رفتن به نوشته‌ها

دفترچه خاطرات قرنطینه استفانی دنلر نویسنده “Sweetbitter”

تایمز از نویسندگان خواسته است آنچه را كه در انزوا انجام می دهند را دنبال كنند. استفانی دانلر ، نویسنده رمان پرفروش “شیرین کن” و خاطرات آینده ، “ولگرد” ، مراقبت از کودک ، تبلیغ کتاب و اینستاگرام را در حالی که “جنگ موسیقی” با درجه پایین را با همسر و کودک نوپا انجام می دهد (مستقر در جان پرین ،) اوانز و جورج کنجکاو).

چهارشنبه 8 آوریل


من قبل از پسر 16 ماهه خودم که به ندرت اتفاق می افتد ، از خواب بیدار می شوم و در نیمه تاریکی دراز می کشم تا یک گوشه “دختر بودن” ملیسا فنو را از طریق تلفن خود به پایان برسانم. این مجموعه مقاله ای است که به بررسی وحشت ، آسیب ها و لذت های دخترانه می پردازد ، و او یکی از نویسندگان مورد علاقه من است. من فکر نمی کنم که چگونه می توانم مادر بهتری برای فرزندم به دنیا بیایم. من 24 هفته باردار هستم من حدود 10 دقیقه وقت خواندن را دارم که بیشتر از چیزی است که در شش ماه گذشته در صبح بدست آورده ام.

هنگامی که پسرم ، جولیان ، ساعت 6:30 از خواب بیدار شده است ، در حالی که من سعی می کنم به شوهرم ، مت ، اجازه بدهم کمی فضا داشته باشد. (او سرپرست اولیه است ، بنابراین او در تمام طول روز است.) جولیان و من آب می کنیم – او با آب لیمو وسواس دارد. سپس او شروع به درخواست “یو-یو” می کند.

قبل از قرنطینه ، جولیان هرگز صفحه ای ندیده بود. اکنون از او التماس می کنیم که 10 دقیقه در مقابل تلویزیون بنشیند. تنها چیزی که کار کرده است “Mister Rogers” است ، عمدتا اپیزودی که Yo-Yo Ma در ویولن سل اجرا می کند. فکر می کنید این یک شوخی است. این شوخی در واقع این است که پسرم هرگز در زندگی خود “مادر” نگفته است. او مرا (و پدرش) “دادا” صدا می کند. مت و جولیان نزدیک هستند ، من آن را دریافت می کنم ، من زندگی خواهم کرد. اما این واقعیت که پسرم می تواند یو-یو و نه مادر بگوید واقعاً به من رسیده است.

Yo-Yo Ma در سالن سمفونی SiriusXM در استودیو SiriusXM Washington D.C.

Yo-Yo Ma در سالن سمفونی SiriusXM به میزبانی دیوید Srebnik در استودیوهای SiriusXM Washington D.C. در سال 2018 اجرا می کند.

(لری فرانسوی / گتی تصاویر برای SiriusXM)

در عوض شوهرم بیرون می آید و جان پرین را که شب گذشته درگذشت ، می گذارد. در خانه من یک جنگ موسیقی ظریف در جریان است ، اما من امروز صبح درگیر نمی شوم. من عاشق جان پرین هستم و امروز به ویژه ظریف به نظر می رسد.

امروز صبح یک ماراتن ایمیل است که بیشتر مربوط به انتشار خاطرات آینده من ، “ولگرد” است. ما یک تور بزرگ را برنامه ریزی کرده ایم و مانند همه نویسندگان دارای نسخه های بهاری ، در حال برنامه ریزی هستیم. عدم اطمینان (و غم و اندوه) بسیار وجود دارد ، اما رفاقت نیز وجود دارد. نویسندگان با یکدیگر بسیار مهربان و پشتیبان بوده اند – یک جایزه غیر منتظره. من با امیلی گولد و روفی تورپه ایمیل ارسال می کنم که هر دو رمان های درخشان در چند هفته آینده منتشر می شوند. من هرگز این را نمی دانم که با افرادی که سالهاست تحسین می کنم ، مکاتبه کنم.

بخشی از آن جامعه و ارتباط – لازم به گفتن است – در رسانه های اجتماعی اتفاق می افتد. بنابراین در حالی که ایمیل می زنم ، در اینستاگرام و توییتر نیز در حال جذب هستم من شعرهایی برای ماه شعر ملی ارسال می کنم. به اشتراک گذاشتن اشعار بهترین استفاده از رسانه های اجتماعی است که می توانم به آن فکر کنم.

جولیان شروع به خم شدن روی در می کند. او فهمید که من دیگر به مطب نمی روم. استراحت می کنم و جولیان ساعتهای کارسون الیس را که از کتاب خود “خانه” ، یکی از مورد علاقه های او ، در اینستاگرام می خواند ، تماشا می کند. من مطمئن نیستم که چگونه احساس می کنم نسبت به اینستاگرام زنده ام. اما او حدود 5 دقیقه علاقه مند و ساکت است ، عالی است!

من در مورد لوسیل کلیفتون برای شعر امروز تصمیم می گیرم زیرا اکنون یک هفته او را “برکت قایق ها” در ذهن داشتم. من نمی توانم آن را پیدا کنم ، کودک را مقصر می دانم ، سپس آن را پیدا می کنم. این اتفاق اغلب می افتد.

چند ساعت بعد من از اتاق خواب / مطب خود بیرون می آیم و پاهایم در آغوش می کشد ، پاهایم درد می کند ، و مین سنگ معدن باقی مانده (مارچلا هازان) را می خورم و از طریق “آشپزی جدید گیاهی برای همه” ، دبورا مادیسون برگ می زنم و برنامه ریزی شام را با مت انجام می دهم. سپس برای مصاحبه ، تماس ، و دوباره به رختخواب بروید من – در بعضی مواقع – سعی می کنم روی مقاله ای که مدیون هستم کار کنم. به محض تلاش برای نوشتن واقعی ، متن را شروع می کنم.

مارسلا هازان

سنگ معدن مارچلا هازان از طریق قرنطینه توسط استفانی دانلر و خانواده دریافت می کند.

(کریس اومهارا ، آسوشیتدپرس)

وقتی روز کار به پایان رسید ، فهمیدم که من به مدت سه روز از خانه ما – یا آن اتاق خواب ، علاوه بر وعده های غذایی ، خارج نشده ام. ما به پارک مارش (در حال حاضر بسته) در رودخانه L.A سوار می شویم و در مسیر رودخانه قدم می زنیم. ما این هفته باران شدید باران داشته ایم و رودخانه پر است ، با رپیدزها ، و انواع حیوانات خاکستری خاکستری ، دانه های اردک و اردک وجود دارد. از بیرون آمدن و در طبیعت بودن احساس ناامیدی می کنم. فکر می کنم مثل همه قرنطینه می شود.

هنگامی که در خانه هستید ، جنگ موسیقی ادامه دارد. وقتی مت و جولیان در کنار هم هستند ، آنها به گوش Lou Red ، The Talking Heads گوش می دهند. دریافتم که “خنک” است من قبلاً “باحال” هم بودم ، به کنسرت ها می رفتم و ذوق موسیقی داشتم. سپس من یک مادر شدم و اکنون می خواهم به رابین (خوشحال) و آدل (غمناک) گوش کنم. من واقعاً آهنگ های کودکانه کلاسیک را هم قرار داده ام ، و من یک لیست پخش از “پف اژدها جادویی” ، “کار در راه آهن” و غیره را قرار داده ام. این موسیقی شوهرم را مجنون می کند و ما خیلی زود با بیل اوانز موافقت می کنیم.

نحوه نگاه مت به جولیان در تمام طول روز و تهیه سوپ توپ ماتزو برای Passover واقعاً فراتر از من است. جولیان اولین توپ ماتزو را می خورد و می فهمد اگر آنها را پرتاب کنید ، صدای ترسناک ایجاد می کنند. بعد از خواب ، ما به زوم صدر یک دوست می پیوندیم و در سراسر ایالات متحده افرادی وجود دارند. دلم برای مردم تنگ شده است ، دلم برای نوشیدن است ، اما این معاشرت با زوم یک معجزه است. پس از آن ، مت سعی می کند مرا به تماشای چیزی بکشاند ، اما من کتاب خود را قبلاً گرفته ام. من تازه “The Fury” توسط جنت هاب هاوس را شروع کردم. مت در حال خواندن “طلایی گیتس” توسط کونور داگورتی است و همچنان مایل به صحبت در مورد بحران مسکن است ، اما این مانند یک موضوع صبحگاهی بیشتر برای من است.

پنج شنبه


جولیان بلند شده است و در حالی که او در گهواره خود سفید است ، من به سرعت به ایمیل خود ، اینستاگرام و نیویورک تایمز سریع چک می کنم. من این کارها را بیشتر صبح ها انجام می دهم ، فقط یک اسکن سریع سرفصل انجام می دهم تا بدانم که چقدر باید در مورد روز آینده وحشت کردم. گذشته از عزاداری از دست دادن برنی سندرز ، امروز به نظر می رسد یک روز به آرامی وحشت زده است. من جولیان را می گیرم و آن را آب ، نان تست و سپس آلبوم کنجکاو جورج جانسون جون جانسون – که جولیان دوست دارد! من مقصر کودک هستم! وقتی مت بیرون می آید ، آن را به دیوید بووی تغییر می دهد. (به معنای واقعی کلمه حتی ساعت 8 صبح نیست.)

چند شعر را پایین می آورم و چند شعر را به اشتراک می گذارم تا در اینستاگرام به اشتراک بگذارم. مجموعه ای از خشونت و تضاد در قلب کالیفرنیا را به مجموعه “Rift Zone” تس تیلور کشیده ام. من آن را دو بار خوانده ام و بسیار درخشان است.

من بیشتر روزها مصاحبه های برگشت به پشت برای “ولگرد” دارم ، بنابراین متأسفانه باید موهایم را مسواک بزنم و لباس بپوشم. اگر من از مصاحبه خارج نباشم ، چند دقیقه وقت می گذارم تا قبلاً بخوانم – معمولاً مصاحبه ای با نویسنده ای که تحسین می کنم. هنگامی که من از کودک می روم ، یا جلسات تلویزیونی یا فیلم می روم ، فراموش می کنم که چگونه مانند یک نویسنده صحبت کنم. من یک مصاحبه را از مصاحبه بهار پاریس نقد و بررسی با راشل کوسک خواندم ، و از تسکین سیل می شوم ، آه ، بله ، این گونه است که انسان در مورد هنر و صنعت صحبت می کند ، اوه ، بله ، من یک یا دو بار یک فکر نیمه هوشمند داشتم. کتاب خودش

عکس نویسنده ای از راشل کاسک برای رمانش

نویسنده راشل کاسک ، الهام بخش مصاحبه برای دانلر.

(Siemon Scamell-Katz)

الان خیلی جالب است که زندگی ما همان لحظه شگفت انگیز است: من روزهای پر تنشی و پر فشار کار می کنم ، جولیان در حال خراب کردن خانه است ، مت از فروشگاه های مواد غذایی مراقبت می کند ، همه ما حدود ساعت 5 بعد از ظهر پیاده روی می کنیم. این میدان با واقعیت قرنطینه چگونه است؟ تعداد زیادی از تکه های شیوه زندگی خودمراقبتی وجود دارد ، دوستان رسانه های اجتماعی که بافندگی ، باغبانی می کنند ، نان موز می پزند ، با بچه های خود دست به کار می شوند. و سپس این خبر ، بسیار پر از درد و رنج ، فجایع و تلفات است. احساس می کنم در این میان پر از ناامیدی هستم ، و سرشار از سرخوردگی هر دو خرده (چه موقع برای نان موز هستم؟) و جدی تر هستم (چطور می خواهم یک کتاب را منتشر کنم؟ از خانواده خود مراقبت کنم؟) ، اما من نمی توانید وانمود كنید كه در خانه بودن با مت و جولیان آسوده نیست. من شعر ایلیا کامینسکی با عنوان “ما در طول جنگ خوشبختانه زندگی کردیم” را تکرار کرده ام.

من به مدت 15 دقیقه با برنامه Headspace مدیتیشن می کنم. من درگیر اضطراب آنها هستم. بسیار توصیه می کنم. پس از آن جولیان را گرفتم و آهنگ پاپ Dance Monkey را قرار دادم و در واقع مت را می توانم با ما رقص کند.

جینا فیشر و رین ویلسون در اپیزودی از نسخه آمریکایی “دفتر”.

(کریس هاستون / NBC)

وقتی کودک خواب است و ما خانه را مجدداً کنار هم قرار داده ایم ، مت از من می پرسد که می خواهم چه چیزی را تماشا کنم. می گویم که می خواهم بخوانم. او فیلمی آلمانی به کارگردانی را که دوستش دارد ، “هرگز به دور نگاه نکن” پیشنهاد می کند. هوم به نظر می رسد سنگین او پیشنهاد می کند که “انگل” را تمام کنیم. جواب منفی. من اولین بار مجبور شدم آن را خاموش کنم. بعد از اینکه 30 دقیقه در این گفتگو هدر دادیم ، واقعیت را می گویم. من می خواهم “دفتر” را تماشا کنم. آمریکایی ، شخصی که قبلاً دیده ایم. من می خواهم از خلبان شروع کنم و نمی خواهم کارتن بستنی خود را به اشتراک بگذارم و می خواهم تا زمانی که احساس بهتری پیدا کنم ادامه دهم و ادامه دهم. این تنها چیزی است که می توانم درباره آن فکر کنم تحمل پذیر است ، و شما می دانید چیست؟ چهار قسمت بعد ، می توانم اثبات کنم: عالی است.

منتشر شده در دانلود فیلم