رفتن به نوشته‌ها

استنلی کراوچ ، منتقد تحریک کننده و عاشق موسیقی جاز ، در سن 74 سالگی درگذشت

استنلی کراوچ ، منتقد بحث انگیز و تأثیرگذار ، ستون نویس و خودآموز دوره رنسانس که در داستان و داستان نویسی الهام گرفته از دانش و عشق خود به بلوز و جاز و انگیزه خود برای عبور از خط بود ، چهارشنبه در سن 74 سالگی درگذشت.

همسرش گلوریا نیکسون کراوچ به آسوشیتدپرس گفت که وی در بیمارستانی در شهر نیویورک درگذشت. وی در سالهای اخیر پس از سکته مغزی در وضعیت ضعیفی بود.

در حرفه ای که متعلق به دهه 1960 بود ، کراوچ ستون نویس Village Voice و New York Daily News ، مهمان برنامه NPR و چارلی رز ، نوازنده درام جاز ، بنیانگذار آنچه در مرکز لینکلن جاز شد و مربی وینتون مارسالیس بود ، بود. و بسیاری از نویسندگان و نوازندگان جوان ، علاقه مند به بیس بال و فولکلور آمریکایی و آفت تونی موریسون ، اسپایک لی و امیری باراکا ، و دیگران.

در خانه ، او موسیقی می خواند ، می نوشت و گوش می داد. دور از خانه ، او ممکن است به هر کجا سر بزند – با ال گور معاون رئیس وقت وقت ، نواختن موسیقی در Village Vanguard یا صحبت کردن در یک مراسم برای جوایز شورای ملی بازبینی ، وقتی که جایزه ای را از طرف او دریافت کرد کوئنتین تارانتینو ، که از تعریف و تمجید کراوچ برای “داستان پالپ” قدردانی کرد. وی همچنین مورد علاقه مستند سازنده مستند کن برنز بود ، تفسیر او در های “جاز” و “جنگ داخلی” در میان های دیگر بود.

کارهای کراوچ همیشه ترکیبی از هنر بالا و گفتگوی خیابانی بود ، نسخه نثر آنچه او دموکراسی عمیق موسیقی جاز می دانست. او کشور خود ، کار و زندگی خود را در هم تنیده می دید ، که “از طریق استدلال ، از طریق تناقض ، از طریق تفسیر مجدد” ، با روحیه “خوش بینی تراژیک” پایه ریزی شده و مورد ظهور قرار می گیرد. او در بیوگرافی 2007 خود از چارلی پارکر ، “کانزاس سیتی رعد و برق” ، ساکسوفونیست بزرگ را در روزهای ابتدایی خود نه تنها یک موسیقی دان انقلابی ، بلکه نوعی شهروند نمونه معرفی می کند.

كراوچ نوشت: “پارك 21 ساله تحت تأثیر موسیقی خود قرار گرفت – این نیاز شدید به بداهه نوازی ، یادگیری آهنگ های جدید ، و یافتن راه های جدید برای عبور از هارمونی با موادی است كه وی را از شر كلیك آزاد می كند.” “به نظر می رسید پاركر روحي گريه كننده دارد ، روحي كه به دليل طبيعت زندگي آشفته است و مي تواند تقريباً جشن نامحدودي داشته باشد.”

کراوچ از ایده های جدید حمایت می کرد ، اما عمیقاً در گذشته غرق شده بود و از برخی جهات آن را ترجیح می داد – scorning fusion و سایر تجسم های اخیر جاز ، تا جایی که او و مارسالیس به دلیل شکل دادن بی رویه مستند جاز برنز و همذات پنداری با او مورد انتقاد قرار گرفتند. اصطلاح “Negro” بیش از آفریقایی آمریکایی است. مردی با صدا و ژرف و بزرگ که روزگاری سیلی به صورت یک منتقد که رمان خود را با عنوان “آیا ماه تنها به نظر نرسد” تنگ شده بود زد ، او به همان اندازه تأكید كرد كه بر دوك الینگتون یا چارلی پاركر رپسود شود ، و رپ گنگستا را تحقیر كند (“” تولد از یک ملت “با ضربه عقب”) یا تحسین باراک اوباما (“یک پسر ریتم و بلوز”).

کلمات گرم از کراوچ فقط به خاطر وحشیگری ، حتی اندام شدید ، تحقیر او خوشایند بود. او لی را “یک سیاه پوست خیابانی طبقه متوسط” و موریسون را نویسنده ای “سوراخ شده توسط ایدئولوژی” خواند و “مشروبات ذرت وان” را تبدیل کرد. او و باراکا چنان یکدیگر را تحقیر کردند که وقتی رابرت بوتنون ، نویسنده نیویورکی در سال 1995 باراکا را برای داستانی در مورد کراوچ فراخواند ، شاعر کراوچ را “شخصی عقب و آسینین” خواند و تلفن را قطع کرد.

”رعد و برق کانزاس سیتی

استنلی کراوچ ، منتقد و نویسنده کتاب اصلی “رعد و برق کانزاس سیتی” درباره چارلی پارکر ، چهارشنبه در سن 74 سالگی درگذشت.

(هارپر کالینز)

بونتون نوشت: “كراوچ اشتهای كاملاً سیری ناپذیری برای جنجال دارد.”

انتقادات کراوچ در “یادداشت های یک قاضی معلق” ، “بازی کاملاً آمریکایی پوست” و کتاب های دیگر جمع آوری شده است. او در حال کار بر روی جلد دوم پارکر بود ، اما به دلیل سلامتی نتوانست آن را کامل کند. از افتخارات وی می توان به جایزه وایتینگ ، جایزه ویندهام-کمپبل و معرفی شدن به عنوان استاد جاز در سال 2019 توسط بنیاد ملی امور هنری اشاره کرد. وی استاد میهمان در دانشگاه کلمبیا و رئیس بنیاد آموزشی لویی آرمسترانگ بود.

همسر کراوچ ، یک دختر و نوه اش به جای مانده است.

کراچ در دوران کودکی آسم و در شرایط بد سلامتی ، مادرش در لس آنجلس بزرگ شد و مشتاق یادگیری دنیاهای جدید بود ، با خواندن ویلیام فاکنر ، مارک تواین و دیگر نویسندگان متعارف و طبل زدن به خودش. وی یک فعال حقوق مدنی در دهه 1960 بود که با شورشهای 1965 واتس رادیکال شد اما بعداً علیه ناسیونالیسم سیاهپوستان روی آورد.

کراوچ به وارث سنت فکری نویسندگان سیاهپوست دیگری مانند رالف الیسون و آلبرت موری مبادرت ورزید و از خودجوش بودن و فراگیر شدن موسیقی جاز به عنوان بهترین ویژگی های “این لحاف دیوانه به نام آمریکا” دفاع کرد. وی در یک ستون Daily News 2011 ، “آن لحظات مثبت و خوب آمریکایی را که قادر به فراتر رفتن از ماتریالیسم یک بعدی است” خوشحال کرد.

وی نوشت: “این عصاره موسیقی جاز در تمام سبک های آن است و ذات ادامه دار آمریکانا است که با بیشترین قدرت زندگی خود زندگی می کند.” از منابع عمیق انسانی آنها. “

منتشر شده در دانلود فیلم