رفتن به نوشته‌ها

تام هنکس در صحنه سریال “Greyhound” به جنگ می رود

“تازی ،” اقتباس شده از رمان “چوپان خوب” توسط سی. اس. فارستر ، در جنگ اقیانوس اطلس در جنگ جهانی دوم در وسط اقیانوس قرار دارد – مکانی تا حد امکان برای یک فیلم. آن دریای عصبانی ، آسمان یخ زده و شبهای سیاه و سفید همیشگی آنتاگونیست ها هستند ، شخصیت هایی که برابر با بازیگران انسانی فیلم هستند. آن دسته از بازیکنان ، که چهره هایشان با شناخت روزافزون در فیلم رفت و آمد می کنند ، بندرت محدوده بسیار دنج فضای بسیار کوچک و خاصی را ترک می کنند – پل USS Keeling ساختگی ما ، ناوشکن کلاس Fletcher با نام کد Greyhound.

یک ناوشکن واقعی کلاس فلچر – USS Kidd – در کنار رودخانه می سی سی پی در باتون روژ ، لاستیک واقع شده است ، همانطور که یک فیلم موزه است ، بسیار زیبا است. هرکسی می تواند قدم بگذارد و روی عرشه های تاریخی کشتی قدم بگذارد ، از راهروهای آن بالا رود و با سرعت روی پل آن حرکت کند. برای فیلمبرداری “Greyhound” ، ما تا آنجا که ممکن بود فیلمهای Kidd را گرفتیم ، حتی شلیک اسلحه های آن را ترتیب دادیم ، اتفاقی نادر که رسانه های محلی و بسیاری از مردم لوئیزیان را به خود جلب کرد.

با این حال ، دیوارهای فولادی Kidd’s و فضای داخلی غیر منقول ما را مجبور کرد که کلاس Fletcher یا بخشی از کلاس خود را در یک صحنه صدا در استودیوی سلتیک در چند مایلی داخل کشور بسازیم – یک فیلم با دیوارهای قابل جابجایی ، عرشه ها ، دریچه ها و روزنه ها ؛ یکی به همان اندازه که می توانیم روی صفحه سبز بپیچیم ، پیچیده شده است.

ناوشکن ما نیز روی یک گیمبال قرار گرفت و آن مجموعه عظیم تیرهای فولادی و شیلنگ های هیدرولیکی بود که “Greyhound” را به آنچه USS Kidd نمی توانست – حس دریای نورد – می دهد.

گیمبال عظیم بود ، اما هنوز فقط به اندازه کافی بزرگ بود که بتوانیم بخشی از کشتی را بسازیم: پل ، بالها و قسمت جلوی آن و اتاق سونار که از نزدیک قرار گرفته است. بیشتر فیلم در این منطقه تنگ و کوچک اتفاق می افتد که با ایستگاه های خدمه و سازها فریب خورده است ، و طبق ساعت روز در ساعت های چهار ساعته دیده می شود. همزمان هر دوازده نفر ما همراه با شخصیت های دیگر که در طول اکشن فیلم رفت و آمد می کردند ، روی پل بودیم.

هنگامی که دوربین درحال چرخش بود ، گیمبال در اقدامی شایسته از پارک تفریحی کج می شد ، پیچ می زد ، تکیه می داد ، تکان می خورد ، رول می کرد و بالا می آمد و سقوط می کرد ، ما بازیگران را جبران می کردیم تا جایی که می توانستیم ، گاهی اوقات به یکدیگر می افتیم ، قهوه خود را می ریزیم ، سر و تعقیب مداد رول. در طول نبرد اقیانوس اطلس مداد زیادی استفاده شده و قهوه زیادی ریخته شده است.

گیمبال مقدار زیادی از فضای طبقه را در صحنه صدا اشغال کرد و یک سازه عظیم بود. این مجموعه در بالای چیزی حدود 30 فوت از زمین قرار داشت ، بنابراین برای شروع کار ، همه ما از پله ها بالا رفتیم و به یک سکوی هم مرز رسیدیم که از آنجا به مجموعه دسترسی پیدا می کردیم. بازیگران ، خدمه ، دوربین ، اپراتورهای رونق – هر کسی که برای عکسبرداری لازم بود – مجبور بودند قدم خود را تماشا کنند و منتظر تماس های “گیمبال بالا بروند!” یا “گیمبال پایین می آید!” و همچنین قبل از قدم زدن یا خاموش کردن کاملاً واضح است. بدیهی است که جداگانه ها قابل جابجایی بودند و بله ، شخصی می توانست از مجموعه ای که با چراغ ها ، ماشین های بادی ، توپ های آبی ، جرثقیل های دوربین دار و سکوهای فیلمبرداری احاطه شده بود ، سقوط کند.

هنگامی که سر صحنه فیلمبرداری بودیم و آماده عکسبرداری بودیم ، دیگر جایی برای رفتن نداشتیم ، گوشه کوچکی برای دور زدن نداشتیم ، بنابراین انزوایی که هنگام فیلمبرداری احساس می کردیم بی شباهت به واقع در دریا نبودن ، ساعت مچی را که در یک کوچک قرار داشت ، فضا ، تکان دادن و تاب خوردن ، تحت تأثیر باد و آب قرار گرفتن. برخی از بازیگران ، که در رویه ها و وظایف نقش های خود آموزش دیده اند ، هرگز از آن “عناصر” خارج نمی شوند ، در حالی که برخی دیگر با توجه به عملکرد صحنه رفت و آمد می کنند. تعداد زیادی لغزش ، رگ به رگ شدن و زانوهای گره خورده از عرشه مرطوب و بسیاری از مکان ها وجود دارد تا بتوانید خودتان را بپوشانید.

ما می توانستیم از همه آن ها بیشتر استفاده کنیم ، مخصوصاً از آن گیمبال و حرکت متحرک اقیانوس. با دوربین های نصب شده روی شانه (و اپراتورهای فوق بشری ما) بیشتر حس بصری حرکت به دلیل نیاز خود به نگه داشتن پاها جبران می شود. مجموعه های دیگر ما – مرکز اطلاعات رزمی ، اتاق افسران ، کابین کاپیتان ، دست و پا چسبیده نبودند و ما برای خرد کردن صفحات ، مجاری واژگون قهوه سوزان نیروی دریایی و سرنشینان خدمه چه کاری نمی توانستیم انجام دهیم.

صحبت از همه بازیگران – آن دسته از ما که با نقش هایمان و با اصولی که دنبال آن بودیم ریشه در پل داشتیم – مجموعه مملو از موسیقی آنقدر آشنا شد که توسط عضلات ما حفظ می شود. بدون نگاه کردن می توانیم به هدفون و شاخه دسترسی پیدا کنیم. ما از برخورد با یکدیگر دست برداشته ایم ، نقاط کانونی خود را پیدا کردیم و در مکانی بسیار متفاوت از پناهگاه تازی هایمان در یک صحنه صدا زندگی می کنیم.

همه ما در آن سالها به جنگ ، به وسط اقیانوس ، به نبرد اقیانوس اطلس رفتیم.

منتشر شده در Oscars