رفتن به نوشته‌ها

بسته بندی جشنواره فیلم: تورنتو در نوک انگشتان شما است

همراه اکران من حدود 15 دقیقه به “Wolfwalkers” ساخته Tomm Moore و Ross Stewart علاقه مند شد ، یک ویژگی انیمیشن جذاب که به نظر می رسد یکی از نکات جالب توجه در جشنواره بین المللی 2020 تورنتو باشد. گرچه مال خودش نیست. چه می توانم بگویم؟ گنج یک نفر – در این مورد ، یک تخیل ایرلندی قرن هفدهم در مورد یک دختر جوان گول زن و بسته ای از گرگ های تغییر شکل دهنده – می تواند وحشت فرد دیگری باشد. در اینجا جایی است که احتمالاً باید توجه داشته باشم که محل نمایش اتاق نشیمن من بود ، همراه من 4 ساله است و – یک یادآوری هیجان انگیز برای اینکه انیمیشن دستی کشیده نمی شود زیبا و نوازشگر باشد – فقط چند کراس کراو ، اسلحه و لوپین برای سلیقه خود غر می زند.

برای کسانی که از دور تماشا می کنیم ، جشنواره امسال – بچه ها یا بچه ها ، گرگ ها یا گرگ ها – TIFF مانند هیچ یک از دیگر جشنواره ها نبوده است. در زمان های عادی ، تورنتو یک فعالیت عظیم فرهنگی و تجاری است که هزاران نفر از علاقه مندان به سینما ، روزنامه نگاران و متخصصان صنعت را به خود جلب می کند و همراه با جشنواره های فیلم ونیز و تلوراید ، آغاز رسمی فصل فیلم های پاییزی است. اما در سال همه گیر COVID-19 ، که منجر به لغو جشنواره هایی مانند کن ، South by Southwest و تلوراید شده است ، TIFF یکی از اولین رویدادهای مهم فیلم است که در برابر یک چشم انداز کاملاً تغییر یافته اتفاق می افتد.

مانند ونیز ، که فقط یک هفته زودتر به یک نسخه موفق 2020 رسید ، تورنتو با یک برنامه کم حجم ، نمایش کم ظرفیت و سایر پروتکل های ایمنی ، از جمله پوشش اجباری صورت برای همه علاقه مندان به جشنواره ، توانست آن را بیرون بکشد. (الزام اخیر فقط پس از انتقاد از سیاست اولیه “ماسک اختیاری” اجرا شد ، لازم به ذکر است.) مانند دیگر همکاران مستقر در ایالات متحده ، من تصمیم گرفتم جشنواره را (نه چهره من) را از خانه بپوشانم ، در هدفون های حذف کننده نویز و نمایش هرچه بیشتر فیلم با استفاده از پلتفرم دستی سینمای دیجیتال TIFF. جشنواره ای در نوک انگشتان شما! چه آسان یا به همین ترتیب منطق پیش رفت.

صحنه ای از ویژگی انیمیشن

صحنه ای از ویژگی انیمیشن “Wolfwalkers”.

(جشنواره بین المللی فیلم تورنتو)

این نوع راحتی البته بهای زیادی دارد ، به ویژه در یک رسانه هنری که وقتی به تسلیم قلبی شما می رسد ، همیشه بهترین عملکرد را دارد. منظور من از تسلیم کنار گذاشتن راحت راحتی شما ، کنار گذاشتن تلفن ، کار ، خستگی ، تلفن ، افکار رقابتی ، قرارهای دیگر ، تلفن است. من امسال فیلم های بسیار خوب TIFF را دیدم ، اگرچه حتی بهترین فیلم ها این سوال را برای من ایجاد کردند که چه بهتر از آنها دوست داشتم اگر آنها را همانطور که قرار بود برای دیدن در یک صفحه عظیم درخشان در میان جمعیت ببینم ، دوست دارم ( و بدون ویروس کرونا) تئاتر.

یک نامزد مطلوب برای چنین تجربه ای “David Byrne’s American Utopia” ، فیلم براق کننده اسپایک لی از تماشایی موسیقی Byrne است که سال گذشته در برادوی به نمایش درآمد. این فیلم (در HBO و HBO Max در تاریخ 17 اکتبر) ، جانشین معنوی فیلم کلاسیک کنسرت Jonathan Demme’s Talking Heads “Stop Making Sense” ، نوعی تجربه است که می تواند روح شما را به جنجال ها بکشاند. یا به هر حال باید باشد. تحت شرایط مختلف ، ممکن است سقف پرنسس ولز یا یکی دیگر از مکان های شاخص جشنواره را منفجر کند. در عوض ، آن در شب افتتاحیه جشنواره در یک رانندگی برای اولین بار به نمایش درآمد ، جایی که من اعتماد دارم آن را در بسیاری از چراغ های چشمک زن و بوق های بوق بدست آورد.

یک تجربه موسیقی بسیار متفاوت را می توان در “شاگرد” یافت ، یک درام متفکر ، هیجان انگیز و کاملاً غیر احساسی از کارگردان با استعداد هندی Chaitanya Tamhane. این سفر هنری و معنوی یک جوان (آدیتیا موداک) را دنبال می کند که آرزو دارد یک خواننده بزرگ شود ، و متوجه می شود که بلندپروازی او ممکن است در نهایت از استعداد او پیشی بگیرد. اگر شما ، مثل من ، چیزی در مورد موسیقی کلاسیک هندوستانی و ارادت مادام العمر لازم برای تسلط بر ملودی ها ، ریتم ها و ظرافت های آن نمی دانید ، کمی از فیلم Tamhane دور می شوید. شما همچنین سپاسگزارانه به داستانی فرو خواهید رفت که بینش آن در مورد نادر بودن موفقیت ، احتمال شکست و مبارزه ابدی بین هنر و تجارت به هر فرهنگ و زبانی صادق است.

“مرید” در جشنواره فیلم ونیز 2020 و جشنواره بین المللی فیلم تورنتو به نمایش درآمد

(جشنواره بین المللی فیلم تورنتو)

به نوعی ، “مرید” که در جشنواره فیلم نیویورک در تاریخ 29 سپتامبر بازی خواهد کرد ، ذهن من را در ذهن فیلم عجیب و غریب یک جشنواره فیلم عمیق تر از هر فیلم تورنتو که من دیدم ، به طور اتفاقی و در عین حال ناخواسته ، در مورد برخی از سالاتی که منتقدان معمولاً هنگام مواجهه با طغیان ناگهانی از هنر خوب ، بد و متوسط ​​، از خود و یکدیگر می پرسند. استعدادهای درخشان جدید ، کشف های امیدوار کننده چه کسانی هستند؟ چه داوری هایی درباره هنرمندان امسال ارائه می شود و چه کسی آنها را ارائه می دهد؟ آیا فراتر از یک جیب کوچک و بومی محلی از علاقه مندان ، آیا هر یک از این آثار برای دنیای خارج مورد توجه و یا توجه خواهد بود؟

البته همه آنها این کار را نخواهند کرد ، اما برخی از آنها ممکن است. “شاگرد” اگرچه مخاطبان محدودی را در این کشور به خود جلب می کند ، اما قبلاً پرونده ای عالی را برای خود رقم زده است ، مجهز به نقدهای شدید و جایزه فیلمنامه از هیئت داوران جشنواره فیلم ونیز ، جایی که قبل از عنوان جهانی اولین نمایش خود را داشت. به تورنتو. در همین حال ، هیئت منصفه ونیز جایزه برتر خود را ، شیر طلایی ، به “Nomadland” اعطا کرد ، قصیده ای که Chloé Zhao به زیبایی در حال سرگرمی به سرگردانی آمریکا است ، که Searchlight Pictures در دسامبر منتشر خواهد کرد. حتی در سالی که منطق معمول فصل اسکار به طرز چشمگیری متزلزل شده باشد ، “Nomadland” بلافاصله در ونیز و تورنتو به عنوان یک رقیب آشکار در جوایز مورد ستایش قرار گرفت ، به ویژه برای کارگردانی نفیس ژائو و عملکرد برجسته و عالی Frances McDormand

ژائو تنها ششمین کارگردان زن است که برنده شیر طلایی در تاریخ 77 ساله ونیز است. در همین حال ، در یک نقطه عطف حیرت انگیز و رک و کورکورانه تر ، رجینا کینگ بازیگر برنده اسکار اولین فیلمساز زن سیاه پوستی بود که در این دوره از جشنواره ونیز صفحه نمایش فیلم داشته است. اولین کارگردانی او با عنوان “یک شب در میامی” (همچنین در تورنتو) که توسط آمازون خریداری شده است ، یک سخنرانی حرفه ای است که توسط Kemp Powers از نمایش صحنه ای او اقتباس شده است و به طور موثری محمد علی (که هنوز به عنوان کاسیوس خشت شناخته می شود) را زیر پا می گذارد ، مالکوم ایکس ، جیم براون و سام کوک در سال 1964 ، در شب برنده شدن عنوان قهرمانی کلی به سانی لیستون ، وارد اتاق هتلی در فلوریدا شدند و اجازه می دهند تا وقتی جرقه های کلامی پرواز کنند ، لرزش های مکالمه جریان یابد.

آلدیس هاج (سوم از راست) ، الی گوری (نفر دوم از راست) و لسلی اودوم جونیور (راست راست) در

آلدیس هاج (سوم از راست) ، الی گوری (نفر دوم از راست) و لسلی اودوم جونیور (سمت راست) در صحنه ای از “یک شب در میامی”.

(پتی پرت / آمازون نخست فیلم)

زمان بندی دقیق و مسدود کردن مایعات کنار او ، کینگ این حقیقت را که بازیگران اغلب به خصوص کارگردان های خوب سایر بازیگران هستند ، به اثبات می رساند. رویکرد وی سودهای ویژه ای را با لزلی اودوم جونیور (“همیلتون”) در نقش کوک و کینگزلی بن عدیر در نقش مالکوم ایکس پرداخت می کند. بحث های خشمگین آنها – مالکوم مبارز کوک بسیار موفق را به عنوان یک فروختن سفیدپوش می داند ، در حالی که کوک معتقد است که اقتصادی آزادی تنها نوعی است که اهمیت دارد – س questionsالات سخت و قابل حل در مورد ماهیت پیشرفت ، نمایندگی و رهایی سیاه ، در آن زمان و اکنون ایجاد کنید. آنها دلیل دیگری هستند که کاش می توانستم “یک شب در میامی” را در تئاتر ببینم. این نوعی فیلم است که می توانید مخاطب را به سمت خود متمایل کنید ، مورد علاقه خود را انتخاب کند ، گاهی بیعت را تغییر دهد و به هر کلمه آویزان شود.

تصویری دیگر که حداقل برای نیم ساعت اول نفس گیر آن حوصله دیدن آن را ندارم: “قطعه های یک زن” نتفلیکس ، ملودرامی مبهم از نویسنده مجارستانی Kornél Mundruczó (“خدا سفید”) ) ، اولین بازی خود را به زبان انگلیسی انجام داد. با بازی Vanessa Kirby و Shia LaBeouf به عنوان یک زوج بوستونی که رابطه عاشقانه آنها با غم و اندوه از هم گسیخته می شود ، با یک سری عکس های ردیابی طولانی و با جزئیات دقیق شروع می شود که تقریباً به شما اطلاع می دهد برای چه کاری دنبال هستید: احساسی جان Cassavetes raggedness با نمایش بصری Alejandro González Iñárritu جفت شد. این همیشه شهودی ترین یا قانع کننده ترین تناسب نیست ، اما نمی توان شدت تماشای انگشتان آن قطعه تنظیم شده را باز کرد ، یا مهار خردکننده کربی در نوع نقش اصلی که مدتها بود به او رسیده است.

کربی و مک دورماند در حدس و گمان های اولیه در مورد اینکه چه کسی ممکن است نامزد اسکار بازیگر نقش اصلی زن در سال آینده شود ، بسیار فهمیدند ، همانطور که کیت وینسلت برای کار قابل توجه خود در “آمونیت” ، درام حاد حسی ممنوع فرانسیس لی. برای Rosamund Pike در J جنجال های قابل قبولی نیز وجود داشت تریلر مشترک هنری بلاکسون “من خیلی مراقبت می کنم” ، که در آن او نقش مارلا گریسون ، یخی یخی را بازی می کند که بدرفتاری با پیرشدن را به طور قانونی تحریم کرده و به صنعت کلبه خود تبدیل کرده است ، اما یک روز به طرز شگفت انگیزی اهداف نادرستی را انتخاب می کند. با تماشای کارزار ظالمانه تک پرستی که در پی آن رخ داد ، متوجه شدم که در “بازی تاج و تخت” چشمک می زنم ، دلیل اصلی این امر این است که صحنه های پایک در مقابل پیتر دینکلج باعث ایجاد لرزش های واقعی سرسی-تیریون می شوند. من همچنین مرتباً بر روی “Gone Girl” چشمک می زدم و فکر می کردم آیا ایمی دون یا مارلا گریسون در نبرد نیروگاه های پایک پیروز می شوند؟

مادس میکلسن در فیلم

مادس میکلسن در فیلم “یک دور دیگر”.

(جشنواره بین المللی فیلم تورنتو)

بازیگران خوبی نیز از بازیگران مرد وجود داشت ، به ویژه رید میلر ، كه نوبت به عنوان یك نوجوان اذیتكار همجنسگرا ناامیدكننده پذیرش پدرش (مارك والبرگ) یكی از معدود ویژگیهای بازخریدكننده بدرفتاری بازاریابی رستگاری بود “خوب جو بل. ” یادداشت ادامه تعالی مادس میکلسن هرگز تعجب آور نیست ، اما من به ویژه با کار او در “یک دور دیگر” دوست داشتنی دوست داشتنی همراه شدم ، یک درام روزه خوار دانمارکی که او را هشت سال پس از اسکار دوباره با کارگردان توماس وینتربرگ متحد می کند – نامزد “شکار”. میکلسن نقش یکی از چهار رفیق قدیمی را بازی می کند ، همه معلمان دبیرستان ، که تصمیم می گیرند با دادن معنای جدیدی به اصطلاح “الکلی با عملکرد بالا” ، بر افت های مختلف میانسالی خود غلبه کنند.

غرق در آفتاب ، برف و اسمیرنوف ، “دور دیگری” ، که دارای پایانی است که می خواهید با آن رقصید ، در نهایت تأیید تلخ و شیرین جامعه است. “جدید نظم” ، یک ترسناک و ترسناک سیاسی از فیلمساز مکزیکی میشل فرانکو (“مزمن”) ممکن است برعکس توصیف شود. افتتاح با تکان دادن به “پدرخوانده” – عروسی مجلل که در آن مردی درخواست یک لطف می کند – به سرعت به هرج و مرج خونین یک قیام طبقاتی تبدیل می شود که با یک تنش پایدار و خشونت بی وقفه و همچنین برخی از چارچوب های سیاسی مشکوک بازی می کند . یک جلوه هنری بالاتر از “The Purge” ، خوب یا بد ، “New Order” ممکن است شما را به یاد برخی از موارد سال گذشته ببخشد-در مقابل-مانند “جوکر” ، و نه فقط به دلیل علاقه فرانکو برای شخصیت های خود را با قرمز و سبز پاشید.

مانند “جوکر” ، “جدید نظم” یک جایزه بزرگ در ونیز به دست آورد (بعد از “Nomadland” دوم است) ، و گرچه احتمال دارد فقط بخشی از مخاطبان آن را فریب دهد ، استقبال از آن در میان کسانی که آن را می بینند ممکن است به همین ترتیب باشد قطبی من خودم با احتیاط مشتاقانه منتظر دیدن دوباره آن هستم ، امیدوارم در یک صفحه بزرگتر ، در یک اتاق تاریک – و نیازی به گفتن نیست ، بدون حضور بچه ها.

منتشر شده در Toronto Film Festival