رفتن به نوشته‌ها

شونبرگ ، ‘پیروت لونیر’ و موسیقی برای دنیایی دیوانه

غنی نیست؟ وقتی کار غیرقابل توجیه شد ، دلقک ها را می فرستیم.

در 16 اکتبر 1912 ، یک بازیگر لباس دلقک ، آلبرتین زهم ، در یک “شب متاموزیکال” در برلین شرکت کرد. وی با نواختن کلمات به عنوان “تجارب درونی” در نوع جدیدی از سخنرانی ، 21 شعر خارق العاده در مورد ماه مست و هوس انگیز پیروت ، آن شخصیت مهم دیوانه تئاتر ایتالیا در قرن هفدهم را سرود. این اولین نمایش “Pierrot Lunaire” از شونبرگ بود ، اعلامیه آهنگساز در مورد تغییر موسیقی که جهان را دیوانه کرده و زمان ارسال دلقک های لعنتی فرا رسیده است.

این کاملاً غیرمنتظره نبود ، اما اجتناب ناپذیری آن رادیکالیزه کردن موسیقی قرن بیستم را کاملاً تکان دهنده تر کرد. شونبرگ 38 ساله قطعه قطعه ای با سرعت تولید شده بود و مرز موسیقی را بیش از هر زمان دیگری جرأت داد. با “پیروت لونر” ، تا آنجا که منتقدان معاصر رسوایی داشتند ، یک شکل هنری مقدس ، روح تمدن اروپا ، در مسیر اطمینان برای هرج و مرج خود ویرانگر بود.

دوباره ، دلقک ها می توانند ابرهای طوفانی باشند ، هشدارهای اولیه نشان می دهد که چیزی خنده دار – خنده دار است هکتار و خنده دار اوه اوه.

هشت روز قبل از “عصر متاموزیک” ، اولین عکسهای جنگ اول بالکان شلیک شد ، یک اروپای بی ثبات که آماده جنگ جهانی اول است. با قرار گرفتن قاره در آستانه جهان قدیم و همه آنچه قرن بیستم نشان می دهد ، فقط یک دلقک دیوانه این کار را می کند. شوهربرگ “Pierrot” این اشتیاق را به یک حالت ترس و نشاط بیشتر تقطیر می کند.

شخصیت پیروت ، در واقع ، مدتها یک همراه وفادار برای تلاش در زمان ها ، قادر به فراهم کردن فرار و همچنین دوز واقعی است. کمربند کم نور comedia dell’arte، تابلوهای نقاشی برای کلمبین خود اما با هوس Harlequin ، فرمول مثلث کلاسیک عشق در اپرا و تئاتر شد. در مورد دلقک مدرن ، این کاری بود که جوزف گریمالدی انجام می داد. او لباس دلقک Pierrot را طراحی کرد ، سپس رنگ روغن و بینی قرمز را اضافه کرد و در این راه به عنوان یک سرگرم کننده بسیار محبوب قرن 19 تبدیل شد.

بقیه ادامه تاریخ است.

استعاره های دلقک در تفسیرهای سیاسی به امری عادی تبدیل شده است. همین روز گذشته ، هنگامی که مشاور حقوقی رئیس جمهور درحال خروج از کشور سعی در براندازی یک انتخابات بدون اثبات تقلب داشت ، آنچه که به نظر می رسید رنگ آمیزی مو بود ، به طور غیرمتعارف در چهره او قرار گرفت. تصویری مسخره آمیز از یک شهردار سابق نیویورک و عاشق اپرای ایتالیا ظاهر شد پاگلیاچیو.

در واقع ، اپرای معروف وریسمو لئونكاوالو ، “من پاگلیاچی” (دلقك ها) ، بخشی از فرقه بیماری بود كه الهام بخش شعرهای “پیروت” آلبرت ژیرود ، نمادگرای فرانسوی بود كه شوئنبرگ در ترجمه آلمانی برای متن خود تصویب كرد.

“Pierrot Lunaire” از شونبرگ بلافاصله به عنوان اثری کلیدی شناخته شد که غیرت دوران خود را به خود جلب کرد و هیچ وقت اهمیت بی سابقه خود را از دست نداد. این آهنگهای “سه برابر هفت” ، همانطور که شوئنبرگ از نظر عددی از نظر خرافی برچسب آنها را زد (“پیروت” Opus 21 او بود) ، پیروت را در یک فضای کابوس از آرزوی تسخیر ناپذیر ، مقدسین گروتسک ، خشونت ظالمانه و نوستالژی شورانگیز دنبال می کنند. به نظر اشنا امدن؟

این قطعه آسان نیست. شونبرگ در قسمت آوازی ، آهنگ ها و ریتم ها را یادداشت می کند ، که برای محدوده میزانسن ساخته شده اند ، اما از ساقه هر نت خط می کشد. این آهنگساز در طول سالها در مورد درجه تأکید یک تکنواز بر گفتار یا آواز متناقضی بود ، اما انتخاب خود او از زهم باعث شد او به وضوح از تئاتر طرفداری کند. بازیگر دوست داشت بگوید: “من آزادی فکر را طلب نمی کنم ، بلکه آزادی صدا را می طلبم.”

از طرف دیگر ، شونبرگ اصرار داشت كه پنج تایی ساز – پیانو ، فلوت (یا پیكولو) ، كلارینت (یا كلارینت باس) ، ویولن (یا ویولا) و ویولن سل – برای خواننده ، حداقل اهمیت برابر دارد ، و او با غرق کردن سازها مشکلی نداشت. این آهنگ ها گاهی اوقات به فرم های کلاسیک (مانند پولکا ، والس و بارکارول) برمی گردند و از تکنیک های کلاسیک (از جمله پاساگاگلیا ، فوگو و کانون) استفاده می کنند. مطالعاتی در مورد تأثیر باخ انجام شده است.

اما تصور این است که هر آنچه از گذشته قابل تشخیص است ، به عناصر یک خاطره مه آلود متلاشی شده است. همانطور که شونبرگ سنت آواز Bel canto را در قسمت آوازی از بین می برد ، تناژ را جارو می کند. عبارات قطعه هستند. ریتم ، بسیار نامنظم است. نقطه مقابل می تواند به طرز نگران کننده ای پیچیده باشد. فرم های موسیقی چیز کمی برای آویزان شدن است. هر آهنگ با استفاده از ترکیبات مختلف سازها ، دنیای صدا را همیشه در انعطاف پذیری قرار می دهد. درک منطق موسیقی نیاز به تخصص دارد. توانایی تفکر در چهار یا پنج بعد کمک می کند.

حتی متن مبهم است. خواننده کیست؟ او پیروت نیست ، اگرچه زهمه مانند او لباس پوشید و بسیاری از تکنوازان از آن سنت پیروی کرده اند. او کلمبی نیست ، اگرچه گاهی اوقات به نظر می رسد که او باشد. او راوی نیست ، گرچه روایت می کند. تصاویر Giraud بسیار افراطی هستند و خیلی سریع می توانند همه چیز را کنار هم بگذارند.

و با این حال ، همه اینها به “پیروت” بی وفائی چشمگیری دستگیر می کند. پیوروت در ابتدای کار با پیانوی تکراری و همراه با ویولن و فلوت که از روی مارک پرواز می کند ، حس خود را در مهتاب از دست می دهد. نواختن فلوت ، کلارینت و ویولن بدون ویبراتو به اندازه بازوهای واشر زن که توصیف می کنند ، از نظر تنش سفید کمرنگ است. پروانه های غول آسا و خزنده ، خورشید درخشان را با کمک کلارینت باس خزنده و خزنده از بین می برند.

به نظر نمی رسد افزایش وحشت Pierrot در حفره سوراخ در جمجمه کلمباین ، پر کردن آن با یک تنباکو عالی ترکی و کشیدن سیگار که از طریق نی است ، ممکن است. شونبرگ نشان می دهد که چنین است. بارکاری که از نظر احساسی پیروت را به خانه برگامو می برد ، با یک پرتو ماه برای یک سکان و یک نیلوفر آبی برای یک قایق ، باد شوم و دنیای دیگر خود را برای ناوهای خود از پنج قدم کامل تا ترفندهای عجیب و غریب خود بدست می آورد.

هفت ماه پس از اولین نمایش “پیروت” ، نمایش آشوبگرانه “آئین بهار” در پاریس آغاز شد و “پیروت” را به عنوان نشانه انقلاب موسیقی دزدید. “The Rite” به دنبال باله استراوینسکی در سال 1911 ، “Petrushka” ، پیروت روسی ، در اینجا یک عروسک دوست داشتنی با قلب بود. امتیاز “پتروشکا” درخشان است. رقص ، احساسی. “آئین” به عنوان باله ، احساسات کمتری دارد ، قلب کمتری دارد و حتی ارتباط کمی با زمان و مکان خود دارد. امتیاز آن ، با وجود همه نبوغ موزون آن که باعث شده است رپرتوار استاندارد شایسته ای داشته باشد ، نوعی فرار از عجیب و غریب را ارائه می دهد ، ارزش شوک که مدتهاست از بین رفته است. “آیین” همان چیزی است که هست.

“پیروت” لزوماً همان چیزی نیست که هست. هر اجرا فرصتی برای ابداع هدف نمایشی خود از نو و بازگرداندن شوک است. پنج ضلعی خاص سازها توسط گروه ها و آهنگسازان در همه جا پذیرفته شده است. پیروت ها در جایی ظاهر می شوند که حداقل انتظارشان را دارید. ریچارد برودی در مطالعه خود درباره ژان لوک گدار ، فیلم “Pierrot le Fou” در سال 1965 را با عباراتی توصیف می کند که به همین راحتی می تواند در مورد شونبرگ صدق کند. وی خاطرنشان كرد كه این “پیروت” “ارادت كارگردان بزرگ فرانسوی به فرمهای سینمایی كلاسیك را به انتهای تماشایی خاتمه داد و مجموعه ای از آثار را آغاز كرد كه با یأس هیستریك و خود-شعله ور كننده مشخص شد.”

در کمترین چیز از شوکربرگ “Pierrot Lunaire” ، شوکر ، در صحنه کنسرت یا متن شعر یا سیاسی و همچنین صفحه نقره ، وحشی باقی مانده است.

نقاط شروع

شونبرگ ساخت اولین ضبط “Pierrot Lunaire” – تنها ضبط شده در زمان حیات او – در لس آنجلس در سال 1940. این خواننده از لحاظ عاطفی ولخرجی اریکا استیدری-واگنر است ، که با آهنگساز بر سر مایک جنگید. او خواستار برجستگی ابزاری بیشتری بود. او به او گفت که او دیوانه است. تعادل در پایان کامل است. به دنبال آن در YouTube باشید.

بعد از مرگ شوئنبرگ در سال 1951 ، ضبط های “Pierrot Lunaire” به طور منظم آغاز می شد. پیر بولز آن را سه بار ضبط کرد – در هر سال عالی ، درخشان ، ستاره ای و مجلل در 1962 ، 1978 و 1998 – هر کدام عالی.

بازیگر برجسته آلمانی باربارا سوکووا یک فیلم تخصصی “پیروت” ساخته است و عملکرد جشنواره سالزبورگ موضوع یک مستند عالی است.

ویولونیست پاتریشیا کوپاچینسکایا هنگام خواندن و رهبری اعضای فیلارمونیک برلین در نقش پیروت لباس می پوشد. این اجرا را می توان در سالن کنسرت دیجیتال ارکستر مشاهده کرد.

آموزنده سخنرانی / نمایش “پیر لونر” از تالار ویگمور در لندن در YouTube منتشر شده است.

با توجه به کنسرت های زنده که عمدتا در انتظار هستند ، منتقد مارک سوئد هر هفته موسیقی ضبط شده دیگری را توسط آهنگساز دیگری پیشنهاد می کند. می توانید بایگانی مجموعه ها را در latimes.com/howtolisten، و شما می توانید کار مارک را با یک پشتیبانی کنید اشتراک دیجیتال.

منتشر شده در Classical Music