رفتن به نوشته‌ها

فرانسیس لی در “آمونیت” ، کیت وینسلت و سائورس رونان

پس از تاخیرهای مربوط به همه گیری ، سرانجام عاشقانه دوره “آمونیت” کشف شد. این فیلم به نویسندگی و کارگردانی فرانسیس لی در دهه 1840 دورست انگلیس تنظیم شده است. در آنجا ماری آنینگ (کیت وینسلت) دیرین شناس وقت خود را بیشتر در کنار دریا و به دنبال فسیل می گذراند. پس از آنکه شارلوت مورچیسون (Saoirse Ronan) به طور ناخواسته توسط شوهرش پشت سر گذاشته شد تا در مراقبت از آنینگ بهبود یابد ، دو زن خود را نزدیک می بینند که هر دو از این رابطه خوشایندتر شده اند.

این فیلم سه هنرمند مشهور را گرد هم آورده است. لی ، بازیگری که به عنوان یک فیلمساز تبدیل شد ، برای اولین بار در سال 2017 جایزه های زیادی را کسب کرد “یک کشور عاشقانه خدا” ، یک عاشقانه عجیب و غریب در یک مزرعه گوسفند. وینسلت به همراه بهترین بازیگر نقش اول زن خود برای اسکار برای “خواننده” شش نامزد اسکار دیگر دارد. رونان چهار بار نامزد اسکار شده است.

“آمونیت” برای شرکت در جشنواره فیلم کن در اوایل سال جاری و همچنین جشنواره تلوراید در پاییز انتخاب شد ، که هر دو متعاقباً لغو شدند. این فیلم سرانجام جمعه شب در چارچوب جشنواره بین المللی فیلم تورنتو نخستین نمایش جهانی خود را داشت. در اوایل هفته لی از خانه خود در یورکشایر انگلیس با تلفن در مورد فیلم صحبت کرد.

کیت وینسلت در نقش مری آنینگ در فیلم 'Ammonite.

کیت وینسلت در نقش مری آنینگ در … آمونیت. “

(نئون)

از زمانی که بیش از یک سال پیش اولین تصویر کیت و سائورس با هم منتشر شد ، چنین انتظاری وجود داشت. آیا این مسئله در پایان فیلم فشار بیشتری به شما وارد کرده است؟

فرانسیس لی: این فقط فیلم دوم من است. و من بسیار خوش شانس هستم زیرا من از راه دور ، در کنار تپه ای در وسط هیچ جا ، در یک کلبه چوبی که هیچ پذیرش سلول ندارد ، زندگی می کنم. من به مهمانی های فیلم یا موارد مشابه دیگری نمی روم ، زیرا بدیهی است که من بسیار دور از هر چیز زندگی می کنم. بنابراین من کاملاً از هر نوع سر و صدایی در اطراف فیلم در امان هستم ، اما من واقعاً هیجان زده و هیجان زده شده ام که مردم واقعاً منتظر دیدن آن هستند. واضح است که عصبی هستم ، اما هیجانم بیشتر است. من می خواهم فیلم را با مردم به اشتراک بگذارم.

همانطور که درمورد “کشور خود خدا” صحبت می کردید ، اغلب به این نتیجه می رسید که این امر بر اساس زندگی شما بوده است. چه چیزی الهام بخش داستان “آمونیت” بود؟

لی: خوب ، چیزی که در مورد “کشور خود خدا” وجود دارد این است که این کشور به هیچ وجه ، شکل یا فرم زندگی نامه نویسی نیست ، جدا از منظره ای که در آن بزرگ شده ام و در آن زندگی می کنم. من با “Gods Own Country” در حال بررسی این ایده از روابط و احساس عاشق شدن در چه احساسی هستم و “تو و” آمونیت “از نظر دامنه احساسی و شخصیت های آن یک فیلم کاملا شخصی است. بنابراین دوباره من در حال بررسی این ایده از روابط و آنچه شما دارید ، هستم. فقط آنها در قرن نوزدهم هستند.

آیا در مورد دیرین شناسی و زنان آن دوران تحقیق کرده اید؟ چطور شد که چهره های واقعی ماری آنینگ و شارلوت مورشیسون در فیلم حضور داشتند؟

لی: این یک پاسخ کاملا طولانی است. بنابراین من به دنبال هدیه تولد برای دوست پسر وقت خود بودم و او واقعاً سنگ های صیقلی و فسیل را دوست داشت و هر وقت به دنبال فسیل می گشتم نام این زن مدام مطرح می شد ، مری آنینگ. بنابراین من شروع به خواندن درباره او کردم و بلافاصله او را مجذوب خود کردم زیرا او یک زن طبقه کارگر بود و در یک زندگی فقیر در جامعه ای کاملا سختگیر ، مردسالار و طبقاتی که در آن به عنوان برجسته دیرینه شناس در نسل او ، اما به دلیل جنسیت و طبقه او کاملاً شناخته نشده است. و من به عنوان یک فیلمساز کوئر طبقه کارگر ، بسیار متعصب کلاس و این ایده مرد سالاری و جنسیت هستم.

و در همان زمان ، من تحقیقاتی راجع به روابط زن و زن قرن نوزدهم خواندم ، که کاملاً از طریق نامه به یکدیگر کاملاً مستند شده است ، این نامه های واقعاً شگفت انگیز ، پرشور و عاشقانه ای که زنان از این نوع می نویسند این روابط عمیق ، احساسی ، پرشور را به تصویر کشید. و من می دانستم که هرگز نمی خواهم یک عکس زیستی درباره ماری آنینگ بنویسم ، زیرا در واقع چیزی از طرف معاصران در مورد او نوشته نشده است. باز هم ، چون او این زن طبقه کارگر بود. بنابراین ، من می خواستم از داستان او برای الهام بخشیدن به این داستان عاشقانه استفاده کنم و بتوانم او را بالا ببرم و بتوانم به او رابطه ای با کسی بدهم که احساس می کنم شایسته او است. و در این جامعه مردسالار احساس نمی شد [like it should] با یک مرد باشید ، زیرا مردان دارای زن بودند و زنان تابع مردان بودند. من می خواستم این ایده که مری آنینگ کیست را مطرح کنم. و این جایی است که همه این چیزها با هم برخورد کردند و این کاملاً مستند است که مری دوستی با زنان داشته است اما هیچ اسنادی وجود ندارد که او هرگز با یک مرد رابطه داشته باشد. و بنابراین من فقط آن را برداشتم و آن را تفسیر کردم ، تا این دیدگاه مریم را همانطور که دیدم ، توسعه دهم.

کیت وینسلت و سایورس رونان در

کیت وینسلت و Saoirse Ronan در “آمونیت”.

(TIFF)

در مورد انتخاب بازیگران کیت و سائورس چطور؟ آیا به دست آوردن دو نفر از محبوب ترین بازیگران زن روز ما دشوار بود؟

لی: پاسخ کوتاه این است که من هرگز با در نظر گرفتن یک بازیگر نمی نویسم ، زیرا فکر می کنم ارسال آن برای آن بازیگر و این که بازیگر در دسترس نباشد یا نمی خواهد آن را انجام دهد ، بسیار ویرانگر است. بنابراین من نوعی تلاش می کنم و ذهنیت باز داشته باشم. هنگامی که به این فکر می کردم ، اول از همه ، نقش مری را می دانستم که می خواهم برای یک بازیگر بریتانیایی بازی کنم و می دانستم که می خواهم این بازیگر در 40 سالگی باشد. و من همیشه به سمت کیت جلب می شدم زیرا چنین صداقت و درستی در مورد اجرای او وجود دارد. و خیلی ساده من فیلمنامه را برای او ارسال کردم. کیت در خواندن چیزهایی فوق العاده است. او آن را در همان روز خواند و پیام در همان روزی برگشت که وی خواست آن را انجام دهد. خیلی عالی بود با Saoirse ، من همیشه به دنبال کارهای Saoirse شده ام زیرا او بسیار روی صحنه است و دوباره دارای چنین صداقت و حقیقتی است. من آن را به Saoirse فرستادم ، Saoirse آن را خواند و برگشت و خواست آن را انجام دهد.

و این برای من مهم بود زیرا من دوست دارم به طریقی خاص با بازیگران کار کنم که کار شخصیت بسیار زیادی است قبل از اینکه ما شروع به تصویربرداری کنیم و این شخصیت ها را از ابتدا توسعه دهیم. و هر دو کیت و Saoirse واقعاً آزاد بودند که واقعاً همه کارها را انجام دهند. و بخشی از آن انجام کار فیزیکی شخصیت است زیرا من هیچ دو برابر شیرین کاری یا دو برابر دست یا هر چیزی را دوست ندارم. من اصالت را دوست دارم. بنابراین کیت هفته ها و هفته ها و هفته ها به آن سواحل در ساحل جنوبی انگلستان رفت و سرد و خیس شد و یاد گرفت و در شکار فسیل مهارت فوق العاده ای داشت و از دانش برخوردار بود. و سائورس باید نواختن پیانو را بیاموزد و یادگیری نحوه سوزن زدن و همه این موارد را بیاموزد. هر دوی آنها کاملاً خود را از نظر جسمی انداختند ، که بسیار عالی بود. و من فکر می کنم واقعاً سطح فوق العاده ای از حقیقت را به اجراها اضافه می کند.

آنها برای صفحه جفت شدن بسیار عالی هستند. هر یک از این روش ها به نظر می رسد که همزمان هم بطری و هم پرشور به نظر می رسند.

شنیدن این خیلی دوست داشتنی است متشکرم. موافقم. فکر می کنم آنها کاملاً مکمل یکدیگر هستند. آنچه در کار با آنها بسیار جالب بود این است که من احساساتی را دوست دارم که بسیار داخلی است و نه جلو پا و بسیار خوب بود که ببینم هر دو در آن حوزه احساسات درونی کار می کنند و اینقدر به آنها ادامه می دهند.

مطمئناً نمی خواهم چیزی را خراب کنم ، اما فکر می کنم پایان فیلم چیزی است که شما در مورد آن سوالات زیادی خواهید داشت. احساسات زیادی در چهره کیت بازی می کند و دقیقاً خواندن آن دشوار است. از پایان مبهم چه چیزی را دوست داشتید؟

لی: من حدس می زنم که من یک پایان می خواستم که بتوان آن را امیدوار کننده تعبیر کرد. نمی دانم در ابتدا چقدر می توانم بگویم. حدس می زنم آنچه در مورد داستان ها دوست دارم این است که شما یک فیلم را می بینید ، من واقعاً آن را دوست دارم وقتی احساس می شود این یک عکس فوری از زندگی کسی است ، اینکه شما در یک نقطه خاص ، نه در ابتدا ، نه در پایان ، اما فقط در یک نقطه خاص. و هرچقدر که این مدت زمان طولانی باشد به این سفر می روید و سپس می روید. و من حدس می زنم که من از این ایده خوشم آمد که احساس می شد ما با این شخصیت های غوطه وری درگیر این داستان عاطفی هستیم و در پایان ، ما می خواهیم آنها را رها کنیم ، اما این شخصیت ها زندگی خود را ادامه می دهند. و آنها قصد داشتند خودشان به یک معنا تعیین کنند که چگونه این اتفاق می افتد.

با “کشور خود خدا” مقایسه بی پایان با “کوه Brokeback” انجام دادید و با “آمونیت” مردم در مورد فیلم در مورد “پرتره بانوی در آتش” صحبت می کردند یا حتی قبلاً آن را با “جهان به بیا ، “که تازه در ونیز به نمایش درآمد. چه حسی در مورد آن داری؟

لی: من فکر می کنم این یک سوال واقعا فوق العاده جالب است. من فیلم های كوئر را ژانر نمی بینم و به هیچ وجه فیلم ها با این روش مقایسه نمی شوند. “دختر شاغل” و “یک افسر و آقایان” هرگز مقایسه نمی شوند. و من فکر می کنم که تا حدودی دشوار است که به عنوان فیلمساز ، به ویژه آن سه فیلمی که همین الان گفتید ، هر یک از آن فیلمسازان ، از جمله خودم ، همه فیلم های ما را ساختند بدون اینکه از دیگری در ساخت فیلم هایشان آگاهی داشته باشند. و بنابراین من فکر می کنم که این فقط در سینمای کویر اتفاق می افتد که فیلم ها اینگونه مقایسه می شوند.

و گاهی احساس می شود فقط یک فیلم به ما مجاز است. من در سال 2017 به یاد آوردم وقتی “کشور خود خدا” اکران شد ، برای اولین بار بود که می توانستم به خاطر بیاورم ، چند فیلم عجیب و غریب ، که فکر کردم یک جشن خارق العاده است. وجود داشت “[A] زن خارق العاده. ” “مهتاب” وجود داشت. در آنجا “کشور خود خدا” ، “موشهای ساحلی” وجود داشت ، “با نام خود مرا صدا کن” و دیگران وجود داشت. و برای اولین بار ، من فکر می کنم مخاطبان انتخاب واقعی فیلم کوئری را که می خواستند ببینند یا دوست دارند ، یا می خواستند به آنجا بروند یا می توانند همه آنها را دوست داشته باشند. و من فکر می کنم مقایسه مستقیم آنها بسیار دشوار است.

برای من احساس قهقرا می کند. و من گیج شده ام که چرا شما فقط اجازه دارید یکی را دوست داشته باشید. چرا نمی توانید همه آنها را دوست داشته باشید؟ و همانطور که می گویم ، در سینمای دگرجنسگرایانه ، امسال چه تعداد فیلم ساخته می شود که عاشقانه ها یا هیجان ها یا ترسناک های دگرجنسگرایانه معاصر باشند ، و این فیلم ها به همین ترتیب مقایسه نمی شوند. فکر نمی کنم سینمای کویر ژانر باشد. من فکر می کنم این وسعت بیشتری از آن دارد من فکر می کنم آنها در دسته های دیگر قرار می گیرند – داستان های عاشقانه ، هیجان انگیز ، romcoms ، ترسناک. این برای من یک رمز و راز است.

منتشر شده در Film Festivals