رفتن به نوشته‌ها

نقد و بررسی: “رودخانه درون” ، اولین رمز و راز توسط کارن پاول

روی قفسه

رودخانه درون

توسط کارن پاول
اروپا: 272 صفحه ، 24 دلار

اگر کتابهای مرتبط با سایت ما را بخرید ، ممکن است تایمز کمیسیونی از Bookshop.org بدست آورد که هزینه های آن از کتابفروشی های مستقل پشتیبانی می کند.

بیش از چند مورد در اولین رمان کارن پاول اتفاق می افتد ، اما با وجود تنظیمات وحشی و بادگیر در یورکشایر ، “رودخانه درون” هیچ رمز و راز قتل شمالی انگلیسی نیست. در کمتر از 300 صفحه سریع برگردان ، پاول چیزی بسیار بزرگتر و پیچیده تر را مدیریت می کند: کالبد شکافی از کل سیستم کاست انگلیس پس از جنگ جهانی دوم.

در دهکده شمالی استارومه در سال 1955 ، پسر بچه ای کشاورز به نام دانی مسترز کاج برای لنی فیرویدر ، دختر ساقی که به نوبه خود برای یک اشراف جوان ، الکساندر ریچموند ، ساکن تالار ریچموند کاج می زند ، عظمت “همه در وسعت آن است”.

این داستانی به قدمت زمان است که در اینجا از دیدگاه سه شخصیت نقل شده است – دنی ، لنی و مادر الکساندر ، ونیتیا. خاطرات آنها از 1932 تا امروز 1956 در جریان است و در اطراف رودخانه ای خطرناک می چرخد. پاول می نویسد: “چقدر قابل تغییر بود ، این آب مسی” ، عضله گردن دره ای شد که در Stride ، باریک ترین نقطه رودخانه ، جایی که آب در آن محدود بود و جوشید ، جنگید و سپس فرو رفت در حالی که از بین صخره نرمتر و خاکی که فراتر از آن قرار داشت غذا می خورد تا سرانجام خشم آن از بین رفت.

در زیر آن رودخانه رمز و راز عمیقی قرار دارد که نقشه را پیش می برد. ابتدا جسدی پیدا می شود. سپس ، شخصیتی با خودکشی می میرد. دیگری نیز به سرنوشتی مشابه دچار می شود. چگونه این مرگ ها با هم ارتباط دارند؟ خوانندگان از صفحه اول به سرنوشت یک شخصیت پی خواهند برد ، اما فقط در فصل های پایانی آن را کاملاً درک می کنند.

با دقت ، تقریباً ظریف ، پاول رویدادهای زندگی این سه شخصیت را مرتب می کند ، در این راه دوازده نفر دیگر را ترسیم می کند و پرتره ای از انگلستان در قرون وسطی را به تصویر می کشد که دروغ گفتن به پرهیزکاری های انگلیس در مورد دولت رفاه پس از جنگ است. دنی و لنی می دانند که عشق آنها از لیگ خارج شده است ، اما آنها را دوست دارند. تماشای لنی که قولهای ناچیز اسکندر را می بلعد ، به شدت افتخار و شهرت او را به خطر می اندازد ، به اندازه هر جنایت از شور و اشتیاق خشمگین است.

یکی از قابل توجه ترین تصمیمات پاول توجه بسیار زیاد به ونیتیا ریچموند است ، که در دستان نویسنده دیگری ممکن است به یک بانوی دور از خانه و یک نت تبدیل شود. پاول ، ونیتیا را به عنوان یک عروس جوان و یک مادر برای اولین بار به ما نشان می دهد ، در حال بازی در نقش هایی است که به هیچ وجه طبیعی به او نمی رسند. او که وارد تالار ریچموند می شود ، مأیوس است که بیشتر آن را به غیر از یک لبه بزرگ شومینه حک شده پیدا کند. مادربزرگ توماسینا با افتخار به او می گوید: “این یک گرینلینگ گیبون است” – یک قرنیه میوه و آجیل و شاخ و برگ باعث شکوه و عظمت از دست رفته نجیب زاده های انگلیس می شود.

ژاکت کتاب برای

هنگامی که ونیتیا اسکندر را به دنیا آورد ، او قادر به اتصال نیست – و او موفق به رشد نمی شود. پس از هفته ها عذاب ، پزشك دستور می دهد كه الكساندر از شیشه شیر تغذیه شود. “آنجا! کنه فقیر گرسنه بود ، “پرستار در حالی که الکساندر از نوک پستانک لاغر می شود ، می گوید. بیگانگی مادر و پسر به همراه سایر دام های طبقه فوقانی اسکلروتیک به ارث می رسد. جای تعجب نیست که الکساندر ، گرچه واقعاً عاشق لنی است ، اما بدون اینکه فکر کند چه احساسی دارد ، به یک تور بزرگ یونان می رود. او عادت کرده که وقتی ناراحت می شود نادیده گرفته شود و انتظار دارد دیگران نیز همین احساس را داشته باشند.

این شخصیت ها نه تنها انگیزه های یکدیگر را اشتباه درک می کنند. آنها همچنین در مورد خود شناخت کافی ندارند. لنی و برادرش ، توماس ، مادرشان را وقتی کاملاً جوان بودند از دست دادند. پدر آنها ، پیتر ، که زمانی به پدرسالار آنگوس ریچموند خدمت می کرد ، به نوعی ساقی موقت در هال تبدیل شده است و در یک اقدام سخاوتمندانه نادر یک کلبه املاک را تهیه کرده است.

قدردانی پیتر او را نسبت به واقعیتی که برای همسرش اتفاق افتاده و اینکه چگونه ممکن است در آینده فرزندانشان رقم بزند ، کور می کند. استحکام او در برابر احساساتی که در خانه اش می پیچد ، او را به عنوان یک ورقه کامل برای انگوس – و هدف کامل عصبانیت توماس از اشراف صاحب ملک که انگار انگلیس را در گذشته ای مبهوت نگه داشته ، قرار می دهد.

رودخانه ها دارای ریزگردها هستند و رمان نیز همین طور است. همانطور که بعضی از بخشها به مرور حرکت می کنند و عقب می روند ، گاهی اوقات جهت را معکوس می کنند ، موضوع اصلی روایت به سمت جلو حرکت می کند. به آرامی و به طور پیوسته ، نیروهایی را که داستان را شکل می دهند ، درک می کنیم ، در حالی که فلاش بک ها به ما کمک می کنند نیروهایی که شخصیت های آن را شکل می دهند ، درک کنیم. هیچ یک از این روح های ناخوشایند از فشارهای زمان خود فرار نمی کنند ، اگرچه زنان از همه بدتر هستند.

پاول عواقب ناگواری برای آنگوس و پیتر ، مردانی که سخت تر به وضع موجود می چسبند ، خنثی می کند. حتی توماس نیز چنین ظلمی را نسبت به آنها نمی کند ، اما شاید این مهم نباشد. این توماس و “جوانان عصبانی” از نسل او هستند که در سالهای آینده در رودخانه حرکت می کنند.

این داستان پیروزی نیست. همانطور که می دانیم نسل جوان سهم خود را در اشتباهات انجام خواهد داد (همچنین نگاه کنید به: مارگارت تاچر). اما شعور آنها مدرن است و به آگاهی ما نزدیکتر است. آنها بازمانده هستند.

با این حال ، جمله آخر شاعرانه پاول ثابت می کند که ثبات بیشتری نسبت به تغییر وجود دارد: palimpsest در انتظار روایت یک داستان جدید ، که همیشه داستان قدیمی بود ، از عشق و از دست دادن و شادی و غم. ” پاول تقلیدی کمرنگ از “تاج” یا “دونتون ابی” ننوشته است. “رودخانه درون” شامل بسیاری از افراد است. این یک نگاه تازه به فشارهایی است که سیستم های طبقه ما بر همه ما وارد می کند ، مهم نیست که از کجا آمده ایم.

منتشر شده در دانلود فیلم