رفتن به نوشته‌ها

اسموکی رابینسون در اشتباه بودن با لیونل ریچی

هنگامی که اسموکی رابینسون در اوایل دهه 1970 از مادری خود دیترویت به دنبال بنیانگذار Motown Records بری گوردی جونیور به لس آنجلس رفت ، خواننده و ترانه سرا ، به عنوان مسئولیت صدای پاک نشدنی آن برچسب ، شبکه گسترده ای را برای جستجوی اولین خانه خود در اینجا ایجاد کرد.

رابینسون ، 80 ساله ، روز دیگر با خنده به یاد آورد: “کارگزار من را به همه تپه ها برد – بورلی ، وودلند ، پنهان ، هالیوود”.

رابینسون پس از گذراندن چند ماه اول خود در هتلی در بلوار ویلشایر ، سرانجام در مکانی در بورلی هیلز برای او ، همسر اولش (و همبازی سابق میراکلس) ، کلودت راجرز و دو فرزند کوچکشان مستقر شد.

وی گفت: “و دلیل خرید آن خانه این بود که تنها گشتی بود که در آنجا دیدم بچه هایی که بیرون بازی می کردند ،” “بچه های جوان مثل بچه های من مثل بچه ها هستند که جلوی خانه هایشان با هم بازی می کنند. من این را در جای دیگری ندیدم بنابراین من گفتم ، “این همین است.” “

رابینسون هنگام خواندن خاطرات صوتی روز پنجشنبه از Audible ، فضای همسایگی را نوعی نسخه متحرک از دوران کودکی خود می دانست. بخشی از مجموعه “Words + Music” این شرکت که شامل نسخه های قبلی جیمز تیلور و سنت وینسنت است ، این برنامه 100 دقیقه ای سفر رابینسون را از بزرگ شدن در دیترویت دنبال می کند – جایی که او در چند بلوک دایانا راس زندگی می کرد و در استعداد شرکت می کرد مسابقات در ایوان عقب دوستش آرهتا فرانکلین – برای رسیدن به ستاره پاپ در سراسر جهان و ورود به تالار مشاهیر راک اند رول در سال 1987.

در طول راه ، او اجرای های صمیمی جدیدی را از برخی از امضاهای مهمی که با Miracles یا به عنوان یک اقدام انفرادی ضبط کرده یا برای دیگران در خانواده موتاون نوشت ، اجرا می کند ، از جمله “دختر من” ، “فروشگاه اطراف” ، “اشکهای یک” دلقک ، “” راهی که شما کارهایی را که می کنید انجام می دهید “و” کرویزین “.” البته گوش دادن به این آهنگ ها اکنون تعجب است که آنها تا چه حد عمیق خود را در فرهنگ لغت آمریکایی قرار داده اند – و به میزان قابل توجهی آنها ” این ایده را که یک آهنگ عاشقانه باید انجام دهد ، شکل داده است. اما با شنیدن رابینسون داستان پشت ملودی دلخراشی (مانند “Ooo Baby Baby”) یا چرخشی واضح از جمله (“لبخند من آرایش من است / از زمان جدایی با تو می پوشم”) از “مسیرهای اشک من” تعریف می شود ) همچنین به شما این امکان را می دهد که دوباره از نبوغ او متعجب شوید. رابینسون این پروژه را از خانه خود در L.A.

شما در ابتدا در برابر جابجایی Motown مقاومت کردید. چرا؟
فکر کردم این حرکت بدی است. دیترویت جایی بود که ما شروع کردیم و در آن زمان ، موتاون چنان قدرتمند شده بود که حتی آنها دیترویت موتاون را صدا می زدند. حرکت به لس آنجلس ، جایی که شلوغی و شلوغی زیادی در آن جریان داشت ، به این معنی است که ما فقط یکی از بسیاری از آنها بودیم. سپس بری مرا نشاند و گفت: “نه ، مرد – لس آنجلس پایتخت سرگرمی جهان است. آنها در حال ساخت فیلم و کارهای ویژه تلویزیونی هستند. ما هنوز می خواهیم یک شرکت ضبط باشیم ، اما به همه موارد دیگر دسترسی خواهیم داشت. ” بعد از بیرون آمدن از اینجا ، فهمیدم که او در مورد چه چیزی صحبت می کند. اما من اعتراض کردم

تجارت موسیقی پر از خیانت و بی اعتمادی است –
بسیاری از روابط خراب.

با این حال شما در خاطرات درباره اعتقاد پایدار خود به دید بری صحبت می کنید.
ما بحث ها و گفتگوهایمان را داشته ایم ، اما همیشه آنها را مانند دوستان – مانند برادران – داشته ایم. ما هرگز بیرون نبوده ایم

آیا موتاون آرمان گرایی را که با آن شکل گرفت حفظ کرد؟
کاملا. این زیبایی موتاون بود. بری این کار را به این دلیل شروع کرد که هیچ کس به او پول نمی داد ، بنابراین او می خواست کاری را شروع کند که در آن مردم به آنها حقوق می دهند. و ما پرداخت شده.

بری گوردی جونیور ، چپ ، و اسموکی رابینسون.

بری گوردی جونیور ، چپ ، و اسموکی رابینسون در سال 2019.

(آل سیب / لس آنجلس تایمز)

با نگاه به گذشته ، این برچسب به وضوح الگویی برای مشاغل خلاق متعلق به سیاه پوستان در آمریکا بود. آیا در ابتدا همه شما این حس را داشتید که دنبال یک دنباله هستید؟
من به این فکر نمی کردم من اینجا هستم ، یک پسر جوان ، 17 یا 18 ساله ، عشق او ، رویای او – که غیرممکن رویا – حضور در دنیای موسیقی ، نوشتن آهنگهای من ، آواز خواندن ، ضبط ضبط و همه اینها است. این همان چیزی بود که من به آن فکر می کردم. بعداً مشخص شد که واضح است که ما در حال تغییر اوضاع هستیم.

آیا موفقیت همان طور که انتظار داشتید اتفاق افتاد یا متفاوت بود؟
آره[[می خندد]. این همان چیزی بود که انتظار داشتم ، اما متفاوت هم بود ، زیرا مدت زیادی طول کشید تا ما به عنوان یک هنرمند کار خود را انجام دهیم. خوشبختانه برای ما ، بری یک طراح رقص را استخدام کرد و افرادی که می آیند به ما آواز و همه اینها را بیاموزند. در Motown ، ما مدرسه ای را به نام توسعه هنرمند انجام دادیم. همه هنرمندان ، فارغ از اینکه کی بودید و چه کسانی شدید ، هفته ای دو روز که در دیترویت بودید ، باید به Artist Development می رفتید.

آیا تا به حال از این روند نظافت ناراحت شدید؟
بگذارید چیزی به شما بگویم: من از هیچ کاری در مورد نمایش تجاری دلخور نیستم. آخرین باری که در دیترویت بودم ، تمام گروهم را به همراه خود کشیدم – من 19 نفر دارم که با من سفر می کنند: گروه روشنایی ، گروه صدا ، گروه موسیقی ، خوانندگان – یک اتوبوس اجاره کردم و آنها را به جایی که بزرگ شده ام بردم ، بنابراین آنها می توانند ببینند ریشه های آن اکنون کاملا فقیر شده است – افرادی که در یک خانه زندگی می کنند و خانه بعدی خرد شده و سوار می شود. این یک ظرف غذا است بنابراین وقتی فرصتی پیدا کردم که چیزی را زندگی کنم که هرگز جرأت نداشتم فکر کنم واقعیت داشته باشد ، آن را گرامی داشتم.

تصور یک واکنش متفاوت آسان است.
من دیده ام که هزاران نفر از طریق کسب و کار نمایشی آمده اند که وقتی موفق به کسب رکورد یا برخی از بدنامی هایی شدند که کسب و کار نمایشی به آنها وابسته بود ، شروع به باور کردند و بنابراین اگر آنها بخواهند می توانند فقط یک شخص باشند. اکنون اکثر آنها یا مرده اند یا کنار جاده.

اما در دوران کودکی ، دو پدر و مادر داشتم که در زمینگیری من عالی بودند. چیز دیگری: من یک انسان مذهبی نیستم ، اما بسیار روحانی هستم. من ارتباط بسیار نزدیک با خدا دارم. بنابراین می خواهم بگذارم خدا آنچه را که برایش دعا کرده ام به من بدهد ، و سپس می خواهم در این مورد یک الف باشم؟ نه نه نه.

شما در خاطرات خود می گویید که “What’s Going On” از Marvin Gaye آلبوم مورد علاقه شما در تمام دوران است. چرا؟
این پیشگویی است وقتی ماروین آن را می نوشت ، دقیقاً در گوشه ای از من زندگی می کرد. من و ماروین تقریباً هر روز در زندگی مان آویز بودیم و همه کارها را کردیم – گلف ، بسکتبال ، شطرنج. اما من می خواستم به خانه اش بروم و فقط در آنجا بنشینم وقتی او می نوشت. او روزی به من برگشت و گفت: “دود کن ، خدا دارد این آلبوم را می نویسد.” من گفتم ، “آره ، مرد ، عالی است.” او گفت ، “نه ، مرد – من فقط اینجا نشسته ام ، و من همان کاری را می کنم که خدا هدایت می کند.” من باور کردم اگر به “What’s Going On” گوش دهید ، امروز بیشتر از زمان انتشار آن احساس تندتر می کند. اما در آن زمان این یک زنگ هشدار برای همه بود.

شما آشفتگی سیاسی زیادی را تجربه کرده اید. دوران ترامپ چگونه مقایسه شده است؟
این بدترین چیزی است که در طول زندگی من بوده است. من هرگز این آشفتگی و هرج و مرج را ندیده ام. من 80 ساله هستم و هرگز اینطور ندیده ام. همیشه.

واکنش شما نسبت به انتخابات ریاست جمهوری چه بود؟
خوشحال شدم دعاهایم مستجاب شده بود. این احساس من بود ، زیرا گاوها بسیار زیاد بودند – در دولت ما جریان دارند – گاوهای آشکار و آشکار -. فکر می کنم آمریکا از این موضوع خسته شد. من کردم.

یک دقیقه درباره صدای آواز خود صحبت کنید. ویبراتو فوراً قابل تشخیص است.
کسی روز دیگر با من تماس گرفت ، پرسید که آیا می خواهم در “خواننده نقابدار” باشم؟

این رمز و راز مدت زیادی دوام نخواهد آورد. درباره صدای خود چگونه قضاوت می کنید؟
واقع بین بودن ، می دانم که من بزرگترین خواننده نیستم. آرتا ، ویتنی ، لوتر واندروس – اینها خواننده های بزرگی هستند. اما من ضعیف ترم من احساس کردن آنچه می خوانم این کلید من است.

وقتی با کسی آشنا می شوید که نمی داند شما کی هستید ، چگونه خود را توصیف می کنید؟ به عنوان خواننده یا ترانه سرا؟
من نمی کنم من با شما ملاقات می کنم ، من فقط یک پسر هستم: “هی ، چه اتفاقی می افتد؟” مردم من را نمی شناسند ، با من جالب است. من به شما مثالی می زنم: من یک روز صبح در فرودگاه هستم و ناشناس هستم – سایه هایی بهم زده ، یقه بالا زده ، کلاهک جمجمه روی سرم کشیده شده است. من در گوشه ای نشسته ام و در حال خواندن یک مجله هستم ، خوب؟ و من این پسر جوان سفیدپوست را می بینم که حدوداً 20 یاردی دیگر از من فاصله دارد و او با دوست دختر خود است. او “بله” را با سرش انجام می دهد و او “نه” را با سرش انجام می دهد. آنها به من مراجعه می کنند و پسر می گوید ، “هی مرد ، من می دانم که تو نمی خواهی اذیت شوی ، اما من فقط باید این را به او ثابت کنم زیرا من تو را دوست دارم – من همه کارهایی را که شما انجام داده اید به دست من رسیده است. پس لطفاً برای او امضا امضا می کنید؟ لطفاً بگویید ، “عشق به سارا ، از لیونل ریچی”؟ ” و این همان چیزی است که من نوشتم: “عشق به سارا ، از لیونل ریچی”.

منتشر شده در دانلود فیلم