رفتن به نوشته‌ها

طاعون در اروپا تاریخ هنر را تغییر داد. Coronavirus می تواند این کار را انجام دهد

گرفتاریها راهی برای تمرکز ذهن دارند. فقط از میلارد میس بپرسید.

اعتراف می کنم ، آن مردی است که در سنین فکر نمی کردم. میس (تلفظ میس) مورخ هنری مشهور بود ، یکی از بهترین ها در نسلی از آمریکایی های اواسط قرن بیستم که دنبال کننده نوآوران اروپایی در این زمینه بودند. او جدا از هم ایستاد زیرا او طرز فکر ما در مورد هنر غربی 600 سال گذشته را تغییر داد.

میس به تنهایی این کار را نکرد ، اما او رهبر بسته بود. الهام بخش او یک بیماری همه گیر بود – فاجعه حماسی که بسیاری آن را بزرگترین فاجعه طبیعی تاریخ اروپا می دانند.

برای تحلیل هنر ساخته شده در اثر طاعون ویرانگر ، میس سیاست ، اقتصاد ، روابط اجتماعی و روابط متقابل آنها را در مرکز مطالعه تاریخ هنر قرار داد. رویکرد جدید بود.

عنوان نخستین کتاب او ، متنی که اکنون کلاسیک منتشر شده است در سال 1951 ، بسیار ناخوشایند است – به ویژه اکنون ، وقتی COVID-19 رفت و برگشت جهانی بی امان خود را ادامه می دهد. “نقاشی در فلورانس و سیینا پس از مرگ سیاه: هنر ، دین و جامعه در اواسط قرن چهاردهم” پس از طاعون بوبونیک ، هنر ایتالیایی را می گیرد.

این فاجعه اروپا از سال 1347 آغاز شد. این قبیل آفت ها در مصر ، سوریه ، ایران ، هند و بخش هایی از چین زباله ریخته و حداقل یک سوم از جمعیت اروپا را طی 5 سال آینده از بین برد. هیچ کس پس انداز نبود – دهقانی ، اشرافی یا روحانی. هیچ کس از مصیبت های خود یا خانواده هایشان معاف نبود.

میس ، مورخ هنر قرون وسطایی ، با توجه به موضوعاتی فراتر از زندگی هنرمندان و ماهیت اشیاء هنری که مورد توجه معمول تاریخ هنر بوده است ، از تأثیر وحشتناک این فاجعه سؤال کرد. تعداد بی شماری از هنرمندان در طول مرگ سیاه کشته شدند ، تلفاتی در بین میلیون ها نفر که جان خود را از دست دادند – 25 میلیون ، 40 میلیون ، هیچ کس واقعاً نمی داند که چند نفر. ضرر هنری بسیار زیاد بود. اما در مورد زندگی چیست؟ چقدر عمیق کل فرهنگ متزلزل شد؟

مرگ سیاه

میلارد میس ، مورخ هنر ، کتاب خود را در مورد هنر قرون وسطایی ایتالیا و طاعون بوبونیک در سال 1951 منتشر کرد. این یک کلاسیک فوری شد.

(انتشارات دانشگاه پرینستون)

وقتی به مسیری رسید که هنر به خصوص در ایتالیا انجام دهد ، تأثیر مرگ سیاه بر بازماندگان و فرزندان آنها کمتر مورد توجه قرار می گرفت. میس نگاه عمیقی داشت.

قبل از همه گیری ، همه می دانستند که Giotto di Bondone ، که در بین هنرمندان مشهور بود ، تنها خلاق ترین و حتی مبتکرترین نقاشی بود که در قسمت اول قرن در فلورانس کار می کرد. نقاشی های وی در سراسر شمال ایتالیا مشهور بودند. Giotto داستانهای متعارف رستگاری مسیحیان را با تنش چشمگیر تزریق کرده بود ، و تلطیف فرمول هنر بسیار قرون وسطایی را کنار گذاشته بود.

در سال 1337 ، Giotto درگذشت. این نقاش ، 70 ساله ، برخی از دانشجویان ، چند زن دستیار با استعداد و استعدادهای بسیار زیاد wannabe را پشت سر گذاشت. او نیمه دوم قرن چهاردهم میلادی انقلابی در نقاشی پدید آورده بود.

اما هرگز نیامد. دو نقاشی در مجموعه موزه J. پاول گتی می تواند توضیح دهد که چه اتفاقی افتاده است.

یکی نقاشی بزرگ ، دوست داشتنی و سه تابلویی توسط برناردو داددی است. این مرکز باکره مریم در مرکز قرار دارد ، که توسط Saints Thomas Aquinas در سمت راست و Paul در سمت چپ وی قرار دارد. قاب قوسی گوتیک آن ، چشمان بادام به سبک ویرجینیا ، الگوی مجلل لباس های او و سایر عناصر تزئینی مسطح ، قدیمی است – به همان اندازه بیزانس و قرون وسطایی.

اما این ارقام همچنین چیزی نسبتاً جدید برای هنر ایتالیایی به نمایش می گذارند – یک سرشار بودن پر جنب و جوش و حجم فضایی. برخی از آنها فقط از طریق مخلوط های زرنگ و روشن و درخشان ایجاد می شوند.

این عناصر به زبان هنر قرون وسطایی – قسطنطنیه ، دروازه ورود به خاورمیانه و از خاورمیانه و مشخصه ای برای سبک استاندارد قرون وسطای اروپا صحبت نمی کنند. نه ، این افراد مستقیماً از ذهن حاصلخیز Giotto برمی آیند ، پسر با نفوذ محلی خوب بود – و احتمالاً معلم داددی است.

مری حتی هواپیمای تصویر دو بعدی را پشت سر می گذارد. دست چپ او كتاب مقدسي را كه نزديك رحم او نگه داشته شده است ، گشوده مي كند كه گويا منبع مادري عهد جديد است. در مقابل ، دست راست برازنده او از زیر نرده های مرمر درست در زیر کمر او می رسد ، یک دست کمک معجزه آسا برای هر تماشاگر پرهیزگار که از طرف دیگر حصار سنگی نقاشی شده ، شکاف دارد.

نقاشی بادی در حدود سال 1335 قدمت دارد ، شاید دو سال قبل از مرگ Giotto. پدر داد خود در سال سرنوشت ساز سال 1347 درگذشت – که معمولاً تصور می شود توسط طاعون طاعون بریده شده است. پیوندی مستقیم و فوق العاده با استعداد برای آینده پس از Giotto نقاشی فلورنتین با او درگذشت.

هرچند نقاشی هایش از بین نرفت. نه Giotto و نه کسانی که مورد تحسین او قرار گرفتند. این چیزی است که در مورد هنر است: نقاشی ها به اطراف می چسبند ، هنوز هم زبان بصری دقیق خود را صحبت می کنند و برای تأثیر آینده در دسترس هستند.

با این وجود ، تحولات ژرف و الهام گرفته از Giotto در هنر سنتی قرون وسطایی قبل از طاعون پژمرده شده است. انقلاب هنری که ممکن است انتظار داشته باشد در اوج خود متوقف شود. این یک نسل از نسل را رد کرد. یک رنسانس صد سال دیگر در فلورانس فوران نکرد.

چگونه شکاف را توضیح دهیم؟ یکی دیگر از نقاشی های گتی – یک نقاشی کوچک اختصاصی 19 اینچی – سرنخی به شما می دهد.

مرگ سیاه

Guariento di Arpo ، “مدونا از فروتنی” ، در حدود سالهای 1345-1345 ، مزاج و برگ طلایی روی تابلو.

(موزه J. پاول گتی)

مرگ سیاه

خطوط برش خورده به بیرون ، با محوریت یک مدالون خورشید در گلو مریم ، در این جزئیات از “مدونا فروتنی” گوارینتو دی آرپو ، تابش می شوند.

(موزه J. پاول گتی)

Guariento di Arpo مستقر در پادووا ، محل معروف چرخه نقاشی های خاموش کننده نفس گیر Giotto در کلیسای آرنا بود. (موزه نورتون سیمون Pasadena همچنین یک گورستان بزرگ و تحمیل شده توسط گارینتو دارد.) او شاهکار عالی Giotto را به خوبی می شناخت.

اما شما آن را از تابلوی کوچک گتی نمی دانید ، قدمت اواخر دهه 1340 ، زمانی که طاعون در اوج فاجعه بار بود. با مرگ و میر در اطراف ، نقاشی مدونا از فروتنی را نشان می دهد – نوع جدیدی از تصویر مذهبی ، آنقدر رادیکال که کتاب میس یک فصل کامل را به آن اختصاص می دهد.

در زمینه ای از طلا سوخته ، مری پرستار مسیح کودک می شود. او به جای اینکه در تخت سلطنت باشد ، مانند یک دهقان فقیر روی زمین می نشیند. این نمایش برای مادر خدا بی سابقه است ، مگر در ایام زاد و ولد ، اما تواضع را تأکید می کند.

با این حال ، مریم بی حد و حصر نیز یک تاج باشکوه می پوشاند. او ملکه بهشتی است که اکنون به زمین آمده است و آماده است تا بشریت را پس از مرگ آسایش دهد. آفتاب سوختگی طلایی که از خطوط برش خورده ساخته شده است ، به بیرون از بدن او تابیده می شود و از مدال خورشید متصل به سینه اش بیرون می آید.

تصور کنید که صاحب نقاشی لوکس و کوچک لوکس که به طور خصوصی توسط شمع دیده می شود را خیره کنید! ماری از مادر فروتنانه به یک عینک آخرالزمانی تبدیل می شود ، تصویری از قدرت ابدی در پایان جهان. او یک تهدید عرفانی سه گانه است – یک درخشش از درخشش در فینال بزرگ.

اگر تعجب می کنید که چگونه این عجیب و غریب تراکم تراکم فوق ماوراء گرایی پیشرفت می کند ، اومانیسم انقلابی Giotto را پیشرفت می کند – خب ، اینطور نیست. تقریبا هیچ یک از ادعاهای تعیین کننده Giotto در مورد “قدرت مردم مسیحی” که در دیوارهای آن کلیسا در پادوا حک شده است موجود نیست. چگونه و چرا چنین چرخشی روی داده است یک سؤال اساسی است که کتاب میس به آن پاسخ داده است.

این مورخ ، که در هنر اثری گوتیک قرون وسطا گنجانیده شده است ، می دانست که نیمه دوم قرن 14th به عنوان دوره ای از نزول هنری – یا حداقل یک پشتوانه برای راحتی از هنجارهای بصری تأسیس شده ، همانطور که در پانل عرفانی و غیره مبتکر گوارینتو است ، نشان داده شده است. . او می خواست بداند چگونه و چرا این اتفاق افتاد.

بله ، همه گیر اتفاق افتاده بود. استعدادهای درخشان مانند برناردو داددی درگذشت و اوضاع مهمی را به وجود آورد. اما میس استدلال كرد كه طاعون همچنین ذهنیت فرهنگی جامعه بزرگتری را كه زنده مانده است تغییر داد.

بحران اجتماعی ، اخلاقی و فرهنگی در حال آشکار ، فقط با تجزیه و تحلیل سبک هنری یا بررسی دقیق نمادهای یک نقاشی ، کاملاً قابل درک نیست. این ابزارها لازم بودند ، اما کافی نبودند. در حدی که قبلاً اتفاق نیفتاده است ، مطالعه وی روی تجربه بزرگتر سینزی و فلورانس متمرکز شده است.

میس به کسانی که ، چه ، کجا و چه موقع هنر به چگونگی و چرا در سنی که در آن ساخته شده پیوست. تاریخ هنر سنتی با تاریخ اجتماعی ادغام شده است. همانطور که او در مورد میلیون ها نفری که از مرگ سیاه فاجعه بار زنده مانده بودند ، نوشت ، “ترس ، احساس گناه و انواع واکنش های مذهبی آنها” قرن بعدی هنر ایتالیا را شکل می داد.

مختصر نسبی این کتاب – فقط 165 صفحه از متن متراکم مشاهده شده ، از جمله پاورقی های پرمصرف ، در نسخه شومیز من – به تأثیر چرخش پیشین آن هنگام انتشار در سال 1951 اعتقاد دارد. این احتمال وجود دارد که میس آن را پس از جنگ جهانی دوم نوشت. آموزنده

او در یک تراژدی حماسی انسانی دیگر زندگی کرده بود ، که در آن 70 میلیون نفر جان باختند. (معلم میس ، دانشمند بزرگ آلمانی-یهودی اروین پانوفسکی ، از نازی ها گریخته بود.) قرن پیش از این وحشت ناگفته جنگ جهانی اول ، ناامید شده از بیماری همه گیر آنفلوانزای فاجعه بار 1918 و با ضرب و شتم ترومای جهانی بزرگ کشته شد. افسردگی به اوج خود رسید – همه اینها تحت تأثیر هسته هسته ای نابودی جهانی قرار گرفتند.

جنگ و طاعون دو موتور اصلی قتل عام هزاره بوده است. اکنون COVID-19 زندگی ما را به شدت تغییر می دهد. ترس ، گناه و خیزش روحی در انتظار است.

در زمان ما ، تعداد کمی از هنرمندان از این شیوه کار کرده اند که تمام وقت برای ساختن هنر تلاش کنند. با وجود درخواست های مسافت اجتماعی و سرپناه در منازل از دست دادن مشاغل ، بسیاری از افراد ناگهان خود را با زمان استودیو بیشتر از گذشته ، می بینند. جامعه با این همه گیری تغییر خواهد کرد ، و هنر نیز – به طریقی که ما فقط می توانیم حدس بزنیم.

منتشر شده در Museums & Art