رفتن به نوشته‌ها

نقد و بررسی: “پیرانسی” ، دومین رمان جادویی سوزانا کلارک

روی قفسه

پیرانسی

توسط سوزانا کلارک
بلومزبری: 272 صفحه ، 27 دلار

اگر کتابهای مرتبط با سایت ما را بخرید ، ممکن است تایمز از Bookshop.org کمیسیونی بدست آورد که هزینه های آن از کتابفروشی های مستقل پشتیبانی می کند.

در “جاناتان استرنج و آقای نورل” ، اولین رعد و برق سوزانا کلارک در سال 2004 ، جادوها از سنگها و مزارع بیرون می رود ، به رویاها و سالن های رقص دوران رجوع می رود ، خانم های جوان را به زور می بیند. در یک لحظه محوری ، استرنج ، جادوگر شاگرد نورل ، به نمایندگی از دولت انگلیس به دهکده ای در بلژیک می رسد و جادوی خود را در برابر ارتش شکست ناپذیر ناپلئون می چرخاند. او جاده ها را جابجا می کند و جویبارهایی را تنظیم می کند که در مسیر اشتباهی جریان دارند ، در نهایت ابر “صاعقه ای پر و سنگین به طوری که دامن های پاره پاره آن بالای درختان را مسواک می زند” را احضار کرد. سواره نظام فرانسوی در لجن مکش دست و پنجه نرم می کند ، و آنچه را که آنها فکر می کنند هوا است تحریک می کند ، گرچه ما می دانیم که اینگونه است جادوی باستانی افسون در همه جا وجود دارد ، و در کوچکترین قطرات آب و مهمترین مسیرهای تاریخ مانند واترلو می شکند.

کلارک توضیح داده است که سندرم خستگی مزمن او را از شروع کار در یک صفحه 800 به علاوه صفحه دیگر بازمی دارد. اما “پیرانسی” که این هفته بعد از 16 سال رمان منتشر شده است ، کمی اثری از کتاب است که چندین برابر تعداد صفحات (نسبتاً ناچیز) صفحه خود دارد. من نگران این بودم که ، کلارک ، این همه سال بعد ، ترسیده باشد و نفس خود را از تمام جهان سازان بزرگ تاریخی بخواهد. در عوض ، او دنیایی خیره کننده از بی نهایت را ایجاد می کند جذابیت در ذهن یک انسان بسیار ساده است.

از ابتدا می دانیم که جادو فراوان خواهد بود. “Piranesi” با نقل قولی از پیشگفتار نارنیای سی. اس. لوئیس “برادرزاده شعبده باز” شروع می شود: “من دانشمند بزرگ ، شعبده باز ، ماهر هستم که در حال انجام آزمایش. البته من برای انجام این کار به افراد نیاز دارم بر” این صحبت از اندرو کترلی است ، عموی سلطنتی و بی عاطفه ای که دو کودک را به “چوب بین جهان” منتهی به نارنیا می فرستد. (نام او را بخاطر بسپار.) کلارک در حال انداختن خرده نان است که یک خواننده کنجکاو می تواند به الهامات اجدادی رمان بازگردد: جهان های متناوب ، فساد بی گناهی ، مشغله های شجاعان.

پیرانسی ، یا بهتر بگوییم مردی که از کنار پیرانسی می گذرد (“تا آنجا که یادم می آید نام من نیست”) ، در داخل خانه زندگی می کند ، “یک مجموعه بی نهایت از ساختمانهای کلاسیک بافته شده با هم” ، چیزی در حدود دهها و دهها معبد ستون دار باکوس در داخل یکی از اتاقهای آینه ای یایوی کوساما. در آنچه او سالن های بالایی می نامد ، “ابرها با صف آرامی حرکت می کنند و مجسمه ها به طور ناگهانی از مه خارج می شوند.” در تالارهای غرق شده زیر ، “آبهای تاریک با نیلوفرهای سفید فرش شده اند”. پیرانزی روزهای خود را به تنهایی می گذراند – ماهیگیری ، یا بازدید از اسکلت در سالن های دور ، یا نوشتن در مجلاتش.

ما نمی دانیم پیرانزی چگونه به اینجا آمده است ، یا اینکه آیا او از جایی دیگر آمده است یا نه ، و او هم نمی داند. او خودش را حدود 35 سال حدس می زند و در حال حاضر کاملاً خوشبختانه وجود دارد و هرگز از شناخت دانش او در مورد چیزهای دنیوی ، مانند الگوی دقیق چک شاهزاده ولز یا بوی بنزین ، س questionال نمی کند. فهمیدن دلیل آن آسان است: دنیای او مانند یک عقب نشینی مدیتیشن دائمی در لوور ، دلپذیر و شلوغ نیست.

“جاناتان استرنج” اتاق خواب های ابریشمی و خیابان های گرد و خاکی اوایل قرن نوزدهم لندن را تداعی می کند ، یک افسانه درخشان و لایه ای از گذشته. در همین حال ، دنیای “Piranesi” کاملاً از ابتدا ساخته شده است ، در ابتدا به عنوان یک طرح Escher از زندگی خالی است ، اما به تدریج پر می شود تا زمانی که به عنوان جهان دوم غنی است. دیوارها مملو از مجسمه ها است – زنی که کندوی عسل را حمل می کند ، فیل حامل قلعه ای است و مورد علاقه پیرانیسی ، آقای فاون مانند آقای Tumnus که تصور می کند در مورد چیزی به او هشدار می دهد.

هوا در داخل رخ می دهد ، روزهای باد و برف. در خارج وجود دارد “فقط اجرام آسمانی: خورشید ، ماه و ستاره ها.” برای Piranesi ، این چیزی بیش از یک خانه است ، این یک خدا و یک جهان است. او معتقد است که خانه به او حیات می بخشد ، و بنابراین او ابراز ارادت می کند. او می نویسد ، “زیبایی آن بی اندازه است” مهربانی آن بی نهایت است. ” این مکان همچنین برای خواننده یک زمین بازی است ، مکانی برای گم شدن ، یافتن توتم ها ، گرگ و مهره ها در حین گسترش در فاصله دور.

یک سرنشین دیگر نیز وجود دارد ، دیگری – مرد بلند قامت و امپراطور که می آید و می رود برای “دانش بزرگ و مخفی نهفته در جایی از جهان”. پیرانزی همانطور که نسبت به شگفتی های خانه بی تفاوت است ، “مستطیل براق” استفاده نامشخص را لمس می کند و پیرانسی را به اطراف سفارش می دهد.

این نوعی رمان است که به منتقدان آنژیین می دهد ، زیرا آنها تصمیم می گیرند چه نقاطی بیش از حد در معرض نمایش قرار گیرد. اما من این را می گویم: شخص دیگری ناگهان در مجلس ظاهر می شود و پیرانزی شروع به بازخوانی مطالب گذشته مجله خود برای یافتن سرنخ هایی از خود سابق خود می کند. کلارک یک سوئیچ را چرخاند و یک رمز و راز خارق العاده جعبه پازل را ایجاد کرد که ما و پیرانزی با هم حلش کردیم. سکوت او تحلیل متنی است. او باید آنچه را که در گذشته نوشته است بخواند و روایتی را از فضای گرم جمع کند. نام هایی مانند “Valentine Ketterly” و “Perugia” ، که پیرانسی آنها را “کلمات مزخرف” می داند ، سوابق قدیمی او را جمع می کند. او یک دانشجوی مشتاق کار خود است ، اما همچنین از یادگیری بیش از حد ، شکستن طلسم قناعت خود ترس دارد.

من به شما قول دادم این رمان نیز در مورد جادو بود ، و در دو سطح است. وجود دارد واقعی جادو ، شبیه Strange’s ، اگر کمتر رعد و برق باشد – بلکه جادوی داستان سرایی انتقالی ، که Piranesi و همچنین ما را تحت تأثیر قرار می دهد. شگفتی کودکانه او نیز از نظر قابل قبول بودن جادویی است. در اینجا یک قهرمان قهرمان با هیچ حیله ، بدون حرص و آز ، بدون حسادت ، بی رحمی ، و هنوز هم جذاب است. Piranesi تصویری از ما به عنوان خوانندگان جوان است که در یک داستان جا گرفته و از ماندن در آنجا خوشحال است. “ادامه بده!” به نظر می رسد که این رمان در گوش ما زمزمه می کند ، “بخوان ، بخوان ، بخوان!”

چیزی که ما در مورد جادوی مجلس می فهمیم این است که برای استفاده از آن ، “شخص باید به آخرین مکانی برگردد که در آن جلوی دست آهنین عقلانیت مدرن ذهن او را گرفته بود.” این مانند آبی است که “برای دهه ها ، قرن ها ، هزاره ها … شکافی در سنگ زیر زمین ایجاد می کند. سپس سوراخ را به ورودی غار می بندد – در واقع نوعی درب … [T]اینجا باید یک گذرگاه باشد ، دری بین ما و هرجایی که جادو رفته باشد. ” به نظر می رسد کلارک می گوید که این گذرگاه چیزی است که ما می توانیم به آن سر بزنیم ، مکانی است که می توانیم هم استراحت و هم هیجان پیدا کنیم. سالن ها یک تله زیبا هستند ، و مجله Piranesi ، متن “Piranesi” ، یادآوری این است که این کتاب خود یک مکان ساخته شده است. رمان همان چیزی است که پشت آن در نهفته است.

در اوایل ، پیرانسی ادعا می کند که باید یک “شانزدهم” در مجلس وجود داشته باشد ، کسی فراتر از خودش و دیگری و 13 اسکلتی که به آنها پیشنهاد می دهد. شاید این خواننده او باشد. “و شما. تو كی هستی؟ “، او تعجب كرد ،” این كیست كه برای چه می نویسم؟ آیا شما مسافری هستید که برای رسیدن به این تالارها تاید را تقلب کرده و از Broken Floors و Derelict Stairs عبور کرده اید؟ یا شاید شما کسی هستید که مدتها پس از مرگ من در تالارهای من زندگی می کند؟ ” در دنیای کلارک ، ما بیش از یک ناظر هستیم. اگر ما در حال خواندن سخنان پیرانسی هستیم ، باید ما نیز مشمول جادو باشیم.

کارهای کلی در مجله نیویورک ، ووگ ، نقد کتاب نیویورک تایمز و جاهای دیگر منتشر شده است.

منتشر شده در دانلود فیلم