رفتن به نوشته‌ها

‘همیلتون’ در پایان توضیح داد: توماس کایل روی واضح الیزا

هشدار Spoiler: داستان زیر شامل اسپویلرهایی از “Hamilton” است – هم نمایش برادوی و هم نسخه ای که اکنون روی Disney + پخش می شود – شامل جزئیات انتهایی.

اگرچه ضبط بازیگران “همیلتون” 46 آهنگ دارد ، اما به طور هدفمند هر لحظه شنیدنی موسیقی را محصور نمی کند. بنابراین حتی مخاطبان فصلی این آلبوم از چند لحظه “جدید” در این که در دیزنی + منتشر شد ، شگفت زده شدند.

لین مانوئل گفت: “وقتی كسانی كه فقط بزرگ شده اند به آلبوم های بازیگران گوش فرا می دهند (مانند بسیاری از مردم پول زیادی برای نمایش های برادوی نداریم) آن لحظه های نگه داشته شده وقتی كه سرانجام آنها را روی صحنه تجربه كردم ، سالها بعد به من نشان داد. میراندا چهار سال پیش در پست تامبلر توضیح داد. “” همیلتون “سروده شده است ، و من می خواستم حداقل یک افشاگری برای شما داشته باشم. من در برابر تصمیم ایستاده ام و فکر می کنم آلبوم برای آن بهتر است. “

چه چیزی ضبط شده است؟ انتقال بی پرده اما قابل توجه تغییر رنگ ، بین “شما برگردید” و قبل از “دست راست”. مرگ غم انگیز جان لورنز (آنتونی راموس) ، که اسکندر هامیلتون را به سمت کار “بدون توقف” سوق می دهد. فریاد ناخوشایند الیزا همیلتون (فیلیپا سو) بر روی بدن پسرش فریاد می زند.

و آن پر از اشک و لکه های گازدار از الیزا که کل نمایش را می بندد.

با گذشت سالها – و به ویژه در روزهایی که فیلم اکران شده است – بینندگان حدس زده اند که لحظه آخر به چه معنی است.

توماس کای ، که کارگردانی نمایش صحنه و فیلم را بر عهده داشت ، گفت: “من همه این تئوری ها را شنیده ام.” “من بسیار خوشحالم که این گفتگو را ایجاد می کند ، مردم در مورد آن فکر می کنند و در مورد آن صحبت می کنند.”

درست قبل از این ، اقدام نمایش به 50 سال پس از مرگ الكساندر پرش یافته است. الیزا فقط برخی از آنچه در آن زمان به دست آورده است را ذکر می کند: مصاحبه با همه کسانی که همسرش فقید در کنار آن می جنگید ، وجوهی برای بنای یادبود واشنگتن ، جمع آوری پول در برابر برده داری و تأسیس اولین پرورشگاه خصوصی در نیویورک سیتی.

آخرین لحظه “همیلتون” در مرکز تئوری های بی شماری قرار دارد.

(نیلسون بارنارد / گتی ایماژ)

در چند ثانیه آخر ، او پا به لب صحنه می رود. با تابش یک نورافکن درست بر روی او ، او به تماشاگران نگاه می کند و جلوی چشمش می زند.

یک تعبیر محبوب این است که الیزا که اکنون 97 سال دارد ، درگذشت و چهره خدا را دید. دیگر اینکه چهره اسکندر دیده شده است. او می گوید: “اوه ، من نمی توانم صبر کنم تا شما را دوباره ببینم / فقط مسئله زمان است”.

حدس دیگر مربوط به این گروه است که پشت سر او ایستاده و می پرسند: “آیا آنها داستان شما را خواهند گفت؟ چه کسی زندگی می کند ، چه کسی می میرد ، چه کسی داستان شما را می گوید؟ ” میراندا – به عنوان خودش ، نویسنده-آهنگساز این نمایش! – سپس دست الیزا را گرفته و او را به سمت لب صحنه راهنمایی می کند. و از آنجا که به بیرون نگاه می کند ، می فهمد که در واقع جواب این سؤالات است. او کسی است که زندگی کرده است ، که درگذشت ، که داستان شوهر فقیدش را گفت.

در این تئوری ، آنچه او می بیند خود «هامیلتون» است: موسیقی سه ساعته که داستان او را بازگو می کند و مخاطب فروخته ای که تازه درباره او آموخته است. و این حساسیت این واقعیت است که الیزا می داند که به دلیل تلاش او برای حفظ میراث خود ، این کار ممکن بوده است. (از این گذشته ، عنوان نمایش می تواند به او اشاره شود ، نه فقط اسکندر.)

بنابراین کدام توضیح صحیح است؟ سالها پس از افتتاح “همیلتون” در برادوی ، میراندا با جواب قطعی مادر است. وی اخیراً “Gasp is Gasp Gasp” است در توییتر گفت. “من عاشق همه تفسیرها هستم.” (در حالی که به آرامی خاطر نشان می کند که وقتی او نقش بازی نمی کند خواندن خاص ممکن است دشوارتر باشد.)

کایل به تایمز یادآوری کرد که چگونه لحظه مبهم – که در فیلمنامه اصلی میراندا نبود – اتفاق افتاد. وی گفت: “این صحبت از پیپا و من هنگامی که هنوز در خارج از برادوی بودیم ، یا در گفتگو بودیم [rehearsal] اتاق یا فناوری ، و این یکبار بود که می دانستم که نشانه نور نهایی چه می شود.

“به یاد دارم که برای من مهم بود که لحظه ای از پایان نمایش در جایی که موسیقی و اشعار در حال حل و فصل آن گذشته است ، به جایی دیگر برسد.” پیپا آنقدر دقیق و هوشمندانه و دقیق است که یک مکالمه واقعا سرگرم کننده بود. البته ما فقط اگر لین با آن خوب بود ، این کار را انجام می دادیم. این به سخاوت لین صحبت می کند – او از این که آخرین لحظه نمایش بود ، هیجان زده شد. “

فیلیپا سو

فیلیپا سو منشا نقش الیزا همیلتون بود.

(ریک لوومیس / لس آنجلس تایمز)

احتمالاً بسیاری از طرفداران از دیدن این لحظه شگفت زده شده اند چون سایر بازیگران Soo در سال 2015 بودند. “این چیزی نیست که ما با بقیه شرکت درباره آن صحبت کردیم. اینطور نیست که ما یک جلسه بزرگ بازیگران یا چیزی داشته باشیم. این چیزی بود که ما فقط در مورد آن صحبت کردیم ، و سپس او شروع به انجام این کار کرد. “

وی گفت: “من فکر می کنم همه آن را با هم روی صحنه تجربه کردند ، درست مثل مخاطب. و این تکامل یافت – او چیزهای مختلفی را امتحان کرد و بعد از آن ، مثل هر لحظه دیگر در مورد آن صحبت کردیم. “

از آنجایی که سو در سال 2016 تولید را ترک کرد و با افتتاح استیج های همزمان در سراسر جهان ، بسیاری از بازیگران نقش الیزا را بازی کرده اند. کایل با مجریان مختلف در مورد درک و اجرای این واکنشی صحبت کرده است.

وی توضیح داد: “سایر الیزها نسخه خاص خود را دارند که واقعی است و به مجری وصل شده است.” “اجراهای ما ضبط نشده است – از نظر قانونی – اما اگر می خواهید تمام لحظه های الیز را کنار هم بگذارید ، به عقب برگردید تا به عقب در یک ابرخودرو ، آنها مرتبط باشند ، اما کاملاً متفاوت. این زیبایی طبیعت تفسیری و فلسفه ساخت تئاتر است: همیشه کمی متفاوت است و هر بازیگر می خواهد خود را به این بخش برساند.

“ما گروهی نیستیم که سعی در تکرار یا تقلید آنچه که قبلاً اتفاق افتاده است ، باشیم. ما دوست داریم جایی را برای هر کسی که بازیگر است و جایی که آنها با قسمت تقاطع دارند ، بگذاریم. حتی اگر آنها ممکن است همان انسداد جسمی و یا رقص رقص داشته باشند یا لحظاتی برای بازی داشته باشند ، تعبیر آنها از نقش خودشان است. آن لحظه الیزا به نوعی تبلور آن است ، تا همین چند ثانیه هنوز هم. “

آیا توضیحی قطعی برای واضح گاز وجود دارد؟ کیلی گفت: “پاسخی وجود دارد ، اما من نمی دانم که من واقعاً مشتاق به اشتراک گذاری آن هستم ، زیرا من عاشق گفتگو هستم.”

“و هر وقت با چیزی روبرو می شوم ، نمی دانم که آیا من به آن همه علاقه مند هستم که این موضوع چیست قرار بود بودن. من دوست دارم ، به عنوان یک مخاطب ، تمام مکالمات در مورد آن را جذب کرده و بشنوم ، و گاهی اوقات درک این موضوع که همیشه چیست ، رضایت بخش نیست. دوست دارد ، “اوه ، گنگ است.”

جواب ، در نهایت ، مربوط به سو است که منشا نقش الیزا است. وی گفت: “او دارنده آن شعله است و اگر می خواهد آن را به اشتراک بگذارد ، من از او حمایت می کنم.” پیپا می تواند هر کاری که پیپا می خواهد انجام دهد! اما این از من نخواهد آمد. “

سو تا حدودی به این سوال در سال 2016 پاسخ داد. “او گفت:” این نوع همیشه تغییر می کند. ” “برای من ، لحظه همیشه متعلق به همه ما در کل اتاق است. این اوج کل تجربه ای است که ما فقط به عنوان شخصیت ها به عنوان مخاطب به عنوان شخصیت ها داشتیم.

مردم مثل این هستند ، آیا الیزا به بهشت ​​می رود؟ آیا او اسکندر را می بیند؟ آیا او خدا را می بیند؟ این چیست؟ “و این نوع از همه این موارد است.” “بعضی اوقات به معنای واقعی کلمه است: مخاطبان را نگاه می کنم و می بینم ، این همان چیزی است که هست. اما من فکر می کنم ایده متعالیه در همه اینها موجود است ، خواه در ذهن الیزا باشد یا ذهن فیلیپا ، آنها یکسان هستند و یکسان هستند ، که در آن لحظه زیبا است. “

منتشر شده در Arts