رفتن به نوشته‌ها

نقد و بررسی: رمان اجتماعی توري پیترز ، ‘Detransition، Baby’

روی قفسه

تغییر شکل ، عزیزم

توسط توری پیترز
One World: 352 صفحه ، 27 دلار

اگر کتابهای مرتبط با سایت ما را بخرید ، ممکن است تایمز کمیسیونی از Bookshop.org بدست آورد که هزینه های آن از کتابفروشی های مستقل پشتیبانی می کند.

کمدی اجتماعی ژانری است که معمولاً به صورت سرد سرو می شود. داستان نویسان مانند جین آستین ، نانسی میتفورد و تام پروتا شخصیت های خود را بر روی یک تخته پخش می کنند و آنها را برای سرگرمی ، تأثیر عاطفی یا عدالت شدید کنایه کالبدشکافی می کنند. آستین با چشمك گفت: “این حقیقتی است كه به طور جهانی تصدیق شده است ، اینكه یك مرد مجرد كه دارای یك ثروت خوب است ، باید از یك همسر محروم باشد.” پروروتا پاسخ می دهد: “همیشه خوشحال کننده بود که دوستان از قسمت های مختلف زندگی شما آن را از بین ببرند ، که نشان دهنده سلیقه شماست.” این جملات با یک دوره یکسان به تظاهر به سیخ ، فرض و خود فریبی تبدیل می شوند.

“Detransition ، عزیزم” ، رمان جدیدی از توری پیترز ، نیز دارای چنین نیش هایی است: “بسیاری از مردم فکر می کنند عمیق ترین آرزوی یک زن ترنس این است که در جنسیت واقعی خود زندگی کند ، اما در واقع این است که همیشه در نور خوب بایستد.” پیترز غالباً خاردارهای خود را به سمت افراد تراجنسیتی مانند او سوق می دهد. همانطور که او در مصاحبه ای در سال 2018 گفت ، “زنان ترنس هستند [screwed] بالا و دارای نقص است ، و من بسیار علاقه مند به راه های زنان ترانس هستم [screwed] بالا و نقص. “

پیترز فقط از بین نمی رود ، او همچنین انگیزه محو شدن را از بین می برد. “تحریف ، عزیزم” تا حدی درباره این است که چگونه فاصله کنایه آمیز خود یک ویژگی اجتماعی است ، مملو از خودفریبی و خطر. از نظر پیترز ، فضای امنی برای قضاوت درباره مواد قابل بازیگری همتایان ناقص و پیچیده شما وجود ندارد. حتی آرایشگران رازهایی در گنجه های خود دارند ، کت و شلوارهای گوشتی و گوشتی که روی قفسه ها آویزان شده اند ، منتظر شرمندگی یا آزادی یا شاید کمی از هر دو هستند.

تغییر در “Detransition، Baby” به اِمز اشاره دارد ، که در گذشته امی ، زنی ترنس بود ، اما به دلایل پیچیده اکنون مرد شده است. ایمس با رئیس خود ، کاترینا ، که باردار می شود ، خوابیده است و این باعث ناراحتی امس شده است. اگرچه او به طور کلی از ضمایر خود استفاده می کند و از بسیاری جهات با مردانگی سازگار است ، اما فکر پدر بودن غیرقابل تحمل به نظر می رسد. گرچه او تصمیم می گیرد که اگر ریز ، که وقتی او امی بود با او قرار گذاشت ، موافقت کند که یک پدر و مادر مشترک باشد ، از عهده داشتن خانواده برآید. ریز ، یک زن ترنس ، از مادر شدن ناامید است. در همین حال ، کاترینا به طور غیر منتظره ای خود را شیفته تربیت والدین می کند. این سه به طور موقت با این طرح موافقت می کنند ، زیرا رمان بین امروز و عقب مانده و رابطه دردناک گذشته ریس و امی به عقب و جلو می رود.

برای افراد ترنس ، تغییر شکل یک موضوع انفجاری و بحث برانگیز است. همانطور که شخصیتهای پیترز روشن می کند ، نویسندگان و سازمانهای ضد ترانس از وجود تعداد کمی از مواد تغییر دهنده استفاده کرده اند تا از تصمیمات اکثریت قریب به اتفاق افراد ترنس که انتقال خود را حفظ می کنند ، از مشروعیت خارج شود. مفهوم تعدیل حتی برای بحث در مورد محدود کردن دسترسی به مداخلات پزشکی موافق جنسیت مورد استفاده قرار گرفته است.

ریز از ایمز عصبانی است ، که معتقد است نسبت به خودش صادق نیست. و هنگامی که ایمس گذشته خود را به کاترینا نشان می دهد ، او فریاد می زند: “فریب خورده! مرا فریب دادی! ” این یک واکنش رایج ترانس هراسی است. اگر افراد مستقل مشترک المنافع بلافاصله آنها را به عنوان ترنس تشخیص ندهند یا حتی اگر آنها را تشخیص دهند ، افراد ترنس اغلب متهم به دو گویی هستند کاترینا مانند ریز معتقد است که ایمز جنسیت واقعی خود را پنهان می کند. آنها فقط در اینکه کدام جنسیت است اختلاف نظر دارند. کاترینا و ریز معتقدند که آنها نویسندگان و داوران این کمدی اجتماعی هستند و ریاکاری ریا را از ریشه می اندازند.

اما ایمز دقیقاً تغییر مسیر داد تا خودش را از چنین قضاوتی کنار بگذارد. گرچه ایمز هرگز از فکر کردن به عنوان یک زن ترانس دست نمی کشد ، اما در پی جدایی بد با ریز ، او معتقد است که بازگشت به عقب او را از آسیب پذیری محافظت می کند. “[Amy] مدتها بود که فهمیده بود که مردانگی او را کسل می کند ، و این باعث جدا شدن او از خودش می شود. “پیترز می نویسد ، با استفاده از ضمایر خود برای توصیف گذشته. تغییر شکل دادن به امی زرهی دو طرفه فاصله از خودش و نامرئی بودن از دیگران را داد: “یک جیب فضا برای جدا شدن از احساسات شرم آور و ترس ، حجابی بین خودش و چشمهای کنجکاو در مترو و محل کار”.

در مقابل ، ریس حجاب ندارد. زندگی جنسی او بهم ریخته است. او به دنبال مردان کنترل کننده ، غالباً متاهل ، می رود که با او بد رفتار می کنند ، که برای او بخشی از جذابیت است. “او مدتها بود که فهمیده بود که بیشتر صحبتها درباره مالکیت او مایعات معده را از روی میل تبدیل می کند.” رابطه جنسی او با مفاهیم منسوخ زنانه ، وابستگی و ضعف گره خورده است. این فقط تحقیرآمیزتر است زیرا متناسب با کلیشه های زشت زنان ترنس است ، که برخی از فمینیست ها آنها را به تقویت نقش های مردسالارانه یا کاریکاتور زنانگی متهم کرده اند.

اما همانطور که پیترز نشان می دهد ، فقط ریز نیست که احساس خود به کلیشه های جنسیتی وابسته است. ریز وقتی زن سیس به او می گوید شوهرش به یک مهمانی لیسانس در ایالت نیویورک می رود ، مجذوب و منصرف می شود ، و او پیش بینی می کند که “بوی دود جنگل و مردانگی دوباره پر شده برای بازگشت به خانه را به او تحمیل کند.” ریز تعجب می کند که چرا “یک عده مرد نیویورکی پوشیده از فلانل و ویسکی کوبنده به عنوان یک آزادی کاملاً مردانه به سختی رام شده و معتبر شناخته می شوند ، اما هنگامی که او ، یک ترنس ، خوشحال می شود که دلار می کند ، او خیلی سخت تلاش می کند.” موضوع فقط این نیست که جنسیت عملکرد است. این میل چنان با عملکرد جنسیتی گره خورده است که افراد حتی اغلب نمی توانند آن را متوجه شوند. تا زمانی که یک فرد ترانس این کار را انجام دهد ، در آن زمان مورد قضاوت قرار می گیرد.

ریز غالباً در اطراف زن سیس احساس بیگانگی و تحریک می کند ، اما همچنین خود را کاملاً با کاترینا می شناسد. ریس به کاترینا می گوید: “تنها افرادی که در مورد جنسیت حرف شایسته ای برای گفتن دارند ، زنان مطلقه مشترک المنافع هستند که دست از همجنسگرایی کشیده اند اما همچنان مردان را جذب خود می کنند.” “کسانی که دیده اند که چگونه روایت هایی که از زمان دخترانگی به آنها داده شده است ، آنها را شکست داده است و می دانند هیچ چیز جایگزین همه چیز نیست.”

کاترینا ، که نیمه آسیایی است ، در حقیقت خانواده بالقوه سه پدر و مادر را نوعی فرار از دگرجنسگرایی سفیدپوست می داند. ریز ، به نوبه خود ، آنچه را که او “مادر له” می نامد در کاترینا ایجاد می کند – یک سون عاشقانه که جنسی نیست اما دقیقاً نیست نه جنسی یا پیچیده است این کویر است

هرچند که اغلب اتفاق می افتد ، له ها خراب می شوند. کاترینا چیزی در مورد زندگی جنسی ریز کشف می کند که او را وحشت زده می کند ، و هتروانرژی بودن (کلمه ای که کاترینا شروع به استفاده از آن زیاد کرده است) خود را دوباره مطرح می کند.

پایان رمان را می توان به عنوان یک فیلم جعلی تلقی کرد. و با این حال انکار تعطیلی به عنوان یک نت کاملاً مبهم از وضوح اخلاقی عمل می کند. ریز ، ایمز و کاترینا را نمی توان به یک خوشبخت معمولی تبدیل کرد و نه مخالف آن. آنها زندگی خود را از تکه های جنسیت و عشق و فرهنگی که به آنها داده شده می سازند و جایی برای ایستادن در خارج از این روند آشفته وجود ندارد و آنها را کالبدشکافی ، تشریح یا طبقه بندی می کند. “جبران ، عزیزم” آن کمدی اجتماعی نادر است که در آن نویسنده مردم را قطع می کند تا قضاوت نکنند ، بلکه نشان می دهد که چگونه در کنار هم قرار نداریم.

برلاتسکی نویسنده مستقلی در شیکاگو است.

منتشر شده در دانلود فیلم