رفتن به نوشته‌ها

نقد و بررسی ‘Cyclops’: کارل اوو نووسگارد خودش را کنار می زند

روی قفسه

در سرزمین سایکلوپ ها

توسط کارل اوو کناوسگارد ، ترجمه توسط مارتین ایتکن
مجمع الجزایر: 350 صفحه ، 28 دلار

اگر کتابهای مرتبط با سایت ما را بخرید ، ممکن است تایمز کمیسیونی از Bookshop.org بدست آورد که هزینه های آن از کتابفروشی های مستقل پشتیبانی می کند.

ممکن است تصور شود که “سایکلوپ ها” در عنوان اولین مجموعه مقاله های انتقادی کارل اوو کناوسگارد که به زبان انگلیسی منتشر شده است ، ارتباطی با هنر تجسمی یا عکاسی دارد ، موضوعات اصلی بسیاری از این مقاله ها. اما نه ، موضوع اصلی “در سرزمین سایکلوپ” منتقدان نزدیک بینی Knausgaard است.

سخنرانی کناوسگارد شروع می کند: “یک دوچرخه سوار … من را با آندرس Behring Breivik مقایسه کرد.” “… سایکلوپ دیگری نوشت که من نازی هستم. … بسیاری از دوچرخه ها علناً ادعا کرده اند که من زن ستیز هستم ، که از زنان متنفرم. ” سایکلوپ دیگری “ادعا کرده است که من یک کودک دوست ادبی هستم که از دختران جوان بدرفتاری کرده ام. … پس جرم من چه بود؟ من یک رمان نوشتم. “

اما نه فقط هر رمانی. “مبارزه من” ، جلد بزرگ جلد شش جلدی ، تقریبا 4000 صفحه ای Knausgaard ، توسط راشل كاسك ، هموطن خود در دنیای خودكاربردی ، “شاید مهمترین كار ادبی در زمان خود” نامیده شود. گرچه Knausgaard از زمان “مبارزه من” چندین کتاب منتشر کرده است ، اما بدون شک این لنگرگاه زندگی حرفه ای و زندگی او خواهد بود. تصمیم برای نوشتن صمیمیت دردناک در مورد خود و نزدیکان به او منجر به دادخواست ، از هم پاشیدگی ازدواج وی ، آشفتگی زندگی او و زندگی های دیگر شد ، و آنچه که باید یکی از بزرگترین رسوایی هایی باشد که نروژ در مدت زمانی طولانی صادر کرده است.

تا زمان انتشار آخرین جلد ، احساس خستگی در کار و خوانندگان وجود داشت. دویت گارنر با بازبینی قسمت آخر در نیویورک تایمز نوشت: “تعداد کمی کتاب وجود دارد که با اشتیاق بیشتری آنها را نخوانم.”

بین زنجیرها و پیکان های متولد شده و گرایش نویسنده که قبلاً به خود جذب شدن مثمر ثمر رسیده است ، جای تعجب نیست که Knausgaard زمان زیادی را صرف بازی در دفاع در “در سرزمین سایکلوپ” می کند. اما وقتی حجاب حفظ خود بلند می شود ، نمی توان از این انتقاد چشم پوشی کرد.

كناوسگارد با ارزیابی فرانچسكا وودمن ، عكاس ، ابتدا با توصیف “شكم مویی” و معده “پوستی” شروع به شناختن كرد كه او كار او را بسیار تحسین می كند و تصدیق می كند كه انزجار اولیه او ناشی از ناراحتی او از “كراهت زنانه” است. وی می نویسد: “شرارت مردانه مرا محو نمی کند ، تهدیدآمیز نیست ، زیرا به من نیز تعلق دارد.” سپس ، به طور واضح ، او اعتراف می کند: “من انتظار داشتم که یک زن را ببینم ، نه یک بدن.” در مقاله دیگری او می نویسد: “و بله ، من یک مرد هستم ، بنابراین دیدگاه من این است.”

“سرنوشت” ، مقاله ای ترسناک درباره افسانه ها و رویاهای نوردیک ، بار دیگر به تجربه خود می پردازد ، که نمی تواند در برابر گره زدن مضامین حماسی مقاومت کند. این قطعه با یک تماس تلفنی به پایان می رسد: “آیا این کارل اوو کناوسگارد ، متجاوز است؟” صدایی گفت که قبلاً هرگز نشنیده بودم. “

مقالاتی مانند این موارد با آنچه در آن زمان Knausgaard قادر به فرار از خود است ، هیچ تطبیقی ​​ندارند. در مورد شخص خوک سیندی شرمن ، وی یکی از دقیق ترین توصیفات شیفتگی کار او را می نویسد: “من این خواسته و ترس از تخلف را تشخیص می دهم ، و فکر این است که آنچه ما انسان می نامیم – و آنچه باعث می شود ما آنچه را که غیرانسانی می نامیم ، به زور انکار می کنیم – همچنین خودسرانه است. “

جلد از

بررسی وی از رمان جنجالی “ارسال” میشل هولبک کاملاً انجام شده است. دنیای کتاب مملو از “گروهی از مردم است که بی پناه در حباب خود محصور شده اند ، بدون اینکه کمترین تصوری از آنچه در بیرون می گذرد یا چرا” ، فرهنگ “کاملاً قانع کننده که برای همه اهداف و اهداف است دنیا ، آن است جامعه ، آن است ما کی هستیم.” این که آیا شما با خواندن کتاب توسط Knausgaard موافق هستید یا نه بی ربط است. استدلال وی این واقعیت را درست می کند: “این عدم وابستگی ، این بی تفاوتی ، همانطور که من آن را موضوع اساسی و موضوع رمان می دانم ، بسیار بیشتر از اسلامی شدن فرانسه ، که در منطق کتاب صرفاً یک نتیجه است.”

این نوشتار مفصل بعد از همه صحبت های مربوط به دوچرخه سواری تسکین می یابد. هنگامی که او از راه خود خارج می شود ، اشتیاق Knausgaard به درونی بودن و جزئیات تجربه فردی ، درخشان ترین عناصر داستان او ، به وجود می آید.

Knausgaard در نوشتن درباره دو فیلم عمدتاً زندگینامه ای اینگمار برگمان ، “بهترین اهداف” و “اعترافات خصوصی” ، می تواند در مورد “مبارزه من” نیز بنویسد. “حقیقت دو کتاب [screenplays]، حقیقت مادر ، پدر و چیزهایی که بین و فراتر از آنها اتفاق افتاده است ، هیچ ارتباطی با این مسئله ندارد که آیا مادر و پدر در زندگی واقعی چنین بوده اند یا واقعیت های به تصویر کشیده شده در آن اتفاق افتاده اند او می نویسد. “حقیقت مبتنی بر تجربه است و در درون ما وجود دارد ، و اساس آن چیزی ناعادلانه و مبهم احساسات است.”

تعارض بین نگاه به درون و بیرون در “دقت تمام نشدنی” ، رساله ای در مورد هنر و قدردانی از کار عکاس سالی مان تبلور می یابد. جای تعجب نیست که او خیلی حساس درباره او می نویسد. هر دو هنرمندانی هستند که فرزندان خود را در کارهایشان برجسته نشان داده اند و به خاطر این کار مورد انتقاد قرار گرفته اند. عکسهای مان از فرزندانش مرز بین هنر و واقعیت است. آنها عکس هستند ، بنابراین هنر هستند ، اما همچنین فرزندان او هستند ، زیرا خانواده Knausgaard موضوع “مبارزه من” است.

وی درباره آنسلم کیفر ، نقاش آلمانی که آبرنگ های ویرانگر هولوکاست آن را برانگیخته است ، می نویسد: “همه هنرمندان این را می دانند ،” آنچه که آنها می خواهند نقاشی کنند از قبل در درون آنها وجود دارد ، همانطور که ژیل دلوز “نقاشی قبل از نقاشی” می نامد ، که به این معنی است که بوم هرگز سفید نیست ، همیشه پر شده است. ” نقاشی های کیفر با ماهیت ملموس و نابخشودنی تاریخ سروکار دارد ، اما رویکرد او به آن بوم چنین است خود چشم انداز.

كناوسگارد مجبور شد بعد از مرگ پدرش ، واقعه ای كه سریال را شروع می كند ، “مبارزه من” را بنویسد: و به ویژه پس از دیدن جسد مرده او ، که همه چیزهایی را که هنوز حفظ نکرده بودم ، از دست داده بود و هر شخص دیگری را به عنوان یک انسان زنده درآورد و به من اجازه داد زندگی را در یک نمایشگر تقریباً منفجره ببینم. “

توانایی او در دیدن خیلی واضح این واقعیت است که پدرش درگذشته امکان پذیر است. نه هنرمند و نه ناظر هرگز نمی توانند واقعاً خود را از تجربه هنر دور کنند. “در سرزمین سایکلوپ ها” ثابت می کند که مبارزه کناوسگارد هنوز ادامه دارد ، جستجوی حقیقت به عنوان تعادل بین واقعیت و تجربه ما از آن: “این ، که شاید بتوانیم آن را یک دقت تمام نشدنی بدانیم ، هدف همه هنرها است مشروعیت اساسی آن. “

آخرین کتاب فری “شهرهای خاموش: نیویورک” است.

منتشر شده در دانلود فیلم