رفتن به نوشته‌ها

قدردانی: جاستین چانگ در کارگردان هاپدیا لین شلتون

یکی از صحنه های دلخراش که سال گذشته در هر فیلمی دیدم ، چند دقیقه ای به “شمشیر اعتماد” رسید ، هشتمین اثر مستقل است که توسط لین شلتون کارگردانی و کارگردانی شده است.

این کار با یک زن ، دیردر (با بازی خود شلتون) شروع می شود ، قدم می زند در یک کارگاه معتبر آلاباما ، با یک لبخند بزرگ و پیچ خورده چشمک می زند و انرژی عصبی را تاب می آورد. مالک ، مل ، او را در سکوت سنگین پذیرایی می کند ، و مکالمه ناپسند و ناپسند آنها ، یک تاریخ مشترک دردناک را نشان می دهد. پس از صحبت های کوچک و پرتحرک ، Deirdre سعی می کند تا یک جواهرات را ببندد و در مورد اینکه چقدر عالی است در کار جدید خود انجام می دهد و چطور فقط برای مقابله با ماشینش به مقداری پول احتیاج دارد ، صحبت می کند. مل آن را ندارد و قبل از مدت طولانی امتناع او باعث کاهش تمایلات ناامیدانه Deirdre به سوفل آرام شد: “این چیزی نیست که شما فکر می کنید ،” او می گوید ، چشمان او به سختی با او ملاقات می کند. “این چیزی نیست که شما فکر می کنید.”

و اکنون ، غیرقابل تصور است. هیچکدام از ما نمی توانستیم حدس بزنیم که “شمشیر اعتماد” آخرین تصویری است که شلتون در گذشته می کرد ، یا آن دایدر – که در یک صحنه شش دقیقه ای قادر به انتقال یک مبارزه طولانی مدت با اعتیاد و باخت – خواهد بود. آخرین شخصیت او همیشه بازی خواهد کرد. شلتون ، که جمعه در 54 سالگی در اثر خونریزی ناشناخته درگذشت ، کارگردانی بود که عاشق بازیگران و بازیگری بود که بعضاً در فیلم های دیگر کارگردانان ظاهر می شد ، اما بندرت در خودش ظاهر می شد. اینکه او این بار استثنائی انجام داد ، پس از آن احساس هدیه می کرد و اکنون حتی بیشتر از یک هدیه نیز احساس می کند. این دلهره با واقعیتی که مل بازی می کند – زیبا – توسط مارک مارون ، شریک عاشقانه شلتون و همکار مکرر او ، که با او به تازگی نوشتن فیلم جدید را آغاز کرده بود ، حتی غیرقابل تحمل تر می شود.

در طول یک فیلم سینمایی که به واسطه مطالعات روابط عمومی کاملاً معتدل و عاطفی مانند “هاپدیا” ، “خواهر خواهر شما” و “بیرون از خانه” مشخص شده است ، شلتون به ما انواع خنده دار و بدون فیلتر مانند Deirdre ، شخصیت هایی داد که افکار و احساساتشان بیرون آمد. در امواج بی قرار ، متناوب دلپذیر و نگران کننده است. او استاد طاقت فرسا و طاقت فرسا بود ، ارکستر ماهر و پرده های افشاگرانه و افشای اعصاب خرد شده ، که با توجه به اینکه چند بار او بازیگرانش را به بداهه نوازی تشویق می کند ، جالب تر است. استعداد كمتر آشکار او این بود كه احساس ناعادلانه ای را كه در پشت همه این كلمات وجود دارد فریاد زد: بارها و بارها او طنین انداز در شخصیت هایش یافت نبودند گفتن ، در آنچه آنها سعی در پنهان کردن داشتند.

بهترین دوستان

مارک دوپلاس ، چپ ، و جوشوا لئونارد در “Humpday” ستاره شد.

(آسوشیتدپرس)

این استعداد به ویژه در موفقیت جشنواره فیلم ساندنس در سال 2009 ، “Humpday” ، سومین فیلم او (بعد از “ما به عقب برگردیم” و “درخشش بی دردسر من”) و هنوز یکی از بهترین و بهترین فیلمهای او مشهود بود. این کمدی بصری و کلامی جنبشی در مورد دو بهترین دوست مستقیم (با بازی مارک دوپلاس و جوشوا لئونارد) که خود را به چالش می کشند تا در فیلم های مستهجن همجنسگرا خود بازی کنند ، این فیلم به طرز ظریف اما بی رحمانه از بین رفته ناامنی های شخصیت های آن – و همچنین مخاطبان. در سیاتل ، که در آن شلتون بزرگ شد ، سانسور هموفیوبی ریز و محصور که حتی می تواند در انسولاهای تحت تسلط مردانه وجود داشته باشد که به لیبرالیسم خود افتخار می کنند ، جریان اصلی هالیوود را شامل می شود.

“Humpday” نمونه ای کاملاً ناقص از شلاق شلتون برای ساختن فیلم هایی بود که هم زبر و هم ریز و درشت و برای پیدا کردن موقعیت های طنز آشفته ، غالباً غافلگیرانه در واقعیت روزمره. او نیز مانند بسیاری از فیلمسازان که از نزدیک با موحد ارتباط برقرار کرده اند ، مدرسه سینمای مستقل آمریکا که در اوایل دهه 2000 شکوفا شد ، دارای یک میل طبیعی برای هیپوستهای جوان و جذب کننده جوان بود که راه خود را در زندگی و عشق می گذراندند. اما آن جنبش که با شور و شوق از دفاع و حمايت برخوردار بود هرگز حد و مرز حساسيت او را تعيين نکرد.

درام ها و کمدی های مستقل با بودجه کم که او بعد از “Humpday” ساخت ، لهستانی بصری و کلامی را نشان می داد ، اغلب از یک دوربین با ثبات تر استفاده می کرد و کمتر به بداهه نوازی متکی بود. شما می توانید پیشرفت در فیلم هایی مانند “خواهر خواهر شما” (2011) ، یک عکس پرتره تیز ، خنده دار و صمیمی از سردرگمی عاشقانه با دوپلاس ، امیلی بلانت و رزماری دی ویت ، و در “Touchy Feely” (2013) ، کمدی عجیب و غریب او را مشاهده کنید. در مورد گروهی از شخصیت هایی که تحولات مرموز مربوط به حس لمس آنها را تجربه می کنند.

نرمترین و نرمترین ویژگی او ، “Laggies” ، و تنها شخصی که خودش فیلمنامه ننوشت (آن را آندره سیگل نوشت) ، با این وجود لذت بخش است. این زن به عنوان یک زن جوان که به طرز حیرت انگیزی بی حد و حصر کیرا نایتلی است ، مسئولیت بزرگسالی را بر عهده دارد. این تصویر در سال 2014 پدیدار شد ، در حدود زمان شروع زندگی تلویزیونی شلتون: اعتبار کارگردانی صفحه نمایش کوچک او شامل قسمت های متعددی از “دختر جدید” ، “پروژه میندی” ، “استاد هیچ کدام” ، “تازه از قایق” است. “درخشان” و اخیراً “کوچک آتش سوزی همه جا” هولو بر اساس رمان Celeste Ng 2017 ساخته شده است. آنچه این تلاشها را به تلاش های قبلی خود انجام داد ، مهمتر از همه ، عشق دائمی به بازیگران بود ، بسیاری از آنها با او بارها و بارها کار کرد و یک تعهد عمیق برای فریب دادن بهترین ، احساسی ترین کار بدون کنترل خود.

ادی فالکو و جی دوپلاس در فیلم

ادی فالکو و جی دوپلاس در فیلم “خارج از خانه”.

(ناتان م. میلر / باغ)

این تعهد شاید در دو ویژگی اخیر او کاملاً تحقق یابد. من به ویژه “Outside In” را دوست داشتم ، که از عملکرد آرام و بی سر و صدا Edie Falco به عنوان مدرس مدرسه ای که خود را درگیر رابطه با یک دانش آموز سابق می کند ، دوست داشتم. و “شمشیر اعتماد” پیشنهاد کرد که تصاویر او در یک جهت جدید غنی و غیرقابل پیش بینی حرکت می کنند: که توسط یک گروه بدون لینک که شامل مارون ، جون باس ، میکائلا واتکینز ، جیلیان بل و توبی هوس است ، ادامه دارد. فرضیه و با یک پرتره متناوب و مسخره کننده یک آمریکای سیاسی تقسیم شده پدیدار شد.

من هرگز با شلتون روبرو نشدم که فقط به این خاطر اشاره می کنم که کنجکاوی ، معدود فیلمسازانی وجود داشته اند که من عادت کرده ام از یک فاصله گذشته ، از یک فاصله را ببینم: به گرمی معرفی “Humpday” و “Laggies” در ساندنس ، “خواهر خواهر شما. در تورنتو و اخیراً ، “بیرون در” در یک نمایش در صنعت لس آنجلس ، محاصره شده توسط برنامه نویسان و اعضای بازیگران و خدمه که محبت او به وضوح متقابل بود. حضور مستمر او در این مراحل و دیگران ، از جمله جشنواره فیلم South by Southwest ، عنصر تعیین کننده ای از میراث وی به عنوان مجموعه ای از جامعه مستقل فیلم سازی بود. داستان هایی از حس صمیمیت خانوادگی که او در کنار همکاران خود پرورش داده و حمایت و تشویقی که وی به فیلمسازان تازه وارد انجام داده است ، لژیون هستند.

شلتون به ویژه از دنباله نویس نویسنده-کارگردان که یک سال ساندنس را با طوفان می برد ، پیروی نکرد و سال های بعدی استودیوها را فتح کرد. برخی از اینها ممکن است به دلیل سکسیسم معمول هالیوود باشد که دوست دارد پدر و مادرهای جوان و مرد جوان را به داستان موفقیت یک شبه تبدیل کند (که مخصوصاً طعنه آمیز است ، تا آنجا که یک فیلمساز زن را برای ساختن یک فیلم به سختی صداقت در مورد شکنندگی مردان به عنوان “Humpday” طلب کرد). ) اما بیشتر – و خوشحال کننده – این نتیجه تصمیم شخصی شلتون و فداکاری خستگی ناپذیر او به شیوه خودش در ساخت فیلم است.

وی در طول سالها مقاومت خود را برای دنبال کردن بودجه های بالاتر و ستاره های بزرگتر به خاطر خودشان بیان کرد و در مورد احساس آزادی و کنترل او می تواند انجام کارهایی را به روش خود تجربه کند. کاری که او مجبور به انجام آن بود پایان ندارد ، داستانهایی که او باید بگوید ، شخصیت هایی که او باید برای ما بهار کند. حالا بدون آنها چه خواهیم کرد؟

من واقعاً نمی دانم. این برای سایر فیلمسازان مستقل سقوط خواهد کرد که میراث او را بسازند ، با چشم و به ویژه گوش های گسترده ای به جهان بپردازند و مانند او یادآوری کنند که ناقص بودن انسان می تواند سرچشمه مقاوم ترین و غیر منتظره ترین زیبایی ها باشد.

منتشر شده در دانلود فیلم