رفتن به نوشته‌ها

موسیقی هالووین: اسکریابین و شگفتی ترسناک او ، “Black Mass”

به ما اخطار داده شده است. با توجه به اینکه این درمان به خوبی می تواند یک ترفند مرگبار داشته باشد ، این سال برای فریب و درمان نیست. یک هالووین عادی با مرگ دعوت به رقص می شود. با این حال یک موسیقی کلاسیک معمول است totentanz، این یکی توسط ویروس کرونا امضا شده است. اما در مورد توده سیاه چطور؟ در عوض بیایید آنجا

در سال 1911 الكساندر اسكریابین ، مترقی ترین و عجیب ترین آهنگساز روسیه ، ششمین سونات پیانوی خود را نوشت. با این نمره ، او خود را نیمه جان ترساند ، و شر را همانطور که دید ، در آغوش گرفت و به دنبال آن رفت. او سازگاری های آن را “کابوس” ، “کامل” (یا هر معادل روسی برای گازهای مضر و دوده) ، “ناپاک” و سایر موارد ناخوشایند نامید. او به عنوان بنده شیطان آهنگسازی کرد ، اما هرگز در ملا public عام سوناتا نمی نواخت.

در عوض ، آهنگساز وحشت زده بلافاصله هفتمین سوناتای خود را نوشت ، پادزهری صفحه کلید درخشان و فرسایشی که وی آن را “توده سفید” نامید. این کار مورد علاقه او شد و او نتوانست بازی آن را متوقف کند. اما شیطان هنوز در او بود.

دو سال بعد او نهم سوناتا را ساخت ، که به خاطر خوشحالی اسکریابین معروف شد ، به عنوان “توده سیاه”. انگشت شکن ، فقط هشت تا 10 دقیقه طول می کشد ، بسته به اینکه چقدر سریع جرات کنید (یا می توانید) آن را بازی کنید ، اما سرعت هرچه که باشد ، خیلی بیشتر احساس می شود ، به اندازه کافی برای یک تشریفات شبح وار. سوناتا ، به قول فائوبیون بوورز ، زندگینامه نویس فوق العاده Scriabin ، “با یک راهپیمایی کابوس از چشم اندازهای گوتیک ، ارواح و وحشت های تحریف شده” به پایان می رسد. برای Bowers این صفحه پر سر و صدا ترین صفحه در Scriabin بود که حرف های زیادی برای گفتن دارد.

آیا موسیقی می تواند شیطانی داشته باشد و آیا شر آن می تواند ما را در اختیار داشته باشد؟ اگر چنین است ، واضح است که باید همان کار را به خوبی انجام دهد. برای Scriabin ، بدون تجربه غیرقابل حذف آن ، نمی توانید خوب بدانید. او انتظاراتی بیش از اندازه برای آن نور درخشان سوناتای هفتم خود داشت. اسکریابین که از پیروان مادام بلاواتسکی و تئوسوفی غیبت گرایانه او بود ، همراه با قلم زدن به اراده شیطان در سوناتای نهم خود ، سمفونی “Mysterium” را پیشنهاد داد ، یک افسون موسیقی مانند هیچ یک از موارد قبل ، که شامل هر پنج حس بود. قرار بود در هندوستان و در سایه هیمالیا با تماشاگرانی که توسط ناقوسهایی که از ابرهای سفید پرچم و در آسمان سرولون معلق شده اند ، به مکانهای متعالی خود فراخوانده شوند.

چند سال پیش ، من درخواست مصاحبه با دالایی لاما در مورد موسیقی را داشتم. او بندرت از موسیقی صحبت می کرد ، اما به نظر می رسید موسیقی و نوازندگان هر کجا که می رفت او را دنبال می کردند. با کمال تعجب دستیارش ، او موافقت کرد ، اگر فقط من را تسلیم طلسم موسیقی کند. او با دیدن من به عنوان یک مورد حساس به ویژه ، با اشاره به بی صبری توضیح داد که ما می توانیم خیلی راحت به موسیقی وابسته شویم. دالایی لاما به عنوان یک بودایی ، با خنده مشهور عفونی خود اعلام کرد ، حتی او باید مراقب باشد تا خیلی به آیین بودا وابسته نشود. وقتی به یک چیز دل بسته باشید ، به چیز دیگری گشوده نباشید و در درک آن ناتوان شوید ، چه رسد به روشنگری.

این جادوی “توده سیاه” Scriabin است ، یک سونات تیره تر ، مرموزتر و شوم تر از حتی ششم ، اما یکی از آهنگسازان که بسیاری از پیانیست های بزرگ دیگر ، ولادیمیر هوروویتز و سویااسلاو ریشتر در میان آنها ، بازی کردند فراوانی. این به ریشه گروتسکری ها می رسد. در هرج و مرج و ویرانی هیجان انگیز است. گذرگاههای غنایی آن شیرینی مریضی دارد که می چسبد. شما را به آن طرف می برد. و به همین دلیل ، شما می دانید که طرف های دیگری نیز وجود دارد. از نظر اسکریابین ، شیطان اصل غالب جهان بود؛ شیطان در پشت همه حرکات بود – حرکت ذرات ، زیر اتمی به اجرام آسمانی. در حالی که مرگبارترین رقص مرگ است ، Scriabin’s Ninth Sonata برای زندگی ایستاده است.

اینکه چطور Scriabin می تواند آن را روی صفحه کلید تولید کند یکی از عجایب موسیقی است. برای گشودن به اصطلاح قوانین طبیعت ، او مجبور بود به اصطلاح قوانین هماهنگی را باز کند. این یک زمان تاریخی برای موسیقی بود ، که دستخوش تغییر بی سابقه ای بود. شونبرگ ، با کشش بیش از حد قابل پیش بینی بر احساسات ، تناژ را خنثی کرد و با گروتسکری سورئال خود ، “پیروت لونیر” ، احساسی ایجاد کرد. استراوینسکی ، که اسکریابین احساس می کرد بیش از حد عالی ریمسکی-کورساکوف را گرم می کند ، در “آیین بهار” خود به عنوان وسیله ای برای آزاد کردن انگیزه های اولیه ما به ریتم تبدیل شد.

سهم اسکریابین ایجاد احساس هر چند خلق و خوی بود. برای او ، تن ها نشان دهنده رنگها بودند. آنها بوها را پیشنهاد می دهند. آنها معنی تولید کردند. اما آنها از قوانین خود پیروی می کردند. نهمین سونات وی به نوعی رادیکال ترین رادیکال زمان خود است. تونالیته منصرف نشد بلکه فراتر رفت. ریتم ها سمافر بودند ، پیام هایی از فراتر از آن. مضامین ملودی شاخکهای یک نیروی معنوی بود که از اراده شنونده پیشی گرفت. پیانیست کشیش اسرار بود.

سوناتا خیلی ساده شروع می شود: چهار نت آرام و آرام آرام نزولی در دست راست که به حالت اول برمی گردند. آنها کاملاً هماهنگ و هماهنگ شده و بلافاصله در جهان دیگر قرار می گیرند. هیچ سونات پیانو خیلی راحت شما را وارد قلمرو خود نمی کند. دست چپ در ابتدا آینه را نشان می دهد اما به سرعت یک ایده رو به افزایش را وارد می کند. یک خال کوبی استکاتوی مکرر ظاهر می شود ، که اسکریابین آن را در نمره یادداشت می کند زمزمه mystérieusement.

این مضامین مانند دارویی است که به جریان خون تزریق می شود. اسکریابین می نویسد: “یک اشتیاق آغازین” یک چرخش از تریل های غیرقابل کنترل و سپس یک ملودی وجود دارد که تلاش زیادی برای بلند شدن و بازی کردن با آنها انجام می دهد. این جشن آغاز شده است ، با همه چیز در خیالی رویایی از یک جهان سقوط ، راهپیمایی دیوانه ، اوج خارج از کنترل. در اینجا تمام افراط در معروف ترین اثر ارکسترال Scriabin ، “شعر وجد” ، عذاب آنها را برآورده می کند. ویرانی ناپاک همانند بیدار شدن از خواب بلافاصله محو می شود. دهانه اسرارآمیز پایان می شود. با این حال طلسم شکسته نشده است.

آزمایش های Schubert’s B-Flat Sonata – بسیار دوست داشتنی ، بسیار دلهره آور ، بسیار پرتحرک – در Scriabin بسیار شیطانی شده است. اسكریابین مجبور به خلق شد ، همانطور كه ​​با سوناتای ششم خود ، یك ضد روحیه ایجاد كرد. در آخرین سوناتای 10th Scriabin ، تجلیل از تریل ها “حشرات متولد شده از خورشید” را برانگیخته می کند. تریل ها اکنون به “بوسه های خورشید” تبدیل شده اند.

اسکریابین زنده نماند تا چیزهای بیشتری را فاش کند. در سال 1915 ، هنگام طراحی و برنامه ریزی برای “Mysterium” ، یک جوش کوچک روی لب او آلوده شد. در عرض چند روز ، آهنگساز 44 ساله ای که موسیقی را به عنوان رسانه ای عفونی درآورده بود ، درگذشت.

اما عفونت به اینجا ختم نشد در سالهای پس از مرگ او ، اسکریابین به یک نفوذ زیرزمینی در آوانگارد تبدیل شد. در لس آنجلس دهه های 1920 و 1930 ، جایی که جامعه تئوسوفیک به آن تسلط یافته بود ، آهنگسازان جوان ساحل غربی که سنت های خود را ایجاد می کنند ، شیفته هارمونی های اسکریابین شدند ، آهنگسازان مترقی در شیکاگو و نیویورک. جان کیج و الیوت کارتر هر دو در مورد تأثیر اولیه Scriabin صحبت کردند.

علاوه بر این ، اسکریابین درگذشت ، درست زمانی که فیلم های بی صدا در روسیه و همچنین هالیوود به کارهای هنری خود می رسیدند و به نیاز شدید همراهی موسیقی پی می بردند. این اسکریابین ، استاد جو بود که به الهام بخشی ناشناخته برای اولین موسیقی فیلم و مطمئناً آهنگساز تبدیل شد که با کمال وحشت کمین می کند ، تا به امروز ، پشت فیلم های ترسناک.

نقاط شروع

پیانیست روسی ولادیمیر سوفرونیتسکی به عنوان بزرگترین طرفدار Scriabin در نیمه اول قرن 20 شناخته شد. با این وجود این سوویتاسلاو ریشتر بود که Sofronitsky را “خدا” خواند ، که با ترس بیشتر به عزم عجیب سوناتا نهم می پردازد. نهم ضبط سوناتا از هر دو را می توان در YouTube یافت.

ولادیمیر هوروویتز نودمین سوناتا را با سرعت الکتریکی در یک سخنرانی سالن کارنگی سال 1953 بازی کرد و سپس در سالن کارنگی در سال 1965 ، با هردو اندازه گیری شده ، هر دو در YouTube بازی کرد.

Scriabinite بزرگ روسی امروز آناتول اوگورسکی است ، که ضبط شده او از سوناتا 20 سال پیش نزدیک به یک عکس العمل مدرن از یک آیین شیطانی است.

پیانویست فقید انگلیسی است جان اوگدن اسکریابین به لندن کشیده شد ، آنجا که مقر اصلی تئوسوفیسم آنی بسانت بود ، و اوگدن برای به دست آوردن این غیبت مجهز بود.

فاضل بزرگ کانادایی مارک-آندره هملین بیشتر از آن خردگراست ، اما با گره گشایی از همه نت ها با چنین شدت عجیبی ، او به سوناتا راه می یابد از این رو که هیچ کس دیگری قبل از او ندارد. مجموعه او از سوناتاهای کامل اسکریابین همان سوناتایی است که من اغلب به آن برمی گردم.

با توجه به کنسرت های زنده که عمدتاً در انتظار هستند ، منتقد مارک سوئد هر چهارشنبه موسیقی ضبط شده دیگری را توسط آهنگساز دیگری پیشنهاد می کند. می توانید بایگانی مجموعه ها را در latimes.com/howtolisten، و می توانید از کار مارک با یک پشتیبانی کنید اشتراک دیجیتال.

منتشر شده در Classical Music