رفتن به نوشته‌ها

جشنواره کتاب های 2020: ماریا هینوجوسا درباره خاطرات خود صحبت می کند

ماریا هینوجوسا یک اعتراف دارد: وقتی شروع به کار کرد “Once I Was You: A Memoir of Love and نفرت در آمریکای پاره شده” او واقعاً نمی خواست یک کتاب بزرگ و گوشتی بنویسد. اما پس از آن ، او هرگز تصور نمی کرد که مانند گذشته اطلاعاتی درباره تاریخ شخصی خود بیاموزد که در کار او – گزارش گزارش در مورد مهاجرت – طنین انداز شده است.

روزنامه نگار برنده جایزه امی و مجری برنامه “Latino USA” از NPR قصد داشت یک کتاب جیبی کوتاه – “از این نوع که می خواهید در فرودگاه انتخاب کنید” – مقاله ای طولانی با عنوان “غیرقانونی بودن یک اسم نیست” ، “این توضیح می دهد که چرا انسان ها نمی توانند خلاف قانون باشند. اما وقتی او از مأموران در مورد این ایده سeriال کرد ، همه آنها بیشتر می خواستند.

وی روز جمعه در یک چت ویدئویی گفت: “اینگونه است” وقتی من تو بودم “متولد شد. “این نه تنها زندگی من ، بلکه زندگی من در این دوره زمانی بود که من در آن نقش خود را به عنوان یک زن آمریکایی ، یک زن مهاجر ، به عنوان یک لاتین ، زندگی حرفه ای من به عنوان یک روزنامه نگار در دوران حقوق مدنی درک می کنم .. .. و شگفت آور ، من در مورد بازمانده بودن نوشتم ، زیرا معلوم شد که این قسمت مهمی از داستان من است. “

در طی جشنواره مجازی کتابهای لس آنجلس تایمز در روز جمعه ، هینوجوسا با تایمز ستون به لیلا لالامی ، داستان نویس برنده جایزه و نویسنده کتاب غیر داستانی جدید “شهروندان مشروط” پیوست. یک ویرایشگر استیو پادیلا تعدیل می کند. هینوجوسا در گفتگوی تن به تن ما قبل از میزگرد ، به اصلاحات در امور مهاجرت ، تنوع در رسانه ها ، داستان زندگی خود و معنای یک فرد بودن پرداخت. چینگونا.

هینوجوسا ، که نزدیک به 30 سال است گزارشهای زیادی در مورد مسائل مهاجرت ارائه داده است ، در مورد چگونگی داستانهایی که درباره مهاجران و جدایی از خانواده نوشت ، باعث شد او چهره های پنهان گذشته خود را دوباره کشف کند. به نظر می رسد که داستان هایی که فرزندانشان از والدینشان پاره شده اند ، با هینوجوسا بسیار نزدیک به خانه برخورد کرده اند به گونه ای که او را کاملا غافلگیر کرده است.

هینوجوسا در سال 1962 هنگامی که همراه با خانواده اش از مکزیک به دالاس رسید ، کودک نوپایی بود و کارتهای سبز را در دست داشت. او روی پوستش بثورات آلرژیک داشت که یک مامور گمرک فکر می کرد سرخک آلمانی است. وی گفت: “آنها سعی کردند مرا ببرند.” آنها تهدید کردند که او را قرنطینه خواهند کرد.

وقتی او هنگام کار در زمینه نوشتن خاطرات از مادرش در مورد آن باخبر شد ، فکر کرد: “اکنون می فهمم که چرا به عنوان یک روزنامه نگار این مسئله ای بوده است که من هرگز نتوانسته ام آن را رها کنم. نه اینکه من خواسته ام داستان گزارش درمورد مهاجرت برای این کشور و درک اینکه ما چه کسی هستیم بسیار مهم است ، اما من قطعاً مثل این فکر کردم که “واو ، این است که ضربه به نظر می رسد.”

وی گفت: “و من فکر می کنم که این موضوع در هر داستانی که من انجام داده ام تأثیر می گذارد که مربوط به مهاجران است.” “من فقط احساس می کنم مثل آنها هستم. منظورم این است که من هنوز هستم ، من در مکزیک به دنیا آمدم ، بنابراین سعی می کنم خودم را در افرادی که گزارش می دهم ببینم و مطمئناً در این داستان ، من یکی از آن بچه ها هستم. “

کل پنل زیر را با هینوجوسا ، لالامی و پادیلا تماشا کنید.

منتشر شده در Entertainment & Arts