رفتن به نوشته‌ها

مارشا استفانی بلیک در “من زن تو هستم” بلند ایستاده است

مارشا استفانی بلیک به نظر می رسد یک میلیون دلار بر روی تماس زوم وارد می شود. ظهر یک روز هفته در ماه دسامبر است و بازیگر “من زن تو هستم” از نیویورک در حال تماس است ، جایی که در میان چیزهای دیگر امسال او مراسم جشن فیلم های مجازی را برگزار می کند ، در اعتراضات شرکت می کند ، برای کارگران ضروری ماسک می دوزد ، برای بیرون آمدن از رایزنی تبلیغات می کرد و از یک برنامه نتفلیکس در داخل خانه خود و خانواده اش در هنگام شیوع همه گیر فیلمبرداری کرد.

در چنین سالی بی سابقه ، چند وظیفه ای قسمت بزرگی از زندگی بلیک بوده است. او با خنده توضیح می دهد: “من همه لباسهایم را پوشیده بودم زیرا مجبور شدم از یک ممیزی استفاده کنم” “به طور معمول فقط برای صحبت با شما اینگونه به نظر نمی رسم. به نظر می رسد تمام روز در مدرسه دور افتاده ، با یک دانش آموز کلاس اول هستم! “

در میان چرخش های جالب حمایت سال ، بازی بلیک در نقش Teri در تریلر جنایی 1970 فیلم آمازون “I’m Your Woman” بلند ایستاده است. به طور خاص در تقریباً دو دهه فعالیت حرفه ای خود ، چند سال گذشته شاهد شکوفایی بازیگر شخصیت در صفحه های فیلم و تلویزیون در نقش های پاک نشدنی مانند رزماری در “Luce” 2019 بوده است. در مقابل ویولا دیویس در “چگونه می توان با قتل خلاص شد” و به عنوان لیندا مک کری ، مادر فداکار متهم نادرست آنترون مک کری در “وقتی آنها ما را می بینند” ، که برای آن نامزد امی شده بود.

بلیک با کارگردانی جولیا هارت ، “من زن تو هستم” ، شخصیتی را در آغوش گرفت که قبلاً در زنگ خور بوده و تا زمان ورود به تصویر برای آن قوی تر شده است. این فیلم زمانی آغاز می شود که این ژانر اغلب شخصیت های زن را به حاشیه می برد: خانم بانوی خانه دار حومه (“خانم شگفت انگیز مایسل” راشل بروسانهان) پس از به هم ریختن مجرمان جنایی شوهرش ، شب را با یک کیسه پول و یک پسر شیرخوار به خانه فرستاده می شود. با کمک همکارش کال (Arinzé Kene) ، ژان می آموزد که برای اولین بار در زندگی خود چرخ سرنوشت خود را در دست بگیرد.

اما این دوستی نوپای او با همسر محافظت شده کال ، تری (بلیک) است که با کمال میل ژان ساده لوح را زیر بال خود می گیرد ، که به سفر مشترک آنها دامن می زند و تجدید تجربه زن را لنگر می اندازد. برای بازی در نقش بهترین Teri ، Brosnahan ستاره و تهیه کننده یک نام را به وجود آورد: مارشا استفانی بلیک ، که در سال 2016 در کارگاه تئاتر نیویورک با او در “اتللو” بازی کرده بود.

هارت می گوید ، “من نمی توانم تصور كنم كه شخص دیگری این نقش را بازی كند. این کار با چنین قدرت ، بلکه با چنین مهربانی انجام شده است. او یک نیروگاه است و من از دیدن کارهایی که او در این فیلم انجام داده است بسیار هیجان زده هستم ، زیرا خیره کننده است. ”

قبل از آن ممیزی نوار که او مجبور بود به آن دسترسی پیدا کند ، بلیک متولد جامائیکا و جامائیکا ، کوئینز ، امسال نیز در فیلم های “عکس” و “یک ترشی آمریکایی” دیده شد ، نگاهی به نقش “من زن تو هستم” ، زندگی حرفه ای او در صحنه و نمایش و چالش ها و لذت های تبدیل خانه خانواده به یک قطب تولید مجازی در اوایل سال جاری.

فرانکی فیسون ، پارکهای دمائوری و مارشا استفانی بلیک در یک ایوان در

Frankie Faison ، سمت چپ ، Da’mauri Parks و Marsha Stephanie Blake در “I’m Your Woman”.

(ویلسون وب / استودیوی آمازون)

ما زنان زیادی مانند Teri را در فیلم ها ندیده ایم. او خشن و توانا است ، جنبه ای لطیف دارد و چنین قدرتی ساکت را در خود دارد.

من شخصیت Teri را به دلایل زیادی دوست داشتم و قسمت عمده ای از آن این بود که من اغلب در وسط یک واقعه آسیب زا نقش زنان را بازی کرده ام. و بسیاری از آنچه که من تجربه می کنم موارد بسیار شدید ، احساسی ، احساسی ، کاملاً دلخراش است. و آنچه من در مورد تری دوست داشتم این بود که ما پس از آن آسیب دیدگی با او ملاقات می کردیم و او اکنون به شخص دیگری کمک می کرد تا در این امر پیمایش کند. من قدرت و سکوت او را دوست داشتم. او زیاد صحبت نمی کند او یک نوع زن عمیق است که در آبها اجرا می شود و من این را در مورد او دوست داشتم.

چندین تغییر دما در پویایی او با ژان وجود دارد و گرچه “من زن تو هستم” نام دارد ، اما الهام گرفته از خطی است که سه شنبه ولد به جیمز کان در “دزد” می گوید ، اما مسلما مهمترین رابطه این فیلم در واقع بین این است دو زن

آنچه در مورد Teri نیز دوست داشتنی است ، او نوعی کمک کننده اکراه است. او مانند “من طناب ها را می شناسم و سعی می کنم به شما نشان دهم” وارد می شود ، اما او این کار را با اکراه انجام می دهد. زیرا [Rachel and I] قبلاً در خارج از فیلم رابطه داشتم و باید به خودم یادآوری می کردم که واقعاً چه احساسی نسبت به ژان دارم. بسیاری از کارهای درونی همیشه به خاطر سپردن این بود که Teri زنی است که اکنون در برهه ای از زندگی خود قرار دارد و اجازه نمی دهد مردم به راحتی وارد آن شوند. یک دیوار وجود دارد و یک دلیل هم وجود دارد که یک دیوار وجود دارد – این برای محافظت ، برای خانواده اش و برای بقا است. و ژان همه چیزهایی است که بود و دیگر نمی خواهد باشد.

ورود به مثلاً نحوه لباس پوشیدن تری یا تصویری که از دنیای خارج ارائه می دهد چه چیزی به عملکرد شما اضافه کرد؟

این انتخاب ها انتخاب هایی نیستند که شما همیشه به عنوان بازیگر در آنها عضو باشید. بعضی مواقع کسی از من نپرسیده است. من یک مانکن بودم و آنها لباسهایم را پوشیدند. با “I’m Your Woman” [costume designer] ناتالی اوبراین ، ما مکالمه ای داشتیم – من همین کار را با موهای خود و افراد آرایش خود انجام دادم – و معمولاً هیچ کس با من صحبت نمی کند ، اما این افراد با من تماس می گرفتند و می گفتند: “چه می خواهی؟” تو چی دوست داری؟ چه چیزی را دوست ندارید؟ ” احساس قدرت می کردم. ناتالی به من کمک کرد تا ایده Teri را بسازم: حتی اگر او این دیوار را دارد ، کمد لباس او گرمی را منتقل می کرد که شاید او خودش سعی داشت آن را پنهان کند یا مقاومت کند.

او این کت های خارق العاده باورنکردنی را دارد که قدرت و اعتماد به نفس او را نیز منتقل می کند و این باعث می شود که واقعاً قد بلندی داشته باشم. من مشکلی دارم که فکر می کنم بلندتر از قد خودم هستم! اما او صحنه هایی را به من پوشاند که باید قدرت و اعتماد به نفس را احساس کنم و من قطعاً آن را احساس کردم. این من خواهم بود که دستانم را به یک کت سنگر می اندازم و می خواهم “آره. بیا بریم.”

تری زنی است که اکنون در مقطعی از زندگی خود قرار دارد که به راحتی اجازه ورود افراد را نمی دهد. یک دیوار وجود دارد و یک دلیل هم وجود دارد که یک دیوار وجود دارد – این برای محافظت ، برای خانواده اش و برای بقا است.

مارشا استفانی بلیک

مارشا استفانی بلیک و راشل بروسنهان در

تری (مارشا استفانی بلیک) ، چپ ، و ژان (راشل بروسانهان) با افزایش اعتماد شدید آنها ، یک مأموریت خطرناک را آغاز می کنند.

(ویلسون وب / استودیوی آمازون)

برای آنچه ارزشش را دارد ، به نظر می رسد Teri در بسیاری از لحظات این فیلم حدود 10 فوت قد دارد. حضور او بسیار قدرتمند است.

آره! این همان چیزی است که من می خواستم!

راشل بروسنهان ، بازیگر نقش ژان و تهیه کننده این فیلم ، در وارد کردن شما به این پروژه نقش مهمی داشت. شما با هم در صحنه “اتللو” بازی کرده بودید. چگونه او اولین بار آن را مطرح کرد؟

اولین باری که او به آن اشاره کرد ، ما بیرون بودیم. هر چند وقت یکبار قرارهای یکدیگر را برای نمایش می گذاریم. یادم هست که داشتم از خیابان می دویدم ، اواسط زمستان است و به محض اینکه به او رسیدم بلافاصله گفت: “من تو را برای این فیلم آماده کردم!” و من مثل این بودم ، “اوه ، عالی! سلام!”

من فهمیدم که آیا او مرا به صدا در می آورد پس واقعیت است ، زیرا من همیشه می دانستم که او یک زن حرف خودش است. از نظر من ، یک بازیگر هرگز واقعاً اینقدر قدرت ندارد مگر اینکه مریل استریپ یا تام کروز باشند. من نمی فهمیدم که او تهیه کننده این کار است و ممکن است کمی بیشتر در مورد افرادی که انتخاب می شوند صحبت کند یا اینکه این یک پروژه برای آمازون است. تا اینکه فیلمنامه را دریافت کردم و در آن نوشته شد “برای علاقه بخوان” [that I realized] آنها ممیزی نبودند ، آنها می خواستند که برایشان بخوانم من علاقه. من شبیه این بودم: “این چیز در واقع واقعی است!”

شما از تعقیب و گریزهای ماشین و مانع های شبانه روی این فیلم فیلمبرداری کردید ، و در نقطه مقابل طیف دشواری ، برخی از کاستارهای شما بچه های واقعی بودند. زندگی در صحنه فیلم چگونه بود؟

که در [one] صحنه ما مجبور شدیم نخود را بارها و بارها بخوریم ، و هر زمان که شما غذا و نوزاد دارید و باید بارها و بارها غذای واقعی بخورید ممکن است کمی مشکل ایجاد کند ، زیرا هر چقدر طعم غذا خوب باشد ، تا 20 مثل این است ، “من دیگر تا آخر عمر نخود نخواهم خورد.” اما همه ما با هم در آن بودیم. و جولیا خودش چنان هنرمند شگفت انگیزی است ، اما او همچنین چنان مادری است که همیشه نگران احساس ما بود. او همیشه می گفت ، “شما بچه ها خوب هستید؟ من قصد دارم برخی از این نخودها را بخورم تا حال شما بهتر شود. ”

شاید این به خاطر بچه های سر صحنه بود ، اما همه انرژی خوب خود را آوردند. من می توانستم بچه هایم را به صحنه بیاورم و از این بابت احساس عجیبی نمی کردم چون جولیا مانند “بچه ها را بیاورید” بود پیرترین من می خواهد مدیر شود و او خیلی روان بود.

یک هنرمند گریم اتحادیه آمریکایی آفریقایی تبار در پیتسبورگ وجود داشت [where the film was shot]. یکی و جولیا او را برای من گرفت. و در بخش مو ، ما از زنان سیاه پوستی عبور کرده ایم که می گویند: “آیا کسی می تواند این مشکل مو را حل کند که ما باید هنگام تنظیم مو با موهای خود مواجه شویم …”. من حتی فکر نمی کنم این یک تجاوز خرد باشد ، بسیاری از اوقات این یک تجاوز کلان است. و جولیا گفت: “شما مجبور نیستید مکان خود را تغییر دهید. من شخصی را یافتم که تحقیق کرده و در دهه 70 قفل پیدا کرده است. ” خیلی راحت بود که می شنید یک کارگردان می گوید: “بیا همانطور که هستی”. فقط برای شنیدن این که کسی مثل این است: “شما خوب هستید ، موهای شما زیبا است ، کسی را پیدا کردیم که هیجان زده است که با شما روی موهای شما کار می کند و هر کاری را که می خواهید انجام دهید انجام می دهد.” این یک معامله بزرگ است.

مارشا استفانی بلیک روی تختی در داخل نشسته است

“من در کارم خوش شانس بوده ام که به دلایل مختلف کارگردان های باورنکردنی داشته ام ، اما پیگیری این کار بسیار خوب بود [Ava DuVernay’s] “وقتی آنها ما را می بینند” با “من زن تو هستم” ، زیرا احساس می کردم در این نیروگاه انرژی زن هستم. ”

(ویلسون وب / استودیوی آمازون)

شما بسیار در فیلم و تلویزیون کار کرده اید ، اما فراتر از اینکه به نقش های سینمایی مانند “من زن تو هستم” منجر شود ، چرا کار صحنه ای شما نیز پایه و اساس مهمی در کار شما بوده است؟

آنچه من در تئاتر دوست دارم روابطی است که ایجاد می کنید. عجیب و غریب ، چون حقوق کمتری دریافت می کنید و زمان بیشتری را صرف این کار می کنید ، این احساس بیشتر از هر چیز دیگری شبیه یک کار عشق است. دلیل اینکه من با راشل دوست شدم و این باعث شد که ما فیلم را با هم انجام دهیم ، این بود که ما یک قطعه تئاتر خارج از برادوی ساخته بودیم ، این تئاتر کوچک و کوچک که در رختکن از یکدیگر فاصله داشتیم. ما ماهها این کار را انجام دادیم و شما در انجام چنین کاری خوب یا بد با کسی آشنا می شوید. مثل اردوی تابستانی است. و شما چیزهای زیادی را یاد می گیرید که دیگران کار می کنند. شما گاهی اوقات ساعتها در تمرین هستید و تمرین دیگران را مشاهده می کنید. این بهترین آموزشی است که می توانید به عنوان بازیگر کسب کنید.

مانند تماشای اینکه آل پاچینو یک نسخه گوش سگ از “بدون ترس از شکسپیر” را به تمرین “بازرگان ونیز” در برادوی می آورد …

“بدون ترس از شکسپیر”! کتاب تقلب! من شبیه بودم ، چه! من قبلاً با این شرکت به نام Shakespeare Society کار می کردم و ما به عنوان بازیگر وارد کار می شدیم و با بچه ها شکسپیر می کردیم و من همیشه این داستان را می گویم زیرا آنها بسیار مورد آزار و اذیت شکسپیر هستند. و من مثل این هستم ، “گوش کن: هیچ کس از ما آن را درک نمی کند ، اما ما می خواهیم آن را حل کنیم!” و اگر ما نیاز به “بدون ترس از شکسپیر” داریم ، این کار را انجام خواهیم داد. امیدوارم آل به خاطر گفتن آن داستان از من متنفر نباشد. من فکر می کنم او خوب است همه ما به همه کمکی که می توانیم بگیریم نیاز داریم.

شما در 10 سالگی از جامائیکا ، کوئینز ، نیویورک بزرگ شدید ، این تجربه چگونه به شما شکل داد؟

من یک دانش آموز با عملکرد عالی در جامائیکا در بالای کلاس خود بودم ، بنابراین تا زمانی که به اینجا رسیدم از نمرات صرف نظر کردم. من یک برادر بزرگتر و یک خواهر بزرگتر داشتم ، اما در همه چیزهایی که خواهر بزرگترم آموخته بود ، وسواس داشتم ، بنابراین در سن 7 یا 8 سالگی در حال خواندن تونی موریسون و مایا آنجلو بودم. و بسیار صادقانه بگویم فکر می کنم تعصبی در مدرسه من ، “او یک مهاجر است ، بنابراین ممکن است چیزی بلد نباشد.” فکر نمی کنم آنها درک کردند که مدارس در جامائیکا چقدر سختگیر هستند.

من همچنین به عنوان فرزند یک مهاجر و یک مهاجر تحت فشار قرار گرفتم ، جایی که احساس می کنید ، من باید همیشه یک اجرای عالی باشم. ایده این است که شما به آمریکا آمده اید تا راهی بهتر برای خود بسازید ، در زندگی بهتر از پدر و مادر خود باشید ، بنابراین باید این کار را انجام دهید ، آن را انجام دهید ، آن را انجام دهید. این چیزهایی است که من سعی می کنم الان بدون سنگینی به بچه هایم تزریق کنم ، اما فکر می کنم چیزی در مورد قدردانی از آنچه والدین شما انجام می دهند و افرادی که قبل از شما انجام داده اند وجود دارد تا شما را به جایی که اکنون هستید برسانید و تأیید کنید که افراد دیگر بخشی از سفر شما هستند.

مارشا استفانی بلیک

بلیک ، عکاسی در نیویورک: “اگر چیزی وجود دارد ، من می خواهم بیشتر بنویسم و ​​شاید بیشتر به کارهای پشت صحنه بپردازم – تهیه کنندگی ، نویسندگی ، شاید کارگردانی خط.”

(Jay L. Clendenin / Los Angeles Times)

از کودکی به هنر علاقه داشتید؟ تصور می کردید مجری باشید؟

نه وقتی بچه بودم. من زیاد نوشتم؛ من کتاب نوشتم ، نمایشنامه نوشتم ، نسخه های فیلم هایم را نوشتم. من خیلی مایا آنجلو و تونی موریسون را خواندم ، مثل این بود که “من یک نویسنده هستم! من یک شاعر هستم! ” من تا زمان دبیرستان هیچ بازیگری انجام ندادم و برای سرگرمی وارد کلاس نمایش شدم و آن را دوست داشتم. من مجبور شدم یک معلم بازی کنم و یک لحظه بسیار خنده دار در اواسط اجرا داشتم و یک خنده بزرگ کردم ، و وقتی این خنده بزرگ را گرفتید و یک مجری هستید ، این آی تی. شما مثل این هستید: “این چیزی است که من می خواهم برای بقیه زندگی ام”. من طی 25 سال گذشته سعی در ایجاد دوباره آن لحظه داشته ام. یا هرچند طولانی است. من دیگر نمی دانم چند سال دارم ، خیلی اوقات دروغ می گویم [Laughs]

در سال های اخیر شما در پروژه هایی مانند “وقتی آنها ما را می بینند” و “لوس” نمایش های خارق العاده ای داشته اید ، به چند مورد اشاره کردید. آیا این شخصیت ها از نظر شما احساس معنی داری خاصی داشته اند؟

من تفاوت بین را دوست دارم [Rosemary in] “لوس” و لیندا مک کری [in “When They See Us”] زیرا در حالی که همه آنها را در خود دارم ، آنها من نیستم. شاید کمی از لیندا مک کری ، آن خرس مامان ، بیشتر از آنچه من هستم باشد. شاید کمی از Teri. اما رزماری؟ احساس نمی کنم این من هستم. با این حال ، وجود دارد اما به لطف خدا ، درست است؟ زیرا ممکن است فقط یک حادثه طول بکشد تا آن من شود. یک حادثه ، یک وقفه ، یک ضربه جسمی یا روحی ، هر چیزی. بنابراین من همیشه فکر می کنم به همان اندازه که احساس می کنم آن شخصیت ها با آنچه من هستم متفاوت هستند ، آنها بخشی از من هستند. آنها من هستند.

رزماری یکی از معدود نقشی است که من می توانم خودم را در آن تماشا کنم بدون اینکه رقیب بزنم ، زیرا او به نظر نمی رسد که چگونه خودم را در ظاهر به جهان معرفی می کنم. نه در مورد “چگونه با قتل” ، با ویولا دیویس ، که من خیلی خوش شانس بودم آن را انجام دهم. باز هم قهرمانان! من با افرادی کار می کنم که برای همیشه به دنبال آنها بوده ام. تماشای خودم در “چگونه با قتل خود را کنار بگذارم” برای من دشوارتر از تماشای خودم در “لوس” است ، زیرا “قتل” به عنوان یک شخص بسیار نزدیکتر است.

مردم مدام از من می پرسند ، “بعد می خواهی چه کار کنی؟” گوش کن ، من از کاری که می کردم خوشحالم. اگر چیزی بخواهم بیشتر بنویسم و ​​شاید بیشتر به کارهای پشت صحنه – تولید ، نوشتن ، شاید کارگردانی پایین خط – بپردازم. اما من از کارم بسیار راضی بودم. و این عقیده است ، درست است ، زیرا در حال حاضر من هرگز خوشحال نیستم! در لحظه ای که استرس دارم ، احساس می کنم باید بیشتر کار کنم و بیشتر تلاش کنم و کارهای بیشتری انجام دهم. اما در کل خوشحالم من فقط می خواهم کارهای بیشتری انجام دهم.

صحبت از پشت دوربین رفتن ، یک پروژه منحصر به فرد که امسال ساختید ، “فاصله اجتماعی” برای نتفلیکس بود که در طی همه گیر شدن فیلمبرداری شد. این چیزی نیست که بسیاری از مردم می توانند بگویند ، خصوصاً نحوه ساخت این پروژه: با همسر و دو دخترتان ، با یک خدمه مجازی در خانه خود تیراندازی کرده اید. چرا گفتی بله؟

من از 12 مارس با بچه هایم در خانه بودم ، بنابراین وقتی ماه مه فرا رسید و آنها گفتند: “آیا می خواهید سعی کنید در خانه خود یک نمایش انجام دهید؟” من مثل این بودم: “لطفاً ، کاری به من بدهید!” وقتی نتفلیکس با این پیشنهاد همراه شد ، آنها گفتند ، ما می خواهیم از شما و یکی از بچه های شما استفاده کنیم و شما همه کارها را انجام می دهید. در آن زمان این پیشنهاد هیجان انگیز به نظر می رسید: کاری که همه ما باید آن را انجام دهیم ، کل خانواده من را درگیر خود کرد.

قطعاً کار بیشتر از آن چیزی بود که فکر می کردم باشد. منظورم این است که دلیلی وجود دارد که شما همه آن افراد را در صحنه فیلمبرداری دارید. حالا تصور کنید که فقط شما و خانواده سه نفره دیگر هستید. و این واقعیت که بچه من در آن بازیگر بود به این معنی بود که من باید مامان ، غذا و مدیر محل باشم. وقتی او دلخوری کرد و فرار کرد ، من با پنج دوربین Zoom مدیر واقعی و خدمه و AD روبرو شدم که فقط به من نگاه می کردند ، “فکر می کنی کی برمی گردد؟”

دیوانه کننده بود ، اما من کاملاً دوباره این کار را می کردم. من آن را با داشتن یک بچه مقایسه می کنم. وقتی بچه دار می شوید ، وقتی که زایمان دارید ، مانند “من دیگر هرگز این کار را نخواهم کرد. این مسخرست. من نمی دانم چرا مردم از ابتدای زمان این کار را انجام داده اند. ” و سپس شما این بچه کوچک زیبا را دارید و مانند “من فقط یک نفر دیگر می خواهم.”

منتشر شده در دانلود فیلم