رفتن به نوشته‌ها

نکات برجسته جشنواره فیلم نیویورک: جشن مجازی سینما

در آخرین صحنه “زنی که دوید” از هونگ سانگ سو ، شخصیتی کاری می کند که برای مدت کوتاهی من را حسادت می کند: او وارد یک سالن می شود ، می نشیند و خودش را در تصویر بازی روی صفحه از دست می دهد.

این یک لحظه ساده و نفیس در یک عکس پر از آنها است ، اما به خصوص از حسرت ویژه تولید شده توسط 58 امین جشنواره فیلم نیویورک که به تازگی به پایان رسید ، احساساتی است. در شرایط عادی ، این آخرین ویژگی دوست داشتنی از هونگ پرکار ، منظم NYFF ، می توانست در یک تئاتر بازی کند – به طور خاص ، یکی از مکان های امضای جشنواره مرکز لینکلن ، تئاتر Walter Reade و تالار آلیس تولی. درعوض ، با همه گیر شدن بیماری همه گیر و جشنواره که عمدتا مجازی بوده است ، “زنی که دوید” در مکان های رانندگی در نیویورک و صفحه های تلویزیون خانگی در سراسر کشور بازی می کرد که من هم در آن حضور داشتم. (توسط انجمن صنفی سینما در ایالات متحده منتشر می شود.)

برخی ممکن است استدلال کنند که حیا نسبی زیبایی و نقطه عکاسی هونگ در یک صفحه نمایش کوچکتر از برخی از چشم اندازهای بزرگتر و استادانه تر جشنواره متناسب تر است. جدا از آن تئاتر و برخی اوقات از مناظر کوهستانی ، بیشتر “زنی که فرار می کرد” بیشتر در آشپزخانه های خانه و اتاق های نشیمن رخ می دهد ، جایی که شخصیت اصلی (با بازی کیم مین هی) با دوست دخترهای قدیمی جور در می آید ، غذا و یک لرزش غم و اندوه را در زیر سطح مطبوع و مطبوع او نشان می دهد. کمتر کارگردانی نسبت به هونگ با تغییر روحیه شخصیت ها و اضطراب های کم توجه سازگار است. او که با شوخ طبعی مشخص و تکرارهای ساختاری حیله گر کار می کند ، این داستان ماهرانه و بی ادعا را به مکانی احساسی و حیرت انگیز می آورد.

تصویری از Tsai Ming-liang

تصویری از “روزها” Tsai Ming-liang.

(فیلم ملخ)

بنابراین ، حتی در شرایط دید ایده آل کمتر ، گم کردن خودم در این تصاویر خاص کار سختی نبود. اشتباه نکنید: من ترجیح می دادم “زنی که دویده” را در یک تئاتر دیده باشم. یکی دیگر از موارد برجسته NYFF مانند “روزها” ، یک فیلم جدید و زیبا از نویسنده تایوانی Tsai Ming-liang. هنوز چیزی در مورد تماشای فیلم هایی است که در آن مردم عادی به کارهای معمولی خانگی می پردازند – پوست سیب را در “زنی که دوید” ، یا تهیه یک شام ماهی و سبزیجات در “روزها” – که با دیدن در متن خانه خود. گویی این برش سینمایی از زندگی برای مدت کوتاهی به یک طرح وهم انگیز از زندگی روزمره شما تبدیل شده است ، و فعالیت های روزمره را به چیزی خواب آور ، اطمینان بخش و عجیب تبدیل می کند.

تسای مانند هونگ ، یک فیلمساز کاملاً ناظر و استاد گران قیمت است ، اما کسی است که به ریتم های مشخص خودش حرکت می کند. “زنی که دوید” گپ و گفتی دیوار به دیوار است. “روزها” اثری از سکوت های طولانی و آرام است که در آن آنچه گفت و گو وجود دارد عمداً بدون زیرنویس باقی مانده است. به نظر می رسد که هیچ مانعی در درک و غرق شدن در آن وجود ندارد – داستان اضافی و مالیخولیایی آن در مورد پیوند وابسته به عشق شهوانی که بین دو مرد تنها شکل می گیرد ، یکی از آنها با همکاری همکار همیشگی Tsai ، لی کانگ شانگ بازی می شود.

“روزها” که قرار است از طریق Grasshopper Film در ایالات متحده اکران شود ، اولین ویژگی جدید Tsai در چند سال اخیر است و احساس می کند که یک تقطیر خالص از یک حساسیت است – پیش بینی شده توسط دوربین های ثابت ، روایت های نازک و عمیق احساسی زیرزمینی – که اغلب به عنوان مینیمالیستی توصیف شده است. این یک اصطلاح نفی کننده است و منطقی است فقط اگر بپذیرید که حداکثر گرایی ، که معمولاً به داستانهایی با قاشق غذاخوری ، نمایشهای نمایشی و کارهای واضح ترجمه می شود ، به نوعی تنظیم پیش فرض رسانه باشد. یکی از دلایلی که NYFF حتی در این سال کاملاً تحت تأثیر قرار دارد ، به عنوان مقصدی اساسی برای سینفیل ها باقی می ماند ، این است که به مرکزیت نویسندگانی مانند Hong و Tsai در ماموریت خود پی می برد. این ارزش هنری را می یابد که سر و صدا را به تمام معنا قطع می کند.

جوش دادن “تبر”

لتیتیا رایت در فیلم

لتیتیا رایت در نقش آلتیا جونز در فیلم “حرا”.

(Des Willie / Amazon Prime Video)

این بدان معنا نیست که این جشنواره فقط با حجم کم پیش می رود یا اینکه فقط به یک نوع برنامه ریزی اختصاص دارد. این رویداد 24 روزه با شکوه و آرام آرام شروع شد و در 17 سپتامبر با نمایش جهانی “عاشقان راک” ، محو زیبایی از آهنگ ، رقص ، عاشقانه و جامعه ، و یکی از پنج فیلم در استیو مک کوئین کارگردان انگلیسی گلچین “تبر کوچک” ، ساخته شده برای استودیوهای بی بی سی و آمازون. دو عنوان “تبر کوچک” دیگر که برای تخته سنگ اصلی NYFF انتخاب شده اند ، “مانگرو” و “قرمز ، سفید و آبی” ، در واکنش به آزار و اذیت نژادپرستانه ، اقدامات مقاومت جمعی و فردی را از درون جامعه غرب هند لندن روشن می کنند. توسط پلیس شهر

“مانگرو” الکتریکی که بین سالهای 1968 و 1970 تنظیم شده است ، در و در اطراف یک رستوران کارائیب تازه افتتاح شده در ناتینگ هیل که صاحبان سیاه پوستان و حامیان آن مورد آزار و اذیت فوری و پایدار پلیس قرار می گیرند ، گسترش می یابد. دادگاه مهمی که به دنبال آن برگزار می شود ، کنوانسیون های شناخته شده درام دادگاه – سخنرانی های تکان دهنده ، بازجویی های جنجالی – با انرژی خشمگین سینمایی و آتش بازی های چشمگیر ، به ویژه از Shaun Parkes ، Letitia Wright و Malachi Kirby به عنوان سه فعال Mangrove. (این فیلم همچنین به عنوان یک قطعه جذاب جذاب ، و از برخی جهات اصلاحی ، در مورد “محاکمه شیکاگو 7” فعلی آرون سورکین ، روایت دیگری از یک پرونده حقوقی برجسته تقریباً از همان دوره ، وجود دارد.)

کمتر سرگرم کننده از “مانگرو” و با تمرکز بیشتر ، “قرمز ، سفید و آبی” در واقع یک داستان اصلی برای لروی لوگان (جان بویگای هرگز بهتر) است ، که در سال 1983 به پلیس متروپولیتن می رود به امید مبارزه با نژادپرستی نهادی که در حال حاضر به جامعه و خانواده اش آسیب رسانده است. لوگان در طول سه دهه زندگی حرفه ای خود مدافع مهم تنوع و اصلاحات خواهد شد. اما این مطالعه دقیق پویایی قدرت ، خود را با اقتصادی جسورانه تا طوفان ماموریت خود محدود می کند ، نشان می دهد که چگونه قدم های کوچک و مصمم می توانند روحیه مقاومت عظیمی ایجاد کنند.

من مشتاقانه منتظر دو عنوان دیگر “Axe کوچک” ، “آموزش” و “الکس ویتل” هستم ، اما با توجه به شواهد سه مورد اول که دیده ایم ، گلچین بلند پروازانه مک کوئین از قبل به نظر می رسد یکی از برجسته ترین موارد برجسته سال 2020: کاری که در عمق گذشته فرو رفته و با وضوح بی دردسری برای زمان حال صحبت می کند. (اکران فیلم ها در پنج هفته متوالی در آمازون آغاز می شود و از 20 نوامبر با “مانگرو” آغاز می شود.)

‘استراتژی خروج

میشل فایفر و لوکاس هجز در فیلم

میشل فایفر و لوکاس هجز در فیلم “خروج فرانسه”.

(Tobias Datum / Sony Pictures Classics)

کمدی جدید آزازل جیکوبز ، “Exit French” ، که اگر جشنواره در 11 اکتبر ناهموار باشد ، جشنواره را به یک سرگرمی تبدیل می کند ، با مقایسه احساس می کند که از نظر زمانی دچار لرزش شده است. ظاهراً در حال حاضر تنظیم شده و توسط پاتریک دوویت از رمان خود در سال 2018 اقتباس شده است ، این نوعی تمرین در کالاهای خانگی با ظرافت مورد مطالعه است که نمی تواند کمک کند اما به یک دهه قبل برگردد ، شاید وقتی افرادی مانند وس اندرسون و ویت ویتلمن در ابتدا جهان سینمایی پیچیده و بسیار تقلیدی خود را تأسیس کردند.

the raison d’être اجرای غیر منتظره و بی نظیر سرب میشل فایفر است که جنجال اسکار فوری و حتی انعکاسی را برانگیخت. فایفر با ارائه یک کلاس کارشناسی ارشد در تمسخرهای گویا و استفاده از سیگار ، نقش فرانسیس پرایس ، یک بیوه ثروتمند اما به زودی فقیر نیویورک را بازی می کند که به طور ناگهانی یک سفر سریع پاریسی را با پسر نوجوان خود (Lucas Hedges) مهندسی می کند. بنابراین ، این داستان دیگری در مورد زنی است که دویده است و آنچه که او هنگام ورود پیدا می کند – یک جامعه کوچک از تنهاها و بدخواهان با بازیگرانی از جمله دانیل مکدونالد ، ایساخ د بانکول و والری مهافی فوق العاده – البته جذابیت چندانی ندارد. من گمان می کنم برخی از اختراعات کماندار deWitt در این صفحه بهتر کار کرده اند. (Sony Pictures Classics قصد دارد “French Exit” را در فوریه در سینماها اکران کند.)

با وجود تمام تغییرات لازم در استراتژی امسال ، و علی رغم انبوه نمایش های پر سر و صدای جهان مانند “Exit French” ، برنامه نویسی NYFF تا حد زیادی بدون تغییر باقی مانده است: ارائه یک عکس فوری و دقیق از بهترین های سینمای جهان برای مخاطبان ، که قبلاً در جشنواره های قبلی بازی کرده است. برخی از مستندهای عالی در صفحه اصلی ، مانند فیلم جذاب “شکارچیان ترافل” (مایکرو دوک و گرگوری کرشاو) (اکران پیش رو سونی پیکچرز کلاسیک) و “زمان” دلهره آور گرت بردلی (که این هفته پخش آن در Amazon Prime Video آغاز می شود) ، اولین بار در Sundance با تحسین زیادی روبرو شد. “زنی که دوید” و “روزها” در ماه فوریه در جشنواره بین المللی فیلم برلین برنده جایزه شدند.

از آلمان و گرجستان

یا سوخیتاشویلی در فیلم

یا سوخیتاشویلی در فیلم “آغاز”.

(ارسنی خاچاتوران)

همین کار “Undine” را نیز انجام داد ، و این یک جدال طاقت فرسا از کریستین پتزولد ، کارگردان درجه یک آلمانی بود که به خاطر نورهای عاشقانه نابودش مانند “ققنوس” مشهور است. در این تلاش نادر به قلمرو ماوراuralالطبیعه ، پائولا بیر با بازی Undine ، پوره آب اساطیر اروپا ، عاشق یک فانی می شود (فرانتس روگوفسکی). عاشقانه ای که در پی می آید ممکن است ساختاری بی چون و چرای کارهای قبلی پتزولد را نداشته باشد – خصوصاً “ترانزیت” درخشان وی که روگوفسکی و بیر را نیز جفت کرد – اما با این وجود بی سر و صدا و غیرقابل انکار حرکت می کند. (IFC Films حق پخش این فیلم در ایالات متحده را به دست آورده است.)

من با “آغاز” به پایان می رسم ، اولین ویژگی مناسب این عنوان از فیلمساز گرجی الاصل Dea Kulumbegashvili. با تمرکز بر روی یک زن (قابل توجه Ia Sukhitaşvi) و پاسخ او به خشونتی که جامعه شاهد یهوه او را درگیر خود کرده است ، این فیلم به صورت مجموعه ای از صحنه های بدون نقص ساخته می شود که غلظت خنک کننده آنها را مدیون مایکل هانکه و همچنین چیزی برای مرحوم شانتال آکرمان است ، که “ژان دیلمن” سنگ بنای آشکاری است. “آغازین” از این فصل پاییز تأثیرگذار بیشترین بهره را می برد: این فیلم ابتدا برای کن امسال انتخاب شده بود ، این فیلم برای اولین بار در تورنتو آغاز شد ، جایی که برنده جایزه منتقدان FIPRESCI شد ، و سپس به کسب جایزه برتر در جشنواره جشنواره فیلم سن سباستین. این یک یادآوری است که پتانسیل اکتشافات بزرگ هرگز متوقف نمی شود ، حتی اگر تجارت به طور معمول انجام شود.

منتشر شده در دانلود فیلم