رفتن به نوشته‌ها

رمان “پذیرش” جولی بوکسباوم درباره رسوایی دانشگاه است

روی قفسه

پذیرش

توسط جولی بوکسباوم
دلاکورت: 352 صفحه ، 19 دلار

اگر کتابهای مرتبط با سایت ما را بخرید ، ممکن است تایمز کمیسیونی از Bookshop.org بدست آورد که هزینه های آن از کتابفروشی های مستقل پشتیبانی می کند.

هنگامی که خبر رسوایی پذیرش دانشگاه در مارس 2019 منتشر شد ، بسیاری از مردم کشور از قول شایعات خوب و تبلیغات گسترده شادی کردند. داستان همه چیزهایی را داشت که ما دوست داریم متنفرشان باشیم – این داستان ثروت بیش از حد و حرص و آز زیاد بود. افراد مشهوری مانند فلیسیتی هافمن و لوری لوفلین با ریک سینگر ، آ “مشاور خصوصی برای پذیرش” ، برای ساختن نمره آزمون تقلبی و رزومه ورزشی برای خرید راه ورود بچه های خود به کالج های نخبه. در یک کشور عمیقاً متفرق ، بالاخره در اینجا چیزی بود که همه ما می توانستیم در مورد آن توافق کنیم: این افراد هیولا بودند ، و لیاقت آن را داشتند که به دلیل گناهانشان افشا ، تمسخر و مجازات شوند.

جولی بوکسباوم می گوید: “هنگامی که رسوایی به وجود آمد ، من ، مانند بقیه ایالات متحده ، کاملاً وسواس کامل داشتم ، اما هزار بار – بیش از هر کس دیگری.” بوکسباوم نویسنده پنج رمان است ، بیشتر برای بزرگسالان ، از جمله پرفروش ترین کتاب “سه چیز به من بگو” نیویورک تایمز ، اما قبل از شروع به نوشتن ، وکیل بود. بنابراین او دانست که هنگام نشستن و خواندن پرونده واقعی که توسط وکیل دادگستری ماساچوست برای او آورده شده است – تمام 500 صفحه از آن ، به آنچه می نگریسته است. حتی این کافی نبود همانطور که بوکسباوم در طی یک تماس تلفنی توضیح داد ، رسوایی “اجازه نمی دهد من بروم”.

بوکسباوم با وجود تمام اطلاعاتی که وی از وام گیرنده به دست آورده بود ، هنوز با سوالاتی روبرو بود که فراتر از گناه و بی گناهی بود. همین امر باعث شد تا او هفته آینده ششمین کتاب خود را بنویسد. “پذیرش” یک رمان بزرگسال جوان در مورد یک دختر نوجوان به نام کلوئه است که به تازگی کشف کرده است که والدینش در مدرسه رویایی خود جعل کرده اند – و اکنون مادرش ، بازیگر لیست B که به عنوان یک مادر جذاب و جذاب شناخته می شود ، ممکن است در نهایت برای آن زندان رفتن

اگرچه جزییات از عناوین اصلی خارج شده است ، اما بوكزباوم در مقدمه رمان به ما اطلاع می دهد كه كلوی برای هر چهره آشنای خود رمزگذار نیست: گزارش تحقیقی. “

وی توضیح داد که او سلب مسئولیت را نوشت ، زیرا “برای من مهم بود که من یک داستان بزرگتر را تعریف می کنم ، نه داستان خاص نام های معروف.” او می خواست س questionsالات گسترده تری درباره امتیاز ، مشارکت و آنچه ما به خود اجازه می دهیم در مورد زیربناهای نامطبوع زندگی خود بدانیم ، بپرسد.

در حالی که هیچ کس هرگز به صراحت به کلوئه نمی گوید که چه کاری برای او انجام شده است ، او بیشتر اوقات را نیمه می گذراند و متوجه می شود که پدر و مادرش چطور عجیب رفتار می کنند: ورود ناگهانی یک مشاور خصوصی کالج ، چیزی که مدرسه مقدماتی او به صراحت دلسرد می شود. اصرار والدینش مبنی بر اینکه وی تاکنون یک اختلال یادگیری تشخیص داده نشده است. پدرش در حالی که “برنزه” به نظر می رسد از او عکس می خواهد.

بوکسباوم می گوید: “من همیشه به زندگی در آن منطقه خاکستری علاقه مندم که شما چیزی می دانید اما چیزی نمی دانید ،” جایی که غریزه شما با آنچه می خواهید جهان در تضاد باشد ، بنابراین شما به نوعی اطلاعات رمز و راز اصلی این رمان این نیست که آیا مادرش این کار را کرده است – ما همین را فوراً می دانیم. س isال این است که ، چقدر کلوئه می داند و چه زمانی این موضوع را می داند؟ که س interestingال بسیار جالب و اخلاقی مبهمی است. “

بوکسباوم همچنین می خواست تأثیر این نوع فرزندپروری را بررسی کند. او می گوید: “ما صحبت های زیادی در مورد والدین و دلیل آنها انجام داده بودیم ، اما در مورد بچه های مركز صحبت كافی نبودیم.” “وقتی از این طریق پدر و مادر می کنید به فرزندتان چه می گویید؟ چه درسهایی را می آموزید؟ شما به یک درس استحقاق خالص می پردازید ، مانند: “شما هر چقدر هم که سخت کار کرده باشید لیاقت این را دارید.” و دوم ، شما پیام عدم کفایت را می دهید – “شما نمی توانید این کار را به تنهایی انجام دهید.” که دو پیام متناقض است. چگونه می توانید از آن به عنوان نوجوانی استفاده کنید؟ “

برای بوکسباوم مهم بود که “پذیرش” خوانده نشود به عنوان یک ادعا برای همدردی در عوض ، او آن را تلاشی برای درک تجربه کلوئه با تمام پیچیدگی های آشفته آن می داند. او می گوید: “هدف رمان این نیست که شما شخصیت اصلی را دوست داشته باشید بلکه درک آنها است.” “ما به عنوان یک فرهنگ انگیزه درک این نوجوانان را نداریم ، اما مهم این است که این کار را انجام دهیم ، زیرا این داستان بزرگتر درباره نحوه پرورش یک نسل را به ما می گوید.”

بوکسباوم در محله Hancock Park در LA زندگی می کند و بچه های او 8 و 10 ساله در مدرسه ابتدایی محلی محلی ثبت نام کرده اند. اما او با دنیای فوق رقابتی آموزش خصوصی و راهی آشنا است که آرزو برای دادن بهترین نتیجه به کودک می تواند به دید تونلی منجر شود که به منافع شخصی خود بیش از مراقبت های عمومی کمک می کند. بوکسباوم خاطرنشان می کند: “برای تعداد مدارس محدودیت واقعی وجود دارد”. “ما در مورد چگونگی تربیت بچه ها برای یک روستا صحبت می کنیم ، اما ما بچه ها را در برابر یکدیگر قرار می دهیم ، بنابراین والدین در این روستا شرکت نمی کنند.”

سرانجام ، س questionsالاتی که بوکسباوم می پرسد نه تنها در موارد شدید که در روزنامه ها می بینیم ، بلکه در مورد هر پدر و مادری که باید بین کمک به فرزند خود و موفقیت در نشان دادن نحوه زندگی آنها فاصله بگیرد. همه ما می توانیم قبول کنیم که آنچه مشتریان Singer انجام داده اند وحشتناک است ، اما در مورد ارسال کودک به جای یک مدرسه دولتی به یک مدرسه خصوصی نخبه چه می توان گفت؟ در مورد گرفتن یک معلم خصوصی SAT برای آنها ، یا اینکه مادر نویسنده حرفه ای خود را به مقاله “کمی لهستانی” در کالج خود بدهید ، چه می کنید؟ یکی از افرادی که بوکسباوم به دنبال پاسخ برای او بود ، خودش بود.

نوشتن این کتاب باعث شد بوکسباوم در مورد والدین خود تجدید نظر کند ، او می گوید – این کار او را مجبور کرد تا از طریق “انواع پیام های کوچک که در طول مسیر می فرستیم ، و اینکه چگونه داستان صحیح از امتیازات آنها را بازگو کند ، فکر کند. من متوجه نشده ام! “

در همین حال ، بوکسباوم در حال کار بر روی کتاب جدیدی است که در مدرسه ای که کلوئه در آن تحصیل می کند ، یک مدرسه مقدماتی به نام Wood Valley که محل تنظیم “سه چیز را به من بگویید” بود. او می گوید این سه کتاب بسیار متفاوت هستند ، اما موضوع مشترک آنها علاقه او به شخصیت های دارای امتیاز است.

بوکسباوم می گوید: “این مرزهای اخلاقی است.” “این بچه ها در مرکز قدرت هستند. من در نهایت مجذوب این می شوم: چقدر همدست هستیم؟ هر تصمیمی که از طرف فرزندم می گیرم و هر روز اتفاق می افتد – چقدر در این سیستم مشارکت دارم؟ “

رومانوف نویسنده چندین رمان برای بزرگسالان جوان است.

منتشر شده در دانلود فیلم