رفتن به نوشته‌ها

در “همسر جذاب” اولگا گروشین ، سیندرلا مطلقه است

روی قفسه

همسر جذاب

توسط اولگا گروشین
Putnam: 288 صفحه ، 27 دلار

اگر کتابهای مرتبط با سایت ما را بخرید ، ممکن است تایمز کمیسیونی از Bookshop.org بدست آورد که هزینه های آن از کتابفروشی های مستقل پشتیبانی می کند.

اولگا گروشین ، که رمان جدیدش ، “همسر جذاب” ، افسانه سیندرلا را می پذیرد ، می گوید: “من هرگز به گذشته علاقه مند نبودم.” “من بیشتر به آنچه بعد از آن اتفاق می افتد علاقه مندم.”

نویسنده از طریق زوم از دفتر کار خود در مریلند ، برای علاقه مندان به رمان های ژانر امیدوار و تازه واردانی که با فرض یک داستان افسانه ای تجدیدنظرطلب ارائه می شود ، توجه مهمی دارد.

او می گوید: “من امیدوارم كه مردم با ذهنی باز به این كتاب بیایند ، زیرا این كلیك بازگو كردن سنتی نیست بلكه آمیخته ای ژانر از خیال و واقع گرایی است.” سیندرلا Grushin در یک واقعیت سه بعدی زندگی می کند که گاهی با زندگی خود نویسنده همپوشانی دارد. یا همانطور که گروشین می گوید: “انتظار موش های صحبت کننده را داشته باشید ، بله ، اما همچنین انتظار طلاق و ترتیب توقیف را داشته باشید.”

“همسر جذاب” تغییراتی از اولین رمان فریبنده او در سال 2006 است ، “زندگی رویایی سوخانوف” ، در مورد یک آپاراتچی شوروی که به یک نوع جنون خاص روسی تبدیل می شود ، و پیگیری های او ، “خط” و “چهل” اتاقها. ” اینها حاوی عناصر تمثیلی سورئالیستی بود که یادآور پیشینیان مانند بولگاکوف و معاصرانی مانند ویکتور پلوین است. اما یک ریف کمیک در یک افسانه باستانی مانند یک زمین تازه احساس می شود.

برای گروشین چنین احساسی نداشت. تربیت او در مسکو و پراگ نویسنده را در افسانه های روسیه و اروپای شرقی فرو برد. گروشین می گوید: “پراگ به خودی خود مکانی افسانه ای است.” “در طی پنج سالی که در آنجا زندگی می کردیم ، یک کتابخانه عالی داشتیم. دسته های کتاب را بررسی می کردم و آنها را می بلعیدم ، و افسانه ها همیشه مورد علاقه من بودند. “

یکی از ویژگی هایی که تمام رمان های گروشین را به هم پیوند می دهد وسواس نویسنده است. او می گوید: “من یک کتاب را دو بار نمی نویسم ، زیرا هر کتاب چیزی است که باید دو تا چهار سال با آن زندگی کنم.” “من علاقه های زیادی دارم ، و یک چک لیست ذهنی از موضوعاتی که دوست دارم عمیقاً کاوش کنم ، نقاشی یا باله یا تاریخ باستان. وقتی رمان جدیدی را شروع می کنم ، باید مدتی مرا کاملاً درگیر خود کند. “

گروشین ، 50 ساله ، ممکن است در اتحاد جماهیر شوروی به دنیا آمده و بزرگ شده باشد ، اما او به انگلیسی می نویسد – تصمیمی که تصادفی همانقدر که تصمیم گرفته است ، دیکته شده است. او در یک خانه فرهنگی پیچیده تربیت شد ، پدرش جامعه شناس برجسته ای بود و در موزه هنرهای زیبا پوشکین و دانشگاه دولتی مسکو تحصیل کرد. در موسسه اخیر ، یک استاد مدعو از دانشگاه اموری ، الن میکیویچ ، از او پرسید که آیا دوست دارد در اموری شرکت کند؟

“من گفتم” البته! “اما بیشتر از این فکر نکردم. در آن زمان چیزی شنیده نشده بود. ” دیوار برلین (فقط به سختی) هنوز پابرجا بود. “و ناگهان یک پاکت رسمی با پیشنهاد بورس تحصیلی دریافت کردم.” به محض ورود، فهمیدم من اولین دانشجوی روسی هستم که برای مدرک چهار ساله آمریکایی تحصیل کرده است. ” وی در رشته جامعه شناسی و دین تحصیل کرد و دوره هایی را در رشته ادبیات گذراند که یکی از آنها توسط شوهر میکیویچ ، دنیس تدریس می شد.

گروشین می گوید: “ما می توانستیم كار خود را به زبان روسی ارسال كنیم ، اما او از من خواست كه به جای آن مقاله هایم را به انگلیسی بنویسم ، زیرا او فکر می كرد انگلیسی من” به قول خودش “از روسی من” قدرتمندتر “است ، از موارد غیر ضروری محروم است شکوفا می شود. “فکر می کنم وقتی که سرانجام تصمیم سختی برای تغییر زبان انگلیسی گرفتم به من کمک کرد.”

جلد کتاب برای

گروشین از “4 سالگی” می دانست که می خواهد نویسنده شود. “اولین کتابی که من نوشتم” داستان یک شاهزاده تنبل و یک شاهزاده شجاع “بود. من 7 ساله بودم.” روابط افسانه ای و عوارض ناشی از آن به موضوعی تکراری در کار و زندگی او تبدیل می شود.

گروشین در حالی که در اموری بود ازدواج کرد و پس از فارغ التحصیلی این زوج به واشنگتن دی سی نقل مکان کردند. اندکی بعد طلاق گرفتند. هنگامی که او دوباره ازدواج کرد ، تازه عروس ها توافق کردند: گروشین مقام تحریریه خود را در Dumbarton Oaks ، موسسه تحقیقاتی وابسته به هاروارد ترک می کند و داستان های خود را هنگام تربیت فرزندان زوج دنبال می کند. اگر نوشتن جواب نمی داد ، او همیشه می توانست به کار خود برگردد.

بدون اینکه وزارت امور خارجه یا هر نوع جامعه نوشتاری داشته باشد ، گروشین به سادگی داستان کوتاه می فرستد تا زمانی که 10 چاپ کند. “من در واقع 11 نوشتم ، اما هنگامی که 10 نفر را پذیرفتم ، فکر کردم که می توانم با دست نوشته های” سوخانوف “به سراغ عوامل بروم ، “” او می گوید.

او اولین رمان خود را یک ماه قبل از داشتن اولین فرزندش ، یک پسر به پایان رساند. پنج سال بعد ، “The Line” یک ماه قبل از ورود دخترش پخش شد. او با خنده می گوید: “اما این روندی نبود.” “دیگر کودکانی با رمان های سه و چهار”.

وقتی دخترش متولد شد ، گروشین مشتاقانه نسخه های خود را از چارلز پروو و الكساندر آفاناسیف بیرون آورد تا بلند بخواند. “اما دخترم گفت ،” شاهزاده خانمها بسیار کسل کننده هستند! “و” چه کسی به شاهزاده ها احتیاج دارد؟ “و می خواست فقط در مورد اژدها و نیرنگ ها بشنود. او به هیچ وجه برای پایانهای خوش اهمیت نمی داد. “

گروشین از طرد چیزی که او را از بچگی مجذوب خود می کرد ، می خندد. او می گوید: “البته ، هرچه بزرگتر شدم ، دیدم که زنان بسیاری از این داستان ها کاملاً خرابکار بودند.” “من هنگام کار بر روی کتاب خود ، بسیاری از نظریه های افسانه ها را خواندم. یک ایده که من را تحت تأثیر قرار داده این است که قدیمی ترین داستان ها ، تاریک ترین داستان ها را احتمالاً زنان دهقان گفته اند. نسخه های کرک دار و عاشقانه شوالیه هایی که دختران را نجات می دهند بعداً آمد و بیشتر توسط مردان طبقه بالا نوشته شده است. “

“همسر جذاب” ، گرچه در هیچ یک از پیچ و تابهای خود زندگی نامه ای نیست ، اما به زندگی گروشین گره می خورد: او و شوهر دومش شش سال پیش از هم جدا شدند و از آن زمان طلاق گرفتند. قهرمان داستان در یک زندگی افسانه ای شروع به کار می کند و با شاهزاده رولند خوش تیپ ازدواج می کند. سیندرلا بعد از چندین سال زندگی زناشویی ، از جمله دو فرزند ، ناراضی از خواب بیدار می شود. تلاش او برای یافتن وجودی معنادار (همانطور که وی نام واقعی خود را جین فرض می کند) پر از چهره های آشنا خواهد بود ، از یک مادربزرگ پری گرفته تا یک زنبوردار جذاب و یک شعبده باز – حتی یک جفت موش که فرزندان آنها یک سلسله غیرمعمول پر سر و صدا را تشکیل می دهند.

گروشین می گوید: “موش ها ، زندگی و اجتماع آنها برای این داستان بسیار مهم است.” “من فکر می کنم آنها به نوعی جز component طبقه بالا یا پایین کتاب است. در حالی که همه این انسانها در حال رقصیدن والس و وسواس عاشقانه هستند ، موش ها دولت ها را سرنگون می کنند ، درگیر جنگ ها و انقلاب های فرهنگی می شوند. ” داستان سیندرلا نیز هنگامی که در دوره های مختلف حرکت می کند ، پیچیده تر و تغییر شکل می یابد.

گروشین ، به نوبه خود ، اکنون خود را در “خوشبختترین رابطه ای که من تا به حال داشته ام ، پیدا می کند ، تا حدی به این دلیل که من از جایی به آنجا رسیده ام که اصلاً نیازی به حضور با کسی ندارم. من سعی کردم مقداری از آن هیجان یافتن نوع جدیدی از زندگی را در کتاب خود جای دهم. ” شریک زندگی سه ساله گروشین عضو غلاف انزوا در همه گیر او است. “فرزندان من نیز در خانه هستند ، بنابراین زندگی نوشتن من در حال حاضر کمی آشفته است. من هیچ نوع برنامه منظمی ندارم. همه چیز زیر و رو شده است. “

با این وجود ، او یک رمان در دست انجام دارد: “من به طور آزمایشی در حال برنامه ریزی یک کتاب جادویی در پراگ بودم که ایده فوری دیگری بر همه چیز غلبه کرد و من ابتدا آن را می نویسم. من می ترسم نسبتاً تاریک و دیستوپی باشد. ” گروشین اضافه می کند که برای نوشتن تمام کتابهایی که آرزوی نوشتن آنها را دارد ، حداقل هزار سال باید زندگی کند – رویایی خارق العاده اما پربار ، به عنوان ایده “خوشبختانه همیشه”

پاتریک یک منتقد مستقل است که توییت می کند TheBookMaven.

منتشر شده در دانلود فیلم