رفتن به نوشته‌ها

نقد و بررسی «دیک جانسون مرده است»: داستانی عجیب و سورئال

هنگامی که ما برای اولین بار با سی. ریچارد جانسون ملاقات می کنیم ، او بسیار زنده است ، و بسیار باشکوه است: او حضوری جذاب و جذاب دارد ، با لبخندی شیرین ، خنده سخاوتمندانه و چشمانی که از خوشحالی برق می زند. گاهی اوقات این چشم ها پر از اشک می شود ، به خصوص هنگامی که او لحظه ای لطیف را با دخترش ، کرستن جانسون ، مستندساز ، که گاهی اوقات از پشت دوربین بیرون می رود تا پدر و بهترین دوست خود را بغل کند ، پر می کند. وی با بیان مقدمه این کار جدید عجیب و گمراه کننده می گوید: “فقط این فکر که من ممکن است این مرد را هرگز از دست بدهم بیش از حد است.” هنگامی که پدرش چند سال قبل علائم از دست دادن حافظه را نشان داد ، وی به آنها پیشنهاد داد تا درمورد مرگ او با هم بسازند.

عنوان “دیک جانسون مرده است” را می توان به عنوان بسیاری چیزها تفسیر کرد: یک پیشگویی ، یک خراب کننده ، یک نگرانی ، یک شوخی. شاید بیش از هر چیز یک شوخی باشد. خنده ممکن است قدرت تحمل مرگ را نداشته باشد ، اما ممکن است – در دوزهای متمرکز و به یاد ماندنی – تاحدی از گزش آن کم کند. در یک سطح ، فیلم برای آزمایش این نظریه وجود دارد. کریستن با شوخ بصری مکارانه ، بازیگوشی ساختاری و چند کشته درخشان با ضربه محکم و ناگهانی ، با احتمال فوت پدرش روبرو می شود. اولین باری که دیک را در خیابان می بینیم ، توسط یک کولر گازی مغز خورده است. بعداً ، توسط یک تیر بزرگ چوبی در سر او خرد می شود. ما می بینیم که آمادگی لازم برای تیراندازی این حوادث و سایر حوادث عجیب و غریب ، با ضبط صدا ، بدلکاران و یک کیسه خون جعلی کامل است.

کرستن جانسون پدرش را به کارگردانی می کند

کرستن جانسون پدرش را در فیلم “دیک جانسون مرده است” کارگردانی می کند.

(نتفلیکس)

یکی از بسیاری از لذت های عجیب و غریب خلع سلاح کننده این مستند ، لذت آشکاری است که هر دو جانسون در جعل مکرر مرگ غافلگیرانه دیک تحمیل می کنند – اقدامی عجیب که دو نفر از اعضای خانواده نزدیک را حتی به هم نزدیک می کند. شما همچنین می توانید رضایت کریستن را از برداشتن پرده پروسه خود احساس کنید و به ما نشان دهید که چگونه یک اتفاق نادر در فیلم ها – مرگ بی معنی و خشونت آمیز یک شخصیت – مسدود ، صحنه و عکس گرفته شده است. از ابتدا تا انتها ، “دیک جانسون مرده است” از هنر و هنر ساخت فیلم لذت می برد – و یک نوع فیلم متفاوت متفاوت از مستندهایی که جانسون در طی سه دهه فیلمبرداری کرده است ، از جمله اعزام های ژئوپلیتیک سخت “Citizenfour” “سوگند” و “اکنون دارفور”.

چهار سال پیش ، او تکه هایی از تصاویر و اعتبارات متعدد دیگر خود را در یک ویژگی شبیه به کلاژ به نام “Cameraperson” ، خاطره ای عکاسی ، که به عنوان یک رساله فلسفی در مورد اخلاق مشاهده جهان از طریق لنز دوربین ، دو برابر شده است ، بافته است. از جمله گنجینه های صمیمی تر “Cameraperson” ، نیم نگاهی کوتاه به مادر فقید کرستن بود که مدتی پس از تشخیص بیماری آلزایمر ، او را دوباره در اینجا می بینیم. این فیلم یکی از معدود سوابق سینمایی است که کیرستن از مادرش داشته است ، اعتراف آزار دهنده ای که انگیزه دیگری را در پشت فیلم نشان می دهد. او می خواهد از والدین بازمانده خود که نبرد خودش با آلزایمر در جریان است پرتره ماندگاری بسازد.

اگر این تنها دلیل بود ، دلیل کافی بود. اگر “Cameraperson” ما را مجبور کرد که چشمهای Kirsten را به عنوان چشم خود در نظر بگیریم ، دوربین در اینجا به یک مجرا مستقیم تر ، احساسی و همچنین تصویری ، بین فیلمساز و مخاطبانش تبدیل می شود. هنگامی که دیک ، یک روانپزشک بازنشسته ، از خانه خود در سیاتل نقل مکان می کند و به آپارتمان او در منهتن می رود ، احساس محبت می کنید که از طریق هر عکس شلیک می کند. شما همچنین کاهش تدریجی او و احساسات پیچیده ای را که وضعیت او ایجاد می کند ثبت می کنید: لذت بردن از گذراندن سالهای آخر زندگی با دخترش و دو نوه ، اما همچنین از دست دادن حافظه ، تحرک و استقلال. این نیز فیلم را توضیح می دهد ، که اگر یک عمل احیا نیست ، هیچ چیز نیست. این یک ادعای کنترل بر نحوه عبور و حتی سوگواری فرد است که کریستن و پدر بازیگرش او را به سمت افراط و فزاینده گیج کننده و مطمئناً جهنم سوق می دهد.

دیک جانسون در

دیک جانسون در فیلم “دیک جانسون مرده است.”

(نتفلیکس)

وحشی ترین لحظات فیلم ، دیک را در بهشت ​​تصور می کنند ، که در اینجا به عنوان یک انفجار آشفته رنگ و شیرینی ، شکلات و ذرت بو داده ، با برش های مقوایی فردریک داگلاس ، بروس لی و فارا فاست در میان کسانی که در مهمانی استقبال از او شرکت می کردند ، تصور می شود. این یک چشم انداز خیره کننده و کاملاً نامتعارف از زندگی پس از مرگ است ، و هنگامی که می فهمید جانسون در کلیسای Adventist هفتمین روز بزرگ شده است ، با ایده های سختگیرانه در مورد زندگی پس از مرگ و هشدارهای خود در مورد الکل ، رقص و فیلم ، کاملاً خرابکارانه تر احساس می شود. این محدودیت اخیر به وضوح در پرونده کیرستن نتیجه معکوس داد و “دیک جانسون مرده است” ، از جمله چیزهای دیگر ، یک تعامل بازیگرانه سورئال با ایمان مذهبی است ، و اوج آن صحنه ای است که عیسی مسیح پای دیک را شست. این کنایه از کتاب مقدس است ، البته در عین حال شخصی نیز: دیک با انگشتان پا تغییر شکل داده ، یک منبع شرم آور مادام العمر است که حداقل به مدت یک لحظه با قدرت سینما به طور جادویی بهبود می یابد.

و این ، حتی فراتر از اجتناب ناپذیری جهانی از دست دادن و غم و اندوه ، ممکن است موضوع واقعی “دیک جانسون مرده است”: توانایی خاص فیلم ها برای روشن کردن و گاهی اوقات تخریب واقعیت های تجربه بشری ، خواه از طریق تخیلات عجیب و غریب یا مشاهده واقعیت . چشمان شما با پروازهای فانتزی بصری جانسون قلقلک داده و اغوا می شوند ، اما لذت بخش ترین و معنادارترین لحظات اینجا از برخی جهات ساده ترین و کمترین زینت هستند: آغوش شگفت آور پدر و دختر. دیدار مجدد با عشقی که مدتهاست از دست رفته است. یک عکس از دیک ، با دندان شیرین افسانه ای خود ، که از یک تکه کیک شکلاتی لذت می برد. این یک فیلم خنده دار درباره مرگ است ، به عبارت دیگر یک فیلم آزار دهنده در مورد زندگی است.

دیک جانسون مرده است

دارای رتبه: PG-13 ، برای عناصر موضوعی و تصاویر فریبنده

زمان اجرا: 1 ساعت و 29 دقیقه

بازی کردن: 2 اکتبر در Netflix موجود است

منتشر شده در دانلود فیلم