رفتن به نوشته‌ها

بررسی نسخه جدید نتفلیکس “The Boys in the Band”

هنگامی که “پسران در باند” مارت کرولی ، نوه نمایشنامه های همجنسگرایان ، برای اولین بار در خارج از برادوی ظاهر شد ، یک نگاه اجمالی به آنچه برای سایه ها ارسال شده بود ، ارائه می دهد: زندگی مردانه همجنسگرایان همانطور که در خارج از کمد تجربه می شود.

شخصیت های این درام 1968 ، دوستان نیویورکی برای یک جشن تولد ، کوکتل های ناخوشایند ، تجارتی متفرقه ، جمع شدن در یک خط کر ، لاس زدن ، شعله ور کردن و پرتاب مناسبات جمع شده بودند. روان پریش بی وقفه است ، اما هیچ کس خودکشی نمی کند ، پایان سنتی همجنس گرایان در نمایش ها و فیلم ها ، بنابراین پیشرفت محسوب می شود.

یک سال پس از اولین نمایش “The Boys in the Band” ، شورشهای استون وال باعث ایجاد جنبش آزادی همجنسگرایان شد. همانطور که بازی کرولی پیشگامانه در ایجاد دید به خرده فرهنگی بود که هنگام نادیده گرفتن مورد تمسخر قرار می گرفت ، تا زمان انتشار نسخه فیلم در 1970 ، کار قبلاً به عنوان واپس گرایانه کنار گذاشته شده بود.

مهارتهای اردوی کراولی سالها در کافه های همجنسگرایان در سراسر آمریکا طنین انداز بود ، اما دوگانگی غالب بود. بین تمایل به کلیشه های پر زرق و برق و هوموفوبیای درونی شده مایکل ، قهرمان الکلی و آتش افروز روانشناختی ، به نظر می رسید که این درام کاریکاتورهای ناموزونی را تشکیل می دهد.

اما کراولی در واقع جامعه را به خاطر عشق ورزیدن بین مردان کثیف ترین راز محکوم می کرد. ویتو روسو تا آنجا پیش رفت که در “گنجه سلولویید” ، کتاب بی بدیل خود درباره همجنسگرایی در فیلمهای 1981 ، اعلام کرد که “پسران در گروه” بهترین و قوی ترین بحث برای آزادی همجنسگرایان است که تاکنون در یک هنر عامه پسند ارائه شده است فرم.”

هنگامی که پس از تماشای نسخه جدید Netflix “The Boys in the Band” که به جمع بازیگران احیای برادوی 2018 برنده تونی جو مانتلو پیوست ، برای BFF خود به BFF پیام کوتاه نوشتم ، متوجه شدم که کار برجسته کراولی هم تاریخ دارد و هم ابدی ، یک قطعه دوره که هنوز چیزی فوری برای گفتن دارد در نیمه قرن گذشته شرایط برای افراد دگرباش جنسی بهبود یافته است ، اما تبعیض و همجنسگرایی همچنان ادامه دارد. کار کرولی نقشه داخلی سازی این نوع سمی عدم تحمل را نشان می دهد ، روشی که به درون بافت هویت همجنسگرایان نفوذ می کند و از درون خورد می شود.

این بازسازی خوش تیپ با فیلمنامه ای از کراولی و ند مارتل توسط مانتلو در یک کلیپ سرگرم کننده کارگردانی شده است. جیم پارسونز در نقش مایکل ، میزبان زن موج سواری کاملاً مردانه بازی می کند که سعی می کند نفرت خود را زیر ترمه هرمس پنهان کند که هنوز هم نتیجه ای ندارد. زاخاری کوینتو در نقش هارولد ، پسر تولدی که صریحاً خود را “پری یهودی 32 ساله ، زشت و دارای جیب” توصیف می کند ، بازی می کند و به صراحت می گوید که هیچ کس ، حتی مایکل با زبان تیز ، نمی تواند زخمی شود او را با تذکر برشی

هنگام روشن شدن یک تلاطم مشترک ، هارولد به عنوان یک وزنه مخالف گروه کر ، ریاست را بر عهده دارد و رانش های سوزاننده مایکل را با حقایق وحشیانه خود مقایسه می کند. مایکل پس از یک دیدار غافلگیرکننده از طرف دوست خود در کالج ، آلن (که برایان هاچیسون با زبانی غم انگیز بازی کرد) از واگن سقوط کرد. مایکل که آشفته و خجالت زده شده است ، عصبانیت خود را به مهمانان خود می اندازد به گونه ای که می تواند مارتا را در پول “ادوارد آلبی” “چه کسی از ویرجینیا وولف می ترسد؟” – تأثیر محسوسی در درام کرولی.

خصومت در “پسران در گروه” نه تنها زشت بلکه به طرز چشمگیری محدود کننده است. شرارت مایکل با لگد زدن به چرخ دنده بالا ، برخی از تفاوتهای روانشناختی خود را از دست می دهد. این شخصیت شروع به شباهت به یک وسیله طرح می کند در حالی که با تب و تاب تلاش می کند تا وضعیت ایستایی یک جشن تولد را که به هم ریخته است ، تشدید کند.

پارسونز همیشه کاملاً بازیگران به نظر نمی رسد ، اما او یک نگاه اجمالی قدرتمند از وحشت پیری مایکل به ما می دهد ، وقتی با دیدن خود در آینه ، سر خود را برمی گرداند ، انگار یک خون آشام است که بارقه های طلوع را حس می کند. او دوستی سازگار مایکل با آلن را که از بیزاری خود برای زنانگی مردان هیچ استخوانی ایجاد نمی کند ، با ظرافت به خودزبانی خود مایکل مرتبط می کند. با این حال ، رفتار این مرد همجنسگرا کاتولیک تقسیم شده و نیمه خراب وقتی که در جین غرق می شود ، ساختگی می شود. نوشته های تا حدودی یکنواخت کرولی نیاز به ترسیم ظریف تری در عملکرد دارد.

در سال 1996 در احیای فیلم “پسران در باند” خارج از برادوی ، دیوید گرینسپن ، هنرمند تکرار نشدنی تئاتر “ابی” ، نقش هارولد را بازی کرد ، انگار که او یک فرازمینی است که در یک غیبگر اغراق آمیز دهه 1960 پوشیده شده است. این تصویر تکان دهنده ای عجیب و غریب است که نمایش را برای دوره جدید بیدار می کند. عملکرد کوینتو جسارت عجیب گرینسپن را به ذهن متبادر کرد ، با این تفاوت که دوربین از این الگوی گفتاری کشیده هارولد ، خنده کفتار و حرکات کندش گرانش استقبال نمی کند. گاهی اوقات به نظر می رسد که ما هارولد را از طریق رنگ زردی عینک های رنگی اش مشاهده می کنیم. شخصیتی که یک زن بدبین و قلبی آگاه است ، یک شخص خارجی است. اما تصویر کوینتو گرچه از لحاظ عجیب و غریب بودن جذاب است ، اما هارولد را از گروهی که همیشه به آن تعلق دارد جدا می کند.

یکی از مزایای فیلم اصلی “پسران در گروه” به کارگردانی ویلیام فریدکین (که کارگردانی یک فیلم کمی ترسناک به نام “جن گیر” را بر عهده دارد) این است که بازیگران به طور گسترده ای شناخته شده نبودند ، به راحتی اشتباه می شود مبتکران نقش ها برای شخصیت های خود. بازیگران پرستاره مانتلو اجازه ایجاد همین سردرگمی را نمی دهند.

فراتر از نام های خنده دار پارسونز و کوینتو ، این لوکس لوکس تولید شده توسط رایان مورفی چهره های قابل تشخیص آندرو رانلز ، بازیگر نقش لری ، و مت بومر است که زیبایی قلقلک و لطف زیبایی (همراه با برهنه برهنه) را به ارمغان می آورد. به لرزش عصبی دونالد. اگرچه گاهی اوقات به نظر می رسد که لباس “Boys in the Band” را پوشیده است ، اما رانلز زندگی لری با روابط لری با هنک (یک توک واتکینز طبیعی بی عیب و نقص) ، معلم ریاضی که همسرش را به لری ترک کرده و اجبار شریک زندگی خود را درک نمی کند ، نفس می کشد. سفر دریایی

مایکل بنجامین واشنگتن هنگامی که شخصیت از یک باتری تخریب نژادپرستانه شانه خالی می کند ، به کتاب برنارد یک افتخار آزار دهنده می بخشد. به عنوان گاوچران ، یکی از هدیه های تولد هارولد ، چارلی کارور با یک شیرینی محبت آمیز به آهسته آهسته نفس می کشد که فقط بی رحمی بلاعوض مایکل را تسکین می دهد.

اموری ، پر زرق و برق ترین در مجموعه طبقه بندی کرولی ، توسط آلن منزجر به عنوان “یک پروانه در گرما” توصیف می شود. اما در تازه ترین شخصیت پردازی فیلم توسط رابین دی عیسی بال های فولادی به او داده شده است. او که در مورد آپارتمان با استفاده از لازانیایی که مخصوصاً تهیه کرده است ، صحبت می کند ، با کمال میل ضمایر را با هم مخلوط می کند ، مرواریدهای ریبلد مانند آبنبات را بیرون می کشد ، از تأیید هدیه کابوی خود توسط هارولد خوشحال می شود و بعد از اینکه توسط آلن مورد حمله قرار گرفت و مایکل مورد حمله لفظی قرار گرفت ، فرار نمی کند.

قدرت اموری ، بیشتر در جریان بازی مهمانی سادیستی ، که در آن مردان توسط مایکل مورد آزار و اذیت قرار می گیرند تا با شخصی که واقعاً دوستش داشتند تماس بگیرند و راز خود را قبل از قطع تلفن اعتراف کنند ، بیشتر مشهود است. در تصویر زمینه ای دی عیسی ، خاطره آسیب رسان اموری از یک پسر بزرگتر از دوران کودکی خود در برانکس که فقط می خواست با او نزدیکتر شود ، بدون ایجاد احساساتی کردن شخصیتی که از مدت زمان طولانی به خاطر سپردن او از گله جدا شده ، انسان سازی می کند.

حتی آلن ، که به دلیل ترکیبی از شوک پوستی و کنجکاوی جنسی آویزان شده است ، نسبت به هویت شیطانی پرتابش که چندی پیش به دهان او مشت شد ، دلسوزی می کند. بازی مایکل ممکن است انگیزه های مخربی در پشت خود داشته باشد ، اما یک موضوع واحد برای متحد کردن داستان های مختلفی که به اشتراک گذاشته می شود پدیدار می شود: چقدر زندگی متفاوت می شد عشق – بی گناه ، پسرانه ، عشق محاسبه نشده – باعث شرمساری نمی شد.

هر گونه احیای “پسران در گروه” مجبور است ردپای ماندگار گذشته را در زمان حال تشخیص دهد. این فیلم ، اختصاص داده شده به کراولی ، که در این سال درگذشت ، به زیبایی یک همجنس گرای پرنعمت نیویورک را که به طور غیرقابل تحول به Stonewall می ساخت احضار می کند.

اگر برخی از ظرافت های شخصیت در این اغتشاش مست از بین برود ، شرکت اختصاصی Mantello از پیوندهای مشترکی که شخصیت ها را از چنین زمینه های مختلف به یک خانواده تبدیل کرده است ، تقدیر می کند. این دوستان سرسخت در آپارتمان شیک مایکل زندگی می کنند گویی که خانه آنها نیز است. و آنها یکدیگر را تحمل می کنند زیرا خشم درد عقب مانده را درک می کنند.

شاید بیشترین خاطره ای که از این نمایشنامه به یادگار مانده ، شکست ناامیدکننده مایکل در پایان است: “چه کسی بود که همیشه می گفت:” شما یک همجنسگرای خوشحال را به من نشان می دهید ، و من یک جسد همجنسگرایان را به شما نشان می دهم. “اما جالبترین اظهارات جدائی هارولد از مایکل است که پس از اشاره به نفرت از خود در ریشه خصومت دوستش بیان شده است: “فردا با تو تماس بگیریم.”

منتشر شده در Arts