رفتن به نوشته‌ها

داستان هایی از مایکل جردن گنبد ، ساخته شده برای شلیک “Space Jam”

بازی در یک تیم دانشگاهی قهرمانی در سال اول خود یک هیجان بزرگ برای کریس جانسون بود. اما این تجربه در مقایسه با تابستان بعد از فصل که در بوربانک گذراند ، با مایکل جردن بزرگ بسکتبال بازی کرد.

این خاطره است که باعث می شود 25 سال بعد صدای او با هیجان تکان بخورد.

جانسون ، بسکتبالیست سابق طرفدار و در حال حاضر تاجر ، عضو تیم بسکتبال UCLA بود که در سال 1995 برنده مسابقات NCAA شد. این تیم با حق الزحمه ورزشی ، با دعوت از کاخ سفید و برنامه های جشن مانند پیش نمایش اقدام ویل اسمیت – مارتین لارنس به “پسران بد” رسید.

اما جانسون 19 ساله وقتی تماس تلفنی به دفتر بسکتبال UCLA رفت ، واقعاً فریاد زد. “آنها گفتند ،‘ مایکل جردن در شهر در حال فیلمبرداری از است ، و او می خواهد همه ما به استودیوی وارنر بروس برویم تا بازی کند و آموزش دهد. “”

این فیلم “Space Jam” بود ، کمدی زنده و اکشن که بسکتبال را با نماد کارتونی Bugs Bunny جلب کرد.

جانسون گفت: “من مایك را پرستیدم.” او می دانست که جردن طرفدار پدرش ، مارک جانسون ، ستاره سابق UCLA است. “او پوستر خود را در دانشکده روی دیوار داشت.”

او روز اول را که به برادران وارنر سوار بود ، به یاد می آورد و به این “چادر غول پیکر” اسکورت می شد. به نظر می رسید چیزی که در منطقه 51 مشاهده می کنید. وقتی من وارد آن شدم ، این چراغ واقعاً روشن وجود داشت که به من ضربه زد. ” لحظاتی بعد ، او با مربی اردن ، تیم گروور معرفی شد.

Inside یک دادگاه بسکتبال با اندازه کامل بود که در آخرین قسمت از گذشته نگرانه جنجالی آژانس ESPN ، “آخرین رقص” نمایش داده شد. “آنها دادگاه را از دانشگاه ایالتی لانگ بیچ وارد کرده بودند.” اجرای طول تسهیلات “یک طیف گسترده ای از ماشین آلات وزنه برداری” بود. یک سالن بزرگ با یک نیمکت L شکل و بالش های کرکی بزرگ وجود داشت. سبز قرار دادن؛ یک کیسه سرعت بوکس؛ یک یخچال؛ یک میز قمار. و بلندگوهای عظیمی که موسیقی را پخش می کنند.

  جیم هریک ، چپ ، کریس جانسون ، توبی بیلی ، چارلز اوبنون ، طوسی ادنی ، اد اوبانون

اعضای تیم قهرمانی UCLA NCAA در سال 1995 – مربی جیم هریک ، چپ ، کریس جانسون ، توبی بیلی ، چارلز اوبانون ، طایس ادنی و اد اوبانون – در پائوی پاویون حضور داشتند.

(جینا فراززی / لس آنجلس تایمز)

جانسون گفت: “من فکر کردم ، این تابستان عالی خواهد بود.” “فقط این رذیله وجود داشت ، این انرژی که شما در جایی خاص بودید. وقتی درها باز شد و چراغ روشن شد ، شما به دنبال این هستید که نمی دانید این ویل اسمیت یا بیل موری یا آنجلا باست یا گرانت هیل یا پاتریک ایوینگ یا رگی میلر خواهند بود یا نه. “

در آن روز اول ، جانسون به یاد آورد که آنقدر خیره کننده بود که او ، هم تیمی چارلز او بنان و چند نفر دیگر نتوانستند جلوی شوخی بگیرند. او گفت ، پس از حدود 30 دقیقه ، “چراغ روشن شد و همه این افراد شروع به راه رفتن کردند. حدود 20 نفر. من نمی دانستم که آنها چه کسانی بودند ، شاید تبلیغاتی ، مردمی استودیویی. سپس بچه های امنیتی مایکل وارد شدند. سپس ، مانند موسی که مشغول دریای سرخ است ، در MJ قدم زد. شش ، 210 پوند ، به عنوان خدای مطلق بسکتبال او است. “

ستاره به تازگی عکسبرداری آن روز را تمام کرده بود و در لباس بسکتبال خیابانی بود. وی افزود: “او کفش های مایکل جوردن را که شما یا من تا به حال ندیده بود سفارشی کرده بود و آنها هرگز نمی فروشند. او شلوارک شلوارک و یک پیراهن برش کامل پرداخت کرده بود. نگاه او باورنکردنی بود. ”

من و چارلز فقط به هم نگاه می کردیم. ما تقریباً بزرگ شده ایم و تازه شروع به خندیدن کردیم. مثل “اوه ، خدای من ، او اینجاست!” من نمی خواستم به او نگاه کنم. چارلز نمی خواست به او نگاه کند. “

سرانجام بازیکنان مستقر شدند. جانسون گفت: “وقتی یخ را با مایک بشکنید ، می فهمید که او دقیقاً مثل شما است.” وی عاشق بازی است. او حتی یک جفت از چرم حق ثبت شده اش Air Jordanans به من داد. او آنها را از پاهای خود به من داد. او واقعاً از من بلند شد ، مرا زیر بال خود گرفت ، نه تنها به بسکتبال بلکه به هر کاری که انجام دادم اعتماد به نفس زیادی به من داد. و هنگامی که به عظمت دست می زنید ، همیشه می خواهید به آن استاندارد برسید. “

جانسون فصلی را پشت سر گذاشته بود که در طی آن مجروح شده بود و وزن زیادی به دست آورده بود که بالغ بر 275 پوند وزن داشت.

هنگامی که او شروع به بازی در جردن گنبد کرد ، به 215 پوند کاهش یافته بود. “مایکل به من آموخت که چگونه می توان به محیط پیرامون ، انتخاب و چرخش گذشت. وقتی بازی کردیم ، 10 نفر در زمین حضور داشتند ، 9 بازیکن NBA و کریس. من مدام مجبور می شدم ارزش خود را نشان دهم ، مدام در سطح بالایی بازی می کردم.

“و مایکل متفاوت از بازی با اسکات پیپن بازی نمی کرد. مایکل برای شما بسیار سخت است ، و اگر شجاعت روانی برای مقابله با آن ندارید ، به عنوان یک بازیکن و به عنوان یک فرد شکست خواهید خورد. برای مقابله با مایک شخص قدرتمندی طول می کشد. او وارد من شد [expletive]. اینگونه نبود ، “اوه ، شما بچه مارکی هستید. اوه ، شما فقط یک دانشکده بزرگ UCLA هستید. ”

در آن زمان ، جردن در تلاش بود تا خودش را به شکل بسکتبال برگرداند ، و بعد از یک سال و نیم استراحت برای بازی بیس بال ، خود را برای فصل آینده NBA آماده می کرد. روشی برای بازی با بچه های دانشگاه وجود داشت.

سعید جانسون ، “آنچه مایکل می خواست آن تابستان را انجام دهد کار بود و همچنین گسترش بازی خود. اوضاع بسیار خوبی برای او بود. او می شود که یک کودک دانشگاهی را پرورش داده و به آن طرف می آورد و به آن طرف از مغزش می چسبد که استیو کر را در عمل خسته نمی کند و کمی مهربان تر است و با شما صحبت می کند و به شما مربیگری می کند. “

اردن شرایط بازی ناگهانی مرگ را تنظیم کرد که در آن به جانسون تکیه کند تا شوت برنده بازی بالقوه را از گوشه و کنار بکشد. او توپ را به من منتقل می کند ، و من حقیقت را به شما خواهم گفت ، از پدرم یا هر کس دیگری که در آنجا بود سؤال کنید ، من بیش از این ضربه را می خوردم. هیچ چیز مایکل را خوشحال تر نکرد. او من را دوست داشت وقتی که به آن شلیک کردم.

وی افزود: “اگر این را از دست دادم ، او چند دقیقه با من صحبت نمی کند.”

آنچه جانسون اکنون از آن به عنوان یک کلاس کارشناسی ارشد نام می برد ، تأثیر عمده ای بر عملکرد او در این فصل داشت. او پس از كاهش وزنه ای كه در سال اول تولد مصدومیتش به دست آورد ، از قرار دادن “تعداد بی شرمانه” به میانگین 12.5 امتیاز و 5 ریباند در بازی رفت. او بهترین گلزن UCLA در بازی های کنفرانس شد و دو بازی داشت که در آن 30 امتیاز کسب کرد.

پدر جانسون غالباً پسرش را به گنبد جردن می برد.

مارک جانسون گفت: “ما زودتر از قبل جوانب مثبت به آنجا خواهیم رسید و یک بازی معمولی از سه بر سه وجود دارد که فقط گرم شود.” “من در آن زمان 40 ساله بودم ، به همین دلیل گاه به گاه در بازی ها شرکت می کنم. افراد مختلف آنجا خواهند بود. دین قابیل [then starring in the ABC series “Lois & Clark: The New Adventures of Superman”] به طور منظم در آنجا خواهد بود.

وی گفت: “این یک روز ، من به طور اتفاقی برای خاتمه دادن بازی بازی غرق شدم و مایکل فقط به من اجازه داد تا آن را به روشی خوش اخلاق در اختیار داشته باشم. “کومون ، پیرمرد …. سعی نکنید اینجا غرق بشوید.” به مایک گفتم ، “ببین ، مرد ، هر کاری که می کردم ، پوستر من را در دانشکده خود روی دیوار داشتی ، بنابراین من حتماً درست کار کرده بود. “او فقط سرخ شد ، قرمز شد و گفت:” من مرا به آن یکی رساندی ، مرد. من مطمئنا انجام دادم. شما مرا در آن یکی قرار دادید. “

جانسون افزود: “این فقط یک فضای عالی بود.” “و همه ما می دانستیم که این چیست. این جردن گنبد مایکل بود. ما فقط احساس خوشبختی کردیم که جزئی از این چیز باشیم. تمام کاری که شما باید انجام دهید این بود که به اطراف خود نگاه کنید و همه افراد مشهور و بازیکنان ستاره دار را در طبقه ببینید تا متوجه شوید این چند تابستان اجرا نشده است. این یکی از تجربه های یک بار در طول زندگی بود. “

منتشر شده در Movies