رفتن به نوشته‌ها

فیلیپ رودریگز در روبن سالازار و “گونزو” اسکار آکوستا

در فیلم “روبن سالازار: مرد در میانه” ، کارگردان فیلیپ رودریگز با زحمت زندگی و مرگ گزارشی را که زندگی عمومی و خصوصی وی – و همچنین مرگ غم انگیز او – الهام بخش هنرمندان ، نویسندگان ، نوازندگان ، نمایشنامه نویسان و نسل های بعدی روزنامه نگاران است. .

رودریگز از فیلم های بایگانی گسترده ای در مستند PBS 2014 استفاده می کند ، به همراه قطعه های روایت شده از نوشته های شخصی نادر سالازار ، برای بازگرداندن شغل یک گزارشگر جوان روشن از سیوداد جوارز و ال پاسو که شروع کار خود را به عنوان یک روزنامه نگار تحقیق در El Paso Herald- پس از ورود به کار در The Times در سال 1959 ، به سرعت مارك را در لس آنجلس رقم زد. سالازار تورهای خارجی را در آنجا انجام داد ویتنام و جمهوری دومنیکن و پیش از آنکه به عنوان رئیس دفاتر خدمات در مکزیکوسیتی سکونت داشته باشند تا از پدیده سیاسی دمشق ، جنبش Chicano ، در خیابانهای Eastside استفاده کنند.

سالازار با برش دادن چهره های سیاحان روزنامه نگار استاندارد ، با گردنبندها و موهای زردآمیز ، خود را در رویدادهای اجتماعی یافت که طبقه حاکم سفید کالیفرنیای جنوبی با مکزیکی های قومی که همیشه در آن حضور داشته اند – درآمیختند – شخصیت های پس زمینه ای کمتر از یکسان. رودریگز در این فیلم استدلال می کند ، در آنچه که روایتی سرسختانه انگلیسی محور است که در تاریخ رسمی ایالت تعبیه شده است.

بینش “انسان در وسط” ، از جمله کودکان Salazar ، بینش های باورنکردنی وجود دارد. این فیلم همچنین پنجره ای از ذهنیت های حاکم در L.A. Times در دهه 1960 و 70s ارائه می دهد – روزنامه محافظه کار با توجه کمی به آنجلنزی مکزیکی و بومی. ویلیام دراموند ، یکی دیگر از گزارشگران بارز زمانه در این فیلم ، در فیلم می گوید: “هیچ کس اصطلاح” تنوع “را ایجاد نکرده است. “شما باید در سیستم کار می کردید که در آنجا بود ، و روبن می توانست این کار را انجام دهد.”

رودریگز همچنین به خاطر فیلم سال 2017 خود “ظهور و سقوط بوفالو براون” معروف است ، در مورد زندگی یک مزخرف دوران حرکات پرتحرک تر ، اسکار “زتا” آکوستا ، که همچنین یک وکیل دادگستری بود و به مستندسازی جنبش Chicano از شخصیت های تاریخی – از جمله روزنامه نگار فقید گونزو هانتر س. تامپسون ، که Acosta را برای داستان های Rolling Stone خود به دکتر گونزو تبدیل کرد – توسط بازیگرانی به تصویر کشیده می شود که گویا برای مصاحبه نشسته اند.

خود Rodriguez مانند بسیاری از چهره های جنبش Chicano رشد کرد ، طبقه متوسط ​​و مقدماتی برای کالج بود ، مشخصاتی که در کالیفرنیای جنوبی نسلی است اما در روایت های غالب که مرکز “بومیان” یا مهاجران است ، غایب است. من به تازگی از وی در مورد این موضوع سؤال کردم و اینکه چگونه میراث روبن سالازار را با نزدیک شدن به پنجاهمین سالگرد نزدیک شدن در مهلت قانونی Chicano درک کنیم.

چگونه اولین بار در مورد توقف اجباری Chicano شنیدید؟

اوه ، این فقط بخشی از کارهای آمریکایی مکزیکی بود. من احتمالاً در مورد آن از یک دوره مطالعات Chicano که توسط الکس ساراگوزا در UC برکلی تدریس شده است آموخته ام.

کولاکو توقفگاه کولاژ

(مارتینا ایبوئز-بالدور / لس آنجلس تایمز)

چرا در دبیرستان درباره آن چیزی نشنیدی؟ یا در حالی که در L.A رشد می کند؟

از آنجا که من در حومه پرواز سفید بزرگ شده ام ، به طوری که شیار واقعاً نبود. و والدین من کمی بزرگتر بودند. آنها بزرگترین نسل بودند. آنها واقعاً افراد نسل Chicano نبودند. بنابراین واقعا مربای آنها نبود. نه این که آنها کاملاً غیر همدلی بودند ، بلکه دلیل آنها نبود.

سوابق شخصی شما چگونه این فیلم را مطلع می کند؟ به نظر می رسد که تحقیق شما در مورد زندگی سالازار تا حدودی در جستجوی نفس است. چرا شما “مرد در میانه” ساخته اید؟

کار من این است که … فقط سعی می کنم خودم را کنار هم قرار دهم ، سعی می کنم ایده ای راجع به من از کجا بیام ، مادران و پاپ ها و عمه ها و عموهایم را تحمل کنم و زمینه زندگی آنها چیست. به همین سادگی.

چگونه یک چهره مانند روبن سالازار در درک آن به شما کمک می کند؟

خب ، به سادگی ، روبن یک آمریکایی طبقه متوسط ​​مکزیکی بود که مانند والدین من تحصیل کرده بود و کاملاً جذب شده بود ، که در یک حومه شهر ، در یک خیابان آرام ، در سانتا آنا زندگی می کرد. من فکر کردم که آن داستان خاص ، تجربه مکزیکی آمریکایی ، کم حرف بوده است. می خواستم کاوش کنم که این تجربه چیست. البته ، حال ، داستان او با پدیده و بیان نسل بعدی یعنی چیز Chicano درهم می شود. و این باعث جالب تر می شود.

چگونه مسیر سالازار را به عنوان روزنامه نگار می بینید؟ آیا ستونهای پایانی وی برای این روزنامه باعث شده تا وی بیشتر از طرف مدافع باشد؟

او قطعاً برای خوانندگان پدیده ای را که شاهد بودند توضیح می داد. یادتان باشد ، در آن زمان مجله L.A. Free Press ، مجله La Raza وجود داشت. او برای هیچکدام از آنها نمی نویسد. او هنوز در حال نوشتن برای رسانه های بسیار خاموش بود. پایگاه خواننده L.A. Times سفید و حومه شهر بود. و مخاطب KMEX پیر ، اسپانیایی مسلط و نه محافظه کار بود. بنابراین در اصلی ترین محیط ها ، مطمئناً او این پدیده را برای افرادی که خارج از آن بودند ، توضیح می داد.

من جالب دیدم که Rosalio Muñoz ، فعال ، می گوید که آن روز یک دکمه پوشیده بود.

شاید درست باشد که او یک دکمه را پوشیده بود. و مطمئناً ممکن است صحیح باشد که او دلسوز بوده یا با همدلی رو به رشد بوده است. دو چیز این امکان را قاب می کند. اول اینکه ، وی به ویتنام منصوب شد و قبل از آن شاهد مداخله ایالات متحده در جمهوری دومینیکن بود. بسیار ممکن است که شاید آن چیزها او را کمی تند و تیز کند. و شاید شاهد امپریالیسم ایالات متحده در کشورهای جهان سوم ممکن است چنین کاری را انجام داده باشد.

سرانجام در مکزیکو سیتی ، او می بیند که اقتدارگرایی مردم خود را روشن می کند. این ممکن است در تفکر او و در مورد پروژه جذب خود و پروژه سیاسی احترام خودش تأثیر داشته باشد. اما هیچ مدرکی در این مورد وجود ندارد ، به جز مقالات. وی در سالهای بعد ژورنالی خصوصی فعال که در این مدت نگه داشته بود ، نداشت.

من خودم که خبرنگار سابق آنجا هستم ، جذابیت مکزیکو سیتی را پیدا کردم. فکر می کنید با سالازار و پوشش وی از قتل عام Tlatelolco چه اتفاقی افتاده است؟

در فیلم من ، دوستان قدیمی وی ادعا می کنند که روبن “داستان را از دست داده است”. من کاملاً مطمئن نیستم که آیا این عادلانه است یا نه. … او آن را پوشش داد ، اما من مطمئن نیستم که او تا چه اندازه توانست در منابع دولتی یا خود پدیده نفوذ کند. و مطمئناً ، در [The Times’] نامه ای به روبن ، او را به خانه بازمی گرداند ، هیچ پیشنهادی مبنی بر عدم موفقیت روبن در انتصاب خود در مکزیکوسیتی وجود ندارد. این به سادگی بود که به نظر وی ارزشمند بود. آنها مجبور بودند بفهمند که شرق L.A و آنچه در شهر اتفاق می افتد ، و او را به عقب بازگردانده اند.

تا آنجا که به مکزیک می رود ، همه ما به عنوان آمریکایی های مکزیکی مطمئناً در آن دوره می دانیم که چگونه ممکن است ما توسط نخبگان مکزیکی مشاهده شود. همه ما برخوردهایمان را داشتیم.

اوه بله

درست. من کاملاً مطمئن نیستم که زندگی در مکزیک چقدر پویا بود. یک خبرنگار خارجی برای یک نشریه مهم ، مانند “تایمز” ، یک موقعیت ممتاز و ممتاز داشت. و می توانم تصور کنم که شاید در ناقص اسپانیایی و او باشد پوچو وضعیت ، با یک گاباچا همسر ، که شاید برخی از اعضای PRI [Institutional Revolutionary Party] از دولت مکزیک ، ممکن است اندکی مورد ضرب و شتم یا خصمانه یا کمکی قرار داشته باشد.

شما همچنین در فیلم وضعیت جذاب زندگی خانگی او را فاش می کنید؛ شما به همسر آنگلو اشاره می کنید و زندگی در این نوع زندگی مانند زندگی مختلط را تجربه می کنید. به نظر شما چه چیزی بازتاب دارد؟

مطمئناً این مذاکره پیچیده بود ، یا مذاکره مجدد از پسری که با سفید پوستی معامله کرده بود و از سفید پوستی از آن معامله سود کرده بود. و اکنون در بحبوحه مجدد مذاکره در سفیدی ، در مقابل این دو گروه ، وی مجدداً ارزیابی مجدد خواهد کرد. من مطمئن هستم که برای روبن پیچیده بود.

در مورد مرگ او ، آیا واقعاً اعتقاد داریم که این کاملاً فقط یک تصادف عجیب و غریب و غم انگیز بوده است؟ یا فکر می کنید جایی وجود دارد که هنوز هم ممکن است لایه ای عمیق تر از حقیقت یا قصد مرگ روبن سالازار را تعقیب کنیم؟

همیشه این امکان وجود دارد. اما من از آنجا به طور کامل به پرونده ها ، عکس ها ، صدای گروه L.A. Sheriff نگاه کردم. من با دقت هر لحظه گوش می کردم. و من چیزی پیدا نکردم که بتوانم من را باور کنم [he was targeted by the deputy] … من با مالک آمریکایی مکزیکی دلار نقره ، یک اسلحه با اسلحه صحبت کردم. و او به من می گوید ، در چنین روزی غیرممکن نیست که چنین ابزاری خام که قبلاً هرگز از آن استفاده نکرده اید تا به طور دقیق به یک فضای تاریک ، بدون دید و چیزی پیچیده تر شلیک کرده و آن را خوشبخت کنید. این امکان وجود ندارد.

من با نتیجه گیری راحت هستم ، اما همچنین کاملاً راحت برای هر گونه تعبیر حساس دیگری باز هستم. در حال حاضر به همین منظور ، هنگامی که ما به دفتر کلانتر شکایت کردیم و آنها را مجبور به انتشار پرونده های خود کردیم ، من آن پرونده ها را در اختیار USC قرار دادم ، جایی که ما آنها را اهدا کردیم. و آنها در آنجا می نشینند. هر کسی که عقل یا قصد پیدا کردن چیز دیگری را داشته باشد ، من پیشنهاد می کنم این کار را انجام دهد. تاریخ همیشه بازنویسی می شود ، و خدا رحمت کند ، این فوق العاده است. ای کاش می توانستم آن را پیدا کنم ، اما چنین نکردم ، زیرا فکر نمی کنم آنجا باشد.

یکی از جنبه های جالب این میراث ، آنچه که امروز در L.A. با تشکیل یک کارگروه لاتین در انجمن صنفی L.A. Times News اتفاق می افتد ، در روزنامه ای ضد شرعی بود. اکنون میراث سالازار را چگونه می توانید قاب کنید؟

وقتی روبن سالازار کار خود را انجام می داد ، آمریکایی های مکزیکی تقریباً 13 درصد از جمعیت این مکان را تشکیل می دادند. حالا که [Latinos] به نظر می رسد این واقعیت که ما هنوز از مکالمه و تنوع و نمایندگی در اتاق های خبر ، از مکانی مانند L.A. Times ، صحبت هایی درمورد گنجاندن و تنوع و نمایندگی در اتاق های گفتگو داریم ، کیفرخواست چیزی و شخصی است.

https://www.youtube.com/watch؟v=3ER6QSwl75w

اسکار “Zeta” Acosta ، معاصر شکارچی S. تامپسون و موضوع “ظهور و سقوط بوفالو براون” ، درمورد همان چیزهای Salazar – این جنبش Eastside – مشغول نوشتن بود. داستانهای آنها چطور شبیه یا واگرا هستند؟

آنها به نوعی رابطه خبرنگار-فعال و روزنامه نگار داشتند که Acosta درباره آن می نویسد. او را زنگبار می نامد ، و داستانی از یک وجود دارد [TV] مصاحبه سالازار با آکوستا انجام داد. اما KMEX همه نوارهای آنها را پاک کرد ، بنابراین هیچ سابقه ای از آن موجود نیست. بلافاصله پس از مرگ سالازار ، آکوستا واقعاً پاهای عقب خود را مجدداً اصرار کرد که تحقیقات صحیحی انجام شود.

او بخشی از کمیسیون روبان آبی بود [formed to investigate the Salazar death]. او بسیار کلامی بود و بسیار جسمی بود. وی به صحنه جنایت رفت ، با بسیاری از افراد جامعه صحبت کرد و اصرار داشت که به او شهادت دهند و سپس اجازه حضور در استیضاح را صادر کنند. اما ، بله ، یکی آن را مستقیماً بازی می کرد و دیگری نبود. یکی وسط راه و طبقه متوسط ​​بود و دیگری با ضد فرهنگ مسموم شد.

آکوستا درگذشت یا تصور می شود که در سال 1974 در مکزیک درگذشت. بقایای او هرگز یافت نشد.

هر دوی آنها خوب به نتیجه نرسیدند: شرایط مرموز ، مطمئناً می توانید آن را بگویید. و مرگ آکوستا نیز احتمالاً خشن بود. آسان است که آن را به عنوان مرگ یک لون ، شخصیتی افراطی بکشید ، اما با توجه به سالازار ، این استدلال غیرممکن است زیرا او به عنوان یک قاضی هوشیار بود.

چگونه باید آن نسل امروز تاریخ سازی شود ، با توجه به این که LA اکنون آمریکای مرکزی و آسیا و البته سیاه است و این مکالمات و جریانات سیاسی به نوعی از قوم نشنالیسم و ​​ماشینیسم دور شده اند. آن دوران؟

خوب ، اول از همه ، من به اعتراض استفاده از “ماشینیسم” با قوم گرایی ملی اعتراض دارم. منظورم این است که پدرم قبلاً می گفت ماشین تنها کلمه ای بود که gringos می داند که به زبان اسپانیایی است.

در مورد جواب … من نمی دانم. منظورم این است که آنها مطمئناً یک مکان ، یک مکان مهم در تاریخ فرهنگی و سیاسی این شهر دارند. و من فکر نمی کنم که ورود تبعیدگران جدید آمریکای لاتین از هرجای دیگر به هر طریقی متناقض باشد یا چیزی را از آن دور کند. من امیدوار بودم که بتوانیم این تجربیات را فیوز کنیم – و این که دختر جوان اهل گواتمالا ، کودک ، می تواند به نوعی نمونه های گلوریا مولینا را در هنگام حرکت به موقعیتی از نفوذ در زندگی خودش بسازد. بنابراین من تضادی نمی بینم. من فکر می کنم Mesoamericans تقریباً همان افراد هستند که بر اساس مرزهای تخیلی تقسیم می شوند. این برداشت من است

یک برگه برای مستند

تصویری تبلیغاتی برای مستند “روبن سالازار: مرد در وسط” ساخته فیلیپ رودریگز.

(PBS)

روبن سالازار هنگام حضور در ویتنام برای گزارش لس آنجلس تایمز.

روبن سالازار برای پوشش جنگ برای لس آنجلس تایمز به ویتنام اعزام شد. بعداً ، وی در مورد رشد جنبش Chicano در L.A.

(خانواده روبن سالازار)

منتشر شده در California