رفتن به نوشته‌ها

بررسی «یک شب در میامی»: رجینا کینگ چهار افسانه را با هم متحد می کند

اولین باری که چهار قهرمان اصلی را با هم در “یک شب در میامی …” ، اولین کارگردانی بسیار تیز Regina King ، می بینیم ، آنها فقط در هر اتاق قدیمی نیستند. 25 فوریه 1964 است ، در سالن کنوانسیون ساحل میامی ، جایی که یک ستاره بوکس 22 ساله به نام Cassius Clay (الی گوری) در شرف رسیدن اولین پیروزی معروف خود برابر سانی لیستون است. هرچند وقت یکبار دوربین از این منظره عرق و خون برای جابجایی در بین جمعیت بریده شده ، نگاهی اجمالی به جیم براون (الدیس هاج) ، تفریح ​​درباره هر حرکت کاسیوس و مالکوم ایکس (کینگسلی بن-) می گیرد. آدیر) و سام کوک (لسلی اودوم جونیور) در حالی که با صدای بلند از صندلی های خود تشویق می کنند. این دو با دوستی و هیجان محسوس لحظه ای متحد می شوند. آنها همچنین با درک اینکه معنای سیاه پوستی در کانون توجه بودن است ، با نعمت های مشروط و بارهای غیرممکن ، متحد شده اند.

اقتباس كامپ پاورز از نمایش مرحله ای یك مرحله ای خود ، “یك شب در میامی …” اقتباس شده ساختاری از موفقیت سیاه است كه با توجه به نتایجی ناكام ، باز می شود. این کار با کسیوس آغاز می شود که توسط هنری کوپر در سال 1963 مشهور کنار گذاشته می شود ، سپس کار می کند تا سم کلاهبرداری – و بمب گذاری – را در برابر جمعیت کوپاکابانا که کاملاً تحت تأثیر قرار نگرفته است ، پیدا کند. ما می بینیم که جیم در یک مزرعه جورجیا متوقف می شود تا از یکی از اعضای خانواده قدیمی (Beau Bridges) بازدید کند و با عصبانیت خاموش خود یاد بگیرد که حتی یک سوپراستار NFL بودن برای او کافی نیست که در نظر برخی کاملاً انسانی باشد. در مقابل ، مالکوم ، آخرین نفر از چهار نفر ، برای اولین بار در خانه با همسرش بتی X (Joaquina Kalukango) در خانه دیده می شود ، دور از چشم قضاوت مردان سفیدپوست که تایید آنها علاقه ای به درخواست ندارد.

این صحنه های آغازین ، معرفی شخصیت ها به طور گسترده و پی در پی ، به عنوان مقدمه ای برای اکشن اصلی عمل می کند و برخی از تنوع بصری را قبل از کلوستروفوبیای اجباری که قرار است دنبال شود ، ارائه می دهد. (اینها همچنین به ما اجازه می دهند که از زیرکی و درخشش زیبا در طراحی تولید باری روبیسون در اواسط دهه 60 قدردانی کنیم.) اما این صحنه ها همچنین به طرز ماهرانه ای دل مشغولی های موضوعی فیلم و ساختار سمفونیک آن را ثابت می کنند: در اینجا چهار مرد سیاه مشهور وجود دارد که دوره صعود آنها مصادف با دوره حقوق مدنی است و تجربیات آن ، هرچند متمایز ، یکدیگر را به آسانی و شفاف سازی وا می دارند.

مانند این بازی ، فیلم روایتی خیالی و خیالی از گردهمایی در متل همپتون هاوس ارائه می دهد ، واحه ای طولانی مدت برای گردشگران سیاه پوست در ساحل میامی که هنوز جدا شده است. (فیلم در نیواورلئان فیلمبرداری شده است.) آنها پس از اولین مسابقه Clay-Liston تاریخ ساز در اینجا جمع شده اند ، البته به دلایل کاملاً متفاوت. سام و جیم امیدوارند که در یکی از شهرهای مهمانی بزرگ امریکا نوشیدن ، آرامش و لذت بردن از شبی لذت طلبانه را تجربه کنند. مالکوم و محافظ معنوی او ، کاسیوس ، هنگام آماده شدن برای اعلام گرایش دومی به اسلام ، نگرانی های جدی تری دارند. برخی از مسابقات اسپرینگ وجود دارد – مالکوم خالصانه بستنی را به جای مشروبات الکلی به ارمغان آورده است – اما حالت خنده دار و جشن خیلی زود متشنج می شود زیرا کلمات به اسلحه تبدیل می شوند و یک چهار دستی یک اتاقه خود را از طریق سیال زیبا ، جهت عالی کینگ تبدیل می کند و به یک بلاغت تبدیل می شود فیلم اکشن.

صحنه ای از

آلدیس هاج و لسلی اودوم جونیور در فیلم “یک شب در میامی …”

(پتی پرت)

ممکن است با توجه به ریتم های محرمانه مکالمه ، آن صحنه های اولیه بوکس را به یاد بیاورید ، در حالی که مالکوم و سام در وزنه های سنگین آنتاگونیست بازی می کنند در حالی که جیم و کاسیوس از کنار زمین دست و پا می زنند و همه چیز را روان می کنند. طولی نمی کشد که مالکوم از سام به عنوان “یک اسباب بازی بادگیر در یک جعبه موسیقی” نام می برد ، و با هزینه آهنگ آزادی سیاهپوست به سلیقه جریان اصلی سفید با تک آهنگ های محبوب و جدول بالای جدول خود می رسد. طولی نمی کشد که سام به این نکته اشاره می کند که مالکوم یک قاتل خودخواهانه است ، و در بینش محدود خود از آزادی سرمایه گذاری کرده است تا درک کند که آزادی که برای جامعه آنها بیشترین اهمیت را دارد – تحرک اقتصادی – چیزی است که سام ، بیش از هر یک از آنها ، به وفور دارد.

آیا آن آزادی خاص هزینه سیاسی بیش از حد زیادی دارد؟ در یک زمان ، مالکوم رکورد Bob Dylan را برای به دست آوردن یک امتیاز سخت ثبت کرد ، با اشاره به اینکه موفقیت چشمگیر “Blowin ‘in the Wind” به نظر می رسد ادعای سام را که آهنگ های اعتراض آمیز از نظر تجاری غیرقابل انکار هستند رد کند. (این تکذیب آشکار – که جریان اصلی با نگرانی چشم پوشی از اعتراضات وی را می شنود و تأیید می کند – بی قید و شرط می ماند.) این موسیقی داخلی ، تقریباً در نیمه راه یک فیلم برگزار می شود و به طور دوره ای توسط مخملی سام (که گفته می شود اودم است) قطع می شود آواز صاف ، آموزنده است. اگر “یک شب در میامی …” با حضور در یک رینگ بوکس کلامی ، به ورزشکاری علی احترام می گذارد ، با تبدیل گفتگوی خود به نوعی موسیقی ، توسط چهار بازیگر که هرگز نت نادرستی نمی زنند ، از سام کمترین افتخار می کند.

کینگ ، که سالها تلویزیون را کارگردانی می کند ، به نوعی این حقیقت را برآورده می کند که بازیگرانی که تبدیل به فیلم شده اند ، بهترین بازیگران را از بین می برند ، هرچند که این کار را با نظم و انضباط انجام می دهد تا تمایلی. (همکاران وی در اینجا شامل فیلمبردار تامی ریکر و تدوینگر طارق انور هستند که هر دو با دقت غیرقابل احتیاط کار می کنند.) تعلیق ناباوری که به جعل هویت افراد مشهور احتیاج دارد ممکن است در اینجا چهار برابر شود ، اما “یک شب در میامی …” این افراط را به یک نوعی اقتصاد این حرکت با اطمینان انگشت سبک ، از طریق سکانس هایی که از آریاهای روح انگیز به دوبیتی های پایدار تبدیل می شوند ، حول اجراهایی ساخته می شوند که ماهیت مشترک دارند و نه تقلیدی.

گوری به ویژه به عنوان كاسیوس ، كودك ساده لوح ، مشتاق رضایت خاطر این گروه خاص ، بسیار چشمگیر است ، گرچه از نظر ظاهری او از صراحت و كلاهبرداری كه محمد علی آینده برای آن شناخته خواهد شد ، چشم پوشی می كند. هاج ، که به سرعت به یکی از پربیننده ترین بازیگران اطراف تبدیل می شود (“دلسوزی” ، “مرد نامرئی”) ، یک حضور کاریزماتیک مغلوب است ، صلح سازتر از تحریک کننده است. اما این باعث می شود که هنگامی که جیم در دفاع از سام بلند می شود و به راحتی با یکی از شدیدترین ضربه های فیلمنامه به مالکوم برخورد می کند ، ناخوشایند – و راضی کننده باشد -: “من همیشه خنده دار می دانم که چگونه گربه های پوست سبک شما اینقدر لعنتی مبارز هستند”.

صحنه ای از

کینگزلی بن العدیر در فیلم “یک شب در میامی …”

(پتی پرت / استودیوی آمازون)

بحثی که از آن یک اظهار نظر حاصل می شود فقط یک نمونه از چگونگی “یک شب در میامی …” است که هرگونه برداشت ساده و یکپارچه از هویت سیاه را از بین می برد. (در این ، این فیلم با درام اخیر دوره نمایش از مرحله به مرحله دیگر ، “ته سیاه Ma Ma Rainey” و همچنین با انیمیشن Pixar “Soul” که Powers به ​​طور مشترک نویسنده و کارگردانی کرده است ، مشترک است.) این دوستان به بازی بازی می کنند ، و گاه خشمگینانه ، بر سر بسیاری از موضوعات مخالف: هنر و تجارت ، جذب و انزوا ، انفعال و ستیزه جویی ، معنوی و سکولار. آنها در مورد بیتلز ، رولینگ استونز و JFK بحث می کنند. آنها درباره نژادپرستی که روزانه با آن روبرو می شوند و انحراف آن با شمشیر دو لبه مشهور ، دستیابی به تعالی در کشوری که تعالی به عنوان یک فضیلت منحصراً سفید تعریف می شود ، صحبت می کنند.

چگونه باید آشکارا و با تلاش ، خود را در خلاف آن منطق متعصب قرار دهند؟ آیا موفقیت های مردمی باید همیشه باعث فروش نهایی شود و آیا رد این موفقیت یکپارچگی را تضمین می کند؟ شوخ طبعی و عطوفت “یک شب در میامی …” نهفته در پاسخ آسان است ، این است که می توان تشخیص داد که پاسخ ها برای همه متفاوت است ، همانطور که از شور و اشتیاق و نگرش هر یک از مردان می فهمید حوزه فرهنگی خاص او این هالیوود برای سام و شاید هم برای جیم است که به تازگی در یک فیلم وسترن ، “ریو کنچوس” بازی کرده و چشم به راه یک فیلم طولانی مدت است. از نظر مالکوم ، این ملت اسلام است ، گرچه محرمانه شدن روزافزون او از این جنبش دشوارتر می شود – و این دلیل عمده ای است که او قصد دارد کاسیوس را به دام بیندازد.

اما بازی بن آدیر در نقش مالکوم – آخرین اجرای حساس این بازیگر بریتانیایی از یک شمایل آمریکایی ، پس از بازی پرزیدنت اوباما در فیلم “The Comey Rule” – انگیزه ای کمتر حساب شده و احساسی را نشان می دهد. سازش ناپذیرترین صدای فیلم ممکن است آسیب پذیرترین آن نیز باشد: بن آدیر با صدایی که می تواند با چرخش به زور و به راحتی مبهوت شود ، توجه خود را به ترس و تنهایی مالکوم ، آگاهی او از اینکه به دلیل اصرار بر جدایی و تعیین سرنوشت از خود نشان می دهد ، جلب می کند. ، او یكی از اعضای این چهار گروه است كه كاملاً تعلق ندارد. اشتیاق او به عکاسی این نکته را تأکید می کند: در حال گرفتن تصاویر از سه عکس دیگر ، او اغلب همان است که در بیرون می ماند و به دنبال آن می رود.

او و سام یک جفت فویل عالی ایجاد می کنند و اودم ، چیزی کمتر از زمانی که در “همیلتون” آرون بور بازی می کرد ، به شدت بین حمله و دفاع جابجا می شود. رابطه بین مالکوم و سام توسط شبح مرگ تعقیب می شود ، به صراحت در مورد مالکوم ، که به سختی یک سال بعد کشته می شود ، و به طور ضمنی برای سام ، که حتی زودتر به پایان خشونت آمیز خود دست خواهد یافت ، تصدیق شد. حرکتی تلخ که سرانجام این دو مرد را به هم پیوند می دهد ، برادرانی که در زیر پوست نزدیکتر از آن چیزی هستند که متوجه می شوند ، سوالی را به وجود می آورد که از استعدادهای بسیار متفاوت آنها ناشی می شود: آیا می توانید در همان نمونه تحریک و سرگرمی کنید؟ آیا می توانید جمعیت را راضی کرده و آنها را به فکر وادار کنید؟ “یک شب در میامی …” با تحرک و انکار ناپذیری مثبت پاسخ می دهد.

‘یک شب در میامی …’

امتیاز: R ، برای زبان در کل

زمان اجرا: 1 ساعت و 54 دقیقه

بازی کردن: 8 ژانویه در تئاتر Mission Tiki Drive-In ، Montclair و Vineland Drive-In ، شهر صنعت آغاز می شود. در Amazon Prime Video نیز موجود است

منتشر شده در دانلود فیلم