رفتن به نوشته‌ها

تورو تاکیمیتسو موسیقی کلاسیک را با “مراحل نوامبر” تغییر داد

در اوایل دهه 1980 ، یک نویسنده انگلیسی که در ژاپن زندگی می کرد تصمیم گرفت که به عنوان یک غربی ، نمی تواند ژاپن را درک کند مگر اینکه طول 2000 مایل آن را طی کند. همانطور که آلن بوث در کتاب شگفت انگیز خود در مورد سفر ، “جاده های ساتا” گفت ، یک دوست ژاپنی در شام خداحافظی خود در توکیو به بوث گفت که باید تعداد قدم های خود را بشمارد. چرا؟ زیرا هیچ کس نمی داند که برای عبور از ژاپن چه تعداد زمان لازم است.

در حقیقت ، 15 سال قبل ، یک آهنگساز ژاپنی ، که برای الهام گرفتن از دگوسی در منطقه ناگانو در مرکز ژاپن حضور داشت ، راهی برای عبور از 6700 مایل جدا شده از پیانوی خود و نیویورک در تنها 11 قدم ارائه داد. تورو تاکیمیتسو در حال نوشتن “گام های نوامبر” برای سازهای سنتی ژاپنی و فیلارمونیک نیویورک بود ، آزمایشی در پل زدن واقعی شرق و غرب در موسیقی کلاسیک به روشی که قبلاً تصور نمی شد.

این مراحل می توانند مفهوم دان، بخشها در تئاتر Noh ژاپن ، اما فقط به روشی مبهم. تکمیتسو همچنین پیشنهاد کرد که اینها تغییرات هستند ، گرچه در واقع چندان متفاوت نیستند.

به نظر می رسد گفتن “گام های نوامبر” به جای آنچه که هست آسان تر است. امتیاز تخصیص فرهنگی نیست. رول کالیفرنیا برای ده سال دیگر اولین بار در The Times ذکر نخواهد شد ، و اگرچه آهنگساز 36 ساله که چراغ اصلی در ساخت نوع جدیدی از موسیقی از منابع ژاپنی و غربی بود ، تاکیمیتسو هیچ ارتباطی با تلفیق موسیقی دلپذیر ندارد.

آنچه تاكمیتسو در یك كار عجیب و رادیكال دنبال آن رفت – یكی از شنونده ها ، با لرزش های سخت و جغجغه ها و بیلها ، از گوشه گوشه شنونده را می گیرد – گفتگویی است كه اصلاً دیالوگ نیست. هیچ توافقی وجود ندارد زیرا توافق فراتر از حد مجاز است ، زیرا هیچ درست و غلطی وجود ندارد. هیچ بازی قدرت وجود ندارد ، هیچ نقش غالب یا ثانویه ایفا نمی شود. مانند آواز پرندگان در جنگلی پر از صداهای دیگر ، تنها تفاوت ها وجود دارد.

در ابتدا Takemitsu قصد نداشت از عنوان “مراحل نوامبر” استفاده کند. وی به فیلارمونیک نیویورک گفت که “حلقه های آب” نامیده می شود تا زمانی که نقاش جاسپر جانز یادآوری کرد که آمریکایی ها معنای متافیزیکی را از دست می دهند. حلقه های آب برای آنها حلقه های آب باقی مانده در وان کثیف است. تاكیمیتسو برای نشان دادن نقشی كه زبان در تبادل فرهنگی بازی می كند ، بهتر است ، اما او مودبانه از این توصیه استفاده كرد و عنوان را به ویژه برای اكران نوامبر آینده و معنایی دیگر نشان داد.

این امتیاز برای موسیقی جهان ، آهنگساز ، ارکسترهای آمریکایی ، سیجی اوزاوا در حال ظهور (که اولین اجرای آن را بر عهده داشت و اولین ضبط را انجام داد) و کل مسئله پر پیچ و خم روابط نژادی گامی تازه بود. بیشتر توجه ما را می طلبد.

تاكمیتسو در مستند “موسیقی برای فیلم ها: تورو تاكیمیتسو” كه دو سال قبل از مرگش ساخته بود ، گفت: “من چیزهای خالص و تصفیه شده را دوست ندارم.” تاکیمیتسو علاوه بر کار بزرگ کنسرت خود ، بیش از 100 فیلم را به ثمر رساند ، چندین فیلم کلاسیک سینمای ژاپن ، مانند “زن در تپه های شنی” ، “امپراتوری شور” و “فرار”. تاکیمیتسو فیلم را دوست داشت و ادعا می کرد سالانه حدود 300 فیلم می بیند. بعد از یک کنسرت او را با چند آبجو دوست کنید و آهنگساز می تواند با عشق خود به فیلم های علمی تخیلی پنیر ، یک جمع را تا اواخر شب برگزار کند. او همه آنها را می شناخت. در یکی از عصرهای تابستان Tanglewood بود که لذت گناهکار گناهکار من به وجود آمد.

او هر نوع موسیقی فیلم را که می توان تصور کرد ، از پاپ آواز گرفته تا آوانگارد با خشونت پرخاشگری نوشت. تاکیمیتسو که از موسیقی اولیویه مسیان ، یکی از بزرگترین تأثیرات وی متضرر بود ، توسط “کیج شوک” رادیکال شد. پیامدهای سفر جان کیج در سال 1962 به دعوت یوکو اونو و شوهر وقتش ، توشی ایچیاناگی ، آهنگساز ، به ژاپن منجر شد تاکیمیتسو بر عدم اشتیاق خود نسبت به موسیقی سنتی ژاپن غلبه کند. او بلافاصله شروع به آزمایش استفاده از کووتو و دیگر سازهای بومی برای تأثیر کاملاً وحشتناک در فیلم ترسناک “کویدان” کرد.

ایده اوزاوا بود ، با این حال ، تاكمیتسو در نظر گرفت كه با “اكستر” در “مرحله های نوامبر” شاكوهاچی ، فلوت بامبو قادر به بیرون آوردن صدای باد در جنگل ، و بیوا چسبیده ، كه نمایانگر سنتهای مختلف موسیقی ژاپنی هستند ، ترکیب شود. تاكمیتسو مقاومت كرد و نمی خواست نمره آن به عنوان عجیب و غریب ارزان قیمت بدست آید. اوزاوا به او اطمینان داد که تنها در صورتی این خواسته را خواهد داشت که او می خواست.

تقریباً همه چیز درباره “مراحل نوامبر” اختلاف نظر ایجاد می کند. نوازنده بیوا در یک طرف صحنه مقابل قسمت زهی ، قسمت کوبه ای و چنگ می نشیند. شکوهاچی با مقاطع زهی و کوبه ای و چنگ بصورت متقارن روی دیگری قرار دارد. فقط باد و برنج ، دورترین فاصله به صحنه ، در وسط قرار دارند.

امتیاز 20 دقیقه ای با یک پاپ کوچک از یک چنگ و عبارات رشته ای خسته کننده آغاز می شود. نقوش ملودی کوتاه و هارمونی های خوشمزه مانند مسیحایی وجود دارد که در فوق العاده ترین اثرات کوبه ای و ارکسترال برانگیزاننده طبیعت است.

راهی که اولین انفرادی شکوهاچی در اثر نتهای پایین در ویولنسل و بیس بوجود می آید ، ممکن است از شدت وزش باد غیرقابل کنترل ، نفسگیر ، و زمین های خمیده ، مانند یک نیروی طبیعت ، در عین حال غیرقابل اجرا باشد. بیووا ، عنصری متفاوت پاسخ می دهد. تکنواز حرف کمی برای گفتن با یکدیگر دارند و کمتر با سازهای غربی. آنها خواهان گفتگو نیستند ، اما فقط انتظار شنیدن دارند.

در نیمه راه ، پس از بخشهای تضاد با ارکستر و بدون آن ، یک کادنزا هشت دقیقه ای برای دو تکنواز ارائه می شود. هر یک از عبارات را در یک علامت گرافیکی که اجازه می دهد آزادی قابل توجهی داشته باشد ، به هر ترتیب بازی می کند. هر ساز در فضای روحی ، صوتی و جسمی خود باقی می ماند. و هر یک جذابیت باقی می ماند. اگر می توان یک رابطه همزیستی را تشخیص داد ، و من فکر می کنم یکی از آن را تشخیص می دهد ، این باید ناشی از این باشد که شنونده قضاوت نمی کند ، صرفاً با حفظ علاقه. از جمله اظهارات سرگیجه ای Takemitsu این بود که عملکرد مربوط به گوش دادن است ، نه تولید صدا.

تاکیمیتسو داستانی راجع به اولین نمایش آن تعریف کرد. در ابتدا فیلارمونیک نیویورک پذیرای نبود. موسیقی دشوار بود ، خارجی ، زشت تا گوشهایی که از نظر فرهنگی تکامل نیافته بود ، به جایی نرسید. تکنوازان یک نفوذ بودند. اما این نیویورکی ها نتوانستند بازی حیرت انگیز تکنوازان را اشتباه بگیرند ، و امتیاز به آرامی فرو رفت. پس از اجرای نهایی ، آهنگساز خوشحال از شام اجباری صرف نظر کرد – احتمالاً جمعیت علمی تخیلی نبود – و می خواست او در آن شب خنک و خنک در نوامبر ، به سمت بالا وست ساید بالا رفت. وی در مقاله کوتاهی درباره این قطعه نوشت: “اولین قدم های من در ماه نوامبر در نیویورک ،” سرانجام برداشته شده بود.

آن مراحل طولانی تر شد. Takemitsu با طبیعت و به تبع آن فصول پیوسته ، پاییزی شد ، فصلی که بیشتر در موسیقی خود به آن روی می آورد. در سال 1973 او “در یک باغ پاییزی” را برای ارکستر باستان گاگاکو و “پاییز” نوشت ، کار دوم برای شاکوهاچی و تکنوازان بیوا با ارکستر. آخرین قطعات وی شامل “یک رشته در حوالی پاییز” (کنسرتوی زیبای ویولای مالیخولیایی) ، “مراسمی: یک قصیده پاییزی” و تحسین برانگیزترین تنظیم “برگ های پاییزی” که می شنوید بود.

در ژاپن ، پاییز فصلی است که هم تکرار تنهایی و هم اجتماعات است ، بنابراین به طور عالی در فیلم های با مضمون پاییز Yasujiro Ozu به نمایش گذاشته می شود. نمی توانید یک جنبه را بدون جنبه دیگر درک کنید. سفر فرهنگی که برای “Takemitsu” در “مراحل نوامبر” آغاز شد ، به چیزی فراتر از همجوشی و نه دقیقاً ادغام منجر شد. او از كل مفهوم شرق و غرب فراتر رفت ، و یگانگی او یگانگی واقعیت فیزیكی ماست كه در آن یك الکترون می تواند همزمان ذره و موج باشد. آخرین قطعه انفرادی پیانو وی که برای پیتر سرکین نوشته شده است ، “اقیانوس شرق و غرب ندارد”

در زمانی که جامعه خود ما تلاش های جدی خود را برای هویت فرهنگی انجام می دهد ، خواسته های بیشتر برای شنیدن صدا نسبت به گفتگو ، Takemitsu به صدای قول بعید اما فوری تبدیل می شود.

نقاط شروع

اوزاوا اندکی پس از آغاز نمایش ، اولین ضبط “گام های نوامبر” را انجام داد اما در آن زمان با ارکستر شخصی خود ، سمفونی تورنتو ، با تکنوازی های اصلی کینشی تسوروتا و کاتسویا یوکویاما همراه شد. این اولین بار به عنوان آخرین طرف از یک مجموعه دو LP با سمفونی “Turangalila” Messiaen منتشر شد و احساساتی را به اثبات رساند ، و در مجموعه های مختلف CD وجود داشته است.

اوزاوا دهه های بعد بار دیگر “گام های نوامبر” را با ظرافت بیشتری با ارکستر Saito Kinen ژاپنی خود در CD ضبط کرد که با کنسرتوی شگفت انگیز ویولا “A String Around Autumn” همراه شد. تکنوازان همانند همه ضبط های دیگر هستند ، از جمله یکی با ارکستر درخشان Concertgebouw تحت یک برنارد هایتینک سخت و یک اجرای فوق العاده ضبط شده از ارکستر Metropolitan توکیو به رهبری هیروشی واکاسوگی.

با توجه به کنسرت های زنده که عمدتاً در انتظار هستند ، منتقد مارک سوئد هر چهارشنبه موسیقی ضبط شده دیگری را توسط آهنگساز دیگری پیشنهاد می کند. می توانید بایگانی مجموعه ها را در latimes.com/howtolisten، و شما می توانید کار مارک را با یک پشتیبانی کنید اشتراک دیجیتال.

منتشر شده در Classical Music