رفتن به نوشته‌ها

‘دیک جانسون مرده است’: دختر به شرط خودش با مرگ روبرو می شود

من اخیراً خیلی در مورد مرگ سگم فکر کردم. او بیمار نیست و حتی به خصوص پیر نیست – 8 ساله – به علاوه ، چوپانان استرالیایی معمولاً تا حدود 14 سالگی زندگی می کنند.

اما او اکنون بیشتر می خوابد و برای خنک شدن در کف چوب ها پراکنده شده است. یا شاید او همیشه اینقدر خوابیده باشد و من فقط تا روز همه در خانه نبودم تا شاهد وقوع همه گیر در آن باشم. هنوز هم یادآورهای دیگری درباره سن او وجود دارد: موهای خاکستری در قوس ابروهایش. چند ثانیه بیشتر طول می کشد تا به پنجه های خود برسد. چه مدت او پس از یک بازی گرم واکشی شلوار.

تابستان امسال ، یکی از هم اتاقی هایم به او شکم مالش می داد که به یک توده زیر خز او برخورد کرد. بعدا دامپزشک این لکه را خوش خیم تشخیص داد ، اما در لحظه ای که برای اولین بار دستم را به سینه او آوردم و ناهنجاری را احساس کردم ، بلافاصله اشک از صورتم جاری شد. من مطمئن بودم که سرطان است و باید او را کنار بگذارم تا از دردش در امان بماند.

سگی که از 26 سالگی با من بود و من را در چنین سالهای استقلال آمیز استقلال دیده است ، برای پرداخت نیست. من می خواستم – می خواهم – او را آنجا بگیرم که ازدواج کنم ، و با پایین کشیدن راهرو قبل از من به استقبال شوهرم می روم ، که او را از پشت قلب خراش می دهد. من می خواهم که او حیاط خودش را داشته باشد تا در آن بازی کند ، حیاطی که ما با همسایگانش مشترک نیستیم. من می خواهم او وقتی که جهان امیدوار است دوباره فراتر از درب ورودی ما گسترش یابد ، خیلی بیشتر از جهان را با من ببیند.

من می دانم که این غم پیش بینی به درد من نمی خورد – یا صادقانه بگویم ، برای او. اما چگونه می توانید یک موجود را خیلی دوست داشته باشید و از این واقعیت که تاریخ انقضا relationship رابطه شما نیست آگاه نباشید؟ آیا می توان خطر مرگ و میر را نادیده گرفت – یا ، در حالت ایده آل ، آن را پذیرفت – و پیوند خود را تقویت کرد؟

اینها برخی از سالاتی است که کیرستن جانسون در “دیک جانسون مرده است” ، مستندی که درباره پدرش ساخته با آنها دست و پنجه نرم می کند. این که با استقبال شدید در جشنواره ساندنس در ژانویه روبرو شد ، جمعه از شبکه نتفلیکس اکران شد. داستان از سال 2017 آغاز می شود ، زمانی که پدر کیرستن ، دیک ، به تازگی مبتلا به زوال عقل تشخیص داده شده است. در آن زمان ، کیرستن مادر خود را به علت بیماری آلزایمر از دست داده است ، بنابراین او می داند آینده پدرش چه آینده ای دارد. او می داند که باید به او بگوید که دیگر نمی تواند رانندگی کند ، یا در خانه خانواده آنها در جنگل واشنگتن تنها زندگی کند. او می داند که باید از تمرینات روانشناسی خود بازنشسته شود ، و دفتر خود را در یک طبقه بلند از سیاتل بسته بندی کند. و او می داند که توانایی شنیدن خود را از دست خواهد داد ، زیرا نمی تواند به او توصیه کند که مدتهاست ارزشش را دارد.

بنابراین كرستن به یك ایده دیوانه آمیز رسید و آن را برای پدرش مطرح كرد: “من می خواهم با استفاده از افراد بدلكاری ، فیلمی بسازم كه در آن شما را بارها و بارها می كشیم. تا اینکه بمیرید واقعی بنابراین ما هرگز دست از ساختن این کار بر نخواهیم برد. “

دیک خندید ، و سپس گفت که او بازی است. به هر حال این مردی بود که دخترش را به مونتی پایتون و “هارولد و مود” و “فرانکشتاین جوان” معرفی کرده بود. مطمئناً ، وانمود کردن به خونریزی پس از زمین خوردن در پله یا گرفتار شدن در اثر سقوط یک واحد تهویه مطبوع ، حداقل اوج بود. اما به او این امکان را می دهد که وقت بیشتری را با کیرستن بگذراند ، که واقعاً همان چیزی بود که او می خواست.

کرستن جانسون پدرش را به کارگردانی می کند

کرستن جانسون پدرش را در فیلم “دیک جانسون مرده است” کارگردانی می کند.

(نتفلیکس)

برای کریستن ، “آزمایش وجودی” حتی بیشتر از این وزن داشت. این یک عمل سرکشی بود.

“پیچ مرگ ، مرد!” او گفت. “من واقعاً فکر می کنم سفر در زمان است. وقتی در حال تماشای افرادی هستیم که از طریق فیلم دوستشان داریم ، آنها برای ما زنده هستند. بنابراین من مثل این بودم: “آیا می توانم از بخواهم پدرم را برای همیشه زنده نگه دارد؟” من می خواستم از هر ظرفیتی استفاده کنم تا بفهمم برای تغییر این واقعیت چه کاری می توانیم انجام دهیم. “

او البته می دانست که این تلاش برای جاودانگی واقعی بی فایده است. او كاملاً این را می دانست كه یكشنبه گذشته ، هنگامی كه مرا از خانه برادرش در واشنگتن برای من FaceTimed كرد ، كرستن از خانه خود در شهر نیویورك به آنجا سفر كرده بود تا به ملاقات پدرش در یك مرکز مراقبت در بتسدا ، مادری برود. بله – هشدار مهم اسپویلر – دیك جانسون نمرده است. اما در سن 88 سالگی ، او بسیار بیمار است. پس از سه سال زندگی در آپارتمان یک خوابه کرستن ، او نیمه شب شروع به بیرون رفتن از در کرد. او و برادرش به سختی فهمیدند که دیک به مراقبت شبانه روزی نیاز دارد و او را در ماه جولای به خانه سالمندان منتقل کردند.

وقتی با کیرستن صحبت کردم ، او به دلیل COVID-19 برای اولین بار او را برای اولین بار در مکان جدیدش ملاقات کرده بود. روز سختی بود وقتی او از مرکز خارج شد ، دیک کنار پنجره ایستاد و التماس کرد: “آیا می توانی من را با خودت ببری؟”

وی گفت: “من همیشه می گفتم که می خواهم پدرم را همراهی کنم تا وقتی که از صخره زندگی سقوط کند.” “وقتی او را به خانه منتقل کردیم و او مثل این بود که” لطفاً بیا مرا بیاور “، مثل این بود که از صخره افتاده بود ، پنج پا افتاده بود و آنجا آویزان بود و می گفت:” لطفاً ، کمکم کن. ” “من نمی توانم.” بنابراین این بسیار وحشیانه بود. “

وقتی صحبت از مرگ و میر خودش می شود ، کیرستن 54 ساله هرگز ترس خاصی نداشته است. در طول زندگی حرفه ای خود به عنوان فیلمبردار – بیش از 50 فیلم مستند از جمله “Citizenfour” ، “جنگ نامرئی” و “Fahrenheit 9/11” کار کرده است – به عنوان یک مخاطره پذیر شهرت پیدا کرده است. در تایپه ، یکی از 86 کشوری که دوربینی داشته است ، یکبار مجبور شد از یکی از بلندترین ساختمانهای جهان فیلمبرداری کند. در طبقه 99 ام ، مهندس پرسید آیا کسی مایل است با او از پله ها بالا برود و به سطح 101 برسد. او حتی دریغ نکرد.

وی گفت: “من به اندازه برخی دیگر از آنچه ممکن است برای من اتفاق بیفتد آگاه نیستم.” “این نیست که من نترسم ، اما من عمیقاً علاقه مند هستم.”

کرستن جانسون مستندی درباره کار به عنوان فیلمبردار ، سال 2016 ساخت

Kirsten Johnson مستندی در مورد کار به عنوان فیلمبردار ، “Cameraperson” 2016 ساخت.

(Lynsey Addario / Janus Films)

کریستن در زندگی شخصی خود نیز به عدم اطمینان متمایل شده است. هنگامی که مادرش درگذشت ، او 41 ساله بود و این از دست دادن تمایل او برای داشتن فرزندان خود را تبلور داد. او در حال ملاقات با مردی بود که بچه نمی خواست ، بنابراین از او جدا شد و “شروع به انجام کارهای کلاسیک کرد ، مثلاً من می خواهم در عرض نیم ساعت شخص دیگری را پیدا کنم که با او بچه داشته باشد.” در حالی که او به دنبال شریک زندگی خود بود – و گزینه های باروری خود را فکر می کرد – در یک مراسم ساندنس در شهر نیویورک شرکت کرد. در این مهمانی ، او با فیلمساز ایرا ساکس (“عشق عجیب است” ، “مردان کوچک”) آشنا شد و فهمید که او و همسرش ، بوریس تورس ، همچنین می خواهند یک فرزند داشته باشند.

روز بعد ، همه آنها ملاقات کردند و تصمیم گرفتند که برای به دنیا آوردن یک بچه با هم تلاش کنند. با این حال ، در آن زمان ، كیرستن تقریباً 44 ساله بود و پزشك او را به او اطلاع داد كه احتمال حامله شدن با تخم مرغ های شخصی او وجود ندارد. بنابراین او ، ساکس و تورس توافق کردند که از یک اهداکننده تخمک استفاده کنند و به زودی کرستن دوقلو به دنیا آورد. بعد از ورود ویوا و فلیکس ، یک آپارتمان درست در همسایگی ساکس و تورس باز شد و کیرستن به آنجا نقل مکان کرد. دوقلوها که اکنون 8 ساله هستند ، در هر مکان در ساختمان خیابان پنجم پایینی اتاق دارند.

کیرستن یادآوری می کند: “من به یاد می آورم که قبل از انجام این کار بسیار وحشت زده شده بودم.” “این راهی نبود که زندگی من قرار بود پیش برود. من قصد ازدواج و بچه دار شدن داشتم. اما من فقط به یاد می آورم که آگاهانه واقعاً مثل ترس ، عشق بوده ام – انتخاب چیست؟ و وقتی فهمیدم که عاشق تابیتا هستم ، همین تجربه را داشتم. “

تابیتا تابیتا جکسون ، تهیه کننده فیلم است که امسال به عنوان اولین کارگردان زن جشنواره فیلم ساندنس انتخاب شد. كرستن قبل از ملاقات با جكسون كه امسال در روز افتتاحیه ساندنس در یوتا ازدواج كرد ، هرگز عاشق زنی نبوده است. به گفته وی ، این پدرش بود که رابطه را پذیرفت قبل از اینکه کاملاً قادر به خود باشد.

“وقتی من با … دست و پنجه نرم می کردم ، باورم نمی شود عاشق تابیتا شدم. حالا من کی هستم ؟، ‘او هیچ ضربه ای را از دست نداد ، “او گفت. “او اینگونه بود ،” من آنقدر هیجان زده هستم که شما کسی فوق العاده را دارید که شما را دوست دارد. “من حتی در رابطه با خودم نمی توانستم این کار را انجام دهم.”

عشق دیک به دخترش قابل حل نیست. هنگامی که او با او صحبت کرد – که قبول کرد این کار را انجام دهد تا بتوانم چند سوال از او بپرسم – علاقه او به او بسیار محسوس بود و مجبور شدم دندان هایم را بچسبانم تا گریه نکنم.

دیک جانسون طی صحنه ای از مستند دخترش وانمود می کند که در بهشت ​​است.

دیک جانسون در طی صحنه ای از مستند دخترش وانمود می کند که در بهشت ​​است.

(نتفلیکس)

او به من گفت که حضور در این مستند زمان بسیار خوبی را پشت سر گذاشته و از ساختن مرگ خود بدش نمی آید. “خوب بود! اصلاً مشکلی نیست! “

“دخترم یک فیلمساز بسیار ماهر است. من صریحاً به زندگی ام اعتماد دارم. “او گفت ، و لبخند او را می شنیدم. “من در واقع از آن افتخار می کنم. و این کمی من را آزار نمی دهد. واقعاً باعث افتخار است که توسط شما فیلمبرداری شود ، عزیزم. “

در این صحنه یک صحنه وجود دارد که کریستن به معنای واقعی کلمه مراسم خاکسپاری پدرش را ترتیب می دهد و او ده ها تن از دوستانش را به حضور در یک کلیسا و برپایی مداحی فرا می خواند. دیک از پشت تماشا می کند ، و گوش می دهد به گونه ای که نزدیکترین افراد به او ابراز عشق می کنند.

کریستن از طریق تلفن از پدرش پرسید که آیا فکر می کند شرکت کنندگان در مراسم خاکسپاری از ابتلا به زوال عقل آگاه بوده اند؟

وی پاسخ داد: “اوه ، احتمالاً چنین است.” “من فکر می کنم اکثر مردم برای این کار من را زیاد می بخشند.”

وی گفت: “آنها كاملاً شما را می بخشند.” “شما نباید ببخشید. شما کاری نکردید که باعث زوال عقل شود. “

“عزیزم میبخشی؟” او درخواست کرد.

“من شما را می بخشم. گرچه گاهی اوقات ، من فقط از زوال عقل عصبانی هستم. من هرگز از شما عصبانی نخواهم شد ، اما از زوال عقل عصبانی هستم. و نیازی به بخشش نیست. “

آنها به صحبت خود ادامه دادند و دیك چند بار پرسید كه كیرستن چه زمانی دوباره به ملاقات او می آید. مرتب می گفت چقدر از دیدن او مضطرب است. او به او اطمینان داد که روز بعد برمی گردد.

“فردا؟” دیک گفت “خوب ، فوق العاده است. من برای فردا زندگی می کنم خیلی دوستت دارم! “

بعد از اینکه دیک تلفن را قطع کرد ، از کیرستن پرسیدم که فکر می کند وقتی پدرش بالاخره می میرد چه احساسی خواهد داشت. او گفت که او از زوال عقل خسته شده است – از اینکه او نتوانسته است همانطور که می خواهد زندگی کند خسته شده است. بنابراین ، از بسیاری جهات ، عبور از او تسکین خواهد یافت.

وی افزود: “این یک ویرانی کامل نیز خواهد بود.” “و من هر کاری خواهم کرد تا از وقوع آن جلوگیری کنم. هر دو مورد درست است. “

ریگینز ، چوپان استرالیایی نویسنده.

ریگینز ، چوپان استرالیایی نویسنده.

(امی کافمن / لس آنجلس تایمز)

ناگهان دیدم که در مورد سگم به او می گویم. (اتفاقاً نام او ریگینز است.) من می خواستم بدانم آیا چیزی بوده است که او در این فرآیند یاد گرفته باشد و باعث شود او احساس بهتری نسبت به مرگ داشته باشد. او با مرگ پدرش روبرو شده است. آیا همه ما باید یک کار مشابه انجام دهیم؟ صحبت با کسانی که بیشتر دوستشان داریم در مورد اینکه زندگی بدون آنها قابل درک نیست؟

او گفت ، از پدرش فیلمبرداری واقعا احساس بهتری داشت. او احساس کرد که باید لحظات خوب را طولانی کند – آنها را بیشتر زنده نگه دارد. وی گفت: معرفی دوربینی در روابط آنها كاتالیزوری بود. همچنین این امر باعث شد تا او بتواند در سالهای آخر زندگی خود با او بیشتر باشد ، راهی برای کسب درآمد که نیازی به سفر دور از خانه نداشت.

او گفت: “من به فیلم نیاز داشتم تا به من کمک کند تا از پس این کار برآیم.” “انسان بودن چقدر ویرانگر است. دوست داشتن یعنی اینکه این چیز آزاردهنده و وحشتناک را تجربه کنید. اما وقتی امشب سگ خود را بر می دارید و او را نوازش می کنید و یک میان وعده اضافی به او می دهید – برای او ارزش قائل خواهید شد. پذیرش برخی از این موارد به شما امکان می دهد لذت را در آغوش بگیرید. چون دیگر چه کاری می خواهید انجام دهید ، مدام گریه کنید؟ “

او از من خواست کامپیوترم را به سمت ریگینز متمایل کنم تا او را ببیند. او او را “یک شیرین” صدا کرد و گفت خوشحال است که من سگم را خیلی دوست دارم.

وی گفت: “شروع به ساختن فیلم با او کنید و احساس خیلی بهتری خواهید داشت.” “چه می شود اگر شما از همه محبوب ترین کارهایی که سگ انجام می دهد فیلم داشته باشید؟ نمی توانید پیش بینی کنید که بعضی چیزها چگونه شما را خراب می کنند. ممکن است سگ شما بلافاصله پس از عاشق شدن شخصی کشته شود و انتقال احساس خوبی داشته باشد. شاید نه. اما چه کسی می داند؟”

منتشر شده در دانلود فیلم