رفتن به نوشته‌ها

نقد و بررسی: “استراحت کنید و سپاسگزار باشید” نوشته اما گلس ، زندگی یک پرستار

روی قفسه

استراحت کنید و سپاسگزار باشید

توسط اما گلس
بلومزبری: 160 صفحه ، 18 دلار

اگر کتابهای مرتبط با سایت ما را بخرید ، ممکن است تایمز کمیسیونی از Bookshop.org بدست آورد که هزینه های آن از کتابفروشی های مستقل پشتیبانی می کند.

یک شب در دهه 90 ، نزدیک به 50 میلیون نفر تماشا کردند که جورج کلونی وانمود می کند پزشک است. امروزه تعداد پرستاران بسیار کمتر از این تعداد است – 30 میلیون نفر و هر ساله کمتر می شوند. نود درصد زن هستند. کار آسانی نیست

نویسنده بریتانیایی اما گلس – خودش پرستار شاغل – در یک رمان دوم شاعرانه اما از هم گسیخته ، گاهی به سختی اتاق عمل با نور فلورسنت و در بعضی دیگر گیج کننده ، یک بخش مهد کودک بیمارستان لندن را نشان می دهد که انسانهای کوچک در آن مبارزه می کنند زنده ماندن. تمرکز او کودکان رنج دیده نیست بلکه چند روز آزار دهنده در زندگی یک پرستار خاص ، لورا است که در حال فروپاشی کامل سیستمیک است. آیا یک سیستم معیوب و ناعادلانه مقصر است؟

لورا دوست پسر بدی دارد. او ساعتهای طولانی و تغذیه وحشتناک را تحمل می کند. (ورود یک شب پیتزا یک اتفاق مهم است.) در طول پیاده روی ، او توسط یک پرنده مورد حمله قرار می گیرد. شما از روشی که او بالاخره شخص را خسته می کند رنج خواهید برد. “مراقبت از خود” مفهومی نیست که این مراقب با آن آشنا باشد.

نمای نزدیک از شخصیت Glass ، محسوس ترین و تکان دهنده ترین صحنه های کتاب را ایجاد می کند. آنها گلس را در بهترین حالت خود به نمایش می گذارند. اما این رمان به سمت یک داستان بزرگتر نیز حرکت می کند ، یکی در مورد حرفه ای که همه تلاش خود را می کند و بسیار کم می شود. حتی در مواقعی که سیستم بیمارستانی ما به طرز خطرناکی دچار یک بیماری همه گیر بی سابقه نشده است ، از پرستاران خود می خواهیم – بسیاری از آنها غیر سفیدپوست هستند – در بدترین لحظات از ما یا نوزادان ما مراقبت کنند. س centralال اصلی Glass: چگونه آنها این کار را انجام می دهند؟

پاسخ زودهنگام: همزمان یک کار. لورا فکر می کند: “همه جا ابزار وجود دارد.” ”ابزاری برای رفع خرابی. من به پدرم فکر می کنم که جعبه ابزارش جغجغه می کشد. باز شدن ، میخ ها و پیچ ها روی میز کار غلت می خورد. آچار برای این یک پیچ گوشتی. بی حرکت نگه داشتن و بعد از آن روغن مهم مهم روغن. “

از نگاه لورا ، که هم قهرمان است و هم دردناک شکننده است ، ما فوریت وحشیانه یک بیمارستان ، قتل عام آرام یک بخش ، جنون پلک زدن وحشیانه برای زنده نگه داشتن یک نوزاد را در نظر می گیریم.

هرچه به دستگاه نزدیکتر نگاه کنیم ، احساس فاجعه نزدیکتر است. لورا با تمسخر اظهار می دارد: “ما از مدیریت صحیح و کنترل شده اوضاع مطلع خواهیم شد.” “اما نفس های از دست رفته ، دست دادن ، لوله ای به اندازه اشتباه ، شیشه های ریخته شده ، مایع ریخته شده ، مردم ، همه مردم بی هدف ایستاده و خیره می شوند و [soiling] خودشان. “

درد و خستگی لورا فقط با در نظر گرفتن این نکته که او و همسالانش تنها افرادی هستند که بین نظم و فروپاشی کامل ایستاده اند ، خطر را افزایش دهند. او گاهی اوقات جای خود را به ناامیدی می دهد اما در هنگام اصلاح اشتباه یک کارآموز ، با اشاره به یک قانون اخلاقی بزرگتر ، امید پیدا می کند. کارآموز به لورا می گوید: “من فقط 6 تخت دارم.” “منظور شما این است که فقط دارید فلورانس امروز ، “او شلیک می کند – زیرا نام ها مهم هستند.

کت برای

اما لورا قهرمانانه فقط به اندازه ابزارها موثر است در دست و سیستمی است که او را استخدام می کند به عنوان مثال ، وجود دارد عزیزم محکوم مادرش حتی بدون مرفین نمی تواند آن را نگه دارد تا درد آن را فرو نشاند. “او او را به آرامی صدا می کند و من دکمه را فشار می دهم ، به او دوز می دهم تا راحت باشد. من مکث می کنم تا لحظه ای تماشا کنم در حالی که او با او نجوا می کند ، با انگشت گونه اش را مسواک می زند ، سر و سیمها را روی بازوهایش می پیچد ، آنها اتصال دارند. “

احساس ناتوانی شاید بدترین قسمت باشد. پزشکان در این رمان تصمیم می گیرند. اگر مواظب نباشید ، طوفانی و بدخلق هستند و ممکن است شما را ببوسند. اما پرستاران کار سخت تری را در زمینه اجرا ، مراقبت ، سازماندهی انجام می دهند و در اتاق های تاریک بخش ، به نظر می رسد عواقب بهم ریختگی بیشتر متحمل می شوند. از خیانت به بیمار. اینکه دکتر را ناامید کند. مجازات شدن یا از همه بدتر اینکه بچه دار نمی شوی.

دانش صمیمی شیشه در مورد پرستاری می تواند جزئیات او را به طرز نفسگیرانه معتبری احساس کند – به عنوان مثال ، چه زمانی او مراسم باریک چای سازش را همراه با “چینی مرگ” توصیف می کند: لورا مشاهده می کند: “جعبه احساس ضعف می کند ، توری جعلی است ، همه چیز پوشیده است.” “کاش می توانستیم بهتر عمل کنیم.” پتوهای قنداق دار رنگ تیره دارند ، زیرا هنگام مرگ نوزادان گاهی اوقات خونریزی می کنند و هیچ پدر و مادری نباید فرزند خود را برای آخرین بار با حوله سرخ نگه دارد.

و با این حال ، گلاس تصمیم کنجکاو را می گیرد تا از چنین واقع گرایی جدی دور شود. لورا مستعد توهم است ، که در بسیاری از فصل ها شرح داده شده است. ممکن است یکی دو مورد کار کرده باشد ، اما همه جستجوی مبهم و لغزش می تواند این احساس را ایجاد کند که گویی لورا (و شاید نویسنده) از بیان دقیق تر در مورد آنچه که در اینجا اشتباه است اجتناب می کند.

نقص دیگر تمایل Glass به تقویت پاتوس a است چند کنه خیلی دور است لورا دراز مدت فکر می کند: “این خرس ها همه متعلق به گذشته بودند.” “آنها را دوست داشتند ، بغل کردند ، زمین خوردند و گرفتار شدند. آنها در رختخواب جمع شدند و کنار چای نشستند. و عشق آنها قطع شد و آنها را به اینجا آوردند و به عنوان ادای احترام در قفسه ها قرار دادند. گرد و غبار مانند کودکان به آنها می چسبد. ” مطمئناً ، اما به طور کلی بهتر است ، وقتی در موضوعی از این دست صحبت می کنید ، داستان را با سادگی نزدیک به جمله شش کلمه ای همینگوی بیان کنید.

به واقعیت بازگشت ، زمان اندکی برای تأمل در مورد خرس های عروسکی متروک وجود دارد. همه خسته شده اند کار بی امان است. بیمار چه به یک تختخواب گرم یا یک قبر سرد حرکت می کند. اتاق خالی شده دوباره پر شده است. یک فنجان دیگر قهوه. یک روز دیگر تلاش کرد تا آشفته نشود. گلاس ، از دیدگاه وی به عنوان یک پرستار و یک نویسنده جوان با استعداد ، یک فرصت عالی برای گزارش از خط مقدم یک جنگ آرام ایجاد می کند. نمی توان تصور کرد که برای سالهای آینده تعداد بیشتری از این داستانهای غم انگیز را بخوانیم.

دوئل نویسنده کتاب “جمعه بود بمب بود: پنج سال در خاورمیانه” است.

منتشر شده در دانلود فیلم