رفتن به نوشته‌ها

كازی دیوید درباره پدر لری ، پیت دیویدسون ، مجموعه مقاله ها

وقتی كازی دیوید 6 ساله بود ، از ادامه كار فریب باز ماند. حتی قول Skittles یا Twix نیز نتوانست او را ترغیب کند که لباس هالووین خود را بپوشد. خیلی خجالت آور بود.

این لحظه ای بود که پدرش ، لری دیوید ، فهمید که او اضطراب او را به ارث برده است.

او می گوید: “ما همین عقیده راجع به خودمان داریم.” “ما در یک مسابقه هستیم که چه کسی دیوانه تر است. من نمی توانم علف های هرز را بخاطر آنچه از نظر جسمی برایم ایجاد می کند سیگار بکشم ، اما او می تواند. بنابراین من گفتم ، “اثبات وجود دارد – من قطعاً دیوانه ترم.” و سپس متوجه شدم که او وقتی خودش باشد نمی تواند آواز بخواند ، زیرا او بیش از حد خودآگاه است. بنابراین اکنون فکر می کنم او برنده شود. “

کازی ، اکنون 26 ساله ، دیگ بخور است. او را آرام می کند و به حالت تهوع کمک می کند. هنگامی که مضطرب است ، اغلب معده درد می کند ، و دچار ترس از استفراغ است -. اما دفع این چرخه معیوب ممکن است منجر به پارانویا شود. اینجاست که Xanax وارد می شود

ترس دیگر او شامل این موارد است و محدود نمی شود به: دوش گرفتن با درب حمام قفل شده – او می تواند بلغزد و بیفتد و هیچ کس او را نجات نخواهد داد. دوش گرفتن با قفل درب حمام – کسی می تواند دزدکی حرکت کند و او را بکشد. پدرش در حال مرگ است. جراحی شدن تلفن او را چک نمی کند. پرواز کردن عروسی داشتن صرف وقت تنها. ترک خانه. مقایسه با Olive Oyl.

دیوید مانند پدرش ، مشهور به سیخ ریختن روان رنجورهای خود در HBO’s “Curb Your Enthusiasm” ، اکنون نیز سعی دارد با شوخ طبعی احساسات خود را حل کند. هفته آینده اولین مجموعه مقاله او با عنوان “هیچ کس این موضوع را نخواسته است” ارائه می شود. این کتاب رساله ای در مورد هرج و مرج زن جوان بودن در سال 2020 است – صحبت کردن مردان در پوشیدن کاندوم ، مقایسه خود با بلا حدید در اینستاگرام ، پاسخ دادن به تماس FaceTime بدون آرایش – و همچنین تجربه بسیار خاص کودک ممتاز بودن یک چهره مشهور.

کازی دیوید و پدرش ، لری دیوید ، در سال 2017.

کازی دیوید و پدرش ، لری دیوید ، در مراسم اکران HBO “Curb Your Enthusiasm” در سال 2017 شرکت می کنند.

(چارلز سایکس / اینویژن)

احساسات دیوید در مورد تربیت او به اندازه بقیه روان رنجوری هایش پیچیده است ، و او به همان شیوه از عهده آنها برمی آید: انتقاد بی رحمانه به نظر می رسد – البته لازم نیست بگویم بی فایده است

او می نویسد که ترجیح می دهد “با یک خشونت بمیرد تا یک سفیر گلدن گلوب [the child of a celeb who walks the other celebs off the stage]” اما هنگامی که مادرش پس از فارغ التحصیلی از کالج امرسون به او پیشنهاد کار در استارباکس را داد ، دیوید با گفتن اینکه به پدرش می خواهد در “Curb” کار کند ، امتناع کرد. او دستیار تولید شد ، اما بدبخت بود. او احساس می کرد همه سر صحنه از او به خاطر دختر رئیس متنفر هستند.

“بدترین چیز در مورد داشتن امتیاز این است که مردم فقط از شما بخاطر آن متنفر هستند. واقعا سوختگی خوبی دارد کاملاً شما را ساکت می کند. بله من هستم. من می خورم ، “او با صداقت کامل می گوید. “من همیشه از پدرم عذرخواهی می کنم ، مانند … خیلی متاسفم. این خیلی شرم آور است که من کسی هستم که او را مسخره می کنم. “

پدرش ، برای همیشه ، اصرار دارد که “کازی کسی است که فریب می دهد که در یک خانواده معروف بزرگ شده است.” اما او می فهمد: “قرار گرفتن در موقعیت او کار دشواری است و هنوز هم می خواهد جدی گرفته شود.”

چیز کمی وجود دارد که دیوید آن را گنگ کننده نمی داند. بیرون در Brentwood Country Mart نشسته است – چند مایل از محلی که او به طور موقت با مادرش در West L.A زندگی می کند – چشمانش دائماً دورش می چرخند ، انگار ممکن است کسی در مصاحبه به او گوش دهد. وقتی سه نفر از پسران نوجوان با انفجار یک بوم باکس راه می روند ، لرز او احشایی است: “این کاری که خیلی خجالت می کشم از انجام آن برآیم. “

در حقیقت تحقیر تقریباً ایده نویسنده بودن را به دور خود انداخت. در 19 سالگی ، او یک کارآموزی در Vanity Fair کسب کرد. گریدون کارتر ، سردبیر ، یک دوست خانوادگی بود. اولین وظیفه او بررسی فیلم 2013 “Lovelace” در مورد ستاره “گلو عمیق” بود.

وی یادآوری می کند: “پس از انتشار آن ، مقاله ای درمورد عدم وابستگی به من وجود داشت كه می توانم این قطعه را منتشر كنم و كاملاً مرا خراب كرد.” “این احساس خیلی افتضاحی به من دست داد. اما به نظر من متوقف نشد. “

کارتر ، با این حال ، می گوید که او “کاملاً دوست داشت” این بررسی. وی بعداً دیوید را به عنوان یکی از نویسندگان Air Mail ، خبرنامه هفتگی خود ، استخدام کرد. “ما كازي را به عنوان يك نورا ديديم [Ephron] برای یک نسل جدید ، “او در یک ایمیل می نویسد. “درست در خفاش فکر کردم کازی قرار است یک ستاره شود. او DNA پدرش را در نوشتن و انرژی مادرش را در روح خود دارد. ” (لوری دیوید ، که در سال 2007 از لری طلاق گرفت ، مستندهایی از جمله “یک حقیقت ناخوشایند” را تولید کرده است)

دیوید کازی

دیوید در کتاب جدیدش از اضطراب و فرزند مشهور بودنش صحبت می کند.

(مل ملکون / لس آنجلس تایمز)

کیت ناپولیتانو همچنین وقتی به روسای خود در هافتون میفلین هارکورت گفت که می خواهد پیشنهاد کتاب دیوید را بدهد ، به افرون استناد کرد. سردبیر ارشد به نویسنده ای نوپا پاسخ داد که “در مورد جهان پیرامون خود نظاره گر بود اما روان رنجور نیز بود.” اما وقتی او با دیوید و نماینده اش وارد یک ملاقات میدانی شد ، ناپولیتانو سخنانش را جمع نکرد.

“من کتم را انداختم و گفتم ،” اگر شما به کار نوشتن علاقه مند هستید ، دوست دارم با شما کار کنم. اما اگر شما علاقه مند به بیرون آوردن کتابی هستید که بخشی از یک مارک تجاری باشد ، پس من هیچ کس نمی دهم ، “ناپولیتانو به یاد می آورد. “این یک نوع حرکت جسورانه بود ، اما … من می دانستم که او نمی خواهد سوار لباس های معروف پدرش شود.”

جواب داد: دیوید پیشنهادات متعددی را برای انتشار با ناپولیتانو رد کرد. ویراستار می گوید ، آنها با هم دستیابی به یک هدف مشترک ، “اطمینان حاصل کنید که این کتاب در مورد بهداشت روان به گونه ای بحث شده است که احساس لاک زدن نمی کند ، و این همیشه زیبا نیست.”

از نظر دیوید ، نوشتن راحت تر وقتی او خود را به عنوان یک شخصیت تصور می کرد – دختری با آنقدر نفرت ، اضطراب و افسردگی بسیار زیاد است که “نمی تواند از عهده کارهایی برآید که دیگران می توانند بدون زحمت با آنها کنار بیایند.” فکر می کرد ایده آن دختر خنده دار است و مطمئناً خوشایندتر از واقعیت “ناخوشایند و مضر” است.

انصافاً واقعیت به درون کتاب نفوذ می کند. با نسخه ای از ارزیابی عصب روانشناختی که وی در سال 2007 ، هنگامی که 12 ساله بود ، دریافت کرد. (حرکتی که یادآور مقاله نویسی برجسته دیگری به نام Joan Didion است.) بر اساس این گزارش ، او “تقریباً همیشه نسبت به موضوعات منفی است ، به راحتی ناراحت می شود. اغلب غمگین است ، به سرعت حالات را تغییر می دهد. از مزاحمت شکایت می کند ، می گوید هیچ کس او را نمی فهمد ، می گوید از خودش متنفر است ، می گوید می خواهد خودش را بکشد ، می گوید آرزو می کند کشته شود ، تنها به نظر می رسد ، می گوید هیچ کس او را دوست ندارد … “این مدت طولانی ادامه دارد.

دیوید می گوید از آن زمان آموخته است که چگونه اضطراب خود را کنترل کند ، هرچند که کمتر نشده است. او زولفت و درمان را امتحان کرده است و حتی مدتی را در مراکز بهداشت روان بیمار می گذراند.

او می گوید: “من این آزمایش اضطراب را به عنوان شوخی به مردم می دهم ، زیرا اضطراب به چنین روندی تبدیل شده است و من را عمیقاً آزار می دهد” ، و دستان خود را درون آستین ژاکت خود فرو برد. وی گفت: “از آنها می پرسم كه آیا آنها از زمان ریاست جمهوری كلینتون یا اوباما مضطرب بودند؟ آیا در دو سال گذشته چرت زده اید؟ آیا شما از زیرنویس غلتکی خوشتان می آید؟ فیلمهای ترسناک دوست دارید؟ بین داشتن استرس و اختلال اضطراب تفاوت وجود دارد ، و این هرگز احساس امنیت یا راحتی نمی کند یا مثل اینکه فرش در هر ثانیه از زیر شما بیرون کشیده می شود. “

مکث می کند ، آنچه را که قبلاً گفته در آن می گیرد و می خندد تا سکوت را پر کند. “لحظه ای تاریک شد.”

فوق العاده رک بودن و سپس ادامه دادن به حدس و گمان درباره میزان اشتراک او – این شیوه کار دیوید است. اما از همه چیزهای شخصی که او در “هیچ کس برای این درخواست نکرد” نشان می دهد ، مقاله ای که او بی تردید بیشترین نگرانی را در مورد دیویدسون دارد.

پیت دیویدسون و کازی دیوید در سال 2017 به جوایز موسیقی MTV Video می رسند.

پیت دیویدسون و کازی دیوید در سال 2017 به جوایز موسیقی MTV Video می رسند.

(جردن اشتراوس / اینویژن)

اگر دیوید را گوگل کنید ، احتمالاً همان چیزی است که در مورد آن خواهید خواند: در سال 2018 ، پس از 2 سال ملاقات دو ساله ، کمدین “Saturday Night Live” به رابطه خود پایان داد و طی چند هفته با آریانا گرانده نامزد کرد. داستان واقعی ، همانطور که دیوید می نویسد ، پیچیده تر بود. او و دیویدسون شیفته بودند. او خالکوبی شکل کارتون خود را بر روی بازوی خود ، خال کوبی به نام او را در انگشت حلقه خود و خال کوبی از شکلک مورد علاقه خود را بر روی گردن خود قرار داد. اما او می گوید که تلاش می کرد تا او را متقاعد کند که واقعاً او را دوست دارد و از پایان دادن به مسائل می ترسید ، زیرا “قبلاً ، خودزنی و تهدید به خودکشی ناشی از شرایط پیش پا افتاده بود.” (دیویدسون ، 26 ساله ، درمورد مبارزات بهداشت روانش شفاف بوده است – او از داروهای سخت استفاده کرده ، خود را بریده و با اختلالات شخصیتی دوقطبی و مرزی تشخیص داده شده است.)

دیوید سرانجام شجاعت خود را برای شروع وقفه ایجاد کرد ، اما بعد از چند روز او را صدا کرد و گفت که اشتباه کرده است. اما دیویدسون گفت که او “خوشبخت ترین چیزی است که او تا به حال داشته است” و به طور قطعی دو روز بعد او را در یک پیام کوتاه رها کرد. روز بعد ، او فهمید که او با گرانده است. او می توانست تصاویری از خود را در اینستاگرام بارگذاری کند که نشان می دهد خال کوبی های Cazzie خود را پوشانده است.

او ویران شده بود. در هواپیما برای فارغ التحصیلی از دانشگاه خواهرش ، دیوید توسط پدرش در حالی که “برای تمام پرواز کنترل ناپذیری در آغوشش لرزید” را در دست داشت. او در دستشویی هتل پیچید و گریه کرد و قلم های علف های هرز خود را مکید. او “جیغ کشیده” از خواب بیدار شد ، پدرش او را از تخت بیرون کشید تا مارپیچ شدن او متوقف شود.

“کازی ، بیا!” لری دیوید به او گفت. “نیاکان شما از هولوکاست جان سالم به در بردند!”

شبکه های اجتماعی فقط درد را بیشتر می کردند. در اینستاگرام ، طرفداران گراند پیام های ناخوشایندی نوشتند – دیویدسون از Walmart به Chanel ارتقا یافته بود. او تلاش کرد تا جلوی این فیلم را بگیرد که در ذهن او از دیویدسون و گراند “بلافاصله عاشق می شوند ، همراه با صدای کودک عزیز او که گوش هایش را با زمزمه چیزهای شیرین ، که بیش از اعلامیه های قبلی عشق و اعتماد او به من لقب گرفته بود ، متوقف می کند.”

او اکنون می گوید: “این لحظه واقعاً حیاتی در زندگی من بود.” وی افزود: “و نوشتن در مورد آن باعث ایجاد اضطراب شدیدی شده است ، خصوصاً به این دلیل که من زیاد در مورد نفرت از توجهی که برایم جلب کرده صحبت می کنم. چرا با نوشتن در مورد آن بیشتر به خودم توجه می کنم؟ اما چیزی وجود ندارد که بدتر از آنچه من قبلاً با آن تجربه کرده ام باشد. “

دیوید کازی

دیوید مایل است نظرات خود را در مورد جدایی خود با دیویدسون ، که او آن را “یک لحظه مهم” در زندگی خود می داند ، به اشتراک بگذارد.

(مل ملکون / لس آنجلس تایمز)

عاشقانه دیویدسون با گراند پس از پنج ماه به پایان رسید. او و دیوید اکنون دوباره دوست هستند – او قبلاً مقاله را به او نشان داده است – و از او در تشکرهای کتابش تشکر شده است. (“پیت. من شما را دوست دارم … شجاعت شما به من الهام می کند و دوستی شما برای من به معنای جهان است.”)

ناپولیتانو فکر می کند فصل دیویدسون یکی از موارد برجسته در کتاب است که به وی اجازه می دهد تا “بخشی از قدرت خود را” در مورد روایتی که قادر به کنترل آن نبود ، “پس بگیرد”. ویراستار فکر می کند دیوید “این همه کتاب در خود دارد.”

دیوید قصد دارد مقاله نویسی خود را ادامه دهد ، گرچه وی همچنین دنبال فیلمنامه نویسی است. او در حال کار بر روی فیلمنامه ای برای HBO Max است. سال گذشته ، او یک خلبان را برای آمازون شلیک کرد که در نهایت ساخته نشده بود. او همچنین یک سریال وب زوجی ساخته است که در آن بازی می کند و مخالف بازیگری نیست ، به شرطی که شخصیت به نوعی به او شباهت داشته باشد.

او با انزجار می گوید: “برای من سخت است که چیزی بگویم که دیگران راحت بگویند ، مثلاً” امشب خیلی زیبا به نظر می آیی ” “من نمی توانم جدا بشوم و چیزی را بگویم که چنین جدی است.”

در مورد تمام روان رنجوری هایش ، لری دیوید همچنان او را ترغیب می کند که آنها را بپذیرد. همانطور که افرون گفت: “همه چیز کپی است.”

“من او را تشویق نمی کنم که خوب شود. من او را تشویق نمی کنم که خودش را دوست داشته باشد. من به او می گویم: “چیزی را عوض نکن” ، “او می گوید. “او در حال حاضر نویسنده بهتری از من است.”

منتشر شده در دانلود فیلم