می شود. که برای اولین بار در حال حاضر به نظر می رسد مانند چیزی از بریدن است. خانه من دیگر آسایش ندارد.

در این لحظه واقعیت مجازی را پیدا کردم. و مطمئناً من به شک و تردید مشکوک شده بودم.

بارها و بارها با قول یک انقلاب واقعیت مجازی سوزانده شده ، من آثار بسیاری را دیده ام که بیشتر از تجربیات غنی بیشتر به نسخه های نمایشی فنی احساس می کنند. و گرچه من عاشق بسیاری از شلوارهای انیمیشن VR پدیدار شده ام ، فهمیدم که اغلب از جذابیت های آنها بدون هدست محدود کننده می توان لذت برد.

فراتر از فناوری یا هزینه ، سؤال اساسی که بسیاری از تجربیات VR را به خود جلب کرده است ساده است: چرا از من می خواهید که چیزی را روی سرم بگذارم؟ غالباً ، پاسخ هیچ گونه عمیق تر از “نیست ، زیرا همه گیر تر است.”

با بالغ شدن این فناوری ، سؤال مهم دیگر پدید آمده است: این دنیای واقعیت مجازی چگونه به من پاسخ خواهد داد – و توهم شناخت من را ایجاد خواهد کرد؟

اینگونه نیست که من از انتقال به دنیای مجازی فراگیر که امکان مشاهده 360 درجه را فراهم می کند لذت نبرم. اگر به تأیید حضور من در آنجا نرسم ، به سادگی از تجربه خارج می شوم. به عنوان یک آگاهی از طرف محصول فکر کنید که من فقط یک بازیکن یا بیننده نیستم بلکه چیزی شبیه به یک بازیگر است. من برای بازی به دنیایی قدم می گذارم و هرچه جهان ظاهر من را در آن کمتر تشخیص دهد ، تحمل کمتری برای گذراندن وقت در آن می کنم.

جسی شل ، جانباز صنعت VR می گوید: “تفاوت این احساس حضور است. او که Schell Games داستان موفقیت اولیه VR را با الهام از اتاق فرار” من از شما انتظار دارم بمیرید “داشت.

شل می گوید: “اگر من دو نفر را كه در یك میز نشسته اند فیلم كنم و از آن فیلم بگیرم ،” دو نفر هستند و آنها در حال گفتگو هستند و این خوب است. اگر من همین کار را در VR انجام دهم ، شرکت کننده در حال فکر کردن است ، ‘چرا آنها به من توجه نمی کنند؟ من همین جا هستم. به نظر می رسد عجیب است که آنها در حال صحبت کردن هستند و نمی دانند که من اینجا هستم. “این تفاوت اساسی است و همه اکنون این کار را می کنند.”

و همین اواخر بعد از ظهر دوشنبه ، رادیو را خاموش کردم و آرزوی سوراخ خرگوش را کردم. من هدست را برداشتم و آنجا بود که رفتم.

پایین سوراخ خرگوش

“پایین خرگوش سوراخ” کاربر VR را با دنیایی از تنظیمات شبیه به diorama ارائه می دهد.

(Cortopia Studios)

یک حیوان خانگی ، در یک واقعیت واقعیت مجازی به نام “پایین خرگوش” ، گم می شود. در داخل هدست ، مجموعه ای از اتاق های شبیه به دیوراما – تنظیماتی که برای هر کسی که دانش لفظی از “آلیس در سرزمین عجایب” از لوئیس کارول دارد ، برایم آشنا کرده است.

من آنقدر که به یک دوره معصوم تر سفر می کنم ، به واقعیت دیگری منتقل نشده ام ، کودک پر از شگفتی کودکانه. فقط در حال حاضر ، من مجبور نیستم وانمود کنم که خرگوش اسباب بازی یا عروسک زنده است. آنها قبل از من و با من حرکت می کنند ، به من اجازه می دهند تا آنها را راهنمایی کنم. بعضی از لحظات من جهان را از دیدگاه آنها می بینم. بارهای دیگر اتاقهای آنها را به سمت من می کشم ، یا آنها را از بالای سر من هل می دهند. تغییر چشم انداز به خودی خود به یک بازی تبدیل شده است ، جایی که می توان از یک تاک مجازی برای آشکار کردن یک اتاق خواب دنج روی آورد.

من می خواهم به آنجا بروم ، حتی اگر کتاب های روی قفسه ها ، که برای خرگوش ها طراحی شده اند ، به زبانی معلوم چاپ نشده است.

تجربیات VR دیگری نیز وجود دارد که اخیراً از آنها لذت بردم. “Vader Immortal: A Star Wars VR Series” ، اثری از ILMxLab از Lucasfilm ، شروع به بازی کرد اما به تدریج آشکار شد تا بیشتر شبیه تئاتر همهجانبه باشد. سپس اکتشافات مستقر در مکان انجام شده توسط Dreamscape ، جایی که ساختمان جهانی آن چنان نفیس است که ماجراهای 20 تا 25 دقیقه ای آنها برای همیشه بسیار کوتاه احساس می شود ، اگرچه هنوز مشخص نیست چه موقع یا چه موقع می خواهیم دوباره از آنها بازدید کنیم.

به تازگی ، و به ویژه در یک سال گذشته ، تجربیات مختلف از تئاتر “زیر مجموعه ها” گرفته تا معماهای بسیار دقیق “اتاق VR: یک ماده تاریک” یا حتی کتاب رنگ آمیزی با الهام از “فضای رنگ” ، نشان می دهد که مجازی است واقعیت شروع به رسیدن به وعده دیرینه خود کرده است.

این یک تغییر تدریجی بوده است.

خزه

در بازی “Moss” VR ، شخصیت ها از حضور یک انسان در حال نگاه کردن به آنها آگاه هستند.

(Polyarc)

“Moss” که در سال 2018 منتشر شد ، اولین بازی VR نیست که از تکنیک های platforming run and and jump استفاده کرده است. با این حال بازی ، قرار دادن بازیکن در نقش نوعی ناظر جهان به کارگردانی ماوس مبارزه با شمشیر به نام کوئیل ، اولین کسی بود که بعد از اعتیاد به اعتیاد به مواد مخدر دوباره به علاقه من به این رسانه دوباره اعتراض کرد. و پلی استیشن VR در سال 2016.

در “خزه” ، Quill از پاسخ بازیکن آگاه است ، در بعضی مواقع با او ارتباط برقرار می کند و به طور غیر کلامی درخواست کمک می کند. گفتگو در اوایل حاکی از آن است که ما ، به عنوان انسان ، نقشی در این جهان افسانه ای داشته ایم و یک راز اولیه پیرامون حضور ما در آن ایجاد می کنیم.

این چند ماه گذشته به تنهایی شاهد انتشار چندین نسخه اصلی VR بوده ایم که توسعه دهندگان شروع به بیرون کشیدن محتوای بیشتر برای هدست مستقل Oculus Quest می کنند ، دستگاهی که VR با کیفیت بالا را با عملکردی جداگانه از بند ناف و نسبتاً قابل دسترسی در اختیار شما قرار می دهد. نیاز به یک کامپیوتر گران قیمت

“اتاق VR: یک تاریک ماده” بهترین تجربه انفرادی VR است که من در آن صرفه جویی کرده ام و لذت می برم ، بخشی از این است که معمای های آن کاملاً واضح و جزئی نیستند زیرا جهان برای تأمل ساخته شده است.

“اتاق VR” ، قبول دارد شل ، “یکی از مفصل ترین تجربه های VR است که تاکنون ایجاد شده است.” دنیای شهری بازی در سال 1908 در لندن ، غم و اندوه سنگ های سنگفرش شده توسط باران را عاشق می کند. تنها در خارج از من که بیش از یک ماه تجربه کرده ام ، نشستن مختصری از فرار آتش سوزی ساختمان من است ، بنابراین من خوشحال شدم که فقط در یک بالکن لندن لرزیدم و به صدای اسب های دوردست گوش کردم.

اتاق VR

محیط های “اتاق VR: یک ماده تاریک” کاملاً مفصل است. بازی قبل از اینکه شبح وار شود ، احساس دنج می کند.

(بازی های نسوز)

به سادگی بوت کردن “اتاق” حسی گرم و دلپذیر ، از سرما ایجاد می کند ، تنها رمز و راز کشف شده اندکی فریبنده و مداوم با ما بازی می کند. و با این حال هرگز این کار را به شیوه ای دلخراش انجام نمی دهد (من از اکثر هیجان ها و همه چیز وحشت می کنم). در عوض ، بازی ما را به تعامل با بخش اعظم محیط خود دعوت می کند و در بعضی مواقع باعث می شود عینک های مجازی بپوشیم تا یک دنیای درون جهان را روشن کنیم. وقتی از این مکانیک بازی استفاده می کنم ، اکنون دو قدم از دنیای واقعی خارج شده ام و باعث می شود یک مجازی حتی ثروتمندتر شود.

البته ، این موارد مختصر از دنیای واقعی ارزان نیستند. هدست که بیشترین حس را به خود اختصاص می دهد ، Oculus Quest است که اگر بتوانید آن را در انبار بیابید ، بسته به اندازه انبار ، به قیمت 400 دلار یا 500 دلار می فروشید. یافتن Quest از زمان انتشار حدود یک سال پیش دشوار است و این شرکت متعلق به فیسبوک اعلام کرده است که تولید تحت تأثیر بحران بهداشتی فعلی بوده است.

همچنین باید توجه داشته باشم که من مورد بحث ترین بازی VR منتشر نشده امسال ، “Half-Life: Alyx” “Valve” ذکر نکرده ام. من بودجه ای برای رایانه ای ندارم که بتواند آن را اجرا کند ، و لپ تاپ شخص ساده من قصد ندارد آن را قطع کند ، حتی با یک سیم اختیاری که می تواند با Quest پیوند بخورد.

بنابراین حتی برای کسی که متمایل به فناوری است ، VR نمی تواند کاملاً درگیر آینده من برای آینده قابل پیش بینی باشد. در حال حاضر واقعیت مجازی متعلق به بازی٪ 1 است.

اما همچنین هیچ انكاری وجود ندارد كه به نظر می رسد در آستانه پیشرفت نوعی VR هستیم. شل متذكر می شود كه بازیهای شركت وی از زمان ورود سفارشات در خانه ، شاهد افزایش فروش بوده است ، و اگرچه او اعتراف می كند كه VR ارزان نیست ، با وجود اینكه مالی شخصی حتی تا مدت زیادی پس از پایان یافتن همه گیری ، خراب می شود ، واقعیت مجازی برای ممکن است بسیاری از افراد جایگزین تعطیلات یا حتی آن سفر به پارک موضوعی شوند.

شل به فیلم موفقیتی که در دوران رکود اقتصادی بزرگ داشت ، اشاره می کند و خاطرنشان می کند که ، از نظر مقایسه ای ، ارزش نسبتاً مناسبی بود.

او می گوید: “فکر می کنم آنچه که در واقع پایین می آید دلار در ساعت ارزش است.” یک کنسول بازی با قیمت 399 دلار گران قیمت است. همه نمی توانند آن را تحمل کنند ، اما افراد زیادی می توانند ، و اگر صدها هزار ساعت بازی معنادار از آن دریافت کنید ، می تواند احساس خوبی کند. ”

و این چیزی از سطح راحتی شخصی نمی گوید. برای خودم ، تا زمانی که مراجعه به نامه الکترونیکی باعث ترس من شود ، باید به جایی بروم.

بنابراین در حال حاضر ، یک موش صحرایی با شمشیر وجود دارد که به من احتیاج دارد.

منتشر شده در دانلود فیلم