رفتن به نوشته‌ها

آهنگساز ایتالیایی Ennio Morricone موسیقی و فیلم ها را بالا برد

یادآوری بارزترین لحظات در “ماموریت به مریخ” ، درام فضای بیرونی برایان دی پالما از سال 2000 برای من دشوار است ، بدون اینکه موسیقی عالی Ennio Morricone را بشنوم.

احتمالاً اینگونه نیست که انتظار داشته باشید این اتفاق بیفتد ، اما بعد ، مورریکون چیزی برای مشغله های غیرمعمول داشت ، بنابراین با من همراه باشید. شخصیت های فضانورد در یک لحظه در “مأموریت به مریخ” حرکت می کنند و با خالی بودن فضا حرکت می کنند – لحظه ای از هراس تصویری که Morricone یک نقطه مقابل شعر را فراهم می کند که به یکباره عجیب بازیگوش و فراموش نشدنی است. او کمک می کند تا صحنه از یک تلاش صرفاً فنی به نوعی رقص بی وزن ، یک باله با وزن صفر تبدیل شود. و هنگامی که ماجراجویی به اوج خود رسید ، Morricone به اوج خود برون رفت معنوی و عاطفی می رسد – همگرایی قدرتمند رشته ها ، صداهای آسمانی و ملودی های پایدار برنجی. این موسیقی است که شما ممکن است انتظار داشته باشید آن را بشنوید ، زیرا زندگی شما جلوی چشمان شما چشمک می زند.

4:57 PM ، 06 ژوئیه 2020نسخه اولیه این مقاله به اشتباه بیان داشت که مورکون هفت نامزد جایزه اسکار دریافت کرده است. وی شش بار کاندید شد ، علاوه بر اینکه جایزه اسکار افتخاری گرفت ، یک بار برنده شد.

با انتقاد شدید از زمان انتشار ، “مأموریت به مریخ” ممکن است تصویری نباشد که با خیال راحت از ذهن ما باز می شود ، وقتی فکر می کنیم این استاد بزرگ ایتالیایی افسانه هالیوود شد ، که دوشنبه در سن 91 سالگی درگذشت. اگر ما باید به یک “ماموریت فکر کنیم” فیلم ، مطمئناً باید از فیلم “The Mission” (رولاند ژوف) رولان ژوفی باشد ، حماسه ای تاریخی که شاید امروز با کمال میل به خاطر مضامین سرسبز اوبوهی مورریک ، و همچنین دیالکتیک هوشمندانه او از سازهای کلاسیک اروپایی و بومی آمریکای جنوبی یادآوری شود. و اگر ما باید برای یکی از همكاران مورد علاقه او یكی از نمرات امضای موریكون استناد كنیم ، مطمئناً باید “The Untouchables” (1987) باشد ، كه از همان ابتدا یك زیربنای قدیمی قدیمی را تنظیم می كند – همه آنهایی كه پایین و بد شرم آور هستند. پیشرفت های یادداشت برداری ، به موقع به پالس های سریع ، سنجشی.

گری سینیز در فیلم

گری سینیز در فیلم “ماموریت به مریخ”.

(تصاویر تاچ استون)

مطمئناً موارد دلخواه و فرسوده خود را دارید. اما مورریکون یک هنرمند سرزنده و پرکار و دیوانه وار ابتکار بود ، و حرفه او که در طی آن او بیش از 500 فیلم را به ثبت رسانده ، بسیار بیشتر از مجموعه ای از آشکار و نمادین است. هر قدردانی در این مرحله اولیه باعث خراش دادن سطح یک بنای توانا می شود که نزدیک به 70 سال طول کشید و از جیغ های ترسناک giallo به سمت غربی های کلاسیک فرار کرد ، و می تواند خود را با اشتیاق مساوی به بی قرار ترین آزمایش و احساساتی ترین حمام ها بکشاند. . Morricone مشهور و مسلم ، مطمئناً دیدگاه مجرد خود را در مورد آنچه بهترین و بدترین کار او بود ، داشت و هرگز از پرواز در مقابل افکار عمومی نمی ترسید.

او از همه چیز در مورد “همه مشتی از دلار” سرخیو لئون (1964) سرخیو لئون – “بدترین فیلمی که لئون ساخته و بدترین نمره ای که من تا به حال انجام داده ام” بود ، گفت: او یک بار گفت درباره کارهایی که او را به سمت ستاره بین المللی جلب کرده است. و ارکسترهای او را همه به جز مترادف با لباس کلینت ایستوود ساخته است. توصیف اجماع فیلم هایی مانند “یک مشت دلار” – و عکس های پس از آن ، مانند فیلم های “برای چند دلار بیشتر” در سال 1965 و “خوب ، بد و زشت” سال 1966 – یک “اسپاگتی غربی” است. که Morricone به ویژه برجسته شد. من به این دلیل عمدتاً اعتراض دارم که حتی به نظر می رسد حتی خوشمزه ترین اسپاگتی استعاره ای برای غذاهای وحشی موزیکون وحشی Morricone نیز وجود دارد.

اصطلاح دلخواه شما هرچه باشد ، برای تجدید نظر در آن غربی ها لئون-ایستوود این است که بشنوید که یک زیرگروه کامل فیلم توسط غیرقابل باورترین موسیقی قابل تصور تعریف می شود ، اگر هم گاه مواقع خلاف واقع باشد. چه فکر می کرد Morricone ، شما ممکن است تعجب کنید ، هنگامی که او سوت یک ocarina را معرفی کرد ، یا پیوست آن را به مناجات قابل توجه یک گروه کر؟ آیا او می دانست وقتی که او “Wah-WAH-wah” مشهور را برای “خوب ، بد و زشت” نوشت ، که او یکی از رونق شدیدترین تحریک آمیزترین و بالغ ترین تقلید ها را در تاریخ موسیقی فیلم می خواند؟ (من کاملاً مطمئن هستم که اولین باری که شنیده ام در یک تجارت شیر ​​- یک لبنیات غربی است.)

کلینت ایستوود و الی والاچ در فیلم

کلینت ایستوود و الی والاچ در فیلم “خوب ، بد و زشت”.

(MGM)

اگر او می توانست به ما بگوید که در این کلمات زیاد چه فکری می کند ، مطمئناً شاید لازم نبود آن را برای شروع این اصطلاحات عالی موسیقیایی قرار دهد. گوش دادن به هر نمره Morricone و “همراهی” ، کلمه ای که برخی از منتقدین هنگام نوشتن موسیقی فیلم به طور پیش فرض به آن توجه نمی کنند ، حتی از حد معمول نیز احساس کمتری می کند. تأثیر کار او صرفاً برای دستیابی به تعادل مطلوب و هماهنگ صدا و تصویر نبود. او یک هنرمند بسیار نمایشی تر از آن بود. بیشتر اوقات ، به نظر می رسید که او بیش از حد غیرممکن است که تصویر را به چالش بکشد ، تصویر را به سمت افراط و مبهم ترسیم کند ، و تصویر را به صورت متن ترانه فرو کند.

برخی از به یاد ماندنی ترین حالت های ایستاده در وسترن لئون-ایستوود احساس می کنند که آنها به جای موسیقی برعکس ، توسط موسیقی دیکته شده اند. این حتی حقیقت یابی به سه گانه بزرگ دیگر لئون با عنوان “روزی یک بار در غرب” (1968) ، “اردک ، تو مکنده!” (1971) و به خصوص بزرگترین نمایشنامه بزرگ اوقات فراغت استودیوی خود “روزی در آمریكا” (1984) ، چشم انداز غم انگیز آن مهر و موم شده توسط مریكون با شگفت انگیز اریا پان فلوت (انجام شده توسط جورجه زمفیر). لئون به جای اینکه آنها را فقط بر روی تصویر بکشاند پس از واقعیت ، به ویژه در هنگام فیلمبرداری قطعات بازیگر را بازی کرد و به آنها اجازه می داد تا درون مغز فیلم بچرخند و ریتم های آن را شکل دهند. بار دیگر و بار دیگر ، Morricone نوعی از اوتیتیزم موسیقی را تمرین می داد ، نشان می دهد که موسیقی متن فیلم می تواند انجمن ها و معانی سینمایی مستقل و منحصر به فرد خود را جعل کند.

رابرت دنیرو در

رابرت دنیرو در “روزی یکبار در آمریکا”

(سفارت تصاویر بین المللی)

امضای موریکون حتی در نمرات محدودتر و کمتر نمایش داده شده برای عکس هایی مانند “نبرد الجزایر” گیلو پونتکورو (1966) وجود دارد. در آن کار رئالیسم پراکنده از عناوین ، پراکندگی قدرتمند Morricone به نظر می رسد با ضربات تند و تیز سربازان در حال حرکت به سمت بالا و پایین پله های کاسبه است. اما تأثیر کاملاً متفاوت است وقتی تماشای فیلمی مانند اولین اثر Marco Bellocchio در سال 1965 با عنوان “Fists in Pocket” ، یک پرتره مرد جوان خشمگین که یک تضاد نفیس در لالایی از لال های موروکونه پیدا می کند ، می شود.

او بیشتر موسیقی خود را برای فیلم هایی به کارگردانی هنرمندان ایتالیایی نوشت ، از جمله آنها Bellocchio ، Bernardo Bertolucci ، Lina Wertmüller ، Sergio Corbucci ، Dario آرژانتو و Pier Paolo Pasolini ، که opus بزرگ منفی او ، “Salò ، یا 120 روز Sodom”. تناسب جذاب اگر به دور از شهود باشد. در نقطه مقابل ممکن بود شایع ترین همکار آهنگساز ، جوزپه تورناتور ، که “سینما پارادیسو” ، یک صدای نرم و نرم به جادوی فیلم ها بود ، ممکن بود مورد علاقه اسکار خانه برنده جایزه اسکار نبود و بدون آرامش خیانت آمیز Morricone شد. چاپ

او یکی از شش نامزد دریافت جایزه اسکار خود را برای کسب امتیاز اصلی برای “مالینا” Tornatore (2000) به دست آورد ، انتخابی که با نگاهی گذرا به چشم می خورد ، به صورت گذشته نگر ، به عنوان نشانه ای از چگونگی احترام Morricone در هالیوود. این همچنین نشان داد که آکادمی فیلم سینمایی چقدر مشتاق بود که پس از معرفی نامزد وی برای کارهای برتر خود در “روزهای بهشتی” با شکوه ترنس مالیک (1978) ، “مأموریت” ، “غیر قابل استفاده” و “حشره کشی” باری لوینسون (1991) نامزد شود. )

صحنه ای از فیلم Gillo Pontecorvo

صحنه ای از فیلم “نبرد الجزایر” (1965) گیلو پنتکورو.

(تصاویر ریالتو / Iconotheque-Bibliotheque du Film [Paris])

وی در سال 2007 جایزه اسکار افتخاری گرفت و او را در گروهی از هنرمندان ارجمند دیگر که جایزه ی نهایی تسلی آکادمی به آنها تعلق می گرفت ، قرار داد. اما Morricone با پیروزی در شرایط خودش هشت سال بعد ، سرانجام برای اولین بار و تنها اسکار بهترین گلزنی خود را برای “The Hateful Eight” (2015) کوئنتین تارانتینو بدست آورد – و در این مرحله پیرترین برنده یک جایزه رقابتی در جوایز اسکار شد. تاریخ.

در حالی که این امتیاز خاص ممکن است در بین بهترین کارهای او قرار نگیرد ، چیزی غیرقابل انکار در مورد مورریکون وجود دارد که آخرین موفقیت موفق خود را از تارانتینو بدست آورد ، او که بخش عمده ای از کار خود را با عشق و سرزنش گذراند و بیشترین بازدید مائسترو را در فیلم هایی مانند “کشتن بیل” و “Django Unchained” تارانتینو می دانست که موسیقی موریکون در حضور خود چیزی ابتدایی و حتی جسمی است ، چیزی که به نظر می رسید از خود منظره حباب می کند. و این مناظر می توانند متفاوت باشند مانند یک کویر لئون خاکی و غبارآلود مرگبار قطب جنوب اثر “کار” (1982) جان کارپنتر – یا ، بله ، فضای گسترده ای از فضای بیرونی د پالما ، یکی از کیهان های سینمایی بسیاری که مورریکون استعمار شده با احساس بی حد و حصر خود امکان پذیر است.

منتشر شده در دانلود فیلم